مَليله دوز لباسي بنفش بر تن داشت
به جاي چشم، دو فانوسِ سبزِ روشن داشت
شِنِل به دوش، به ميدان شهر آمده بود
به چشم، جاذبه اي مست و مرد افکن داشت
کشانده بود به دنبال خويش مردم را
هزار عاشقِ حيرانِ بدتر از من داشت
چنان پريچه ي پاکي نديده بودم هيچ
کدام کوچه ي گمنامِ شهر، مسکن داشت؟
تنش به مخملِ نازِ حرير مي مانست
ميانِ سينه اگرچه دلي از آهن داشت
به دورِ گردنِ مرمر به جاي گردن بند
قسم به عشق که خون مرا به گردن داشت
ميانِ همهمه ي عابران گمش کردم
نديده بودمش اي کاش! گرچه ديدن داشت
✍️ #مرتضی_امیری_اسفندقه
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
به جاي چشم، دو فانوسِ سبزِ روشن داشت
شِنِل به دوش، به ميدان شهر آمده بود
به چشم، جاذبه اي مست و مرد افکن داشت
کشانده بود به دنبال خويش مردم را
هزار عاشقِ حيرانِ بدتر از من داشت
چنان پريچه ي پاکي نديده بودم هيچ
کدام کوچه ي گمنامِ شهر، مسکن داشت؟
تنش به مخملِ نازِ حرير مي مانست
ميانِ سينه اگرچه دلي از آهن داشت
به دورِ گردنِ مرمر به جاي گردن بند
قسم به عشق که خون مرا به گردن داشت
ميانِ همهمه ي عابران گمش کردم
نديده بودمش اي کاش! گرچه ديدن داشت
✍️ #مرتضی_امیری_اسفندقه
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
در من چه وعدههاست،
در من چه هِجرهاست،
در من، چه دستها به دعا مانده
روز و شب
اینها چه میشود؟
آخر چگونه این همه عشاقِ بیشمار
آواره از دیار،
یک روز بیصدا
در کوره راهها خاموش میشوند؟
این ذره ذره گرمیِ خاموشوار ما
یک روز بیگمان،
سر میزند ز جایی و خورشید میشود
تا دوست داریام!
تا دوست دارمت!
✍️ #سیاوش_کسرایی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
در من چه هِجرهاست،
در من، چه دستها به دعا مانده
روز و شب
اینها چه میشود؟
آخر چگونه این همه عشاقِ بیشمار
آواره از دیار،
یک روز بیصدا
در کوره راهها خاموش میشوند؟
این ذره ذره گرمیِ خاموشوار ما
یک روز بیگمان،
سر میزند ز جایی و خورشید میشود
تا دوست داریام!
تا دوست دارمت!
✍️ #سیاوش_کسرایی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
از گریههای مستیام در شبنشینیها
از کشتن صدبارهی «مهسا امینی»ها
از خطکش ناظم برای لاک هر ناخن
از شعر خواندن در میان زنگ دینیها!
از خودکشی کارگرهایی که بیکارند!
افتادن بازارها در دست چینیها
مسئول قسمت کردن باتوم یا ساندیس
از کشتن رؤیای ما کارآفرینیها!!
تیری به قلب نوجوان پانزدهساله
آتش زدن در خوابِ مجروحِ اِوینیها...
■
یک روز برمیگردم از تبعید تا خانه
که خستهام دیگر از این بیسرزمینیها
آن روز خشمم انتقامی سخت خواهد شد
که زنده هستم برخلاف پیشبینیها
آن روز میچینم برای شام آزادی
سرهایتان را یکبهیک بر روی سینیها
✍️ #سید_مهدی_موسوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
از کشتن صدبارهی «مهسا امینی»ها
از خطکش ناظم برای لاک هر ناخن
از شعر خواندن در میان زنگ دینیها!
از خودکشی کارگرهایی که بیکارند!
افتادن بازارها در دست چینیها
مسئول قسمت کردن باتوم یا ساندیس
از کشتن رؤیای ما کارآفرینیها!!
