ﭘﺴﺮﯼ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ شام ﺑﻪﺭﺳﺘﻮﺭﺍنی ﺑﺮﺩ؛ ﭘﺪﺭ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺮ رﻭﯼﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ. ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺍﺭﻥ ﺑﺎ ديده ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺑﺴﻮﯼ ﻣﺮﺩﭘﯿﺮ ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ، ﭘﺴﺮ ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ و درعوض غذا را به دهان پدر میگذاشت. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻏﺬﺍﯾﺸﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﭘﺴﺮ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ،ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ، ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﺯﺩ ﻭ ﻋﯿﻨﮏﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ تميز و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ. ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺑﺴﻮﯼ ﻫﺮ ﺩﻭ آنان ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ! ﭘﺴﺮ ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ ﭘﺪﺭ ﺭﺍﻫﯽ ﺩﺭب ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ.
ﺩﺭ این هنگام ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺯ ﺟﻤﻊ ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ بلند شد و ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ:
ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑني ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ؟!
ﭘﺴﺮ ﭘﺎﺳﺦ داﺩ؛ خیر ﺟﻨﺎﺏ؛فكر نميكنم ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﻗﯽ گذاشته باشم.
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﭘﯿﺮ ﮔﻔﺖ :
چرا ﭘﺴﺮم. ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ!
ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﺴﺮﺍﻥ..
ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﭘﺪﺭﺍﻥ..
ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ..!!
کاش سوره ای به نام "پدر" بود که این گونه آغاز میشد:
قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد
و قسم بر چشمان همیشه نگرانت...
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند
و قسم بر غربتت،
وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست...
(زنده باد همه ی پدران در قید حیات و شاد باد روح تمامی پدران آسمانی)
❄️ @shernosh
ﺩﺭ این هنگام ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺯ ﺟﻤﻊ ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ بلند شد و ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ:
ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑني ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ؟!
ﭘﺴﺮ ﭘﺎﺳﺦ داﺩ؛ خیر ﺟﻨﺎﺏ؛فكر نميكنم ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﻗﯽ گذاشته باشم.
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﭘﯿﺮ ﮔﻔﺖ :
چرا ﭘﺴﺮم. ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ!
ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﺴﺮﺍﻥ..
ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﭘﺪﺭﺍﻥ..
ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ..!!
کاش سوره ای به نام "پدر" بود که این گونه آغاز میشد:
قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد
و قسم بر چشمان همیشه نگرانت...
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند
و قسم بر غربتت،
وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست...
(زنده باد همه ی پدران در قید حیات و شاد باد روح تمامی پدران آسمانی)
❄️ @shernosh
اگر دیدید وسط رابطه ای هستید
که دائما خودتان را ثابت میکنید
دائما در حال توضیح رفتارتان هستید
دائما میخواهید اصل مطلب را
متوجه طرفتان کنید...
مطمئن باشید شما طرف ضعیف رابطه هستید!
کسی که ذره ای اعتماد به نفس ندارد
کسی که خودش را قبول ندارد
کسی که خودش را دوست ندارد
و هر بارکه این کار را تکرار میکنید
بیشتر از ارزش و قدرت خود میکاهید
بگذارید اگر کسی شما را میخواهد
عادت کند که نباید دائما شما را قضاوت کند
تا شما دائما مجبور باشید رفع ابهام کنید
و تا زمانی که واقعا نیاز نیست
کارتان را تشریح نکنید
کمی قوی باشید!
🖌 سیما امیرخانی
❄️ @shernosh
که دائما خودتان را ثابت میکنید
دائما در حال توضیح رفتارتان هستید
دائما میخواهید اصل مطلب را
متوجه طرفتان کنید...
مطمئن باشید شما طرف ضعیف رابطه هستید!
کسی که ذره ای اعتماد به نفس ندارد
کسی که خودش را قبول ندارد
کسی که خودش را دوست ندارد
و هر بارکه این کار را تکرار میکنید
بیشتر از ارزش و قدرت خود میکاهید
بگذارید اگر کسی شما را میخواهد
عادت کند که نباید دائما شما را قضاوت کند
تا شما دائما مجبور باشید رفع ابهام کنید
و تا زمانی که واقعا نیاز نیست
کارتان را تشریح نکنید
کمی قوی باشید!
