۸۰ ساله بود. با چهرهای معصوم و موهایی سفید روی نیمکتی وسط پارک نشسته بود. از خاطراتش حرف زد، از ازدواجش، همسرش، فرزندانش و چالشهایی که پشت سر گذاشته.
پرسیدم: زندگیات را دوست داشتی؟ گفت نه! گفتم پس چرا تا الآن ادامهاش دادی؟ گفت چون آنطرفِ مسیر کسی منتظرم نبود! بعد دستانم را به آرامی و با همان توان محدودش فشار داد و گفت: من دیر به این مسئله رسیدم که برای رفتن، حتما نباید مقصدی انتخاب کردهباشی، اما مهم است که اگر تمام تلاشت را برای بهبود کردی و همچنان حالت خوب نبود، اگر کنار کسی آرامش نداشتی، اگر در شرایطی که داشتی، خندههای عمیقی را تجربه نمیکردی و عمق شادی جهان را لمس نمیکردی؛ اگر شریک عاطفی داشتی اما احساس نیاز عمیقی به عشق و نوازش و فهمیده شدن میکردی؛ بیهیچ ترسی از تنها ماندن، بروی! قبل از آنکه دیر شود...
تو باید بپذیری که برای رفتن، لازم نیست کسی منتظرت باشد! لازم نیست از تنها ماندن بترسی و فکر کنی بدون آدمها کامل نیستی! نباید به عادتها و خاطراتت گیر کنی و نباید برای فرار از رنجِ فراموشی، دنبال جایگزینی برای آدمها بگردی!
بعضی دردها حاد و کشندهاند، اما شرف دارند به دردهای مزمنی که آنقدر کش پیدا میکنند و همه جا با تو هستند که فلجت میکنند.
- گفتم اگر برمیگشتی به جوانیات؟
گفت: موقعیت اشتباهی که در آن ریشه دواندهبودم را ترک میکردم و دل میکندم از آدمهایی که آدمِ دنیای من نبودند و ماندن کنار آنها بزرگترین اشتباه ممکن بود...
- گفت: شاید اگر همان اوایل، راهمان را جدا کردهبودیم، حالا دو خانوادهی شاد از ما باقی میماند، اما حالا؟ دو آدمِ افسرده و غمگینیم، با فرزندانی که تجارب زیستی خوشایندی از کودکیشان ندارند...
به خاطر بسپار که برای رفتنهای عاقلانه، باید فقط به راه افتاد و به هیچ چیز دیگری فکر نکرد!
✍️ #نرگس_صرافیان_طوفان
🌼 @shernosh
پرسیدم: زندگیات را دوست داشتی؟ گفت نه! گفتم پس چرا تا الآن ادامهاش دادی؟ گفت چون آنطرفِ مسیر کسی منتظرم نبود! بعد دستانم را به آرامی و با همان توان محدودش فشار داد و گفت: من دیر به این مسئله رسیدم که برای رفتن، حتما نباید مقصدی انتخاب کردهباشی، اما مهم است که اگر تمام تلاشت را برای بهبود کردی و همچنان حالت خوب نبود، اگر کنار کسی آرامش نداشتی، اگر در شرایطی که داشتی، خندههای عمیقی را تجربه نمیکردی و عمق شادی جهان را لمس نمیکردی؛ اگر شریک عاطفی داشتی اما احساس نیاز عمیقی به عشق و نوازش و فهمیده شدن میکردی؛ بیهیچ ترسی از تنها ماندن، بروی! قبل از آنکه دیر شود...
تو باید بپذیری که برای رفتن، لازم نیست کسی منتظرت باشد! لازم نیست از تنها ماندن بترسی و فکر کنی بدون آدمها کامل نیستی! نباید به عادتها و خاطراتت گیر کنی و نباید برای فرار از رنجِ فراموشی، دنبال جایگزینی برای آدمها بگردی!
بعضی دردها حاد و کشندهاند، اما شرف دارند به دردهای مزمنی که آنقدر کش پیدا میکنند و همه جا با تو هستند که فلجت میکنند.
- گفتم اگر برمیگشتی به جوانیات؟
گفت: موقعیت اشتباهی که در آن ریشه دواندهبودم را ترک میکردم و دل میکندم از آدمهایی که آدمِ دنیای من نبودند و ماندن کنار آنها بزرگترین اشتباه ممکن بود...