تیری به قلب نوجوان پانزدهساله
آتش زدن در خوابِ مجروحِ اِوینیها...
■
یک روز برمیگردم از تبعید تا خانه
که خستهام دیگر از این بیسرزمینیها
آن روز خشمم انتقامی سخت خواهد شد
که زنده هستم برخلاف پیشبینیها
آن روز میچینم برای شام آزادی
سرهایتان را یکبهیک بر روی سینیها
✍️ #سید_مهدی_موسوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
چیزی نمانده بی تو از من، حضرتِ فرهاد،
دیدی جدایی بین ما هم اتفاق افتاد؟..
طوری نگاهم میکنی انگار در چشمت
مثل تمام عکسهایم، رفته ام از یاد...
اما عزیزم، خاطره های تو می رقصند
در ذهنِ من چون قاصدکهای رها در باد..
هرشب غمت را می نوازم نُت به نُت با عشق
در گوشه ی دل، دستگاهِ بغضِ بی فریاد..
می خواهم از لحن غزل آلودِ چشمت تا
بگذاردم با زخمهایم، لحظه ای آزاد...
نه بال دارم، نه هوای پر زدن، اما
پر میکشم یک شب از اینجا، هرچه بادا باد...
✍️ #سما_امینی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
دیدی جدایی بین ما هم اتفاق افتاد؟..
طوری نگاهم میکنی انگار در چشمت
مثل تمام عکسهایم، رفته ام از یاد...
اما عزیزم، خاطره های تو می رقصند
در ذهنِ من چون قاصدکهای رها در باد..
هرشب غمت را می نوازم نُت به نُت با عشق
در گوشه ی دل، دستگاهِ بغضِ بی فریاد..
می خواهم از لحن غزل آلودِ چشمت تا
بگذاردم با زخمهایم، لحظه ای آزاد...
نه بال دارم، نه هوای پر زدن، اما
پر میکشم یک شب از اینجا، هرچه بادا باد...
✍️ #سما_امینی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
زندگی در چشم من هر روز بدتر میشود
دل چو من دارد به کیش عشق کافر میشود
وقت عشق و شادی و خنده ندارد این دلم
صبح و ظهر و شام من با غم فقط سر میشود
بس که دلتنگم ز بعدت با صدای هر کلاغ
چشم اشعارم چو چشم هر غزل تر میشود
دفتر عمرم به دست بادهای بی کسی
بعد تو چون برگ هر پاییز پرپر میشود
من کنار خمره های مِی خمارم رحم کن
داغ عشق تو مداوا کی به ساغر می شود
تکه تکه میشوم شب از هجوم یاد تو
کل جانم چشم و چشمم خیره بر در میشود
✍️ #سجاد_احمدیان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
دل چو من دارد به کیش عشق کافر میشود
وقت عشق و شادی و خنده ندارد این دلم
صبح و ظهر و شام من با غم فقط سر میشود
بس که دلتنگم ز بعدت با صدای هر کلاغ
چشم اشعارم چو چشم هر غزل تر میشود
دفتر عمرم به دست بادهای بی کسی
بعد تو چون برگ هر پاییز پرپر میشود
من کنار خمره های مِی خمارم رحم کن
داغ عشق تو مداوا کی به ساغر می شود
تکه تکه میشوم شب از هجوم یاد تو
کل جانم چشم و چشمم خیره بر در میشود
✍️ #سجاد_احمدیان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
🔹 نام اثر #چشمای_نازت
✍️ ترانه سرا #آرتا_رحیمی
🎤 صداخوانی #شیلا_موحد
🎶 موسیقی متن #جان_مارک_استائیل
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍁 @shernosh
✍️ ترانه سرا #آرتا_رحیمی
🎤 صداخوانی #شیلا_موحد
🎶 موسیقی متن #جان_مارک_استائیل
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍁 @shernosh
Cheshmaye Nazet
Shila Mova'hed
🔹 نام اثر #چشمای_نازت
✍️ ترانه سرا #آرتا_رحیمی
🎤 صداخوانی #شیلا_موحد
🎶 موسیقی متن #جان_مارک_استائیل
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
تویِ اون چشمای نازت
یه بغل ستاره دیدم
رنگ زیبای بهارو
از تو باغ غنچه چیدم
توی اون چشمای مستت
خودمو زدم به دریا
با نگاه آسمونیت
دلمو بردم به رویا
توی اون چشم خمارت
گلای اطلسی دیدم
آسمونو ، شب ستاره
پای چشمای تو دیدم
منمو ، یه دنیا احساس
تویی یو ، سبد سبد یاس
برای باور بودن
تویی یو رویای فرداس
توی اون چشمای نازت
یه بغل ستاره دیدم
رنگ زیبای بهارو
از تو باغ غنچه چیدم
▫️ پاییز _ آبان / 1389
🍁 @shernosh
✍️ ترانه سرا #آرتا_رحیمی
🎤 صداخوانی #شیلا_موحد
🎶 موسیقی متن #جان_مارک_استائیل
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
تویِ اون چشمای نازت
یه بغل ستاره دیدم
رنگ زیبای بهارو
از تو باغ غنچه چیدم
توی اون چشمای مستت
خودمو زدم به دریا
با نگاه آسمونیت
دلمو بردم به رویا
توی اون چشم خمارت
گلای اطلسی دیدم
آسمونو ، شب ستاره
پای چشمای تو دیدم
منمو ، یه دنیا احساس
تویی یو ، سبد سبد یاس
برای باور بودن
تویی یو رویای فرداس
توی اون چشمای نازت
یه بغل ستاره دیدم
رنگ زیبای بهارو
از تو باغ غنچه چیدم
▫️ پاییز _ آبان / 1389
🍁 @shernosh
🔹 نام اثر #آوادیس
✍️ شاعر #سمیرا_جنابیان
🎤 صداخوانی #همایون ؛ #سمیرا_جنابیان
📀 تنظیم #محمد_رشیدیان
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍁 @shernosh
✍️ شاعر #سمیرا_جنابیان
🎤 صداخوانی #همایون ؛ #سمیرا_جنابیان
📀 تنظیم #محمد_رشیدیان
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍁 @shernosh
Avadis
Samira Jenabian
🔹 نام اثر #آوادیس
✍️ شاعر #سمیرا_جنابیان
🎤 صداخوانی #همایون ؛ #سمیرا_جنابیان
📀 تنظیم #محمد_رشیدیان
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
✍️ شاعر #سمیرا_جنابیان
🎤 صداخوانی #همایون ؛ #سمیرا_جنابیان
📀 تنظیم #محمد_رشیدیان
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
به دیدارم بیا هر شب،
در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها
دلم تنگ است
بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده، وین تالاب مالامال
دلی خوش کردهام با این پرستوها و ماهیها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی
بیا ای همگناه من درین برزخ
بهشتم نیز و هم دوزخ
به دیدارم بیا، ای همگناه، ای مهربان با من
که اینان زود میپوشند رو در خوابهای بیگناهیها
و من میمانم و بیداد بیخوابی
در این ایوان سرپوشیدهٔ متروک
شب افتاده ست و در تالاب من دیری ست
که در خوابند آن نیلوفر آبی و ماهیها، پرستوها
بیا امشب که بس تاریک و تنهایم…
✍️ #مهدی_اخوانثالث
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها
دلم تنگ است
بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده، وین تالاب مالامال
دلی خوش کردهام با این پرستوها و ماهیها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی
بیا ای همگناه من درین برزخ
بهشتم نیز و هم دوزخ
به دیدارم بیا، ای همگناه، ای مهربان با من
که اینان زود میپوشند رو در خوابهای بیگناهیها
و من میمانم و بیداد بیخوابی
در این ایوان سرپوشیدهٔ متروک
شب افتاده ست و در تالاب من دیری ست
که در خوابند آن نیلوفر آبی و ماهیها، پرستوها
بیا امشب که بس تاریک و تنهایم…
✍️ #مهدی_اخوانثالث
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
یادت به خیر،
تو که فراموش نمیشوی!
با توام...مسبب شعر!
خالق رنگین کمان! دلیل باران!
همزاد نسیم!
یادت به خیر تلخ ترین شیرینی دنیا!
فراموش نمیشوی
لبخند پس از بوسه!
آرامش میان آغوش! مستی شراب!
تویی که فراموش نمیشوی
تویی که از یاد نمی روی
تویی که شک ندارم اگر هیچ نبودی
عشق اما بودی!...
✍️ #حامد_نیازی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
تو که فراموش نمیشوی!
با توام...مسبب شعر!
خالق رنگین کمان! دلیل باران!
همزاد نسیم!
یادت به خیر تلخ ترین شیرینی دنیا!
فراموش نمیشوی
لبخند پس از بوسه!
آرامش میان آغوش! مستی شراب!
تویی که فراموش نمیشوی
تویی که از یاد نمی روی
تویی که شک ندارم اگر هیچ نبودی
عشق اما بودی!...
✍️ #حامد_نیازی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
شعرنوش
شب است و من صورتم بیشتر از مادرم به دلتنگی رفته شب است و من آنقدر از نبودنت ترسیده ام و آنقدر دلم برایت تنگ است که دلم می خواهد مثل کودکی غمگین آیفون را بردارم و با کوچه حرف بزنم ...! ✍️ #امید_آذر 🍁 @shernosh
يك شهر پر از آدم
و این
حجم پر از درد
لعنت شود آن شب
که تو را
برد و نیاورد !
✍️ #مهتاب_بهشتی
🍁 @shernosh
و این
حجم پر از درد
لعنت شود آن شب
که تو را
برد و نیاورد !
✍️ #مهتاب_بهشتی
🍁 @shernosh
سیگار دهانم
ارثیه قبایل آمریکایی ست
باید با دود، فاجعه ای را
به کسی که نیست خبر دهم
باید همچون قطاری که به دل کوه می رمد
به دهان زنی لاکوتایی بوسه زنم.
باید گلوله ای باشم
که درون قلب تو آرام می گیرد
کاش مرا به آغوش می کشیدی !
من خاطره ای از جنگ های جهانی ام
بمبی ام که از دهان سرباز ها
به سرِ بی مهریِ معشوقه هایِ هیروشیمایی
ریخته است
من گداخته یِ سیگارِ رویِ لبانِ رضا شاه هستم
باید به کشف عطرِ موهایِ تو
چادر از سر تمام زنان بَرکنم
من همان دردم در عراق
نفرتم در افغانستان
انتقامم در فلسطین ...
کاش یکی برای این جهان کاری می کرد
کاش یکی جلوی رفتنت را بگیرد
فاجعه ها همیشه بوی دود می دهند
باید با این سیگار
زمین را به آتش بکشم
✍️ #رامین_زارعی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
ارثیه قبایل آمریکایی ست
باید با دود، فاجعه ای را
به کسی که نیست خبر دهم
باید همچون قطاری که به دل کوه می رمد
به دهان زنی لاکوتایی بوسه زنم.
باید گلوله ای باشم
که درون قلب تو آرام می گیرد
کاش مرا به آغوش می کشیدی !
من خاطره ای از جنگ های جهانی ام
بمبی ام که از دهان سرباز ها
به سرِ بی مهریِ معشوقه هایِ هیروشیمایی
ریخته است
من گداخته یِ سیگارِ رویِ لبانِ رضا شاه هستم
باید به کشف عطرِ موهایِ تو
چادر از سر تمام زنان بَرکنم
من همان دردم در عراق
نفرتم در افغانستان
انتقامم در فلسطین ...
کاش یکی برای این جهان کاری می کرد
کاش یکی جلوی رفتنت را بگیرد
فاجعه ها همیشه بوی دود می دهند
باید با این سیگار
زمین را به آتش بکشم
✍️ #رامین_زارعی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگی چيز بدی نيست،يادگار كسانیست که
بسیار دوستشان داریم
اما از ما دورند...
🎙#فاطیما
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
بسیار دوستشان داریم
اما از ما دورند...
🎙#فاطیما
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
مثل یک کابوسِ بیسر، زخمیام
مرگ میخواهم، سراسر زخمیام
جای سردردم! که دیواری شده
خون داغم! از جهان جاری شده
من، منم با اینکه من، من نیستم
واقعا از کی بپرسم کیستم؟!
«کیستم» یک زائده از کیست نیست
آن صدایی که توهّم نیست، نیست
گرمِ جاسوسیسِ احوالِ من است
آن صدایی که به دنبال من است
توی ماهیتابه و روغن منم
حسرت جیغم! که داری میزنم
من زنم که میزنم آنسوی فِر
شوق پستانم! بدون فیلتر!
میوهها با کارد همدستند یا...؟!
بچههایم واقعی هستند یا...؟!
باز شک دارم به انگشت خودم
موقعی که داشت ارضا میشدم
بچهام میگفت: مامان! بستنی!
سکس کردم با برادرناتنی
ذات من ترجیح دارد بر وجود
سکس ما، اَشکالی از لذت نبود
بچهام میگفت چیزی را به من
من صدا را میشنیدم از دهن
من صدا را میشنیدم از حیات
از هزاران حرکتِ بیارتباط
از حضورِ آدمِ توی سرم
فاصله از پنجره تا میپرم
آن صدای اینور و آنسوی پل
آن صدا در حال دائم کنترل
سینِ سوسیسم مسیرِ سوسکهاست
واجآراییِ سردی از صداست
آن صدای کمشده با چند قرص
آن که میگوید که عصیان کن! بپرس!
کیستم؟ یک استکانِ مستِ مست
ذات مجروحم! که چیزی نسبی است
بچهام از «چه» به «بچ» در حرکت است
مثل آیینه که در دستم شکست
مثل آیینه که چیزی خونی است
درد که یک لذت بیرونی است
از درون خونیست چیزی در سرم
گاهی از دیوار بیرون میپرم
زخمیام! فانوسِ در سوسوزده
آدمی که به خودش چاقو زده
به خودش که انعکاسی از خود است
جنّ هر شب داخل و خارج شدهست
مثل یک جیغ است در شکلِ زنیم
بوسههایی از برادرناتنیم
بستنی میخوردم و وا کردمش
توی عمق زخم، پیدا کردمش
لای خون و رودهها و کیستها
در حضور هستها از نیستها
واقعیّت از توهّم دلخور است
دردِ مَخروشم!! سرم از شِن پر است
شکلها دارم که شاید یک کس است
به صدا با گریه میگویم: بس است!
از توهّمهای دائم دلخورم
بچهام را در سرم سر میبرم
تکههای یک جسد در گونیاند
دستهایم مثل هر شب خونیاند
فاصله بین توهّم تا وجود
بخشی از من بود که هرگز نبود
سینِ سوسیسم که مثل آلت است
یک زنم که مردنم شش حالت است
یک: پریدن از میان پنجره
شش: دوئل با یک تفنگ مسخره
سه: سدا یا که صدایی در سرم
رنج بغرنجی که هر شب میبرم
مغز من با کامپیوتر هک شده
کوه ایمان بود، غرق شک شده
در سرم جن لانه کرده، باد نیست
روح، بیمار است و تن آزاد نیست
کلّ دنیایم اتاقی طوسی است
در سرم ابزاری از جاسوسی است
در سرم کرمیست که ماهی شده
غدّهای عاصی که جرّاحی شده
یک صدا با حرفهایی تلخ و رک
یک پناه واقعی، هنگام شوک
توی ماهیتابه و روغن، شب است
کیستم؟ شاید که اسم من شب است
کیستم؟ این استکانِ مست کیست؟!
کیستم؟ این خونِ روی دست چیست؟!
چرکِ یک زخمم که دائم خونی است
یک تجاوز کردنِ قانونی است!
خندهای در آخرِ راهم فقط
مرگ میخواهم که میخواهم فقط
مثل یک کابوسِ بیسر خستهام
مثل برگی لای دفتر خستهام
میپرم بیرون از این دیوارها...
✍ #سید_مهدی_موسوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
مرگ میخواهم، سراسر زخمیام
جای سردردم! که دیواری شده
خون داغم! از جهان جاری شده
من، منم با اینکه من، من نیستم
واقعا از کی بپرسم کیستم؟!
«کیستم» یک زائده از کیست نیست
آن صدایی که توهّم نیست، نیست
گرمِ جاسوسیسِ احوالِ من است
آن صدایی که به دنبال من است
توی ماهیتابه و روغن منم
حسرت جیغم! که داری میزنم
من زنم که میزنم آنسوی فِر
شوق پستانم! بدون فیلتر!
میوهها با کارد همدستند یا...؟!
بچههایم واقعی هستند یا...؟!
باز شک دارم به انگشت خودم
موقعی که داشت ارضا میشدم
بچهام میگفت: مامان! بستنی!
سکس کردم با برادرناتنی
ذات من ترجیح دارد بر وجود
سکس ما، اَشکالی از لذت نبود
بچهام میگفت چیزی را به من
من صدا را میشنیدم از دهن
من صدا را میشنیدم از حیات
از هزاران حرکتِ بیارتباط
از حضورِ آدمِ توی سرم
فاصله از پنجره تا میپرم
آن صدای اینور و آنسوی پل
آن صدا در حال دائم کنترل
سینِ سوسیسم مسیرِ سوسکهاست
واجآراییِ سردی از صداست
آن صدای کمشده با چند قرص
آن که میگوید که عصیان کن! بپرس!
کیستم؟ یک استکانِ مستِ مست
ذات مجروحم! که چیزی نسبی است
بچهام از «چه» به «بچ» در حرکت است
مثل آیینه که در دستم شکست
مثل آیینه که چیزی خونی است
درد که یک لذت بیرونی است
از درون خونیست چیزی در سرم
گاهی از دیوار بیرون میپرم
زخمیام! فانوسِ در سوسوزده
آدمی که به خودش چاقو زده
به خودش که انعکاسی از خود است
جنّ هر شب داخل و خارج شدهست
مثل یک جیغ است در شکلِ زنیم
بوسههایی از برادرناتنیم
بستنی میخوردم و وا کردمش
توی عمق زخم، پیدا کردمش
لای خون و رودهها و کیستها
در حضور هستها از نیستها
واقعیّت از توهّم دلخور است
دردِ مَخروشم!! سرم از شِن پر است
شکلها دارم که شاید یک کس است
به صدا با گریه میگویم: بس است!
از توهّمهای دائم دلخورم
بچهام را در سرم سر میبرم
تکههای یک جسد در گونیاند
دستهایم مثل هر شب خونیاند
فاصله بین توهّم تا وجود
بخشی از من بود که هرگز نبود
سینِ سوسیسم که مثل آلت است
یک زنم که مردنم شش حالت است
یک: پریدن از میان پنجره
شش: دوئل با یک تفنگ مسخره
سه: سدا یا که صدایی در سرم
رنج بغرنجی که هر شب میبرم
مغز من با کامپیوتر هک شده
کوه ایمان بود، غرق شک شده
در سرم جن لانه کرده، باد نیست
روح، بیمار است و تن آزاد نیست
کلّ دنیایم اتاقی طوسی است
در سرم ابزاری از جاسوسی است
در سرم کرمیست که ماهی شده
غدّهای عاصی که جرّاحی شده
یک صدا با حرفهایی تلخ و رک
یک پناه واقعی، هنگام شوک
توی ماهیتابه و روغن، شب است
کیستم؟ شاید که اسم من شب است
کیستم؟ این استکانِ مست کیست؟!
کیستم؟ این خونِ روی دست چیست؟!
چرکِ یک زخمم که دائم خونی است
یک تجاوز کردنِ قانونی است!
خندهای در آخرِ راهم فقط
مرگ میخواهم که میخواهم فقط
مثل یک کابوسِ بیسر خستهام
مثل برگی لای دفتر خستهام
میپرم بیرون از این دیوارها...
✍ #سید_مهدی_موسوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh