شعرنوش
150 subscribers
1.33K photos
70 videos
17 files
1.28K links
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب

در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Download Telegram
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🌾 @shernosh
دو نفر بودند و هر دو در پی حقیقت. اما برای یافتن حقیقت یکی شتاب را برگزید و دیگری شکیبایی را. اولی گفت: آدمیزاد در شتاب آفریده شده، پس باید در جستجوی حقیقت دوید. آنگاه دوید و فریاد برآورد: من شکارچی ام، حقیقت شکار من است. او راست می گفت: زیرا حقیقت غزال تیز پایی بود که از چشم ها می گریخت. اما هرگاه که او از شکار حقیقت باز می گشت، دست هایش به خون آغشته بود. شتاب او تیر بود. همیشه او پیش از آنکه چشم در چشم غزال حقیقت بدوزد او را کشته بود. خانه باورش مزین به سر غزالان مرده بود. اما حقیقت غزالی است که نفس می کشد. این چیزی بود که او نمی دانست. دیگری نیز در پی صید حقیقت بود. اما تیر و کمان شتاب را به کناری گذاشت و گفت: خداوند آدمیان را به شکیبایی فراخوانده است پس من دانه ای می کارم تا صبوری بیاموزم. و دانه کاشت، سال ها آبش داد و نورش داد و عشق داد. زمان گذشت و هر دانه، دانه ای آفرید. زمان گذشت و هزار دانه، هزاران دانه آفرید. زمان گذشت و شکیبایی سبزه زار شد. و غزالان حقیقت خود به سبزه زار او آمدند. بی بند و بی تیر و بی کمان. و آن روز، آن مرد، مردی که عمری به شتاب و شکار زیسته بود، معنی دانه و کاشتن و صبوری را فهمید. پس با دست خونی اش دانه ای در خاک کاشت.

#عرفان_نظرآهاری

🍂🍃🍂🍃☘ https://telegram.me/shernosh
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
بدنامی این زن وسط کوچه و بازار

از بوسه‌ی شیرینِ ته کوچه شروع شد...



#مهناز_پورقنبر


https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🍃🌿🌺🍃🌿
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🌧🍃🌺
🌺🌧
🍃 https://telegram.me/shernosh
🌿
🖊ایران تعطیل


خاک غم بر همه جا مسخ تن افراد است

صنعت و مدرسه تعطیل وطن برباد است


گریه و ناله و سرکوفتنت تا به کجا ؟!

زین همه جهل خدا هم به خدا ناشاد است


جمله هنگامه ی غم، فرصت شادی به کجاست؟

نوبت همدلی و ساختن و ایجاد است


چاره ی میهن ما، کوشش و علم اندوزیست

زین همه رخوت و تعطیل فلک بر داد است!


دینمان مهر و صفا، مذهبمان دانایی

از چنین مردم بیدار، جهان آباد است


قمه از دست بیفکن، قلمت را بفراز

قلمی کز غم نانی و نوا ، آزاد است


شعر تلخم به شکرخند لبت شیرین کن

سخنم جمله تمنّاست، نه یک ارشاد است



#آرزو_رحیمی
🌺
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🌾 @shernosh
نبودن تو

فقط نبودن تو نیست

نبودن خیلی چیزهاست

کلاه روی سرمان نمی ایستد

شعر نمی چسبد

پول در جیبمان دوام نمی آورد

نمک از نان رفته

خنکی از آب...

ما بی تو فقیر شده ایم!



#رسول_یونان

🍂🍃🍂🍃☘ https://telegram.me/shernosh
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
رک بگو! عاشق این بی سر و پایی یا نه؟

درک تقریباً و انگار و حدوداً سخت است!



#حامد_محمدی_نسب


https://telegram.me/shernosh
نمی‌گویم چه کردی با دل من چون نمی‌خوانند

تمام نوحه خوانان گاه بعضی از مقاتل را


#اعظم_سعادتمند



👈طراحی اثر بانو #سیما_چکامیان
https://telegram.me/shernosh
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🌾 @shernosh
گناه چشم تو... یا ... نه! گناه عکاس است

که این چنین به نگاهت دچار و حساس است


و مدتی است که هنگام دیدن چشمت

"اعوذ بالله" او "قل اعوذ بالناس" است


برای رستن او از جهنم و آتش

پل صراط نگاهت ملاک و مقیاس است


تمام اهل زمین را جهنّمی کردی

که آیه آیه ی چشمت "یوسوس الناس" است


تمام شهر از ایمان به کفر برگشتند

گناه چشم تو حالا به پای عکاس است؟




#منصوره_فیروزی


🍂🍃🍂🍃☘ https://telegram.me/shernosh
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🌾 @shernosh

لبخند بزن تازه کنی بغض" بنان" را
بخرام بر آشفته کنی "فرشچیان" را

تلفیق سپید و غزل و پست مدرنی
انگشت به لب کرده لبت منتقدان را

دلتنگی حزن آور یک کهنه سه تارم
برگیر و بر آشوب و بزن "جامه دران" را

ای کاش در این دهکده ي پیر بسوزند
هر چه سفر و کوله و راه و چمدان را

شاید تو بیایی و لبت شربت گیلاس
پایان بدهد این تب و تاب، این هذیان را

قاموس غزل های منی بی برو برگرد
نگذار کسی بو ببرد این جریان را



#حامد_عسگری



🍂🍃🍂🍃☘ https://telegram.me/shernosh
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🌾 @shernosh

روسری فهمیده دارد صبر من سر می رود
نم نم و با ناز هی دارد عقب تر می رود!

دستِ نامرئیِ باد و دسته های تارِ مو
وای این نامرد با آن ها چه بد ور می رود...!

می زنی لبخند و بیش از پیش خوشگل می شوی!
اختیار این دلم از دست من در می رود

واژه های شعر من کم کم سبک تر می شوند
این غزل دارد به سمت سبک دیگر می رود!!!

پا شدی انگار بر پا شد قیامت در دلم
رفتی و گفتم: "ببین ملعون چه محشر می رود!"

ابروانت می شود یادآور «هشتاد و هشت!»
چشمهایت باز سمت «فتنه» و شر می رود

گر تو را ای فتنه، شیخ شهر ننماید مهار
مثل ایمانِ من، امنیت ز کشور می رود

اهل نفرین نیستم؛ اما خدا لعنت کند:
آن که را یک روز همراهت به محضر می رود...


#لاادری



🍂🍃🍂🍃☘ https://telegram.me/shernosh
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🌺🌿🍃🌺🍃🌿🌺🍃🌿
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🌧🍃🌺
🌺🌧
🍃 https://telegram.me/shernosh
🌿

تو چه ای؟ اهلِ کجایی؟ از کدام نسلی؟
به شاه کدام خاندانِ مشرق زمین وصلی؟

که از یک طرف شبیه به دختران افغانی
از یک طرف به سروهای دمشق می مانی

لیلای تبتی؟ یا شیرین ازبکی؟ باری
شاید در کوه های هندوکش کوه کن داری

و عاشقی میکنی به سبکِ نافِ عشق آباد
موی بلند تو سیاه تر از بخت یَمَن، آزاد

قندِ لبت دلیلی است که اهلِ سمرقندی
اما چرا به رسمِ مهوشان بغداد می خندی؟

بانوی من که قد بلندی، دختر کُردی؟
یا به خاندان مادری ات، تُرک ها بردی؟

یا اهل غزه و صیدایی و نماز می خوانی؟
یا از دیارِ فلسطینی و عروس لبنانی؟

بادام چشمهای تو ... اهل چین و ماچینی؟
یا از تبار عشقبازی های ویس و رامینی؟

تنت ظریف تر از تنِ دختران بیروتی
الماس ترین گوشه ی چشمت به رنگِ یاقوتی

گویا که فرزندِ جاده ی ابریشمی، دختر
یا از دیار درد های مَضافت بَمی، دختر؟

صاحبِ گوشواره های فیروزه ای رنگِ زیبایی
شاید که از نیشابور و از شهر توس می آیی

و بیش از همه به دخترانِ شیراز می مانی
حافظ که می خوانی، مطمئناَ اهل ایرانی



#مسیحا_جوانمرد
🌺
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
یاور همیشه مؤمن...

شعر: #ایرج_جنتی_عطایی
آهنگساز: #فرید_زولاند
شعرخوانی: #ایرج_جنتی_عطایی
تنظیم: #آرتا_رحیمی


👇بخوانید؛ و با صدای شاعر بشنوید👇


https://telegram.me/shernosh
🖊یاور همیشه مؤمن...
✍شعر: #ایرج_جنتی_عطایی
🎧آهنگساز: #فرید_زولاند
🎤صداخوانی: #ایرج_جنتی_عطایی
👈تنظیم: #آرتا_رحیمی

اي به داد من رسيده تو روزهاي خود شكستن
اي چراغ مهربوني تو شب‌هاي وحشت من

اي تبلور حقيقت توي لحظه‌هاي ترديد
تو شب رو از من گرفتي تو من رو دادي به خورشيد

اگه باشي يا نباشي براي من تكيه‌گاهي
براي من كه غريبم تو رفيقي جون‌پناهي

ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت
غم من نخور كه دوريت براي من شده عادت

ناجي عاطفه من شعرم از تو جون گرفته
رگ خشك بودن من از تن تو خون گرفته

اگه مديون تو باشم اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره كه من رو دادي نشونم

وقتي شب، شب سفر بود توي كوچه‌هاي وحشت
وقتي همسايه كسي بود واسه بردنم به ظلمت

وقتي هر ثانيه شب طپش هراس من بود
وقتي زخم خنجر دوست بهترين لباس من بود

تو با دست مهربوني به تنم مرهم كشيدي
برام از روشني گفتي پرده شب رو دريدي

ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت
غم من نخور كه دوري براي من شده عادت

اي طلوع اولين دوست اي رفيق آخر من
به سلامت سفرت خوش اي يگانه ياور من

مقصدت هرجا كه باشه هر جاي دنيا كه باشي
اون ور مرز شقايق پشت لحظه‌ها كه باشي

خاطرت باشه كه قلبت سپر بلاي من بود
تنها دست تو رفيق دست بي‌رياي من بود

ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت
غم من نخور كه دوري براي من شده عادت


🗣👇این شعر را با صدای استاد #ایرج_جنتی_عطایی ببینید و بشنوید👇

https://telegram.me/shernosh
چنان چشم و دمار از من، در آورده است چشمانت

که از کرمانیان، آقا محمّد خان قاجاری



#رضا_احسان_پور

https://telegram.me/shernosh
هرکه با مرغ هوا دوست شود...

خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود



#سهراب_سپهری

https://telegram.me/shernosh
به چشمی خیره شد شاید بیابد، نهانگاه امید و آرزو را

دریغا، آن دو چشم آتش افروز، به دامان گناه افکند او را




#فروغ_فرخزاد


https://telegram.me/shernosh
شاعرک ها، طبع شان لال است از توصیف تو

بهر تو صد #منزوی مرد غزل گو لازم است



#کنعان_محمدی

https://telegram.me/shernosh
اینکه هر سو میکشم با خود، مپنداری تن است

گور گردان است و در او آرزوهای من است



#سیمین_بهبهانی

https://telegram.me/shernosh
روزِ سه شنبه بود که رفتی و سال هاست...

بغضِ غروبِ جمعه ی من این سه شنبه هاست...



#ظهیر_مومنی

https://telegram.me/shernosh