دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست
#استاد_حسین_منزوی
https://telegram.me/shernosh
آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست
#استاد_حسین_منزوی
https://telegram.me/shernosh
هر چه از تو مي نويسم
فضا پر مي شود از لحظه هاي صحنه دار
من چيزي نمي نويسم
تو هم چيزي نگو
بگذار مردمان فكر كنند كه ميان ما
هيچ اتفاقي نيفتاده است.
#پژمان_رنجبر
https://telegram.me/shernosh
فضا پر مي شود از لحظه هاي صحنه دار
من چيزي نمي نويسم
تو هم چيزي نگو
بگذار مردمان فكر كنند كه ميان ما
هيچ اتفاقي نيفتاده است.
#پژمان_رنجبر
https://telegram.me/shernosh
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
☘ @shernosh
هر بار كه كنارم مي خوابيد
من
تمام عطر تنش را از بر مي كردم
و تا ديدار بعد
خودم را به دست آب هيچ گرمابه اي نمي سپردم
كه مبادا كم شود خاطره ي لحظه هاي خوشبختي ام
و او هر بار
از من مي پرسيد
تو چقدر خوش بويي مرد من
و تنت چه عطر منحصر به فردي دارد
و من سكوت مي كردم
و هيچ كس نمي دانست كه من هميشه
آغشته به عطر خاطرات خوب يك زنم
همين
#پژمان_رنجبر
☘ @shernosh
🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
https://telegram.me/shernosh
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
☘ @shernosh
هر بار كه كنارم مي خوابيد
من
تمام عطر تنش را از بر مي كردم
و تا ديدار بعد
خودم را به دست آب هيچ گرمابه اي نمي سپردم
كه مبادا كم شود خاطره ي لحظه هاي خوشبختي ام
و او هر بار
از من مي پرسيد
تو چقدر خوش بويي مرد من
و تنت چه عطر منحصر به فردي دارد
و من سكوت مي كردم
و هيچ كس نمي دانست كه من هميشه
آغشته به عطر خاطرات خوب يك زنم
همين
#پژمان_رنجبر
☘ @shernosh
🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
https://telegram.me/shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
بی خوابی...
شعر: #محمد_مختاری
از مجموعۀ: #وزن_دنیا
صداخوانی: #محمد_مختاری
تنظیم: #آرتا_رحیمی
👇بخوانید و بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
شعر: #محمد_مختاری
از مجموعۀ: #وزن_دنیا
صداخوانی: #محمد_مختاری
تنظیم: #آرتا_رحیمی
👇بخوانید و بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
🖊بی خوابی...
✍شعر: #محمد_مختاری
🔹از مجموعۀ: #وزن_دنیا
🎤صداخوانی: #محمد_مختاری
👈تنظیم: #آرتا_رحیمی
چه فرق می کرد زندانی در چشم انداز باشد
یا دانشگاهی؟
اگر که رویا تنها احتلامی بود بازیگوشانه
تشنج پوستم را که میشنوم
سوزن سوزن که میشود کف پا
علامت این است که چیزی خراب میشود
دمی که یک کلمه هم زیادی ست
درخت و سنگ و سار و سنگسار و دار
سایه دستی ست که می پندارد
دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد
چقدر باید در این دو متر جا ماند تا تحلیل جسم حد زبان را رعایت کند؟
چه تازیانه کف پا خورده باشد
چه از فشار خونی موروث در رنج بوده باشی
قرار جایش را می سپارد به بی قراری
که وقت و بی وقت
سایه به سایه
رگ به رگ
دنبالت کرده است تا این خواب
