رازیست دوست داشتنات
که روزی فاش میشود
نه از میانِ واژههای مستِ شعرِ من
که یک عمر در آغوشِ عشقِ تو
ترانه خواندهاند،
نه از میانِ اشکها و لبخندهای پنهانِ من
که هیچوقت
هیچکسی دلیلش را نفهمید
رازیست دوست داشتنِ تو
که روزی تو
خودِ تو
به اقراری زیبا فاش خواهی کرد...
✍️ #پوریا_اشتری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
که روزی فاش میشود
نه از میانِ واژههای مستِ شعرِ من
که یک عمر در آغوشِ عشقِ تو
ترانه خواندهاند،
نه از میانِ اشکها و لبخندهای پنهانِ من
که هیچوقت
هیچکسی دلیلش را نفهمید
رازیست دوست داشتنِ تو
که روزی تو
خودِ تو
به اقراری زیبا فاش خواهی کرد...
✍️ #پوریا_اشتری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
عزیزم، حرفهایی هست برای نگفتن، و بوسههایی هست برای رخندادن. این را که دیگر باید یاد گرفتهباشی. بعضی خواستهها برای برآوردهنشدن است. تو ناممکن عزیز منی. حسرتی که مرا زنده نگه میدارد.
تو احتمال باران صبح پاییز منی. ممکن است رخ بدهی، و ممکن است نه. آخر چرا بوسهبودن برای آدمها ترسناک است؟ چرا نمیتوانند تسکین باشند؟ چرا ابر نیستند وقتی من خشک و تشنهام؟
به طرز غمانگیزی کُندم، و هر وقت میرسم دیر است. این را دیگر یاد گرفتهام. هیچ بندری برای من نمانده، و این قایق پیر به سرگردانی در دریاهای مزخرف ادامه خواهد داد. چه دریاهایی: رنج، فاصله، سکوت، درد. اما گاهی در تو کناره میگیرم، و وقتی مرغ دریایی میشوی و نزدیکم پرواز میکنی، از ذوق مثل کودکی سرخوش بلندبلند میخندم.
تو قلبم را لمس میکنی، اما مقیمش نمیشوی. من لبت را نگاه میکنم اما نمیبوسم. ما از هم دور ایستادهایم، و چون خانهای نداریم، در همین فاصله زندگی میکنیم. فردا صبح اگر شد ببار. خیلی دلم برای رخدادن تو تنگ شدهاست.
شب است. شب بخیر.
دوستدار خندههای تو، و کسی که میداند سهم او نیستی اما دلیلی برای تمامکردن این تماشای دلخواه ندارد.
✍️ #حمیدسلیمی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
تو احتمال باران صبح پاییز منی. ممکن است رخ بدهی، و ممکن است نه. آخر چرا بوسهبودن برای آدمها ترسناک است؟ چرا نمیتوانند تسکین باشند؟ چرا ابر نیستند وقتی من خشک و تشنهام؟
به طرز غمانگیزی کُندم، و هر وقت میرسم دیر است. این را دیگر یاد گرفتهام. هیچ بندری برای من نمانده، و این قایق پیر به سرگردانی در دریاهای مزخرف ادامه خواهد داد. چه دریاهایی: رنج، فاصله، سکوت، درد. اما گاهی در تو کناره میگیرم، و وقتی مرغ دریایی میشوی و نزدیکم پرواز میکنی، از ذوق مثل کودکی سرخوش بلندبلند میخندم.
تو قلبم را لمس میکنی، اما مقیمش نمیشوی. من لبت را نگاه میکنم اما نمیبوسم. ما از هم دور ایستادهایم، و چون خانهای نداریم، در همین فاصله زندگی میکنیم. فردا صبح اگر شد ببار. خیلی دلم برای رخدادن تو تنگ شدهاست.
شب است. شب بخیر.
دوستدار خندههای تو، و کسی که میداند سهم او نیستی اما دلیلی برای تمامکردن این تماشای دلخواه ندارد.
✍️ #حمیدسلیمی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
«پژواک»
به پایان رسیدیم
اما،
نکردیم آغاز
فرو ریخت پَرها
نکردیم پرواز...
ببخشای
ای روشن عشق بر ما
ببخشای
ببخشای:
اگر صبح را،
ما به مهمانی کوچه
دعوت نکردیم
ببخشای
اگر روی پیراهن ما،
نشان عبور سحر نیست!
ببخشای ما را
اگر از حضور فلق
روی فرق صنوبر،
خبر نیست!
نسیمی
گیاه سحرگاه را
در کمندی فکندهست و
تا دشت بیداریاش میکشاند
و ما کمتر از آن نسیمیم..
در آن سوی دیوارِ بیمیم!...
ببخشای ای روشن عشق
بر ما ببخشای
به پایان رسیدیم
اما
نکردیم آغاز..
فرو ریخت پَر ها
نکردیم پرواز.....
✍️ دکتر #محمدرضا_شفیعی_کدکنی
📚 «از دفترِ بوی جوی مولیان»
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
به پایان رسیدیم
اما،
نکردیم آغاز
فرو ریخت پَرها
نکردیم پرواز...
ببخشای
ای روشن عشق بر ما
ببخشای
ببخشای:
اگر صبح را،
ما به مهمانی کوچه
دعوت نکردیم
ببخشای
اگر روی پیراهن ما،
نشان عبور سحر نیست!
ببخشای ما را
اگر از حضور فلق
روی فرق صنوبر،
خبر نیست!
نسیمی
گیاه سحرگاه را
در کمندی فکندهست و
تا دشت بیداریاش میکشاند
و ما کمتر از آن نسیمیم..
در آن سوی دیوارِ بیمیم!...
ببخشای ای روشن عشق
بر ما ببخشای
به پایان رسیدیم
اما
نکردیم آغاز..
فرو ریخت پَر ها
نکردیم پرواز.....
✍️ دکتر #محمدرضا_شفیعی_کدکنی
📚 «از دفترِ بوی جوی مولیان»
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
ای به رقص آمده با صد دف و نی در جانم
دف و نی چیست منَت کف زده میرقصانم
این همه عشوهٔ اندیشه رقصان من است
سر و گردن به تماشای که میگردانم
ناله آموختمش از نفسِ خویش چو نای
این عجب بین که ز نالیدن او نالانم
سایه دست من افتاده بر این پرده و من
باز از بازیِ بازیچهی خود حیرانم
در نهانخانهی جان جای گرفتهست چنان
که به دل میگذرد گاه که من خود آنم
گفتم این کیست که پیوسته مرا میخواند
خنده زد از بنَ جانم که منم، ایرانم
گفتم ای جان و جهان چشم و چراغِ دل من
من همان عاشقِ دیرینهی جانفشانم
به هوای تو جهان گردِ سرم میگردد
ورنه دور از تو همین سایهی سرگردانم
✍️ #هوشنگ_ابتهاج
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
دف و نی چیست منَت کف زده میرقصانم
این همه عشوهٔ اندیشه رقصان من است
سر و گردن به تماشای که میگردانم
ناله آموختمش از نفسِ خویش چو نای
این عجب بین که ز نالیدن او نالانم
سایه دست من افتاده بر این پرده و من
باز از بازیِ بازیچهی خود حیرانم
در نهانخانهی جان جای گرفتهست چنان
که به دل میگذرد گاه که من خود آنم
گفتم این کیست که پیوسته مرا میخواند
خنده زد از بنَ جانم که منم، ایرانم
گفتم ای جان و جهان چشم و چراغِ دل من
من همان عاشقِ دیرینهی جانفشانم
به هوای تو جهان گردِ سرم میگردد
ورنه دور از تو همین سایهی سرگردانم
✍️ #هوشنگ_ابتهاج
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
مَليله دوز لباسي بنفش بر تن داشت
به جاي چشم، دو فانوسِ سبزِ روشن داشت
شِنِل به دوش، به ميدان شهر آمده بود
به چشم، جاذبه اي مست و مرد افکن داشت
کشانده بود به دنبال خويش مردم را
هزار عاشقِ حيرانِ بدتر از من داشت
چنان پريچه ي پاکي نديده بودم هيچ
کدام کوچه ي گمنامِ شهر، مسکن داشت؟
تنش به مخملِ نازِ حرير مي مانست
ميانِ سينه اگرچه دلي از آهن داشت
به دورِ گردنِ مرمر به جاي گردن بند
قسم به عشق که خون مرا به گردن داشت
ميانِ همهمه ي عابران گمش کردم
نديده بودمش اي کاش! گرچه ديدن داشت
✍️ #مرتضی_امیری_اسفندقه
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
به جاي چشم، دو فانوسِ سبزِ روشن داشت
شِنِل به دوش، به ميدان شهر آمده بود
به چشم، جاذبه اي مست و مرد افکن داشت
کشانده بود به دنبال خويش مردم را
هزار عاشقِ حيرانِ بدتر از من داشت
چنان پريچه ي پاکي نديده بودم هيچ
کدام کوچه ي گمنامِ شهر، مسکن داشت؟
تنش به مخملِ نازِ حرير مي مانست
ميانِ سينه اگرچه دلي از آهن داشت
به دورِ گردنِ مرمر به جاي گردن بند
قسم به عشق که خون مرا به گردن داشت
ميانِ همهمه ي عابران گمش کردم
نديده بودمش اي کاش! گرچه ديدن داشت
✍️ #مرتضی_امیری_اسفندقه
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
در من چه وعدههاست،
در من چه هِجرهاست،
در من، چه دستها به دعا مانده
روز و شب
اینها چه میشود؟
آخر چگونه این همه عشاقِ بیشمار
آواره از دیار،
یک روز بیصدا
در کوره راهها خاموش میشوند؟
این ذره ذره گرمیِ خاموشوار ما
یک روز بیگمان،
سر میزند ز جایی و خورشید میشود
تا دوست داریام!
تا دوست دارمت!
✍️ #سیاوش_کسرایی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
در من چه هِجرهاست،
در من، چه دستها به دعا مانده
روز و شب
اینها چه میشود؟
آخر چگونه این همه عشاقِ بیشمار
آواره از دیار،
یک روز بیصدا
در کوره راهها خاموش میشوند؟
این ذره ذره گرمیِ خاموشوار ما
یک روز بیگمان،
سر میزند ز جایی و خورشید میشود
تا دوست داریام!
تا دوست دارمت!
✍️ #سیاوش_کسرایی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
از گریههای مستیام در شبنشینیها
از کشتن صدبارهی «مهسا امینی»ها
از خطکش ناظم برای لاک هر ناخن
از شعر خواندن در میان زنگ دینیها!
از خودکشی کارگرهایی که بیکارند!
افتادن بازارها در دست چینیها
مسئول قسمت کردن باتوم یا ساندیس
از کشتن رؤیای ما کارآفرینیها!!
تیری به قلب نوجوان پانزدهساله
آتش زدن در خوابِ مجروحِ اِوینیها...
■
یک روز برمیگردم از تبعید تا خانه
که خستهام دیگر از این بیسرزمینیها
آن روز خشمم انتقامی سخت خواهد شد
که زنده هستم برخلاف پیشبینیها
آن روز میچینم برای شام آزادی
سرهایتان را یکبهیک بر روی سینیها
✍️ #سید_مهدی_موسوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
از کشتن صدبارهی «مهسا امینی»ها
از خطکش ناظم برای لاک هر ناخن
از شعر خواندن در میان زنگ دینیها!
از خودکشی کارگرهایی که بیکارند!
افتادن بازارها در دست چینیها
مسئول قسمت کردن باتوم یا ساندیس
از کشتن رؤیای ما کارآفرینیها!!
تیری به قلب نوجوان پانزدهساله
آتش زدن در خوابِ مجروحِ اِوینیها...
■
یک روز برمیگردم از تبعید تا خانه
که خستهام دیگر از این بیسرزمینیها
آن روز خشمم انتقامی سخت خواهد شد
که زنده هستم برخلاف پیشبینیها
آن روز میچینم برای شام آزادی
سرهایتان را یکبهیک بر روی سینیها
✍️ #سید_مهدی_موسوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
چیزی نمانده بی تو از من، حضرتِ فرهاد،
دیدی جدایی بین ما هم اتفاق افتاد؟..
طوری نگاهم میکنی انگار در چشمت
مثل تمام عکسهایم، رفته ام از یاد...
اما عزیزم، خاطره های تو می رقصند
در ذهنِ من چون قاصدکهای رها در باد..
هرشب غمت را می نوازم نُت به نُت با عشق
در گوشه ی دل، دستگاهِ بغضِ بی فریاد..
می خواهم از لحن غزل آلودِ چشمت تا
بگذاردم با زخمهایم، لحظه ای آزاد...
نه بال دارم، نه هوای پر زدن، اما
پر میکشم یک شب از اینجا، هرچه بادا باد...
✍️ #سما_امینی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
دیدی جدایی بین ما هم اتفاق افتاد؟..
طوری نگاهم میکنی انگار در چشمت
مثل تمام عکسهایم، رفته ام از یاد...
اما عزیزم، خاطره های تو می رقصند
در ذهنِ من چون قاصدکهای رها در باد..
هرشب غمت را می نوازم نُت به نُت با عشق
در گوشه ی دل، دستگاهِ بغضِ بی فریاد..
می خواهم از لحن غزل آلودِ چشمت تا
بگذاردم با زخمهایم، لحظه ای آزاد...
نه بال دارم، نه هوای پر زدن، اما
پر میکشم یک شب از اینجا، هرچه بادا باد...
✍️ #سما_امینی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
زندگی در چشم من هر روز بدتر میشود
دل چو من دارد به کیش عشق کافر میشود
وقت عشق و شادی و خنده ندارد این دلم
صبح و ظهر و شام من با غم فقط سر میشود
بس که دلتنگم ز بعدت با صدای هر کلاغ
چشم اشعارم چو چشم هر غزل تر میشود
دفتر عمرم به دست بادهای بی کسی
بعد تو چون برگ هر پاییز پرپر میشود
من کنار خمره های مِی خمارم رحم کن
داغ عشق تو مداوا کی به ساغر می شود
تکه تکه میشوم شب از هجوم یاد تو
کل جانم چشم و چشمم خیره بر در میشود
✍️ #سجاد_احمدیان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
دل چو من دارد به کیش عشق کافر میشود
وقت عشق و شادی و خنده ندارد این دلم
صبح و ظهر و شام من با غم فقط سر میشود
بس که دلتنگم ز بعدت با صدای هر کلاغ
چشم اشعارم چو چشم هر غزل تر میشود
دفتر عمرم به دست بادهای بی کسی
بعد تو چون برگ هر پاییز پرپر میشود
من کنار خمره های مِی خمارم رحم کن
داغ عشق تو مداوا کی به ساغر می شود
تکه تکه میشوم شب از هجوم یاد تو
کل جانم چشم و چشمم خیره بر در میشود
✍️ #سجاد_احمدیان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
🔹 نام اثر #چشمای_نازت
✍️ ترانه سرا #آرتا_رحیمی
🎤 صداخوانی #شیلا_موحد
🎶 موسیقی متن #جان_مارک_استائیل
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍁 @shernosh
✍️ ترانه سرا #آرتا_رحیمی
🎤 صداخوانی #شیلا_موحد
🎶 موسیقی متن #جان_مارک_استائیل
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍁 @shernosh
Cheshmaye Nazet
Shila Mova'hed
🔹 نام اثر #چشمای_نازت
✍️ ترانه سرا #آرتا_رحیمی
🎤 صداخوانی #شیلا_موحد
🎶 موسیقی متن #جان_مارک_استائیل
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
تویِ اون چشمای نازت
یه بغل ستاره دیدم
رنگ زیبای بهارو
از تو باغ غنچه چیدم
توی اون چشمای مستت
خودمو زدم به دریا
با نگاه آسمونیت
دلمو بردم به رویا
توی اون چشم خمارت
گلای اطلسی دیدم
آسمونو ، شب ستاره
پای چشمای تو دیدم
منمو ، یه دنیا احساس
تویی یو ، سبد سبد یاس
برای باور بودن
تویی یو رویای فرداس
توی اون چشمای نازت
یه بغل ستاره دیدم
رنگ زیبای بهارو
از تو باغ غنچه چیدم
▫️ پاییز _ آبان / 1389
🍁 @shernosh
✍️ ترانه سرا #آرتا_رحیمی
🎤 صداخوانی #شیلا_موحد
🎶 موسیقی متن #جان_مارک_استائیل
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
تویِ اون چشمای نازت
یه بغل ستاره دیدم
رنگ زیبای بهارو
از تو باغ غنچه چیدم
توی اون چشمای مستت
خودمو زدم به دریا
با نگاه آسمونیت
دلمو بردم به رویا
توی اون چشم خمارت
گلای اطلسی دیدم
آسمونو ، شب ستاره
پای چشمای تو دیدم
منمو ، یه دنیا احساس
تویی یو ، سبد سبد یاس
برای باور بودن
تویی یو رویای فرداس
توی اون چشمای نازت
یه بغل ستاره دیدم
رنگ زیبای بهارو
از تو باغ غنچه چیدم
▫️ پاییز _ آبان / 1389
🍁 @shernosh
🔹 نام اثر #آوادیس
✍️ شاعر #سمیرا_جنابیان
🎤 صداخوانی #همایون ؛ #سمیرا_جنابیان
📀 تنظیم #محمد_رشیدیان
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍁 @shernosh
✍️ شاعر #سمیرا_جنابیان
🎤 صداخوانی #همایون ؛ #سمیرا_جنابیان
📀 تنظیم #محمد_رشیدیان
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍁 @shernosh
Avadis
Samira Jenabian
🔹 نام اثر #آوادیس
✍️ شاعر #سمیرا_جنابیان
🎤 صداخوانی #همایون ؛ #سمیرا_جنابیان
📀 تنظیم #محمد_رشیدیان
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
✍️ شاعر #سمیرا_جنابیان
🎤 صداخوانی #همایون ؛ #سمیرا_جنابیان
📀 تنظیم #محمد_رشیدیان
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
به دیدارم بیا هر شب،
در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها
دلم تنگ است
بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده، وین تالاب مالامال
دلی خوش کردهام با این پرستوها و ماهیها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی
بیا ای همگناه من درین برزخ
بهشتم نیز و هم دوزخ
به دیدارم بیا، ای همگناه، ای مهربان با من
که اینان زود میپوشند رو در خوابهای بیگناهیها
و من میمانم و بیداد بیخوابی
در این ایوان سرپوشیدهٔ متروک
شب افتاده ست و در تالاب من دیری ست
که در خوابند آن نیلوفر آبی و ماهیها، پرستوها
بیا امشب که بس تاریک و تنهایم…
✍️ #مهدی_اخوانثالث
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها
دلم تنگ است
بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده، وین تالاب مالامال
دلی خوش کردهام با این پرستوها و ماهیها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی
بیا ای همگناه من درین برزخ
بهشتم نیز و هم دوزخ
به دیدارم بیا، ای همگناه، ای مهربان با من
که اینان زود میپوشند رو در خوابهای بیگناهیها
و من میمانم و بیداد بیخوابی
در این ایوان سرپوشیدهٔ متروک
شب افتاده ست و در تالاب من دیری ست
که در خوابند آن نیلوفر آبی و ماهیها، پرستوها
بیا امشب که بس تاریک و تنهایم…
✍️ #مهدی_اخوانثالث
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
یادت به خیر،
تو که فراموش نمیشوی!
با توام...مسبب شعر!
خالق رنگین کمان! دلیل باران!
همزاد نسیم!
یادت به خیر تلخ ترین شیرینی دنیا!
فراموش نمیشوی
لبخند پس از بوسه!
آرامش میان آغوش! مستی شراب!
تویی که فراموش نمیشوی
تویی که از یاد نمی روی
تویی که شک ندارم اگر هیچ نبودی
عشق اما بودی!...
✍️ #حامد_نیازی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
تو که فراموش نمیشوی!
با توام...مسبب شعر!
خالق رنگین کمان! دلیل باران!
همزاد نسیم!
یادت به خیر تلخ ترین شیرینی دنیا!
فراموش نمیشوی
لبخند پس از بوسه!
آرامش میان آغوش! مستی شراب!
تویی که فراموش نمیشوی
تویی که از یاد نمی روی
تویی که شک ندارم اگر هیچ نبودی
عشق اما بودی!...
✍️ #حامد_نیازی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
شعرنوش
شب است و من صورتم بیشتر از مادرم به دلتنگی رفته شب است و من آنقدر از نبودنت ترسیده ام و آنقدر دلم برایت تنگ است که دلم می خواهد مثل کودکی غمگین آیفون را بردارم و با کوچه حرف بزنم ...! ✍️ #امید_آذر 🍁 @shernosh
يك شهر پر از آدم
و این
حجم پر از درد
لعنت شود آن شب
که تو را
برد و نیاورد !
✍️ #مهتاب_بهشتی
🍁 @shernosh
و این
حجم پر از درد
لعنت شود آن شب
که تو را
برد و نیاورد !
✍️ #مهتاب_بهشتی
🍁 @shernosh