- گفت: شاید اگر همان اوایل، راهمان را جدا کردهبودیم، حالا دو خانوادهی شاد از ما باقی میماند، اما حالا؟ دو آدمِ افسرده و غمگینیم، با فرزندانی که تجارب زیستی خوشایندی از کودکیشان ندارند...
به خاطر بسپار که برای رفتنهای عاقلانه، باید فقط به راه افتاد و به هیچ چیز دیگری فکر نکرد!
✍️ #نرگس_صرافیان_طوفان
🌼 @shernosh
🔹 نام اثر #در_من_آرام_بگیر
✍️ نوشته #زهرا_مهدوی
🎙 صداخوانی #فاطیما
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
✍️ نوشته #زهرا_مهدوی
🎙 صداخوانی #فاطیما
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
🔹 نام اثر #در_من_آرام_بگیر
✍️ نوشته #زهرا_مهدوی
🎙 صداخوانی #فاطیما
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
بهشان بگو دوستم دارد و من نیز
بگو در آغوشم گرفت و چنان روئیدیم
که آسمان چشم گشود و بارید
بگو ناگهان زمزمهام کرد و نور به رگهایم ریخت
ناگهان مرا بوسید
مرا بوئید و به جهان خود کشاند
انکار اگر کردند
مرا برایشان شرح بده
چنان که رسولِ بی قبیلهای در غربت خود، خدایش را
از لبهایم بگو
که بوسه میآفرینند
و از قدرت دست هایم که آغوش می شوند
باور نمیکنند
اما تو شرح بده
از دوست داشتنمان بگو
از تپش قلبهایمان برای هم
از چشم به راه داشتن
از میراث عشقمان بگو
و بعد
به یادشان بیاور احساس سرکوب شدهیشان را
بگذار به یاد بیاورند در ابتدا
همه عاشق بودهایم
بگو ما به اصالتمان برگشتهایم و آنان که غریباند، آنهایند
بگو تا میتوانند دوست بدارند
دست از سرسختیِ خود بردارند که در انزوا خبری نیست
سپس به حال خود رهایشان کن
به آغوش من بازگرد
برای من از حسرتِ جامانده در چشمهایشان بگو
و چون کودکی بیتاب
از من پناه بخواه
و در من آرام بگیر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
✍️ نوشته #زهرا_مهدوی
🎙 صداخوانی #فاطیما
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
بهشان بگو دوستم دارد و من نیز
بگو در آغوشم گرفت و چنان روئیدیم
که آسمان چشم گشود و بارید
بگو ناگهان زمزمهام کرد و نور به رگهایم ریخت
ناگهان مرا بوسید
مرا بوئید و به جهان خود کشاند
انکار اگر کردند
مرا برایشان شرح بده
چنان که رسولِ بی قبیلهای در غربت خود، خدایش را
از لبهایم بگو
که بوسه میآفرینند
و از قدرت دست هایم که آغوش می شوند
باور نمیکنند
اما تو شرح بده
از دوست داشتنمان بگو
از تپش قلبهایمان برای هم
از چشم به راه داشتن
از میراث عشقمان بگو
و بعد
به یادشان بیاور احساس سرکوب شدهیشان را
بگذار به یاد بیاورند در ابتدا
همه عاشق بودهایم
بگو ما به اصالتمان برگشتهایم و آنان که غریباند، آنهایند
بگو تا میتوانند دوست بدارند
دست از سرسختیِ خود بردارند که در انزوا خبری نیست
سپس به حال خود رهایشان کن
به آغوش من بازگرد
برای من از حسرتِ جامانده در چشمهایشان بگو
و چون کودکی بیتاب
از من پناه بخواه
و در من آرام بگیر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
Telegram
ArtaMusic_channel
🔹 نام اثر #در_من_آرام_بگیر
✍️ نوشته #زهرا_مهدوی
🎙 صداخوانی #فاطیما
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
✍️ نوشته #زهرا_مهدوی
🎙 صداخوانی #فاطیما
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
ﻣﻦ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ... ﺗﻮ
ﻭ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ میدارد
ﻭ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺧﻮﺩ
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﮔﻨﮕﯽ ﺑﺎﺯ مییاﺑﺪ
ﺑﺎ
ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﭼﯿﺰِ ﻏﺮبتبارِ ﻧﺎﻣﻌﻠﻮﻡ
ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻬﻮﺕ ﺗﻨﺪِ ﺯﻣﯿﻦ هستم
ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﺑﻬﺎ ﺭﺍ میکشد ﺩﺭ ﺧﻮﯾﺶ
ﺗﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺷﺘﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺭﻭﺭ ﺳﺎﺯﺩ..!
✍️ #فروغ_فرخزاد
🌼 @shernosh
ﻭ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ میدارد
ﻭ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺧﻮﺩ
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﮔﻨﮕﯽ ﺑﺎﺯ مییاﺑﺪ
ﺑﺎ
ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﭼﯿﺰِ ﻏﺮبتبارِ ﻧﺎﻣﻌﻠﻮﻡ
ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻬﻮﺕ ﺗﻨﺪِ ﺯﻣﯿﻦ هستم
ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﺑﻬﺎ ﺭﺍ میکشد ﺩﺭ ﺧﻮﯾﺶ
ﺗﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺷﺘﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺭﻭﺭ ﺳﺎﺯﺩ..!
✍️ #فروغ_فرخزاد
🌼 @shernosh
کمکم تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست
و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.
اینکه عشق تکیهکردن نیست
و رفاقت، اطمینان خاطر.
و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند
و هدیهها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.
و شکستهایت را خواهی پذیرفت
سرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای باز
با ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانه
و یاد میگیری که همهی راههایت را همامروز بسازی
که خاک فردا برای خیالها مطمئن نیست
و آینده امکانی برای سقوط به میانهی نزاع در خود دارد
کم کم یاد میگیری
که حتی نور خورشید میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.
بعد باغ خود را میکاری و روحت را زینت میدهی
به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.
و یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی...
که محکم هستی...
که خیلی میارزی.
و میآموزی و میآموزی
با هر خداحافظی
یاد میگیری
✍️ #خورخه_لویس_بورخس
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.
اینکه عشق تکیهکردن نیست
و رفاقت، اطمینان خاطر.
و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند
و هدیهها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.
و شکستهایت را خواهی پذیرفت
سرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای باز
با ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانه
و یاد میگیری که همهی راههایت را همامروز بسازی
که خاک فردا برای خیالها مطمئن نیست
و آینده امکانی برای سقوط به میانهی نزاع در خود دارد
کم کم یاد میگیری
که حتی نور خورشید میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.
بعد باغ خود را میکاری و روحت را زینت میدهی
به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.
و یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی...
که محکم هستی...
که خیلی میارزی.
و میآموزی و میآموزی
با هر خداحافظی
یاد میگیری
✍️ #خورخه_لویس_بورخس
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
هنگامى كه از «اُدرى هپبورن» خواسته شد
إز رمزهاى زيبايى زنان بگويد،
او متنى كه در زير مى خوانيد نوشت
كه بعد آن در مراسم تشييع جنازهاش هم خوانده شد.
«براى داشتن لبهاى جذاب، كلمات محبت آميز تلفظ كن.
براى داشتن نگاه پرعاطفه و عاشقانه،
در اشخاص خوبیهايشان را جستجو كن.
براى داشتن هيكل خوش فرم و نه چاق
غذايت را با گرسنگان تقسيم كن.
براى داشتن متانت، با دانستن اينكه هرگز تنها نيستى راه برو،
چون كسانى كه تو را دوست دارند، ترا همراهی مىكنند.
زيبايى یک زن نه در لباس، نه در چهره و نه در مدل آرايش كردن او است، زيبايى یک زن در چشمهايش است،
چون آن، در باز روى قلبش و سرچشمه ى عشقش است.»
✍️ #آدریهپبورن
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
إز رمزهاى زيبايى زنان بگويد،
او متنى كه در زير مى خوانيد نوشت
كه بعد آن در مراسم تشييع جنازهاش هم خوانده شد.
«براى داشتن لبهاى جذاب، كلمات محبت آميز تلفظ كن.
براى داشتن نگاه پرعاطفه و عاشقانه،
در اشخاص خوبیهايشان را جستجو كن.
براى داشتن هيكل خوش فرم و نه چاق
غذايت را با گرسنگان تقسيم كن.
براى داشتن متانت، با دانستن اينكه هرگز تنها نيستى راه برو،
چون كسانى كه تو را دوست دارند، ترا همراهی مىكنند.
زيبايى یک زن نه در لباس، نه در چهره و نه در مدل آرايش كردن او است، زيبايى یک زن در چشمهايش است،
چون آن، در باز روى قلبش و سرچشمه ى عشقش است.»
✍️ #آدریهپبورن
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
چه آسان ...
دنیای رنگارنگ کودکی هایمان
را به نخ کشیده ای و با خود می بری
و چه ارزان...
شاد می شدیم با بادبادکها رنگی
و ذوق می کردیم میان خیزهایمان
و پرواز بادبادکهایمان...
✍️ #آسیه_مرکبی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
دنیای رنگارنگ کودکی هایمان
را به نخ کشیده ای و با خود می بری
و چه ارزان...
شاد می شدیم با بادبادکها رنگی
و ذوق می کردیم میان خیزهایمان
و پرواز بادبادکهایمان...
✍️ #آسیه_مرکبی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
هر وقت سینهام سوخت و صورتم گُر گرفت، فهمیدم وقت نوشتن است. هر وقت پنجرهی اتاقم، همان ابعاد فلزیِ سادهیِ بدقواره بود فهمیدم وقت نوشتن است. هر وقت از شنبه تا پنجشنبه، غمبادِ طولانیِ جمعه بود، فهمیدم وقت نوشتن است. هر وقت با چشمانِ بسته تاریک بودم و با چشمان باز، تاریکتر، فهمیدم وقت نوشتن است. هر وقت از لیوان چای، دود خاکستری سکوت بیرون میزد، فهمیدم وقت نوشتن است. هر وقت یقین کردم که تو را از من، تو را از خودت، و تو را از صورت مادرت دور کردهاند، فهمیدم وقت نوشتن است. هر وقت غیر از خودکار آبی مأیوس، چیزی در کیف روزمرگیام نبود، فهمیدم وقت نوشتن است. هر وقت تو به جای من، در سرم زندگی میکردی، فهمیدم وقت نوشتن است.
آری دلیار من، همیشه وقت نوشتن است.
و این نوشتنها، بیابانگرد تشنهایست، که جای آب، فریاد میزند: دوستم داشته باش...
دوست داشتن تو برای من از نام و نام خانوادگی، از هویت، از خاک، از آب و از نوشتن هم واجبتر است.
من میتوانم بدون اسم خودم سالها زندگی کنم، ولی بدون تکرار اسم تو، نه....
#دوستم_داشته_باش...
#آهنگ_تو_دارم 🎵💙 نامهی کوتاهِ خوشآهنگیست، برای کسی که دوستش دارید.
✍️ #جلال_حاجی_زاده
🌼 @shernosh
آری دلیار من، همیشه وقت نوشتن است.
و این نوشتنها، بیابانگرد تشنهایست، که جای آب، فریاد میزند: دوستم داشته باش...
دوست داشتن تو برای من از نام و نام خانوادگی، از هویت، از خاک، از آب و از نوشتن هم واجبتر است.
من میتوانم بدون اسم خودم سالها زندگی کنم، ولی بدون تکرار اسم تو، نه....
#دوستم_داشته_باش...
#آهنگ_تو_دارم 🎵💙 نامهی کوتاهِ خوشآهنگیست، برای کسی که دوستش دارید.
✍️ #جلال_حاجی_زاده
🌼 @shernosh
کسی را پیدا کن که پایهی دیوانگیهایت باشد
و دستان زمخت زندگی را محکم بگیرد..
کسی را پیدا کن که سن و سال حالیش نباشد ،
که از قضاوت ها نهراسد ،
با تو زیر باران خیس شود،
با تو توی خیابان بلند بخندد،
با تو موزیک گوش کند،
برقصد، کتاب بخواند، فیلم ببیند.
کسی را پیدا کن که با تو از طرح ناموزون ابرها، به دهکدههای خیال برسد، که سرکش باشد و با تو بدون آسمان و بال، پرواز کند، که با تو چای بنوشد و شعر بخواند و دیوانگی کند.
دنیا به قدر کافی، آدمِ بیذوق دارد،
دنبال کسی باش که ذوق داشتهباشد و از تماشای ماه و شب و کهکشان، به وجد بیاید و حضور و حرفهاش، تو را جانی دوباره ببخشد.
✍️ #نرگس_صرافیان_طوفان
🌼 @shernosh
و دستان زمخت زندگی را محکم بگیرد..
کسی را پیدا کن که سن و سال حالیش نباشد ،
که از قضاوت ها نهراسد ،
با تو زیر باران خیس شود،
با تو توی خیابان بلند بخندد،
با تو موزیک گوش کند،
برقصد، کتاب بخواند، فیلم ببیند.
کسی را پیدا کن که با تو از طرح ناموزون ابرها، به دهکدههای خیال برسد، که سرکش باشد و با تو بدون آسمان و بال، پرواز کند، که با تو چای بنوشد و شعر بخواند و دیوانگی کند.
دنیا به قدر کافی، آدمِ بیذوق دارد،
دنبال کسی باش که ذوق داشتهباشد و از تماشای ماه و شب و کهکشان، به وجد بیاید و حضور و حرفهاش، تو را جانی دوباره ببخشد.
✍️ #نرگس_صرافیان_طوفان
🌼 @shernosh
ساز صلحش به کف و قصد جفا می آید
زلف بر باد هوس داده رها ، می آید
گر چه او زاده ی عشق است ولی در باطن
بهر ویرانی کاخ دل ما می آید
✍️ #منصور_کلامی_فرد
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
زلف بر باد هوس داده رها ، می آید
گر چه او زاده ی عشق است ولی در باطن
بهر ویرانی کاخ دل ما می آید
✍️ #منصور_کلامی_فرد
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
🔹 نام اثر #پیغمبرم_باشی
✍️ شاعر #علی_صفری
🎙 صداخوانی #ترانه_پرتو
🎶 آواز #مریم_بهاری
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
✍️ شاعر #علی_صفری
🎙 صداخوانی #ترانه_پرتو
🎶 آواز #مریم_بهاری
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
🔹 نام اثر #پیغمبرم_باشی
✍️ شاعر #علی_صفری
🎙 صداخوانی #ترانه_پرتو
🎶 آواز #مریم_بهاری
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
باید تو را پنهان کنم در بین اشعارم
باید کسی جُز تو نفهمد دوستت دارم
باید شبیه نقشه ی دزدان دریایی
اسم تو را با رمز در صندوقچه بگذارم
لو می دهم اسم تو را در دفتر شعرم
باید تو را مخفی کنم از چشم خودکارم
باید طبیعی تر بگویم حال من خوب است
شک کرده مادر به نگاه و لحن گفتارم
شک کرده مادر می کشد زیر زبانم را
حتماً فضولی کرده پیشش رنگ رخسارم
لو می دهم راز تو را وقتی که در جمعی
باید از انجام طوافت دست بردارم
هر کس تو را دیده شده دردسری تازه
بیرون که می آیی یقین دارم گرفتارم
باید همیشه بهترین دردسرم باشی
باید شبیه غصه هایم دمپَرَم باشی
باید بمیرانی مرا در اوج بی رحمی
هر روز اشغالم کنی اسکندرم باشی
من پادشاه هفت شهر عشق عطارم
وقتی محبت می کنی تاج سرم باشی
می بارد امشب روی کاغذ اشک خودکارم
باید بخوانی سر پناه دفترم باشی
اقرا به اسم خالق چشمان زیبایت
اصلاً نخوان! چشمک بزن پیغمبرم باشی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
✍️ شاعر #علی_صفری
🎙 صداخوانی #ترانه_پرتو
🎶 آواز #مریم_بهاری
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
باید تو را پنهان کنم در بین اشعارم
باید کسی جُز تو نفهمد دوستت دارم
باید شبیه نقشه ی دزدان دریایی
اسم تو را با رمز در صندوقچه بگذارم
لو می دهم اسم تو را در دفتر شعرم
باید تو را مخفی کنم از چشم خودکارم
باید طبیعی تر بگویم حال من خوب است
شک کرده مادر به نگاه و لحن گفتارم
شک کرده مادر می کشد زیر زبانم را
حتماً فضولی کرده پیشش رنگ رخسارم
لو می دهم راز تو را وقتی که در جمعی
باید از انجام طوافت دست بردارم
هر کس تو را دیده شده دردسری تازه
بیرون که می آیی یقین دارم گرفتارم
باید همیشه بهترین دردسرم باشی
باید شبیه غصه هایم دمپَرَم باشی
باید بمیرانی مرا در اوج بی رحمی
هر روز اشغالم کنی اسکندرم باشی
من پادشاه هفت شهر عشق عطارم
وقتی محبت می کنی تاج سرم باشی
می بارد امشب روی کاغذ اشک خودکارم
باید بخوانی سر پناه دفترم باشی
اقرا به اسم خالق چشمان زیبایت
اصلاً نخوان! چشمک بزن پیغمبرم باشی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
Telegram
ArtaMusic_channel
🔹 نام اثر #پیغمبرم_باشی
✍️ شاعر #علی_صفری
🎙 صداخوانی #ترانه_پرتو
🎶 آواز #مریم_بهاری
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
✍️ شاعر #علی_صفری
🎙 صداخوانی #ترانه_پرتو
🎶 آواز #مریم_بهاری
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
خیال آغوشت
پناه درد تنهایی
در هجوم بی امان دلتنگی
نیستی
جاده های منتهی به آغوشت را مه گرفته
پشت پرچین خاطراتت
لبریز می شوم
از تکرار عطر سیب نگاهت
درد می پیچد
بر تن نازک پیراهنم
در تمنای لمس دستانت
✍️ #شیدا_شهبازی
🌼 @shernosh
پناه درد تنهایی
در هجوم بی امان دلتنگی
نیستی
جاده های منتهی به آغوشت را مه گرفته
پشت پرچین خاطراتت
لبریز می شوم
از تکرار عطر سیب نگاهت
درد می پیچد
بر تن نازک پیراهنم
در تمنای لمس دستانت
✍️ #شیدا_شهبازی
🌼 @shernosh
همه ی زنان دنیا شبیه همند؛
وقتی سعی میکنند بغض هایشان را با لایه ای از کرم پودر بپوشانند،
وقتی با پشت دست، سیاهی زیر چشمشان را ناشیانه پاک می کنند،
تا وقتی بوی غذای سوخته یادشان بیاورد که باید هر روز با دلتنگی هایشان در آشپزخانه ته بگیرند.
✍️ #فلورا_تاجیکی
🌼 @shernosh
وقتی سعی میکنند بغض هایشان را با لایه ای از کرم پودر بپوشانند،
وقتی با پشت دست، سیاهی زیر چشمشان را ناشیانه پاک می کنند،
تا وقتی بوی غذای سوخته یادشان بیاورد که باید هر روز با دلتنگی هایشان در آشپزخانه ته بگیرند.
✍️ #فلورا_تاجیکی
🌼 @shernosh
روزها پر و خالی می شوند،
مثل فنجان های چای
در کافه های بعدازظهر،
اما
هیچ اتفاق خاصی نمی افتد؛
اینکه مثلا
تو ناگهان
آن سوی میز نشسته باشی،
گاهی فنجانی
روی کاشی می افتد
حواس ما را پرت می کند.
✍️#رسول_یونان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
مثل فنجان های چای
در کافه های بعدازظهر،
اما
هیچ اتفاق خاصی نمی افتد؛
اینکه مثلا
تو ناگهان
آن سوی میز نشسته باشی،
گاهی فنجانی
روی کاشی می افتد
حواس ما را پرت می کند.
✍️#رسول_یونان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
دلم تا برایت تنگ میشود ؛
نه شعر میخوانم
نه ترانه گوش میدهم
نه حرفهایمان را تکرار میکنم
دلم تا برایت تنگ میشود
مینشینم اسمت را مینویسم ،
مینویسم ، مینویسم....
بعد میگویم :
این همه او
پس دلتنگی چرا ؟!
دلم تا برایت تنگ می شود
میمِ مالکیت به آخرِ اسمت اضافه میکنم
و باز عاشقت میشوم ...
✍️#گروس_عبدالملكيان
🌼 @shernosh
نه شعر میخوانم
نه ترانه گوش میدهم
نه حرفهایمان را تکرار میکنم
دلم تا برایت تنگ میشود
مینشینم اسمت را مینویسم ،
مینویسم ، مینویسم....
بعد میگویم :
این همه او
پس دلتنگی چرا ؟!
دلم تا برایت تنگ می شود
میمِ مالکیت به آخرِ اسمت اضافه میکنم
و باز عاشقت میشوم ...
✍️#گروس_عبدالملكيان
🌼 @shernosh
هر سو که دویدیم ، همه سوی تو دیدیم
هر جا که رسیدیم ، سر کوی تو دیدیم
هر قبله که بگزید دل از بهر عبادت
آن قبله ی دل را ، خم ابروی تو دیدیم
هر سروِ روان را که در این گلشن دهرست
بر رسته به بستان و لب جوی تو دیدیم
از باد صبا ، بوی خوشت دوش شنیدیم
با باد صبا ، قافله ی بوی تو دیدیم
روی همه خوبان جهان ، بهر تماشا
دیدیم ، ولی آینه ی روی تو دیدیم
در دیده ی شهلای بتانِ همه عالم
کردیم نظر نرگس جادوی تو دیدیم
تا مِهر رخت ، بر همه ذرات بتابید
ذرات جهان را به تک و پوی تو دیدیم
در ظاهر و باطن به مجاز و به حقیقت
خلق دو جهان را همه رو سوی تو دیدیم
هر عاشق دیوانه که در جملگی توست
بر پای دلش سلسله ی موی تو دیدیم
سر حلقه ی رندانِ خرابات مغان را
دل در شکن حلقه ی گیسوی تو دیدیم
از مغربی احوال مپرسید ، که او را
سودا زده ی طره ی هندوی تو دیدیم
✍️ #شمس_مغربی
🌼 @shernosh
هر جا که رسیدیم ، سر کوی تو دیدیم
هر قبله که بگزید دل از بهر عبادت
آن قبله ی دل را ، خم ابروی تو دیدیم
هر سروِ روان را که در این گلشن دهرست
بر رسته به بستان و لب جوی تو دیدیم
از باد صبا ، بوی خوشت دوش شنیدیم
با باد صبا ، قافله ی بوی تو دیدیم
روی همه خوبان جهان ، بهر تماشا
دیدیم ، ولی آینه ی روی تو دیدیم
در دیده ی شهلای بتانِ همه عالم
کردیم نظر نرگس جادوی تو دیدیم
تا مِهر رخت ، بر همه ذرات بتابید
ذرات جهان را به تک و پوی تو دیدیم
در ظاهر و باطن به مجاز و به حقیقت
خلق دو جهان را همه رو سوی تو دیدیم
هر عاشق دیوانه که در جملگی توست
بر پای دلش سلسله ی موی تو دیدیم
سر حلقه ی رندانِ خرابات مغان را
دل در شکن حلقه ی گیسوی تو دیدیم
از مغربی احوال مپرسید ، که او را
سودا زده ی طره ی هندوی تو دیدیم
✍️ #شمس_مغربی
🌼 @shernosh
چرا...
ما را فقط براي روزهاي سخت و حالِ خرابِ تان ميخواهيد!؟
چرا...
وقتي كارتان لنگ مي شود؛
سراغمان را مي گيريد؟
ما شبيه به چه هستيم!
انجمنِ حمايت از بينوايان!
دل گرفتهِ گان!
آدم هاي تنها !
همهِ ي جاده ها دو طرفه س...
جز جاده ي زندگي ما...
كه هميشه يك طرفه بوده است...
✍️ #ياسمن_مهدی_پور
🌼 @shernosh
ما را فقط براي روزهاي سخت و حالِ خرابِ تان ميخواهيد!؟
چرا...
وقتي كارتان لنگ مي شود؛
سراغمان را مي گيريد؟
ما شبيه به چه هستيم!
انجمنِ حمايت از بينوايان!
دل گرفتهِ گان!
آدم هاي تنها !
همهِ ي جاده ها دو طرفه س...
جز جاده ي زندگي ما...
كه هميشه يك طرفه بوده است...
✍️ #ياسمن_مهدی_پور
🌼 @shernosh