تظاهرات تورم را طی می کنم در گذر دلالان
سر چهار راه صدای درشت میپرسد
ویدئو مخرب تر است یا بمب اتم؟؟؟
مسیح هم که بیاید انگار صلیبش را باید حراج کند
صدای زنگ فلز در دندانهای طلا
وخارش کپک در لاله های گوش
نصیب نسلی که خیلی دیر رسیده است
نه سینما و نه مهمانی در تاریخ
هجوم کاشفانی با تاخیر حضور
هزار کس می آیند و هزار کس میروند
و هیچ کس هیچ کس را به خاطر نمی آورد
صدا همان که میشنوی نیست
سگ از سکوت به وجد می آید و دزد بر سر بام بلند سماع میکند با ماه
زبان عزیز تر است اکنون یا دهان؟
که سنگ راه دهان را هزار بار تمرین کرده است
صدا که میشکند
حرف که چرک میکند
جمله ها که نقطه چین میشوند
پیری یا بچه ای که خود را می کشد
تازه معنا روشن میشود
سگی که می افتاد در نمکزار و این نمک که خود افتاده است
خلاف رای اوللالباب نیست که ماه رنگ عوض کرده باشد
یا شب مثل آزادی زنگ زند
گچ سفید جای سرت را نشان میدهد
که چند سالی انگار در اینجا می نشسته ای
و رد انکارت افتاده است
بر دیوار
یا شاید نقشی مانده است از تسلیمت
گذاری اصلا نا تمام
و تازه این بی تابی که هیچ چیز آرامش نمی کند
در التهاب درهایی که باز میشوند و درهایی که بسته میشوند
کتابهایی که باز میشوند و دستهایی که بسته میشوند
دستهایی که سنگها را میپرانند
و سارهایی که از درختها میپرند
درختهایی که دار میشوند
دهان هایی که کج میشوند
زبانهایی که لال مانی میگیرند
صدای گنگ و چشم انداز گنگ و خواب گنگ
و همهمه
که می انبوهد
می ترکد
رویا که تکه تکه میپراکند
دانشگاهی که حل میشود در زندانی و چشم اندازی که از هم میپاشد
خوابی که میشکند در چشم و چشم که میخ میشود در نقطه ای
ونقطه
که می ماند منگ در گوشه ای از کاسه سر
که همچنان غلت میخورد
غلت میخورد
غلت میخورد
🗣👇این شعر را با صدای #محمد_مختاری بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
✍شعر: #محمد_مختاری
🔹از مجموعۀ: #وزن_دنیا
🎤صداخوانی: #محمد_مختاری
👈تنظیم: #آرتا_رحیمی
چه فرق می کرد زندانی در چشم انداز باشد
یا دانشگاهی؟
اگر که رویا تنها احتلامی بود بازیگوشانه
تشنج پوستم را که میشنوم
سوزن سوزن که میشود کف پا
علامت این است که چیزی خراب میشود
دمی که یک کلمه هم زیادی ست
درخت و سنگ و سار و سنگسار و دار
سایه دستی ست که می پندارد
دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد
چقدر باید در این دو متر جا ماند تا تحلیل جسم حد زبان را رعایت کند؟
چه تازیانه کف پا خورده باشد
چه از فشار خونی موروث در رنج بوده باشی
قرار جایش را می سپارد به بی قراری
که وقت و بی وقت
سایه به سایه
رگ به رگ
دنبالت کرده است تا این خواب
تظاهرات تورم را طی می کنم در گذر دلالان
سر چهار راه صدای درشت میپرسد
ویدئو مخرب تر است یا بمب اتم؟؟؟
مسیح هم که بیاید انگار صلیبش را باید حراج کند
صدای زنگ فلز در دندانهای طلا
وخارش کپک در لاله های گوش
نصیب نسلی که خیلی دیر رسیده است
نه سینما و نه مهمانی در تاریخ
هجوم کاشفانی با تاخیر حضور
هزار کس می آیند و هزار کس میروند
و هیچ کس هیچ کس را به خاطر نمی آورد
صدا همان که میشنوی نیست
سگ از سکوت به وجد می آید و دزد بر سر بام بلند سماع میکند با ماه
زبان عزیز تر است اکنون یا دهان؟
که سنگ راه دهان را هزار بار تمرین کرده است
صدا که میشکند
حرف که چرک میکند
جمله ها که نقطه چین میشوند
پیری یا بچه ای که خود را می کشد
تازه معنا روشن میشود
سگی که می افتاد در نمکزار و این نمک که خود افتاده است
خلاف رای اوللالباب نیست که ماه رنگ عوض کرده باشد
یا شب مثل آزادی زنگ زند
گچ سفید جای سرت را نشان میدهد
که چند سالی انگار در اینجا می نشسته ای
و رد انکارت افتاده است
بر دیوار
یا شاید نقشی مانده است از تسلیمت
گذاری اصلا نا تمام
و تازه این بی تابی که هیچ چیز آرامش نمی کند
در التهاب درهایی که باز میشوند و درهایی که بسته میشوند
کتابهایی که باز میشوند و دستهایی که بسته میشوند
دستهایی که سنگها را میپرانند
و سارهایی که از درختها میپرند
درختهایی که دار میشوند
دهان هایی که کج میشوند
زبانهایی که لال مانی میگیرند
صدای گنگ و چشم انداز گنگ و خواب گنگ
و همهمه
که می انبوهد
می ترکد
رویا که تکه تکه میپراکند
دانشگاهی که حل میشود در زندانی و چشم اندازی که از هم میپاشد
خوابی که میشکند در چشم و چشم که میخ میشود در نقطه ای
ونقطه
که می ماند منگ در گوشه ای از کاسه سر
که همچنان غلت میخورد
غلت میخورد
غلت میخورد
🗣👇این شعر را با صدای #محمد_مختاری بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
عشق كه هميشه عشق نيست
بعضى وقتها...
آواز كلاغيست
كه از تنهايى
آدم
دل به قارقارش مى بندد!
#امیر_وجود
https://telegram.me/shernosh
بعضى وقتها...
آواز كلاغيست
كه از تنهايى
آدم
دل به قارقارش مى بندد!
#امیر_وجود
https://telegram.me/shernosh
سرفه های الکی کردم و گفتم شاید
بزنی پشتم و من محرم دستت بشوم...!
✍ #لاادری
https://telegram.me/shernosh
بزنی پشتم و من محرم دستت بشوم...!
✍ #لاادری
https://telegram.me/shernosh
مراسم رونمایی از کتاب دومان
مجموعه اشعار ترکی استاد حسین منزوی
شنبه 11 اردیبهشت
ساعت 18 الی 20
فرهنگسرای کوثر زنجان
لطفا به دوستان خود اطلاع دهید.
https://telegram.me/shernosh
مجموعه اشعار ترکی استاد حسین منزوی
شنبه 11 اردیبهشت
ساعت 18 الی 20
فرهنگسرای کوثر زنجان
لطفا به دوستان خود اطلاع دهید.
https://telegram.me/shernosh
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
☘ @shernosh
کوچه ی معشوقه
از قصر جهان بسته دری قسمت ما شد
وز جشن درونش خبری قسمت ما شد
مشت و لگد گزمه و دربان و نگهبان
رفتیم عقب، مختصری قسمت ما شد!
بردند همه مال جهان را به غنیمت
در خاتمه پالان خری قسمت ما شد
گفتند که: انبار، چپاول شده، وقتی
سهمیه ی قند و شکری قسمت ما شد
دریاچه ی ما خشک شد و منظره اش رفت
در بدرقه اش چشم تری قسمت ما شد
افسوس که ما دیر دم باجه رسیدیم
وقتی که حقوق بشری قسمت ما شد
راندند حریفان و گذشتند و، در این راه
سرخی چراغ ِ خطری قسمت ما شد
هرگاه ز یک وضع خطرناک رهیدیم
یک وضع خطرناکتری قسمت ما شد
از کوچه ی معشوقه ی خود هم که گذشتیم
دعوا شد و بشکسته سری قسمت ما شد!
فرمود که احوال تو تقصیر خودت بود
هر آدم واقع نگری قسمت ما شد
استاد خوئی شعر مرا خواند و پسندید
الطاف چه صاحب نظری قسمت ما شد
حالا تو ببین بابت ایام جدائی
هادی! چه زیان و ضرری قسمت ما شد
#هادی_خرسندی
لندن - ۲۷ خرداد ۹۴
☘ @shernosh
🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
https://telegram.me/shernosh
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
☘ @shernosh
کوچه ی معشوقه
از قصر جهان بسته دری قسمت ما شد
وز جشن درونش خبری قسمت ما شد
مشت و لگد گزمه و دربان و نگهبان
رفتیم عقب، مختصری قسمت ما شد!
بردند همه مال جهان را به غنیمت
در خاتمه پالان خری قسمت ما شد
گفتند که: انبار، چپاول شده، وقتی
سهمیه ی قند و شکری قسمت ما شد
دریاچه ی ما خشک شد و منظره اش رفت
در بدرقه اش چشم تری قسمت ما شد
افسوس که ما دیر دم باجه رسیدیم
وقتی که حقوق بشری قسمت ما شد
راندند حریفان و گذشتند و، در این راه
سرخی چراغ ِ خطری قسمت ما شد
هرگاه ز یک وضع خطرناک رهیدیم
یک وضع خطرناکتری قسمت ما شد
از کوچه ی معشوقه ی خود هم که گذشتیم
دعوا شد و بشکسته سری قسمت ما شد!
فرمود که احوال تو تقصیر خودت بود
هر آدم واقع نگری قسمت ما شد
استاد خوئی شعر مرا خواند و پسندید
الطاف چه صاحب نظری قسمت ما شد
حالا تو ببین بابت ایام جدائی
هادی! چه زیان و ضرری قسمت ما شد
#هادی_خرسندی
لندن - ۲۷ خرداد ۹۴
☘ @shernosh
🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
https://telegram.me/shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
مجال بوسه...
شعر: #استاد_حسین_منزوی
صداخوانی: #استاد_حسین_منزوی
تنظیم: #آرتا_رحیمی
👇بخوانید و با صدای شاعر بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
شعر: #استاد_حسین_منزوی
صداخوانی: #استاد_حسین_منزوی
تنظیم: #آرتا_رحیمی
👇بخوانید و با صدای شاعر بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
🖊مجال بوسه...
✍شعر: #استاد_حسین_منزوی
🎤صداخوانی: #استاد_حسین_منزوی
👈تنظیم: #آرتا_رحیمی
لبت صریح ترین آیه ی شکوفایی ست
و چشم هایت، شعر سیاه ِگویایی ست
چه چیز داری با خویشتن که دیدارت
چو قلّه های مه آلود، محو و رویایی ست
چگونه وصف کنم هیأت غریب تو را
که در کمال ظرافت، کمال والایی ست
تو از معابد مشرق زمین عظیم تری
کنون شکوه تو و بُهت من تماشایی ست
در آسمانه ی دریای دیدگان تو، شرم
گشوده بال تر از مرغکان دریایی ست
شمیم وحشی گیسوی کولی ات نازم
که خوابناک تر از عطرهای صحرایی ست
مجال بوسه به لب های خویشتن بدهیم
که این بلیغ ترین مبحث شناسایی ست
نمی شود به فراموشی ات سپرد و گذشت
چنین که یاد تو زود آشنا و هر جایی ست
تو باری اینک از اوج بی نیازی خود
که چون غریبی من مبهم و معمّایی ست
پناه غربت غمناکِ دست هایی باش
که دردناک ترین ساقه های تنهایی ست
🗣👇این شعر را با صدای #استاد_حسین_منزوی بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
✍شعر: #استاد_حسین_منزوی
🎤صداخوانی: #استاد_حسین_منزوی
👈تنظیم: #آرتا_رحیمی
لبت صریح ترین آیه ی شکوفایی ست
و چشم هایت، شعر سیاه ِگویایی ست
چه چیز داری با خویشتن که دیدارت
چو قلّه های مه آلود، محو و رویایی ست
چگونه وصف کنم هیأت غریب تو را
که در کمال ظرافت، کمال والایی ست
تو از معابد مشرق زمین عظیم تری
کنون شکوه تو و بُهت من تماشایی ست
در آسمانه ی دریای دیدگان تو، شرم
گشوده بال تر از مرغکان دریایی ست
شمیم وحشی گیسوی کولی ات نازم
که خوابناک تر از عطرهای صحرایی ست
مجال بوسه به لب های خویشتن بدهیم
که این بلیغ ترین مبحث شناسایی ست
نمی شود به فراموشی ات سپرد و گذشت
چنین که یاد تو زود آشنا و هر جایی ست
تو باری اینک از اوج بی نیازی خود
که چون غریبی من مبهم و معمّایی ست
پناه غربت غمناکِ دست هایی باش
که دردناک ترین ساقه های تنهایی ست
🗣👇این شعر را با صدای #استاد_حسین_منزوی بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
تو آرام آرام نفس بکش
من قدم قدم در تو
راه می روم
می بویمت
و با لبانم
برجای جای بدنت
مهر میگذارم
به جرم تمام شبهایی که
در آغوشم نبودی
#بتول_عباسی
https://telegram.me/shernosh
من قدم قدم در تو
راه می روم
می بویمت
و با لبانم
برجای جای بدنت
مهر میگذارم
به جرم تمام شبهایی که
در آغوشم نبودی
#بتول_عباسی
https://telegram.me/shernosh
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
☘ @shernosh
دوست عزیزم جناب #استاد_علی_نهاوندیان
در یادداشتی این شعر زیبا را برایم فرستادند که
کمال قدردانی را از ایشان دارم چرا که هدیه ای
ارزشمند برایم بوده و هست.
☘ قلمت جاری مهربانم...
دوست و استاد عزیز #آرتا_رحیمی ؛ رخصت:
خوش به حال شاعری که شعر میخواند نگارش
ما که هر شعری نوشتیم رد نشد یار از کنارش
واژه ها در هم تنيديم، جز رخش رویی ندیدیم
ما غزل می آفریدیم او به فکر کار و بارش
حال ما حد جنون بود دل ز هجرانش که خون بود
بختم از اوّل نگون بود میکنم نفرین نثارش
شام تارم بی سحر ماند، زخم عشقش بر جگر ماند
از دلم او بی خبر ماند، مانده ام در انتظار ش
شمعی تک يانديم کول اولدوم، لاله تک داغينده صولدوم
هی غزل يازديم يورولدوم _ کم نشد از اعتبارش
شرح درد است روزگارم من که امّیدی ندارم
دل به غم هایش سپارم مانده این ها يادگارش
#علی_نهاوندیان
☘ @shernosh
🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
https://telegram.me/shernosh
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
☘ @shernosh
دوست عزیزم جناب #استاد_علی_نهاوندیان
در یادداشتی این شعر زیبا را برایم فرستادند که
کمال قدردانی را از ایشان دارم چرا که هدیه ای
ارزشمند برایم بوده و هست.
☘ قلمت جاری مهربانم...
دوست و استاد عزیز #آرتا_رحیمی ؛ رخصت:
خوش به حال شاعری که شعر میخواند نگارش
ما که هر شعری نوشتیم رد نشد یار از کنارش
واژه ها در هم تنيديم، جز رخش رویی ندیدیم
ما غزل می آفریدیم او به فکر کار و بارش
حال ما حد جنون بود دل ز هجرانش که خون بود
بختم از اوّل نگون بود میکنم نفرین نثارش
شام تارم بی سحر ماند، زخم عشقش بر جگر ماند
از دلم او بی خبر ماند، مانده ام در انتظار ش
شمعی تک يانديم کول اولدوم، لاله تک داغينده صولدوم
هی غزل يازديم يورولدوم _ کم نشد از اعتبارش
شرح درد است روزگارم من که امّیدی ندارم
دل به غم هایش سپارم مانده این ها يادگارش
#علی_نهاوندیان
☘ @shernosh
🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
https://telegram.me/shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
☘ @shernosh
گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست
در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست
در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست
انگار نه انگار دل شهر گرفته ست
از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست
ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف
در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست
از روز به هم ریختن رابطه ی ما
از خاله زنک بازی تهران خبری نیست!
گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است
از معرفت قوم مسلمان خبری نیست!
در آتش نمرود تو می سوزم و افسوس
از معجزه ی باغ و گلستان خبری نیست!
در فال غریبانه ی خود گشتم و دیدم
جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست
گفتی چه خبر؟ گفتم و هرگز نشنیدی
جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست...
#امید_صباغ_نو
☘ @shernosh
🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
https://telegram.me/shernosh
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
☘ @shernosh
گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست
در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست
در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست
انگار نه انگار دل شهر گرفته ست
از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست
ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف
در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست
از روز به هم ریختن رابطه ی ما
از خاله زنک بازی تهران خبری نیست!
گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است
از معرفت قوم مسلمان خبری نیست!
در آتش نمرود تو می سوزم و افسوس
از معجزه ی باغ و گلستان خبری نیست!
در فال غریبانه ی خود گشتم و دیدم
جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست
گفتی چه خبر؟ گفتم و هرگز نشنیدی
جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست...
#امید_صباغ_نو
☘ @shernosh
🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
https://telegram.me/shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
☘ @shernosh
می بوسمت یک روز در میدان آزادی
می بوسمت وقتی که تهران دست ما افتاد
می بوسمت وقتی صدای تیرها خوابید
می بوسمت وقتی سلاح از دست ها افتاد
می بوسمت پای تمام چوبه های دار
وقتی کبوتر روی آنها آشیان دارد
وقتی قفس تابوت مرغ عشق دیگر نیست
وقتی که او هم بال و پر در آسمان دارد
می بوسمت پشت در سلول ها وقتی
بوی شکنجه از در زندان نمی آید!
وقتی که زخمی روی تن هامان نمی خندد!
وقتی که از چشمانمان باران نمی آید
می بوسمت وقتی پلیس ضد شورش هم
یکرنگ با مردم سرود صلح می خواند
وقتی که نان عده ای اعدام گندم نیست!
در مزرعه، گندم سرود صلح می خواند
من آرزوهای خودم را با تو می بینم
وقتی کنارم در خیابان راه می آیی
وقتی که شال سبز تو در باد می رقصد
یک روز می بوسم تو را بانوی رویایی!
آغوش تو بوی بهاری سبز را دارد
تو دختری از جنس باران های خردادی..
می بوسمت!می بوسمت!می بوسمت ای عشق!
می بوسمت یک روز در میدان آزادی
#امير_رضا_وکیلی
☘ @shernosh
🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
https://telegram.me/shernosh
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
☘ @shernosh
می بوسمت یک روز در میدان آزادی
می بوسمت وقتی که تهران دست ما افتاد
می بوسمت وقتی صدای تیرها خوابید
می بوسمت وقتی سلاح از دست ها افتاد
می بوسمت پای تمام چوبه های دار
وقتی کبوتر روی آنها آشیان دارد
وقتی قفس تابوت مرغ عشق دیگر نیست
وقتی که او هم بال و پر در آسمان دارد
می بوسمت پشت در سلول ها وقتی
بوی شکنجه از در زندان نمی آید!
وقتی که زخمی روی تن هامان نمی خندد!
وقتی که از چشمانمان باران نمی آید
می بوسمت وقتی پلیس ضد شورش هم
یکرنگ با مردم سرود صلح می خواند
وقتی که نان عده ای اعدام گندم نیست!
در مزرعه، گندم سرود صلح می خواند
من آرزوهای خودم را با تو می بینم
وقتی کنارم در خیابان راه می آیی
وقتی که شال سبز تو در باد می رقصد
یک روز می بوسم تو را بانوی رویایی!
آغوش تو بوی بهاری سبز را دارد
تو دختری از جنس باران های خردادی..
می بوسمت!می بوسمت!می بوسمت ای عشق!