🖌 سیما امیرخانی
❄️ @shernosh
❄️ بگذار شعرم بماند
🖌 شعر: سیّد جلیل سیّد هاشمی
🎤 صداخوانی: بانو سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
دارم حسودی می کنم هرگز نگفتی
هر شب کنار واژه های من چرایی؟
گل می کنی در شعرهای تازۀ من
با واژه های تازه از کی آشنایی؟
دارم حسودی می کنم، پُر کرده انگار
هر روز رویایت تمام لحظه ها را
حس بدی دارم عسل_بانو خدایی
از روی رویاهای من، بردار پا را
یک شب"دُن آرام" یک شب"ژان کریستف"
در برگ برگ ِ هر رُمانم می نشینی
خیّام؛ حافظ، منزوی هر جا که باشد
چون تیر تُویِ استخوانم می نشینی
این روزها حس می کنم هر جا که هستم
می آیی و رد می شوی از رو به رویم
مویم پریشان است و من مثل جوان ها
آرام دستی می برم در لایِ مویم
دارم روانی می شوم! می بینی اصلاً؟
عینِ خیالت نیست این دیوانه بازی
دست از سرم بردار، دیگر خسته هستم
دیوانه ام کردی تو با این پا درازی
می خواهمت! این خواستن امّا مهم نیست
وقتی که دیواری میان ماست بانو
گل کردنِ هر روزه ات فرقی ندارد
حس می کنم خاری میان ماست بانو
زیباییِ تو دشمن من شد، ندیدی
خاتون برو تا واژه های من بماند
من می روم، تنهایی ام تقدیر من بود
بگذار تا شعرم برای من، بماند
─═ঊঈ سیّد جلیل سیّد هاشمی ঈঊ═─
🖌 شعر: سیّد جلیل سیّد هاشمی
🎤 صداخوانی: بانو سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
دارم حسودی می کنم هرگز نگفتی
هر شب کنار واژه های من چرایی؟
گل می کنی در شعرهای تازۀ من
با واژه های تازه از کی آشنایی؟
دارم حسودی می کنم، پُر کرده انگار
هر روز رویایت تمام لحظه ها را
حس بدی دارم عسل_بانو خدایی
از روی رویاهای من، بردار پا را
یک شب"دُن آرام" یک شب"ژان کریستف"
در برگ برگ ِ هر رُمانم می نشینی
خیّام؛ حافظ، منزوی هر جا که باشد
چون تیر تُویِ استخوانم می نشینی
این روزها حس می کنم هر جا که هستم
می آیی و رد می شوی از رو به رویم
مویم پریشان است و من مثل جوان ها
آرام دستی می برم در لایِ مویم
دارم روانی می شوم! می بینی اصلاً؟
عینِ خیالت نیست این دیوانه بازی
دست از سرم بردار، دیگر خسته هستم
دیوانه ام کردی تو با این پا درازی
می خواهمت! این خواستن امّا مهم نیست
وقتی که دیواری میان ماست بانو
گل کردنِ هر روزه ات فرقی ندارد
حس می کنم خاری میان ماست بانو
زیباییِ تو دشمن من شد، ندیدی
خاتون برو تا واژه های من بماند
من می روم، تنهایی ام تقدیر من بود
بگذار تا شعرم برای من، بماند
─═ঊঈ سیّد جلیل سیّد هاشمی ঈঊ═─
Telegram
ArtaMusic_channel
❄️ بگذار شعرم بماند
🖌 شعر: سیّد جلیل سیّد هاشمی
🎤 صداخوانی: بانو سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
🖌 شعر: سیّد جلیل سیّد هاشمی
🎤 صداخوانی: بانو سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
Panjareha Basteand
Mahro Mostofi
❄️ پنجره ها بسته اند
🖌 شعر: سیمین بهبهانی
🎤 صداخوانی: مهرو مستوفی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
🖌 شعر: سیمین بهبهانی
🎤 صداخوانی: مهرو مستوفی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
❄️ در ره عشقت ای صنم...
🖌 شعر: طاهره قره العین
🎶 آواز: هوشمند عقیلی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
در ره عشقت ای صنم، شيفته ی بلا منم
چند مغايرت کنی؟ با غمت آشنا منم
پرده به روی بسته ای، زلف به هم شکسته ای
از همه خلق رسته ای، از همگان جدا منم
شير تويی، شکر تويی، شاخه تويی، ثمر تويی
شمس تويی، قمر تويی، ذره منم، هوا, منم
نخل تويی، رطب تويی، لعبت نوش لب تويی
خواجه ی با ادب تويی، بنده ی بي حيا منم
کعبه تويی، صنم تويی، دير تويی، حرم تويی،
دلبر محترم تويی ، عاشق بي نوا منم
شاهد شوخ دلربا گفت به سوی من بيا
رسته ز کبر و از ريا، مظهر کبريا منم
طاهره خاک پای تو ، مست می لقای تو
منتظر عطای تو ، معترف خطا منم
─═ঊঈ طاهره قُرةالعَین ঈঊ═─
🖊مختصری دربارۀ شاعر:
فاطمه زرینتاج برغانی قزوینی ملقب به زکیه یا امسلمه و مشهور به طاهره قُرةالعَین (زادهٔ ۱۲۳۰، ۱۲۳۱ یا ۱۲۳۳ قمری _ درگذشتهٔ ۱۲۶۸ قمری) شاعر ایرانی، از اولین مریدان سید علیمحمد باب و از رهبران جنبش باب بوده است.
پدر و مادرش هر دو مسلمان و مجتهد بودند.
وی همانند یکی از عموهایش ابتدا به شیخیه گرایش پیدا کرد و برای مدتی رهبری بخشی از شیخیه در کربلا و عراق را به دست گرفت.
با علنی شدن دعوت سید علیمحمد باب، طاهره به وی گروید و بدون آنکه موفق شود تا پایان عمر او را از نزدیک ببیند، در زمره نزدیکترین یاران او درآمد.
او نخستین زن بابی بود که روبنده از صورت برگرفت و اعلام نمود که با آمدن آیین بیانی، احکام اسلام ملغی شده است.
او به اتّهام دست داشتن در قتل عموی بزرگش محمدتقی برغانی معروف به «شهید ثالث» بازداشت شد و سه سال بعد، مدتی پس از ترور نافرجام ناصرالدینشاه و همزمان با بسیاری از بابیان دیگر، در تهران به جرم فساد فیالارض اعدام شد.
او اولین زنی بود که به این اتهام اعدام شد.
از طاهره اشعاری باقی ماندهاست که بر سر انتساب پارهای از این اشعار به وی اختلاف نظر وجود دارد.
از سویی طاهره تفسیری انقلابی از بابیگری ارائه کرد که موجب جدایی در جامعه بابیها در ایران و عراق گردید ولی از سوی دیگر همین تفسیر باعث پیوند موعودگرایی با مفهوم باب شد.
طاهره برترین شخصیت زن در آیین بیانی و سومین و شناختهشدهترین شخصیت زن در آئین بهایی است.
برخی نویسندگان معاصر او را فعالی فمینیستی معرفی میکنند. اما دیدگاه مقابلی، تفسیر فمنیستی از اقدامات طاهره را رد میکند و کارهایی مانند برداشتن روبنده در واقعه بدشت را بیشتر نمادی از الغای شریعت اسلام و اعلام شریعتی نو به رهبری سید علیمحمد باب میداند.
🖌 شعر: طاهره قره العین
🎶 آواز: هوشمند عقیلی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
در ره عشقت ای صنم، شيفته ی بلا منم
چند مغايرت کنی؟ با غمت آشنا منم
پرده به روی بسته ای، زلف به هم شکسته ای
از همه خلق رسته ای، از همگان جدا منم
شير تويی، شکر تويی، شاخه تويی، ثمر تويی
شمس تويی، قمر تويی، ذره منم، هوا, منم
نخل تويی، رطب تويی، لعبت نوش لب تويی
خواجه ی با ادب تويی، بنده ی بي حيا منم
کعبه تويی، صنم تويی، دير تويی، حرم تويی،
دلبر محترم تويی ، عاشق بي نوا منم
شاهد شوخ دلربا گفت به سوی من بيا
رسته ز کبر و از ريا، مظهر کبريا منم
طاهره خاک پای تو ، مست می لقای تو
منتظر عطای تو ، معترف خطا منم
─═ঊঈ طاهره قُرةالعَین ঈঊ═─
🖊مختصری دربارۀ شاعر:
فاطمه زرینتاج برغانی قزوینی ملقب به زکیه یا امسلمه و مشهور به طاهره قُرةالعَین (زادهٔ ۱۲۳۰، ۱۲۳۱ یا ۱۲۳۳ قمری _ درگذشتهٔ ۱۲۶۸ قمری) شاعر ایرانی، از اولین مریدان سید علیمحمد باب و از رهبران جنبش باب بوده است.
پدر و مادرش هر دو مسلمان و مجتهد بودند.
وی همانند یکی از عموهایش ابتدا به شیخیه گرایش پیدا کرد و برای مدتی رهبری بخشی از شیخیه در کربلا و عراق را به دست گرفت.
با علنی شدن دعوت سید علیمحمد باب، طاهره به وی گروید و بدون آنکه موفق شود تا پایان عمر او را از نزدیک ببیند، در زمره نزدیکترین یاران او درآمد.
او نخستین زن بابی بود که روبنده از صورت برگرفت و اعلام نمود که با آمدن آیین بیانی، احکام اسلام ملغی شده است.
او به اتّهام دست داشتن در قتل عموی بزرگش محمدتقی برغانی معروف به «شهید ثالث» بازداشت شد و سه سال بعد، مدتی پس از ترور نافرجام ناصرالدینشاه و همزمان با بسیاری از بابیان دیگر، در تهران به جرم فساد فیالارض اعدام شد.
او اولین زنی بود که به این اتهام اعدام شد.
از طاهره اشعاری باقی ماندهاست که بر سر انتساب پارهای از این اشعار به وی اختلاف نظر وجود دارد.
از سویی طاهره تفسیری انقلابی از بابیگری ارائه کرد که موجب جدایی در جامعه بابیها در ایران و عراق گردید ولی از سوی دیگر همین تفسیر باعث پیوند موعودگرایی با مفهوم باب شد.
طاهره برترین شخصیت زن در آیین بیانی و سومین و شناختهشدهترین شخصیت زن در آئین بهایی است.
برخی نویسندگان معاصر او را فعالی فمینیستی معرفی میکنند. اما دیدگاه مقابلی، تفسیر فمنیستی از اقدامات طاهره را رد میکند و کارهایی مانند برداشتن روبنده در واقعه بدشت را بیشتر نمادی از الغای شریعت اسلام و اعلام شریعتی نو به رهبری سید علیمحمد باب میداند.
Telegram
ArtaMusic_channel
❄️ در ره عشقت ای صنم...
🖌 شعر: طاهره قره العین
🎶 آواز: هوشمند عقیلی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
🖌 شعر: طاهره قره العین
🎶 آواز: هوشمند عقیلی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
🖊 شاید 10 سالی هست که این تراک را دارم؛ تاکنون نیز ترانه ای غیر از همین تراک از خواننده اش نشنیده ام. نمیدانم یا او دیگر نمی خواند یا خوانش هایش از من گریزانند! اما نکته ی مهم این است که هرگاه به یاد خاطراتی می افتم که نه میتوانم از آنها بگذرم و دور بریزم و نه توان یدک کشیدنشان را دارم بی اختیار به سوی این تراک می روم...
👇👇
👇👇
❄️ پیراهنم پیراهنت را دوست دارد
🖌 ایرج علی نژاد
پیراهنم پیراهنت را دوست دارد
پیراهنم عطر تنت را دوست دارد
پیراهنم وقتی که می آیی سراغش
آغوشِ گرم و ایمنت را دوست دارد...
پیراهنم ، شب در اتاق گفتگومان
پیراهن از تن کندنت را دوست دارد
پیراهنم چشمش تو را خیلی گرفته
نامرد چشمِ روشنت را دوست دارد
خوب او حسودست و تو را از چشم مردم
پیداست ! پنهان کردنت را دوست دارد
پیراهنم دلتنگ می گردد برایت
تنگِ غروب و دیدنت را دوست دارد
آهسته در گوشت بیا چیزی بگویم
پیراهنم، پیراهنت را دوست دارد ...
─═ঊঈ ایرج علی نژاد ঈঊ═─
🖌 ایرج علی نژاد
پیراهنم پیراهنت را دوست دارد
پیراهنم عطر تنت را دوست دارد
پیراهنم وقتی که می آیی سراغش
آغوشِ گرم و ایمنت را دوست دارد...
پیراهنم ، شب در اتاق گفتگومان
پیراهن از تن کندنت را دوست دارد
پیراهنم چشمش تو را خیلی گرفته
نامرد چشمِ روشنت را دوست دارد
خوب او حسودست و تو را از چشم مردم
پیداست ! پنهان کردنت را دوست دارد
پیراهنم دلتنگ می گردد برایت
تنگِ غروب و دیدنت را دوست دارد
آهسته در گوشت بیا چیزی بگویم
پیراهنم، پیراهنت را دوست دارد ...
─═ঊঈ ایرج علی نژاد ঈঊ═─
🖊 این پست؛ این شعر و این ترانه را تقدیم میکنم به آنانی که همچون من، امروز به فردای بدونِ کسانی می اندیشند که دیروز در کنار خود داشتند و هرگز نمی پنداشتند که زمان خداحافظی اینقدر نزدیک است.
😔آرتا
❄️ هوای بیقراری
🎤 با صدای: مه سیما احدی
🖌 ترانه سرا: احسان افشاری
🎼 آهنگسازی و تنظیم: زنده یاد پوریا جوان میری
🎼 میکس و مسترینگ: امیر آرامش نژاد
🎻 پیانو،درامز،گیتاربیس: یونس بیات
🎬 کارگردان هنری: فرزین شکاری
💿 تدوین: رکسانا حاج محمد شاطر
💿 مدیر اجرایی: فرزام شکاری
🎶 با تشکر از: ارکستر آهنگ
رسیده ام به خانه اما
غبار جاده مانده با من
در این هوای بیقراری
در این هوای بیقراری
هزار و یک شب از تو دورم
کجایی ای نگاه یاغی
کجایی ای جنون کاری
کجایی ای جنون کاری
من از جهان پر هیاهو
تو را چگونه پس بگیرم
چرا همیشه بی نشانی
چرا همیشه بی نشانی
دوباره از هوای بی تو
به سمت گریه باز گشتم
بگو کجای این جهانی
بگو کجای این جهانی
منی که بی تو سهم آهم
منی که بی تو کوه دردم
از این جنون بی نهایت
بگو چگونه باز گردم
بگو چگونه باز گردم
چقدر خانه بی تو خالی ست
چقدر خانه بی تو تنهاست
به روزهای رفته سوگند
تمام روزها مباداست
رسیده ام به خانه اما
غبار جاده مانده با من
در این هوای بیقراری
در این هوای بیقراری
─═ঊঈ احسان افشاری ঈঊ═─
😔آرتا
❄️ هوای بیقراری
🎤 با صدای: مه سیما احدی
🖌 ترانه سرا: احسان افشاری
🎼 آهنگسازی و تنظیم: زنده یاد پوریا جوان میری
🎼 میکس و مسترینگ: امیر آرامش نژاد
🎻 پیانو،درامز،گیتاربیس: یونس بیات
🎬 کارگردان هنری: فرزین شکاری
💿 تدوین: رکسانا حاج محمد شاطر
💿 مدیر اجرایی: فرزام شکاری
🎶 با تشکر از: ارکستر آهنگ
رسیده ام به خانه اما
غبار جاده مانده با من
در این هوای بیقراری
در این هوای بیقراری
هزار و یک شب از تو دورم
کجایی ای نگاه یاغی
کجایی ای جنون کاری
کجایی ای جنون کاری
من از جهان پر هیاهو
تو را چگونه پس بگیرم
چرا همیشه بی نشانی
چرا همیشه بی نشانی
دوباره از هوای بی تو
به سمت گریه باز گشتم
بگو کجای این جهانی
بگو کجای این جهانی
منی که بی تو سهم آهم
منی که بی تو کوه دردم
از این جنون بی نهایت
بگو چگونه باز گردم
بگو چگونه باز گردم
چقدر خانه بی تو خالی ست
چقدر خانه بی تو تنهاست
به روزهای رفته سوگند
تمام روزها مباداست
رسیده ام به خانه اما
غبار جاده مانده با من
در این هوای بیقراری
در این هوای بیقراری
─═ঊঈ احسان افشاری ঈঊ═─
YouTube
"هوای بیقراری" با صدای "مه سیما احدی" *** MahSima Ahasi: Havaye Bigharari
#هوای_بیقراری
با صدای #مه_سیما_احدی
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
@ArtaMat3880
ترانه سرا #احسان_افشاری
آهنگسازی وتنظیم:زنده یاد #پوریاجوانمیری
میکس ومسترینگ #امیرآرامش_نژاد
پیانو،درامز،گیتاربیس #یونس_بیات
کارگردان هنری #فرزین_شکاری
تدوین #رکساناحاج_محمدشاطر…
با صدای #مه_سیما_احدی
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
@ArtaMat3880
ترانه سرا #احسان_افشاری
آهنگسازی وتنظیم:زنده یاد #پوریاجوانمیری
میکس ومسترینگ #امیرآرامش_نژاد
پیانو،درامز،گیتاربیس #یونس_بیات
کارگردان هنری #فرزین_شکاری
تدوین #رکساناحاج_محمدشاطر…
Arghavan
Atefeh Hamidi
❄️ ارغوان
🖌 شاعر: امیرهوشنگ ابتهاج
🎤 صداخوانی: عاطفه حمیدی
🎶 تار: فواد صفدری
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
🖌 شاعر: امیرهوشنگ ابتهاج
🎤 صداخوانی: عاطفه حمیدی
🎶 تار: فواد صفدری
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
Taraneh Haye Raghs 01
Shabnam Hakim Hashemi
❄️ ترانه های رقص 1
🖌 شعر: شبنم حکیم هاشمی
🎤 صداخوانی: با صدای شاعر
🎶 موسیقی: احمد نوعی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
🖌 شعر: شبنم حکیم هاشمی
🎤 صداخوانی: با صدای شاعر
🎶 موسیقی: احمد نوعی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
داشتم از اين شهر مي رفتم
صدايم کردي
جا ماندم
از کشتي اي که رفت و غرق شد!
البته
اين فقط مي تواند يک قصه باشد
در اين شهر دود و آهن
دريا کجا بود
که من بخواهم سوار کشتي شوم و
تو صدايم کني!
فقط مي خواهم بگويم
تو نجاتم دادي
تا اسيرم کني!
🖌رسول يونان
❄️ @shernosh
صدايم کردي
جا ماندم
از کشتي اي که رفت و غرق شد!
البته
اين فقط مي تواند يک قصه باشد
در اين شهر دود و آهن
دريا کجا بود
که من بخواهم سوار کشتي شوم و
تو صدايم کني!
فقط مي خواهم بگويم
تو نجاتم دادي
تا اسيرم کني!
🖌رسول يونان
❄️ @shernosh
Forwarded from شعرنوش
وقتی زلیخا می شوی از ناز می ترسم
من یوسفم از دکمه های باز می ترسم
تضمین برگشتن به خانه جَلد بودن نیست
من از همینجا شد که از پرواز می ترسم
#روزبه_بمانی
@shernosh
من یوسفم از دکمه های باز می ترسم
تضمین برگشتن به خانه جَلد بودن نیست
من از همینجا شد که از پرواز می ترسم
#روزبه_بمانی
@shernosh
❄️ دلم گرفته برایت
🖌 شعر: استاد حسین منزوی
📚 از کتاب: با عشق در حوالی فاجعه
🎤 صداخوانی: بانو سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
به سينه مي زندم سر، دلي كه كرده هوايت
دلي كه كرده هواي كرشمه هاي صدايت
نه يوسفم، نه سياوش، به نفس كشتن و پرهيز
كه آورد دلم اي دوست! تاب وسوسه هايت
تو را ز جرگه ي انبوه خاطرات قديمي
برون كشيده ام و دل نهاده ام به صفايت
تو سخت و دير به دست آمدي مرا و عجب نيست
نمي كنم اگر اي دوست، سهل و زود، رهايت
گره به كار من افتاده است از غم غربت
كجاست چابكي دست هاي عقده گشايت؟
به كبر شعر مَبينم كه تكيه داده به افلاك
به خاكساري دل بين كه سر نهاده به پايت
"دلم گرفته برايت" زبان ساده ي عشق است
سليس و ساده بگويم: دلم گرفته برايت
─═ঊঈ استاد حسین منزوی ঈঊ═─
🖌 شعر: استاد حسین منزوی
📚 از کتاب: با عشق در حوالی فاجعه
🎤 صداخوانی: بانو سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
به سينه مي زندم سر، دلي كه كرده هوايت
دلي كه كرده هواي كرشمه هاي صدايت
نه يوسفم، نه سياوش، به نفس كشتن و پرهيز
كه آورد دلم اي دوست! تاب وسوسه هايت
تو را ز جرگه ي انبوه خاطرات قديمي
برون كشيده ام و دل نهاده ام به صفايت
تو سخت و دير به دست آمدي مرا و عجب نيست
نمي كنم اگر اي دوست، سهل و زود، رهايت
گره به كار من افتاده است از غم غربت
كجاست چابكي دست هاي عقده گشايت؟
به كبر شعر مَبينم كه تكيه داده به افلاك
به خاكساري دل بين كه سر نهاده به پايت
"دلم گرفته برايت" زبان ساده ي عشق است
سليس و ساده بگويم: دلم گرفته برايت
─═ঊঈ استاد حسین منزوی ঈঊ═─
Telegram
ArtaMusic_channel
❄️ دلم گرفته برایت
🖌 شعر: استاد حسین منزوی
📚 از کتاب: با عشق در حوالی فاجعه
🎤 صداخوانی: بانو سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
🖌 شعر: استاد حسین منزوی
📚 از کتاب: با عشق در حوالی فاجعه
🎤 صداخوانی: بانو سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
وصفِ رابطهی عاشقانه در جامعهی ما یک ممنوعه است...
شاهرخ مسکوب در کتابِ «شاهنامه پژوهی» میگوید: «فردوسی هرگز وارد جزییات رابطهی عاشقانه بین زال و رودابه نمیشود»
فردوسی میگوید عاشق یکدیگر شدند. ولی نمیگوید وقتی که به هم رسیدند چهها گفتند و چهها شنیدند.
در صورتی که اگر میخواست این کار را بکند، با آن توانایی شگفتآورش، غوغا میکرد.منیژه آنقدر عاشق بیژن است که در ادبیات مضمون «چاه بیژن» را میآفریند اما شما هرگز نمیخوانید که بیژن،دست منیژه را گرفته باشد!به نظر میآید پرهیزی در میان بوده است.
فردوسی در شاهنامه عشق را همپای حماسه میآفریند اما ریزنگاری حماسه کجا(مثلا حتا وصف اشیایی چون زره و شمشیر)و پریدن از روی وصف عاشقان کجا. ممکن است گفتهشود این اثر حماسی است اما کدام حماسه، تراژدی و... در تلفیق با عشق هزاران بار بیشتر شورانگیز نشده است؟
تمام داستان حماسی فتح تروا روی انگشت کوچک عشق میگردد. ادبیات ما در وصف عاشقانه بیرنگوبو است و برای چشیدن لذت کاتارسیسِ (اوجِ ارضای لذتِ حسی،هنری،ادبی) به ادبیات و فیلم دیگران پناه میبریم.ما تنِ خود را در سانسور، ساطورساطور میکنیم و به ادبیات و فیلم غربی پناه میبریم. چرا؟
چون فرهنگ ما فرهنگِ پنهانکاری است. مادربزرگم جارو میکرد و آشغالها را میداد زیر فرش. میپرسیدم چرا؟ لب میگزیدومیگفت: هیس. آن آشغالِ زیرِ فرش، نشاندهندهی پنهانکاری در فرهنگ ماست. در حالی که دنیا از ضایعات فاضلابش عطر میسازد ما چاههای مستراحمان را زیر خودمان حفر کردیم.
ما فخرالدین اسعدگرگانی را که در ویس و رامین رابطهی عاشقانه را با جزییات دلکش نوشته، از برنامه درسی حذف میکنیم. دستگاه عریض و طویل سانسور در ادارهی کتاب، منتظر یک بوسه نشستهاند تا لب ببُرند، ولی آب دهنشان میریزد برای دیدنِ یک صحنهی بوسه در فیلمهای آنور آبی.
زندگی ما همان حسرتِ نگاه کردن به صحنههایِ دمقیچیِ سینما پارادیزو است در حالی که تو بیژنی و او منیژه. او ویس است و تو رامین.
❄️ @shernosh
شاهرخ مسکوب در کتابِ «شاهنامه پژوهی» میگوید: «فردوسی هرگز وارد جزییات رابطهی عاشقانه بین زال و رودابه نمیشود»
فردوسی میگوید عاشق یکدیگر شدند. ولی نمیگوید وقتی که به هم رسیدند چهها گفتند و چهها شنیدند.
در صورتی که اگر میخواست این کار را بکند، با آن توانایی شگفتآورش، غوغا میکرد.منیژه آنقدر عاشق بیژن است که در ادبیات مضمون «چاه بیژن» را میآفریند اما شما هرگز نمیخوانید که بیژن،دست منیژه را گرفته باشد!به نظر میآید پرهیزی در میان بوده است.
فردوسی در شاهنامه عشق را همپای حماسه میآفریند اما ریزنگاری حماسه کجا(مثلا حتا وصف اشیایی چون زره و شمشیر)و پریدن از روی وصف عاشقان کجا. ممکن است گفتهشود این اثر حماسی است اما کدام حماسه، تراژدی و... در تلفیق با عشق هزاران بار بیشتر شورانگیز نشده است؟
تمام داستان حماسی فتح تروا روی انگشت کوچک عشق میگردد. ادبیات ما در وصف عاشقانه بیرنگوبو است و برای چشیدن لذت کاتارسیسِ (اوجِ ارضای لذتِ حسی،هنری،ادبی) به ادبیات و فیلم دیگران پناه میبریم.ما تنِ خود را در سانسور، ساطورساطور میکنیم و به ادبیات و فیلم غربی پناه میبریم. چرا؟
چون فرهنگ ما فرهنگِ پنهانکاری است. مادربزرگم جارو میکرد و آشغالها را میداد زیر فرش. میپرسیدم چرا؟ لب میگزیدومیگفت: هیس. آن آشغالِ زیرِ فرش، نشاندهندهی پنهانکاری در فرهنگ ماست. در حالی که دنیا از ضایعات فاضلابش عطر میسازد ما چاههای مستراحمان را زیر خودمان حفر کردیم.
ما فخرالدین اسعدگرگانی را که در ویس و رامین رابطهی عاشقانه را با جزییات دلکش نوشته، از برنامه درسی حذف میکنیم. دستگاه عریض و طویل سانسور در ادارهی کتاب، منتظر یک بوسه نشستهاند تا لب ببُرند، ولی آب دهنشان میریزد برای دیدنِ یک صحنهی بوسه در فیلمهای آنور آبی.
زندگی ما همان حسرتِ نگاه کردن به صحنههایِ دمقیچیِ سینما پارادیزو است در حالی که تو بیژنی و او منیژه. او ویس است و تو رامین.
❄️ @shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
❄️ نامِ رُخِ قمَر
🖌 شعر: حضرت مولانا
🎤 صداخوانی: بانو سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگویی ام که نِی؛ نِی شکنم شکر برم
آمده ام چو عقل و جان از همه دیده ها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعلهِ نظر برم
گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کُله برد من ز میان کمر برم
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم؟
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم؟
آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می کند
پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم
آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد
و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم
در هوس خیال او همچو خیال گشته ام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت: بخور! نمی خوری؟! پیش کسی دگر برم...
─═ঊঈ حضرت مولانا ঈঊ═─
🖌 شعر: حضرت مولانا
🎤 صداخوانی: بانو سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگویی ام که نِی؛ نِی شکنم شکر برم
آمده ام چو عقل و جان از همه دیده ها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعلهِ نظر برم
گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کُله برد من ز میان کمر برم
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم؟
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم؟
آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می کند
پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم
آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد
و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم
در هوس خیال او همچو خیال گشته ام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت: بخور! نمی خوری؟! پیش کسی دگر برم...
─═ঊঈ حضرت مولانا ঈঊ═─
Telegram
ArtaMusic_channel
❄️ نامِ رُخِ قمَر
🖌 شعر: حضرت مولانا
🎤 صداخوانی: بانو سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
🖌 شعر: حضرت مولانا
🎤 صداخوانی: بانو سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh