شعرنوش
156 subscribers
1.33K photos
70 videos
17 files
1.28K links
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب

در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Download Telegram
فرصت برای با تو نشستن اگر کم‌است
شکر خدا که خاطره‌هایت فراهم‌است

آغوش تو بهشت‌ترین نقطۀ زمین
دنیا بدون روی تو بی‌شک جهنم‌است

گاهی که از زبان تو انکار می‌‌شوم
در شهر بی مقاطعه باران پی‌ِ هم‌است

هر صبح و شام دلهره‌ها می‌کشد مرا
وقتی که نیستم چه کسی با تو همدم‌است

شاعر تر از من، این من دیوانه دیده ای
دیوانه ای که بی تو خوراکش فقط غم‌است

از من دریغ دانه گندم چه می‌کنی
باور کن این بلا زده فرزند آدم‌است

دلواپس نگاه سکوت آفرین توست
در این غزل که دست به دامان ماتم‌است


✍️ #سیده_کبری_حسینی_بلخی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
می‌ توانستم گیلاسم را تا نیمه
از شرابِ کهنه پر کنم
می‌ توانستم یکی‌ از آن آهنگ‌های قدیمی‌ را بگذارم و آرام آرام
خمارِ نوستالژی روزگارِ خوب شوم
می‌ توانستم پا برهنه
کوچه‌های باریکِ باغ را بدوم
می‌ توانستم دامنم را
پر از شکوفه‌های یاس کنم
و مست شوم
مستِ مستِ مست
اما پشتِ این پنجره ، رو به دریا نشستم
و برای تو شعر نوشتم
مست شدم
مستِ مستِ مست.

✍️ #نیکی‌_فیروزکوهی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
من تنها نامی سه حرفی‌ام ؛ بی هیچ شباهتی به شما
و تو یک حرف بیشتر ،چیزی شبیه بهشت....

معجزه معجزه است
که گاهی در خواب اتفاق می‌افتد
گاهی در بیداری
اینجا دریا نیست
فقط صدای مرا
از رادیو دریا می‌شنوید
سرم را بر می‌دارم و چشمانم را می‌بندم
چه فرق می‌کند که این شعر از کجا آب می‌خورد
شعر در
#تو پنجره‌ای‌ست که پشت آن دریاست
باور کن ...


✍️
#آرش_برزگر
💠
{ کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
نگاه کن
چگونه زیباییِ تو
آرامشِ جهان را تهدید می‌کند!

ما
اُمّتانِ گیسوی تو بودیم اولوالعزم
آنگاه که معجزه‌ای طلب کردیم،
بُرقَع از روی برگرفتی
و روی از جانبِ این قوم

چون به عذابمان اراده کردی،
شش روزِ دیگر را
به کارِ خلقتِ تو بود خداوند

آنگاه که در لحظه‌ای کائنات را پدید آورد
کوزه بر دوش
در چشمه‌ای
پا برسرِ سنگی نهادی و دَحوالارض اتفاق افتاد

زآن پس
گاهی شراب شدی در ادوارِ اعیانی
گاهی شمشیری آغشته به خون
و گاه
حِرزی که بادیه‌نشینان بر گردن آویختند

تورا طبیبِ جهانگردی
از معابدِ دور به سرزمینِ من آورد
پس طعمِ آویشن و ریواس را شناختند
در دامنه‌های بینالود
امیرزادگانی در نیشابور


آنگاه که خراسان را ترک گفتی،
بر قله‌های هزارمسجد
هزار میخانه بنا شد،
و ثُلثِ مردان شهر
به میخانه‌ها شدند و بازنگشتند

بی‌تو قمار از سکه افتاد
تنها گاهی شب‌ها
مردانی سرِ بازگشتِ تو شرط‌بندی کردند
و سحرگاه
آنچه می‌باختند
جانشان بود


نگاه کن!
چگونه زیباییِ تو آرامش جهان را
تهدید می‌کند!


✍️
#جواد_گنجعلی
💠
{ کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
گویند برو تا برود صحبتت از دل

در مهر تفاوت نکند بُعدِ مسافت


✍️
#سعدی




🍀 @shernosh
گفت: تو در من چون استخوان ترقوه‌ای!
فکر کردم به این‌که بهتر بود می‌گفت چون قلب، چون خون و یا اکسیژن، چرا استخوان ترقوه؟!
گفت: ترقوه اولین استخوانی‌ست که در بدن شکل میگیرد و شکستنش دردناکتر از شکستن هر استخوان دیگری‌ست!

✍️
#محمد_عسکری_ساج

🍀 @shernosh
دورتر هم بروی
من به تو
می اندیشم...
از تماشای سراب تو
خوشم می آید

✍️
#عمران_میری

🍀 @shernosh
نکند پنجره‌ای ﭘﺸﺖ ﺻﻠﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮنی ﺩﺍﺧﻞ ﺟﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ

ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻦ «اس‌ام‌اس» ﺩﺭ جایی ﺛﺒﺖ ﺷﻮﺩ
ﻧﮑﻨﺪ گریه‌ی ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ، ﺿﺒﻂ ﺷﻮﺩ

ﻧﮑﻨﺪ ﺷﺎﻫﺪ ﺩﻋﻮﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﻤّﺎﻡ، ﺗﻮ ﺭﺍ می‌بینند

ﻧﮑﻨﺪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻫﻨﺶ ﺑﺨﺶ ﮐﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺍﺯ ﻣﺮﺍ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﺪ

ﻧﮑﻨﺪ می‌داند ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ می‌دانم!
ﻧﮑﻨﺪ پس‌فردا ﺗﻴﺘﺮِ ﻳﮏِ «ﮐﻴﻬﺎﻧﻢ»

ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺧﻨﻪ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻳﻤﺎﻧﻢ ﺷﮏ
ﻧﮑﻨﺪ ﻟﻮ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻳﺮ ﮐﺘﮏ

ﻧﮑﻨﺪ نامه‌ی ﺟﻌﻠﻲ ﻣﺮﺍ ﭘُﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ این‌همه ﺑﺪ، ﻗﻠﺐ ﻣﺮﺍ ﺳﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ

ﺗﻠﺨﻢ ﻭ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺳﻢ
ﻏﻴﺮ ﺗﻮ ﺍﺯ همه‌ی آدم‌ها می‌ترسم

ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﺎﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺟﺎﺳﻮﺳﻨﺪ!
ﺩﺳﺘﺸﺎﻥ حلقه‌ی ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ می‌بوسند

ﻟﺨﺖ ﺩﺭ جیغ‌ترین لحظه‌ی ﺗﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﻓﮑﺮِ ﺩﺭﺭﻓﺘنِ ﺍﺯ ﻫﺮ شبِ ﺳﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ

خسته‌ام ﺍﺯ ﺷﺐ ﻧﻔﺮﻳﻦ‌ﺷﺪﻩ ﺩﺭ بی‌رحمی
خسته‌ام... می‌ترسم... ﻭ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ می‌فهمی!...

کاشکی ﺁﺧﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺯ، بهاری ﺑﺎﺷﺪ
کاشکی ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ، ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭی ﺑﺎﺷﺪ

ﮐﺎشکی ﺍﺯ ﻫﻤﻪ مخفی ﺑﺸﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﺷﺎدی
ﮐﺎشکی ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩی

ﮐﺎشکی ﺑﺪ ﻧﺸﻮﺩ ﺁﺧﺮِ ﺍﻳﻦ قصّه‌ی ﺑﺪ
ﮐﺎشکی ﺑﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﺑﻴﻢ... ولی ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑﺪ...

ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺭ، ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺭﺧﺘﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭفونی ﺩﺍﺧﻞ ﺗﺨﺘﻢ ﺑﺎﺷﺪ

ﻧﮑﻨﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ می‌بینند...

✍️ #سید_مهدی_موسوی
📚 دفتر تازه‌ منتشر شدۀ #در_ستایش_ناامیدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
تعریف کن!
تعریف که می‌کنی پایت را همان‌جایی می‌گذاری که روزی من چراغ برداشته‌ام، و گام تو این‌گونه با دست من آشنا می‌شود.
تعریف کن..
همه‌ی تعریف‌ها برای آنند که دست‌ها تنها نمانند...

📚هفتاد سنگ قبر
✍️
#یدالله_رویایی

🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #چه_خبر
▫️ به همراه غزلی از #حضرت_حافظ
✍️ شاعر #استاد_حسین_منزوی
🎤 صداخوانی #فاطمه_طاووسی
🎧 آواز #مضراب
🎶 کمانچه #فرزانه_مهدی_زاده
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش

💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #چه_خبر
▫️ به همراه غزلی از #حضرت_حافظ
✍️ شاعر #استاد_حسین_منزوی
🎤 صداخوانی #فاطمه_طاووسی
🎧 آواز #مضراب
🎶 کمانچه #فرزانه_مهدی_زاده
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش


نسیم خوش‌خبر، از نورِچشم من چه خبر؟
همیشه در سفر، از بوی پیرهن چه خبر؟

تو پیکی و همه پیغام عاشقان داری
از آن پری، گل قاصد، برای من چه خبر؟

نشسته در رَهَت ای صبح چشم شب‌زده‌ام
طلایه‌دار، زخورشید شب‌شکن چه خبر؟

بشارتی به من از کاروان بیار، ای عشق
همیشه رفتن و رفتن؟ ز آمدن چه خبر؟

به بوی عطر سر زلف او دلم خون شد
صبا کجاست؟ از آن نافۀ خُتن چه خبر؟


💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #ناشدنی_نیست
✍️ شاعر #محمد_عابدینی
🎤 صداخوانی #الهام_ابراهیمی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش

💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #ناشدنی_نیست
✍️ شاعر #محمد_عابدینی
🎤 صداخوانی #الهام_ابراهیمی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش


اصرار نکن... «ما» شدنِ ما؛ شدنی نیست
تردید نکن... این گره ها وا شدنی نیست

این مثنوی حسرت و بغض و غم و آهم
در دفتر اشعار دلت جا شدنی نیست

صد ابر اگر تا ابد الدّهر ببارند
این برکه ی قحطی زده، دریا شدنی نیست

در فرشِ غزل نقشِ تو را بافته ام تا
این فاصله را پُر کنم... امّا شدنی نیست

کم وَعده بده... موعدِ انگور گذشته است
این غوره ی هِجر است که حَلوا شدنی نیست

دلبسته ی مویی شده ام... سرنخِ این عشق
در خِرمنِ گیسوی تو پیدا شدنی نیست

من دُورِ تو می گردم و می گردم و این دُور
هر چند محال است... وّلی ناشدنی نیست



💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #علی_آباد
▫️ به همراه شعری از #حضرت_مولانا
✍️ شاعر #قاسم_صرافان
🎤 صداخوانی #اعظم_کیانی
🎧 آواز #صدیق_تعریف ؛ #حسام_الدین_سراج
🎶 آهنگساز #فرهاد_فخرالدینی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش

💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #علی_آباد
▫️ به همراه شعری از #حضرت_مولانا
✍️ شاعر #قاسم_صرافان
🎤 صداخوانی #اعظم_کیانی
🎧 آواز #صدیق_تعریف ؛ #حسام_الدین_سراج
🎶 آهنگساز #فرهاد_فخرالدینی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش


«یا علی» گفته عشق در آغاز،
تا که این‌قدر ماندگار شده
با اذان و اقامه ی اول
چقدر دل که بی قرار شده

کعبه برخاست احترام کند،
لب گشوده‌ست تا سلام کند
او هم از سینه چاکی‌ش پیداست
که به عشق نجف دچار شده

کاش می‌‌شد که در سکوتی ژرف
به تماشا نشینمت امّا
چه کنم با لغات مستی که
در صف ذهن من قطار شده

نظرت ذره را ابوذر کرد،
عشق را اعتبار قنبر کرد
با تو میثم به دار دارا شد،
با تو سلمان علی تبار شده

عَمرو! پیکار با حریفان، نه،
پهلوان! کشتن ضعیفان، نه
مردن آنهم به دست‌های علی ست
که برای تو افتخار شده

لرزه بر قامت زمین انداخت،
پای تا در رکاب زین انداخت
دشت لرزید و کوه هم فهمید،
میر بر مرکبش سوار شده

هر کسی سر به عاشقی نسپرد،
مرده است و دوباره خواهد مرد
هر کسی عشق در دلش خشکید،
قسمتش تیغ آبدار شده

همه را بی‌قرار کرده علی،
با دو تیغش دو کار کرده علی
دشمنش سهم ذوالفقار دو دم،
دوست با ابرویش شکار شده

یا دلم می‌شود علی آباد،
یا خرابات، هر چه بادا باد!
مست، جان را به جام می‌بازد،
عاشقان! نوبت قمار شده

بوی عطر علی‌ست می‌آید،
این جوانمرد کیست می‌آید؟
شال سبزش به عاشقان فهماند:
نو بپوشند، نوبهار شده


💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
کجایی تو ای گرمی جان من؟
که شد زندگی بی تو زندان من

کجایی تو ای تک چراغ شبم؟
که دور از تو جان میرسد بر لبم

لبم بوسه جوی لبِ نوش تُست
در آغوش من بوی آغوش تُست

به هر جا گلی دیده بو کرده ام
ز گلها تو را جستجو کرده ام

شب آمد سیاهی جهان را گرفت
غم تو گریبانِ جان را گرفت

بیا ای درخشنده مهتاب من
که عشق تو بُرد از سرم خواب من

رهایم مکن در غمِ بی کسی
کنم ناله شاید به دادم رسی

خطاکارم اما ز من گوش کن
بیا رفته ها را فراموش کن

✍️ #مهدی_سهیلی

🍀 @shernosh
آخر ای دوست نخواهی پرسید
که دل از دوری رویت چه کشید

سوخت در آتش و خاکستر شد
وعده های تو به دادش نرسید

داغ ماتم شد و بر سینه نشست
اشک حسرت شد و بر خاک چکید

آن همه عهد فراموشت شد
چشم من روشن روی تو سپید

جان به لب آمده در ظلمت غم
کی به دادم رسی ای صبح امید

آخر این عشق مرا خواهد کشت
عاقبت داغ مرا خواهی دید

دل پر درد فریدون مشکن
که خدا بر تو نخواهد بخشید

✍️ #فریدون_مشیری

🍀 @shernosh
باید بخوابم مثل قبلا در فراموشی
باید بخوابم توی فکرت با همآغوشی
باید بخوابم، باز کن درهای خوابت را
آهسته می آیم کنارت بعد خاموشی…


✍️
#فاطمه_اختصاری

🍀 @shernosh
شبی تنها
میان کوچه‌های شهر، با یادت
شدم سرمست و عالم حال من را دید
چنین عشقی نمی‌میرد
اگر حتّی تو هم از خاطراتت دست برداری
کسی یک عاشق دیوانه را، جدّی نمی‌گیرد

شبت مهتاب و حالت خوش
که من احساس دل را با تو فهمیدم
خوشا بر من
که در عشقت غرورم را به پای دل
برای دلبری چون تو فدا کردم،
نترسیدم...

✍️
#حمید_رضا_یگانه


🍀 @shernosh
پیر منم، جوان منم، تیر منم، کمان منم
دولت جاودان منم، من نه منم، نه من منم

آتش عشق بر فروز، عقل معاش گو بسوز
ظلمت شب چو گشت روز، من نه منم، نه من منم

باغ و بهار او منم، رونق کار او منم
عاشق زار او منم، من نه منم، نه من منم

سرو من اوست درچمن، روح من اوست در بدن
نطق من اوست در دهن، من نه منم، نه من منم

برد مرا ز جان و دل، کرد مرا چنین خجل
گفت مگو ز آب و گل، من نه منم، نه من منم.


✍️ #حضرت_مولانا

🍀 @shernosh