می بوسمت یک روز در میدان آزادی
#امير_رضا_وکیلی
☘ @shernosh
🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
https://telegram.me/shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
🌺🌿🍃🌺🍃🌿🌺🍃🌿
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🌧🍃🌺
🌺🌧
🍃 https://telegram.me/shernosh
🌿
رودخانه ها
از خیانتِ نفس گیرِ کدام دریا
به بسترِ حقیرِ خانه ی ما گریخته اند؟
کدام دستِ بی شرم
پرهیز را از دستهای تو ربوده است
در این لحظههای شوم
که عشق در سینه ات
آرام آرام میمیرد
روحِ کدامیک از ما برهنه میشود
کدامینِ ما
بینِ ماندن و رفتن و بخشیدن
سکوت
در هیاهوی جهنم را میگزیند.
#نیکی_فیروزکوهی
از دفتر: #پرنده_اي_كه_از_بام_شما_پريد / نشر مايا
🌺
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🌧🍃🌺
🌺🌧
🍃 https://telegram.me/shernosh
🌿
رودخانه ها
از خیانتِ نفس گیرِ کدام دریا
به بسترِ حقیرِ خانه ی ما گریخته اند؟
کدام دستِ بی شرم
پرهیز را از دستهای تو ربوده است
در این لحظههای شوم
که عشق در سینه ات
آرام آرام میمیرد
روحِ کدامیک از ما برهنه میشود
کدامینِ ما
بینِ ماندن و رفتن و بخشیدن
سکوت
در هیاهوی جهنم را میگزیند.
#نیکی_فیروزکوهی
از دفتر: #پرنده_اي_كه_از_بام_شما_پريد / نشر مايا
🌺
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
ماجرای من و معشوق
شعر: #امیر_هوشنگ_ابتهاج
صداخوانی: #امیر_هوشنگ_ابتهاج
تنظیم: #آرتا_رحیمی
👇بخانید و با صدای شاعر بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
شعر: #امیر_هوشنگ_ابتهاج
صداخوانی: #امیر_هوشنگ_ابتهاج
تنظیم: #آرتا_رحیمی
👇بخانید و با صدای شاعر بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
🖊ماجرای من و معشوق
✍شعر: #امیر_هوشنگ_ابتهاج
🎤صداخوانی: #امیر_هوشنگ_ابتهاج
👈تنظیم: #آرتا_رحیمی
حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیست
آه ازین درد که جز مرگ منش درمان نیست
این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم
که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست
آنچنان سوخته این خاک بلاکش که دگر
انتظار مددی از کرم باران نیست
به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت
آن خطا را به حقیقت کم ازین تاوان نیست
این چه تیغ است که در هر رگ من زخمی از اوست
گر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست
رنج دیرینه ی انسان به مداوا نرسید
علت آن است که بیمار و طبیب انسان نیست
صبر بر داغ دل سوخته باید چون شمع
لایق صحبت بزم تو شدن آسان نیست
تب و تاب غم عشقت دل دریا طلبد
هر تنک حوصله را طاقت این توفان نیست
سایه صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست
«هـ.ا.سایه»
🗣👇این شعر را با صدای #استاد_ابتهاج بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
✍شعر: #امیر_هوشنگ_ابتهاج
🎤صداخوانی: #امیر_هوشنگ_ابتهاج
👈تنظیم: #آرتا_رحیمی
حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیست
آه ازین درد که جز مرگ منش درمان نیست
این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم
که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست
آنچنان سوخته این خاک بلاکش که دگر
انتظار مددی از کرم باران نیست
به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت
آن خطا را به حقیقت کم ازین تاوان نیست
این چه تیغ است که در هر رگ من زخمی از اوست
گر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست
رنج دیرینه ی انسان به مداوا نرسید
علت آن است که بیمار و طبیب انسان نیست
صبر بر داغ دل سوخته باید چون شمع
لایق صحبت بزم تو شدن آسان نیست
تب و تاب غم عشقت دل دریا طلبد
هر تنک حوصله را طاقت این توفان نیست
سایه صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست
«هـ.ا.سایه»
🗣👇این شعر را با صدای #استاد_ابتهاج بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta