شعرنوش
156 subscribers
1.33K photos
70 videos
17 files
1.28K links
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب

در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Download Telegram
🔹نام اثر #همپای_آفتاب
✍️ شاعر #منصور_کلامی_فرد
🎙 صداخوانی #دیانا_سیاوش
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش


همپای آفتاب شدی ای بُلوغ سبز
سبزینه از نگاه تو دارد فُروغ سبز

تا در گلوی زخمیِ باران ترانه ای
در خشکسال باغِ شهامت جوانه ای

مثل کویر تفته و سوزانِ التهاب
حتّی به آب نیز نگفتی غمِ سَراب

وقتی که ماه از لبِ تو آب خورده است
دریا به اوجِ همّتِ تو رَشک بُرده است

از بوسه گاهِ خنجرِ خورشید روی خاک
وَز قطره قطره قطره ی خونِ گلویِ خاک

از التهابِ عشق و جنونِ زبانِ شعر
از داغ و دار دِعبِل و تا آسمانِ شعر

از شانه های زخمیِ شهرِ غریبِ ما
همراهِ بادِ خسته چنین آید این ندا:

من در حِصارِ خویشتنِ خویش مانده ام
تصویری از نگاه به لب ها نشانده ام

💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
Forwarded from عکس نگار
تو تا حالا از توی عکس به من خیره شدی؟
تا حالا با دیدن عکسم بهِم لبخند زدی؟
بهت نگفتم اما من این کار رو کردم...
ساعت‌ها نشستم و نِگات کردم.
نگو دیوونه شدم، چون بودم.
فقط عکس، آدم رو دیوونه‌تَر می‌کنه...
چون می‌خواد یه چیزی بگه و نمیگه...
نوکِ زبونشه‌ها،
اما جون به لبِت می‌کنه!
تا حالا به چشم‌های توی عکس زُل زدی؟
خوبیِ عکست اینه که پلک نمی‌زنه، خسته نمی‌شه.
بی‌خبر نمیره.
من بعد از نبودنت با عکست حرف می‌زنم،
تو بی‌من با کی حرف می‌زنی؟
خوش به حال اونایی که صدات رو می‌شنون...
بدی عکس اینه که صدا نداره،
یا اگه داره من نمی‌شنوم...
داره؟
اگه صدا داشت ازش می‌پرسیدم
کجای دنیایی؟!
می‌دونستی فاصله‌ی بین واقعیت و‌ خیال
یه پِلک زدنه؟
کافیه به عکست خیره بشم،
حالا صدات رو هَم می‌شنوم که می‌خندی. بخند.
با صدای بلند...
اصلا همین‌ که می‌خندی کافیه.
حتی مهم نیست کجای دنیایی...
فاصله ها اهمیتی ندارند
اگر تو کیلومتر ها دورتر از من
به صدای ضبط شده ام گوش کنی...
و من اینجا کیلومتر ها دور تر از تو
عکست را بغل بگیرم...
پای دوست داشتن که در میان باشد
تمام معادلات عشق عوض میشود
و فاصله نزدیکترین مرز من و تو میشود...
راستی از همین فاصله،
چه بوی خوبی میدهی امروز...

🖌 زهرا مصلح
🍁 @shernosh
📚 کتاب_آینه_های_در_دار
✍️ #فرناز_هاشم_نیا

💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
تو را آن گونه می خواهم که مؤمن حق تعالی را
و این بی اعتنایی از شما عَزّوجل حیف است
میان کُل قالب ها غزل شیرین تر است امّا
چنان ماهی که توصیف تو حتّی در غزل حیف است

✍️ #سید_مسعود_محبتی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
گرمای تنت، پخته کند خامیِ من را
بی‌تجربه‌ام! میوه‌ی کالم! بغلم کن!

✍️ #یدالله_شهریاری
📸 #عکس_نوشته (طرح پروفایل)
💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
📸 #عکس_نوشته (طرح پروفایل)
💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #نماز_مجنون
✍️ شعر منتسب به #نظامی_گنجوی
🎙 صداخوانی و میکس #مرتضی_عبداللهی
📀 ارائه شده در کانال #شعرنوش

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو … من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پنهان و پیدایت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آواره ی صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهم باش تا شاهَت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.

💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهوی سر در کمندم
گهی بر درد بی درمان بگریم
گهی بر حال بی سامان بخندم
مرا هوشی نماند از عشق و گوشی
که پند هوشمندان کار بندم
مجال صبر تنگ آمد به یک بار
حدیث عشق بر صحرا فکندم
نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی ای خواجه پندم
چنین صورت نبندد هیچ نقاش
معاذالله من این صورت نبندم
چه جان‌ها در غمت فرسود و تن‌ها
نه تنها من اسیر و مستمندم
تو هم بازآمدی ناچار و ناکام
اگر باز آمدی بخت بلندم
گر آوازم دهی من خفته در گور
برآساید روان دردمندم
سری دارم فدای خاک پایت
گر آسایش رسانی ور گزندم
و گر در رنج سعدی راحت توست
من این بیداد بر خود می‌پسندم

✍️ #حضرت_سعدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
اتاق من، تهِ دریاچه‌ست
که گریه‌دارترین آدمِ تمامِ جهانم
تو بی‌ملاحظه و قانون
به شکلِ وحشیِ یک عشقِ لعنتی شادی!
چقدر آزادی!
چقدر من نگرانم
چقدر منتظرم تا که اتفاق بیفتد مرگ
چقدر زیر تگرگ
به ترسِ رفتنِ تو فکر می‌کنم
شبیه برگ
که در انتظار پاییز است
چقدر من نگرانم
و فکر می‌کنم این آدمِ ملال‌انگیز
برای ترک شدن اینجاست
قرار بوده بمانم
و دیگران بروند
شبیه چلچله‌ای بی‌بال
که زل زده‌ست به کوچِ پرندگانِ شاد
که مانده است بمیرد
چقدر من نگرانم
که این سیاه بگیرد تمام مغزم را
کسی که نیستم از پشتِ در جواب دهد
شبیه پنجره‌ای تا همیشه بسته شوی
و گریه می‌کنم از اینکه گریه کردنِ یکریزم
تو را عذاب دهد
از اینکه خسته شوی
که من پس از تو چگونه
که من چطور
که من چرا بتوانم؟!
چقدر من نگرانم
و تو چگونه بغل می‌کنی مرا از یأس
و تو چگونه مرا رقص می‌دهی در باد
آزاد
رهای از کلمات و بیان احساسات
شبیه یک فریاد
که خالی از معناست
ولی سراسر خشم است و غرق در امّید
ولی رهاست
چقدر من نگرانم
اتاق من، تهِ دریاچه‌ست
کنار نعش صدف‌ها و ماهیِ مرده
کنار یک زنِ افسرده
فرار می‌کند از اینکه لایق تو نباشد
که زل زده‌ست به آیینه در دل تردید
سؤال می‌کند از خود:
اگر بیاید روزی که عاشق تو نباشد؟!...
و گریه می‌کند آهسته
چقدر من نگرانم
کنار این‌همه خوشبختیِ بدون مکث
کنار درک جنون
کنار مرز شکسته
کنار خنده‌ی تو در عکس
اتاق من، تهِ دریاچه‌ست
مرا بکش بیرون
مرا نجات بده از خودم، به من برسانم
به من که با تو به هر احتمال، مطمئنم!
کنار یک چمدانم
و مثل قاصدکی در باد
تمام عمر قرار است در سفر باشم
میان دست تو
بدون مقصد و آزاد
بدون گریه‌ی طولانی
بدون هیچ پشیمانی
بدون قانون
شبیه چلچله‌ای مست
تمام عمرم، آواز عاشقانه بخوانم
اتاق من، تهِ دریاچه‌ست
مرا بکش بیرون...

✍️ #سید_مهدی_موسوی
📚 دفتر تازه‌ منتشر شدۀ #در_ستایش_ناامیدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
عشق .. .

نشاط انگیز و ماتم زایی ای عشق
عجب رسواگر و رسوایی ای عشق
اگر چنگ تو با جانی ستیزد
چنان افتد که هرگز برنخیزد
چه دلها کز تو چون دریای خون شد
چه سرها کز تو صحرای جنون شد
یکی را بر مراد دل رسانی
یکی را در غم هجران نشانی
یکی را همچو مشعل برفروزی
میان شعله ها جانش بسوزی
خوشا انکس که جانش از تو سوزد
چو شمعی پای تا سر بر فروزد
خوشا عشق و خوشا ناکامی عشق
خوشا رسوایی و بدنامی عشق
خوشا بر جان من هر شام و هر روز
همه عشق و همه داغ و همه سوز
خوشا عاشق شدن اما جدایی
خوشا عشق و نوای بینوایی
خوشا در سوز عشقی سوختن ها
درون شعله اش افروختن ها
چو عاشق از نگارش کام گیرد
چراغ آرزوهایش بمیرد
اگر می داد لیلی کام مجنون
کجا افسانه میشد نام مجنون
هزاران دل به حسرت خون شد از عشق
یکی در این میان مجنون شد از عشق
در این اتش هر آنکس بیشتر سوخت
چراغش در جهان روشن تر افروخت
نوای عاشقان در بینواییست
دوام عاشقیها در جداییست

✍️ #مهدی_سهیلی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #ولگرد
✍️ شاعر #سیدهاشم_نژادهاشمی
🎤 صداخوانی #الهام_ابراهیمی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش


من بی تو شهری سوت و کورم درد یعنی این
یک کوره راه بی عبورم طرد یعنی این

خسته از آنچه گفتم و انگار نشنیدی
دیگر بریدم از همه دلسرد یعنی این

پاییز تن پوشی شده بر شعرهایم که:
می افتد هر شب از درختت زرد یعنی این

با این همه پای تو ماندم عاشق و خاموش
با مهربانی پاک و ساده مرد یعنی این

در کوچه های دوزخت بر دوش نعشم را –
من می برم هوشیار تر شبگرد یعنی این

از شهر شب تنهایی ام را تا به صبحی نو
بر بال شعرت می کشانم درد یعنی این

مادر به فرزندش نشانم می دهد آرام
می گویدش او را ببین ولگرد یعنی این!!!



💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
Forwarded from ArtaTV
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹 آفتاب شرق
🔸 کنسرت فستیوال شفیلد انگلستان
▫️ به همراهی گروه موسیقی #همدل
🎶 آهنگساز #علی_جابری
🎙 آواز #کیمیا_جابری

▫️ تنبور #فریبا_تقی_‌پور
▫️ سنتور #فرشاد_محمدی
▫️ عود #آرش_فیاضی
▫️ دف #محمد_جابری

اين آفتاب شرق
اين شرق روشنايى و شيدايى
اين از طلوع جان
انفاس عاشقانه ى هستى
الحانى از مشارق زيبايى
نيزار نغمه هاى دلى سرمست
از بركت وجود كسى در قلب
درخلوت ثنا و ستايش
اين آفتاب شرقى ارزانى وى است

▫️ خوش زخمه هاى اين حال
▫️ در خالصانه نعت غزلناك زيستن
▫️ تقديم شما عزیزان دل
💠
{ کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
Forwarded from ArtaMusic_channel
🔹 نام اثر #ممکن_نیست
✍️ شاعر #احسان_افشار
🎙 صداخوانی #احسان_افشار
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش


💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #ممکن_نیست
▪️ شاعر #احسان_افشار
▫️ صداخوانی #احسان_افشار
🔸 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش


بگو که بغض ورم کرده را کجا ببرم
بخار این شب دم کرده را کجا ببرم

چگونه در بغلم باد را نگهدارم
هزار کاکلی شاد را نگهدارم

رهایی از شبح خانه‌زاد ممکن نیست
نجات پنجره از دست باد ممکن نیست



💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #مرا_آغوش_باش
✍️ شاعر #سارا_قبادی
🎤 صداخوانی #فاطمه_طاووسی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش

💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #مرا_آغوش_باش
✍️ شاعر #سارا_قبادی
🎤 صداخوانی #فاطمه_طاووسی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش

بیا
مرا آغوش باش
و به اندازه ی
تمام دوستت دارم هایی که بدهکاری
به خود بچسبان .
نگاهم کن
و از چشم هایم
ناگفته هایم را بخوان
تو
نبودی
و من با چشم هایت زندگی کرده ام
از لب هایت بوسه نوشیده ام
و در هوای داشتنت نفس کشیده ام
دلتنگم
بیا تا دلتنگی ام را
در گهواره ی دستانت تاب دهم
و تنهایی ام را
در بستر آغوشت خواب کنم
بیا
مرا آغوش باش.


💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #تو_فردا_باز_خواهی_گشت
✍️ شاعر #علیرضا_ناظمی
📚 از دفتر #پنجره_رویایی_من
🎤 صداخوانی #فاطمه_طاووسی
🎶 آهنگساز #آزاده_امیری
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش


💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #تو_فردا_باز_خواهی_گشت
✍️ شاعر #علیرضا_ناظمی
📚 از دفتر #پنجره_رویایی_من
🎤 صداخوانی #فاطمه_طاووسی
🎶 آهنگساز #آزاده_امیری
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش


دلم را بُردی و بَد جور چشمانم هوایت کرد
غزل خواندی و با خونابه مژگانم صدایت کرد

نه تنها من، تمامِ اصفهان دیدند امشب که
دلم لرزید و با صد آه، دستانم دعایت کرد

دلم حسِ غزل از وصف بالایت نگفت امشب
تو رفتی، مَردم چشمم _ دو صد جانم _ فدایت کرد

شنیدی چک چکِ اشکم شد از گونه سرازیر و
روان سیلابِ خون از داغِ هجرانم برایت کرد؟!

به دل گفتم: بپرس از روزگارِ لامروّت که
چرا از یارِ دل آرامِ جانانم جدایت کرد؟

شنیدم در زدند و از تو یک پیغام آوردند
چه لطفِ بیکران بر چشمِ گریانم خدایت کرد

تو فردا باز خواهی گشت می گیرد دلم آرام
تو را آرام دل با مِهر، "درمانم" صدایت کرد


💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
تنت شبیه خیال بهار، شیرین است
شبیه چشمِ به مستی دچار، شیرین است
کدام غصه‌ی دوری؟ که من پُر از شوقم
برای دیدنِ تو، انتظار شیرین است
هزار رنجِ جهان و جهنمِ ابدی
برای آدمِ امّیدوار شیرین است
کتاب عاشقی‌ات را نخوانده، می‌دانم
که فصل آخر این شاهکار، شیرین است


هزار خاطره داریم از وطن: ترش است!
اسید معده و راه گلوی من، ترش است
شکسته تیغه‌ی شمشیر داخل پرچم
و شیرِ مانده‌ی دیروز، ظاهرا ترش است!!
به شکل ظاهرِ هر چیز اعتماد نکن
که سیب عشق، قشنگ است و در دهن ترش است
شراب نیست، اگر ماند سال‌ها انگور
شبیه رابطه‌ی بین مرد و زن، ترش است!


شب است و تلخی آواز و در صدا شور است
که طعم گریه و خون، در جهان ما شور است
کنار سفره نشستیم: ساکت و بی‌میل
که آشپز که دو تا می‌شود، غذا شور است
هنوز خون وسط جوی آب‌ها جاری‌ست
هنوز در دل میدان و کوچه‌ها شور است
روایتی‌ست از این عشق: غیرقابل شرح!
فقط سفیدی محض است و چند هاشور است


نمانده راه نجاتی و باورش تلخ است!
که تلخ بوده و آن نیم دیگرش تلخ است
کسی که خنجرِ در پشت داشت، می‌دانست
که اعتماد به حتی برادرش تلخ است
خیار را بخوری یا هرآنچه که بکنی
شبیه قصه‌ی این نسل، آخرش تلخ است
مرا بگیر در آغوش تا که گریه کنیم
که داستان من و تو سراسرش تلخ است

✍️ #سید_مهدی_موسوی
📚 دفتر تازه‌ منتشر شدۀ #در_ستایش_ناامیدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #پاییز_بی_تو
✍️ شاعر #سیدجلیل_سیدهاشمی
🎙 صداخوانی #سمر_بهادری
🎶 موسیقی متن #آدام_هورست
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش


💠 { کانال ادبی شعرنوش }

🍀 @shernosh