قهوه هاي ترک
سيگارهاي انگليسي
ميزهاي روسي
آهنگ هاي فرانسوي
همه حرف مرا مي فهمند
بغض هاي ايراني ام را
کجا ترجمه کنم ؟؟
─═ঊঈ جلال حاجي زاده ঈঊ═─
سيگارهاي انگليسي
ميزهاي روسي
آهنگ هاي فرانسوي
همه حرف مرا مي فهمند
بغض هاي ايراني ام را
کجا ترجمه کنم ؟؟
─═ঊঈ جلال حاجي زاده ঈঊ═─
آدمیزاده، گوگِل كه نيست
تا دو تا حرف تايپ كنى
حدس بزنه چى میخواى بگى...
بايد رُك و پوستكنده
حرف دلت رو بهش بزنى،
بدونِ حاشيه!
به قول قديميا برو سر اصل مطلب؛
دوسش دارى؟!
دو حالت بيشتر نداره،
برو بهش بگو
قبول كرد كه قبول كرد،
قبول نكرد،
دوباره بگو...
🖌 فرزانه صدهزارى
@shernosh
تا دو تا حرف تايپ كنى
حدس بزنه چى میخواى بگى...
بايد رُك و پوستكنده
حرف دلت رو بهش بزنى،
بدونِ حاشيه!
به قول قديميا برو سر اصل مطلب؛
دوسش دارى؟!
دو حالت بيشتر نداره،
برو بهش بگو
قبول كرد كه قبول كرد،
قبول نكرد،
دوباره بگو...
🖌 فرزانه صدهزارى
@shernosh
😑چرا فهمیدن این موضوع برا خیلی ها سخته؟؟!!!!
+ چون کسی تو زندگیت نیست
منو دوست داری؟
- چون تو رو دوست دارم، کسی توی
زندگیم نیست ...
🕊 یه حرف ساده
@shernosh
+ چون کسی تو زندگیت نیست
منو دوست داری؟
- چون تو رو دوست دارم، کسی توی
زندگیم نیست ...
🕊 یه حرف ساده
@shernosh
دلگیری من از نبودِ کسی نیست؛
دلگیری من از این بودن های تو خالی است.
از این بودن هایی که
از هزاران نبودن ها بیشتر آتش بر دلت میزند.
من عمری است از این تضاد ها دلگیرم...!
🖌 نرگس حریری
@shernosh
دلگیری من از این بودن های تو خالی است.
از این بودن هایی که
از هزاران نبودن ها بیشتر آتش بر دلت میزند.
من عمری است از این تضاد ها دلگیرم...!
🖌 نرگس حریری
@shernosh
بر مزارم گریه کن اشکت مرا جان می دهد
ناله هایت بوی عشق و بوی باران می دهد
دست بر قبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا
دست هایت دردهایم را تسلا می دهد
با من درمانده و شیدا سخن را تازه کن
حرف هایت طعم شیرین بهاران می دهد
وقت رفتن لحظه ای برگرد قبرم را ببین
این نگاه آخرت امید ماندن می دهد
رفتی و چشمم به دنبال قدم هایت گریست
زخم های مرده ام را رفتنت جان می دهد
نیست از من قدرت بوسیدن چشمان تو
باد می بوسد به جایم قلب ایمان می دهد
🖌 لاادری
@shernosh
ناله هایت بوی عشق و بوی باران می دهد
دست بر قبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا
دست هایت دردهایم را تسلا می دهد
با من درمانده و شیدا سخن را تازه کن
حرف هایت طعم شیرین بهاران می دهد
وقت رفتن لحظه ای برگرد قبرم را ببین
این نگاه آخرت امید ماندن می دهد
رفتی و چشمم به دنبال قدم هایت گریست
زخم های مرده ام را رفتنت جان می دهد
نیست از من قدرت بوسیدن چشمان تو
باد می بوسد به جایم قلب ایمان می دهد
🖌 لاادری
@shernosh
دلتنگی می دانی چیست؟!
غرق شدن در یادت،
فکر به صدایت،
و مرور هر شب خاطراتت...
دلتنگی ساده تر از همه معانی است
دلتنگی یعنی
"تو" نباشی
و
"من" تو را زندگی کنم
🖌 صنم عابدینی
@shernosh
غرق شدن در یادت،
فکر به صدایت،
و مرور هر شب خاطراتت...
دلتنگی ساده تر از همه معانی است
دلتنگی یعنی
"تو" نباشی
و
"من" تو را زندگی کنم
🖌 صنم عابدینی
@shernosh
TO
Fatima & Yara
نویسنده #نیکی_فیروزکوهی
خوانش #فاطیما
ترانه سرا #سیاوش_کسرایی
آوای نخست #صبا_حسینی
آواز #یارا_دانشور
تنظیم #ارتا_رحیمی
@asheghanehaye_fatima
خوانش #فاطیما
ترانه سرا #سیاوش_کسرایی
آوای نخست #صبا_حسینی
آواز #یارا_دانشور
تنظیم #ارتا_رحیمی
@asheghanehaye_fatima
آقای وزیر سلام. امروز و این هفته طبق فرمایش شما میبایست روز آغاز سال تحصیلی باشد، اما راستش من اجازه دادم فرزندم بخوابد و همینطور که به چشمهای معصوم و خوابش زل زدهبودم آرزو کردم که قبل از هرچیز سلامت باشد و بعد موفق! دیشب بهجای جلد کردن کتابهای او با اشتیاق، اخبار تعداد مبتلایان شهرمان را چک کردم با هراس.
راستش را بخواهید من قانونمدار خوبی نیستم! وقتی صحبت از جان فرزندم باشد، هم قانونشکنم، هم خودمختار!
راستش آقای وزیر! گفتید نگران نباشیم، اما من خیلی نگرانم، نگران کودکانی که به هر دلیلی ترجیح دادند به مدرسه بروند، و نگران والدینی که خیالشان با یک جملهی شما راحت شد ؛ «اگر کسی نگران بود میتواند برای رفع نگرانیاش به مدرسه برود، همین» راستش آقای وزیر، ما هیچکداممان در مقابل اتفاقاتی که در کمین نشستهاند، کاری از دستمان ساخته نیست به جز احتیاط، و من اگر صحبت از جان فرزندم باشد، نه مدارا میکنم نه به احتمالات، دل خوش.
راستش آقای وزیر، چند روز قبل با چند خانوادهی مقیم کشورهای دیگر صحبت کردم که در شهر و کشورشان با وجود امکانات فوقالعادهای که دولت در اختیار مردم قرار دادهبود، مدارس را حضوری کردند و به هفته نکشیده حرفشان را پس گرفتند، فقط این بین، تعداد زیادی کودک و انسان بیگناه، بیمار شدند. شما چه؟ از تجربهی دیگران پرسیدهاید برای رسیدن به نتایج مشترک؟ و هیچ فکرش را کردهاید با این امکاناتی که در اختیار فرزندانمان نیست، چه اتفاقی قرار است بیفتد؟! شما خودتان فرزند یا نوهی مدرسهای دارید؟ اجازه میدهید به مدرسه بروند تا به نتیجهی مشترکی برسید؟
راستش آقای وزیر! جان انسانها وسیلهی خوبی برای آزمون و خطا نیست، جان انسانها مقدس است آقای وزیر. نمیتوان در این موارد، به احتمالات دل خوش کرد. امیدوارم واقعا هیچ اتفاق بدی برای هیچکس نیفتد و همهی کودکان همانقدر فهمیده و محتاط باشند که شما فکر میکردید و ویروسها منصف باشند و لااقل روی کاغذ و کتاب، جا خوش نکنند، چون قابل ضد عفونی کردن نیست.
راستش آقای وزیر، امروز هوا خوب نیست، آسمان دلش گرفته و ابرها بلاتکلیفند و هر ثانیه ممکن است حادثه ببارند.
خوشحالم که به جای شما نیستم، گرفتن چنین تصمیماتی، هم دل و جگر میخواهد، هم... بگذریم، سرتان سلامت باشد آقای وزیر.
🖌نرگس صرافیان (طوفان)
@shernosh
راستش را بخواهید من قانونمدار خوبی نیستم! وقتی صحبت از جان فرزندم باشد، هم قانونشکنم، هم خودمختار!
راستش آقای وزیر! گفتید نگران نباشیم، اما من خیلی نگرانم، نگران کودکانی که به هر دلیلی ترجیح دادند به مدرسه بروند، و نگران والدینی که خیالشان با یک جملهی شما راحت شد ؛ «اگر کسی نگران بود میتواند برای رفع نگرانیاش به مدرسه برود، همین» راستش آقای وزیر، ما هیچکداممان در مقابل اتفاقاتی که در کمین نشستهاند، کاری از دستمان ساخته نیست به جز احتیاط، و من اگر صحبت از جان فرزندم باشد، نه مدارا میکنم نه به احتمالات، دل خوش.
راستش آقای وزیر، چند روز قبل با چند خانوادهی مقیم کشورهای دیگر صحبت کردم که در شهر و کشورشان با وجود امکانات فوقالعادهای که دولت در اختیار مردم قرار دادهبود، مدارس را حضوری کردند و به هفته نکشیده حرفشان را پس گرفتند، فقط این بین، تعداد زیادی کودک و انسان بیگناه، بیمار شدند. شما چه؟ از تجربهی دیگران پرسیدهاید برای رسیدن به نتایج مشترک؟ و هیچ فکرش را کردهاید با این امکاناتی که در اختیار فرزندانمان نیست، چه اتفاقی قرار است بیفتد؟! شما خودتان فرزند یا نوهی مدرسهای دارید؟ اجازه میدهید به مدرسه بروند تا به نتیجهی مشترکی برسید؟
راستش آقای وزیر! جان انسانها وسیلهی خوبی برای آزمون و خطا نیست، جان انسانها مقدس است آقای وزیر. نمیتوان در این موارد، به احتمالات دل خوش کرد. امیدوارم واقعا هیچ اتفاق بدی برای هیچکس نیفتد و همهی کودکان همانقدر فهمیده و محتاط باشند که شما فکر میکردید و ویروسها منصف باشند و لااقل روی کاغذ و کتاب، جا خوش نکنند، چون قابل ضد عفونی کردن نیست.
راستش آقای وزیر، امروز هوا خوب نیست، آسمان دلش گرفته و ابرها بلاتکلیفند و هر ثانیه ممکن است حادثه ببارند.
خوشحالم که به جای شما نیستم، گرفتن چنین تصمیماتی، هم دل و جگر میخواهد، هم... بگذریم، سرتان سلامت باشد آقای وزیر.
🖌نرگس صرافیان (طوفان)
@shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Xəyallarım
Ayla Günəş & Elmira Rahim Ova
🍁xəyallarım
🖌Şair: Əli Ağa Vahed
🎤ifa: Ayla Günəş
🎶Müğənni: Elmira Rahim Ova
📀Təşkilatçı: Arta Rahimi
🕊Redaktə edin: Müqəddəs oğlan
🍁Bu işin istehsal tarixi: Sentyabr 2020
اولسایدی میسّر، گـوزه لیـم، یـاریـن اولاردیـم
هر لحظه غمین چکمگه غمخوارین اولاردیم
هر شب دولانیب صبحه کیمی شمع ِ جمالین
پـروانـه کیمـی، طـالـبِ دیـداریــن اولاردیــم
ممکن کی دگیل بیرده گـزیـم گلشـن ِ کـویـین
ممکـن گـر اولایـدی، یئنـه زوّاریـن اولاردیـم
ای طوطی وشیم، آیئنـۀ حُسنـونـی گـورجـک
آلــوده ی اول لعــلِِ شِکــر واریــن اولاردیــم
مجنون کیمی دائیم، سـر کـوئینـده گـزه ردیـم
عومـروم نقـدر وارسـا، پـرستـاریـن اولاردیـم
یوسیف کیمی وئرسی یـدیلـه دیـدارینـا قیمـت
جان نقدی ایلـه مـنده خـریـداریـن اولاردیـم
واحد سر کوئینده گزه ردیم گئجه _ گوندوز
ای مه بو ادا ایله دل افکارین اولاردیم
@shernosh
🖌Şair: Əli Ağa Vahed
🎤ifa: Ayla Günəş
🎶Müğənni: Elmira Rahim Ova
📀Təşkilatçı: Arta Rahimi
🕊Redaktə edin: Müqəddəs oğlan
🍁Bu işin istehsal tarixi: Sentyabr 2020
اولسایدی میسّر، گـوزه لیـم، یـاریـن اولاردیـم
هر لحظه غمین چکمگه غمخوارین اولاردیم
هر شب دولانیب صبحه کیمی شمع ِ جمالین
پـروانـه کیمـی، طـالـبِ دیـداریــن اولاردیــم
ممکن کی دگیل بیرده گـزیـم گلشـن ِ کـویـین
ممکـن گـر اولایـدی، یئنـه زوّاریـن اولاردیـم
ای طوطی وشیم، آیئنـۀ حُسنـونـی گـورجـک
آلــوده ی اول لعــلِِ شِکــر واریــن اولاردیــم
مجنون کیمی دائیم، سـر کـوئینـده گـزه ردیـم
عومـروم نقـدر وارسـا، پـرستـاریـن اولاردیـم
یوسیف کیمی وئرسی یـدیلـه دیـدارینـا قیمـت
جان نقدی ایلـه مـنده خـریـداریـن اولاردیـم
واحد سر کوئینده گزه ردیم گئجه _ گوندوز
ای مه بو ادا ایله دل افکارین اولاردیم
@shernosh
آری، پاییز نزدیک است.
اما پاییز که همیشه صدای خشخشِ برگها در گذرها نیست!
پاییز که همیشه با بوی مِهر نمیآید!
پاییز گاهی در زیرسیگاریِ روی میز،
زیر انبوهی از خاکستر است،
گاهی حوالی عطری تلخ
پشت یقهی لباسی تا شده،
گاهی هم نم بارانیست که
در گوشۀ چشمانت میدرخشد!
پاییز که همیشه لای برگهای زرد و نارنجی نیست،
گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز.
گاهی قهوهایست که سر میرود،
غذاییست که ته میگیرد
و لبخندیست که بیبهانه بر لبانت مینشیند.
ساده بگویمت،
دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است!
🖌 روزبه معين
🍁 @shernosh
اما پاییز که همیشه صدای خشخشِ برگها در گذرها نیست!
پاییز که همیشه با بوی مِهر نمیآید!
پاییز گاهی در زیرسیگاریِ روی میز،
زیر انبوهی از خاکستر است،
گاهی حوالی عطری تلخ
پشت یقهی لباسی تا شده،
گاهی هم نم بارانیست که
در گوشۀ چشمانت میدرخشد!
پاییز که همیشه لای برگهای زرد و نارنجی نیست،
گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز.
گاهی قهوهایست که سر میرود،
غذاییست که ته میگیرد
و لبخندیست که بیبهانه بر لبانت مینشیند.
ساده بگویمت،
دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است!
🖌 روزبه معين
🍁 @shernosh
مردی كه امروز عاشقش ميشی زن های زیادی ازش متنفرن!
زنی كه امروز دوست داشتنش رو كشف ميكنی
و زندگيت رو زيبا می كنه پارسال زندگی مرد ديگه ای رو نابود كرده!
سربازی كه توی سنگر تو نارنجک میندازه
و منتظره صدای تكه تكه شدن بدنت رو بشنوه
توي خونه بچه ی سه ساله ای داره كه بهش ميگه بابا.
اتاق نيمه تاريک خونه ای قديمی كه حالت ازش بهم ميخوره
محل زيباترين خاطرات آدمی ديگه است...
شايد خيلى احمقانه به نظر بياد ؛
ولی زندگی بيش از اين كه خودش معنی داشته باشه،
از جایی كه تو بهش نگاه ميكنی
معنی پيدا می كنه...
🖌 علیرضا محمودی
🍁پ.ن:
مادربزرگم میگفت: غماتون رو نشمرید هی روش می یاد!
مادربزرگم سیاه نمیپوشید،میگفت فلک رو گول بزنیم
دیگه بلا نفرسته!!
میدونم کارمون از فریب دادنِ تقدیر غریبمون گذشته،
اما خدا رو چه دیدین شاید مادربزرگا
یه چیزی میدونستن که ما نمیدونیم!
🍁 @shernosh
زنی كه امروز دوست داشتنش رو كشف ميكنی
و زندگيت رو زيبا می كنه پارسال زندگی مرد ديگه ای رو نابود كرده!
سربازی كه توی سنگر تو نارنجک میندازه
و منتظره صدای تكه تكه شدن بدنت رو بشنوه
توي خونه بچه ی سه ساله ای داره كه بهش ميگه بابا.
اتاق نيمه تاريک خونه ای قديمی كه حالت ازش بهم ميخوره
محل زيباترين خاطرات آدمی ديگه است...
شايد خيلى احمقانه به نظر بياد ؛
ولی زندگی بيش از اين كه خودش معنی داشته باشه،
از جایی كه تو بهش نگاه ميكنی
معنی پيدا می كنه...
🖌 علیرضا محمودی
🍁پ.ن:
مادربزرگم میگفت: غماتون رو نشمرید هی روش می یاد!
مادربزرگم سیاه نمیپوشید،میگفت فلک رو گول بزنیم
دیگه بلا نفرسته!!
میدونم کارمون از فریب دادنِ تقدیر غریبمون گذشته،
اما خدا رو چه دیدین شاید مادربزرگا
یه چیزی میدونستن که ما نمیدونیم!
🍁 @shernosh
🖊امسال یه جور دیگه ای منتظر پاییزم...
پائیز رو چهرازی خوب شناخته میگه "دنیا یعنی محاسن پاییز" ... است میگه..
🖊کوچیک که بودم از پاییز بدم میومد..نه برای مدرسه ها نه!!
آسمونش که میگرفت روی قلبم سنگین میشد
بارون که شروع میشد دیگه کِز میکردم زیر پتو روی مبل و صدای تلویزیونو زیاد میکردم که صدای پاییز نیاد که حسش نکنم..
🖊بزرگتر که شدم انقدر قلبم سنگین شد
انقدر دردای عجیبی رو تجربه کرد که حس کردم چقدر دلگیری پاییز مرهمه لعنتی...
چقدر بارونش میشوره میبره فکرای گه گرفته رو..
باید وایستی پشت پنجره این زرد و نارنجیارو نگاه کنی
زیربارونش راه بری...
باید حتما دستتو یکی بگیره..
وگرنه غمباد میگیری آخر پاییز
قبل ازینکه جوجه هارو بشمرن باید روی برگاش به یکی فکر کرده باشی
سرتو روی شونه یکی گذاشته باشی
باید دلت لرزیده باشه کنار یکی
چونت لرزیده باشه از دوری یکی
که اگه اینکارارو نکرده باشی
ته پاییز دق میکنی ..
همون موقع که جوجه هارو میشمرن...
بدون اینا لیاقت پاییز همون نشستن روی مبل زیر پتو و بلند کردن صدای تلویزیونه...
🍁🍁
پائیز رو چهرازی خوب شناخته میگه "دنیا یعنی محاسن پاییز" ... است میگه..
🖊کوچیک که بودم از پاییز بدم میومد..نه برای مدرسه ها نه!!
آسمونش که میگرفت روی قلبم سنگین میشد
بارون که شروع میشد دیگه کِز میکردم زیر پتو روی مبل و صدای تلویزیونو زیاد میکردم که صدای پاییز نیاد که حسش نکنم..
🖊بزرگتر که شدم انقدر قلبم سنگین شد
انقدر دردای عجیبی رو تجربه کرد که حس کردم چقدر دلگیری پاییز مرهمه لعنتی...
چقدر بارونش میشوره میبره فکرای گه گرفته رو..
باید وایستی پشت پنجره این زرد و نارنجیارو نگاه کنی
زیربارونش راه بری...
باید حتما دستتو یکی بگیره..
وگرنه غمباد میگیری آخر پاییز
قبل ازینکه جوجه هارو بشمرن باید روی برگاش به یکی فکر کرده باشی
سرتو روی شونه یکی گذاشته باشی
باید دلت لرزیده باشه کنار یکی
چونت لرزیده باشه از دوری یکی
که اگه اینکارارو نکرده باشی
ته پاییز دق میکنی ..
همون موقع که جوجه هارو میشمرن...
بدون اینا لیاقت پاییز همون نشستن روی مبل زیر پتو و بلند کردن صدای تلویزیونه...
🍁🍁
😔غنچه های سوخته
🖊این شعر در زمستان سال 1345 توسط معلمی گمنام سروده شده است؛ شعری که هنوز طراوت و تازگی اش را حفظ کرده گویی که زمان و شرایط آموزشی برای برخی از دانش آموزان یخ بسته و تاکنون هیچ تغییری در این نیم قرن رخ نداده که هیچ، بسیاری از آنان در وانفسای آموزش آن لاین، از گردونه آموزش به بیرون پرتاب می شوند چرا که نه تنها از داشتن یک گوشی یا تبلت و حتا تلویزیون محرومند، که پدر و مادرشان توان آوردن نان را هم به سر سفره هاشان ندارند.
#آموزش_رایگان_برابر_اجباری_کیفی همراه با #بهداشت_سلامت_رایگان
#حق_همه_کودکان
روز بارانی است
حیاط مدرسه مخروبه و نمناک
اتاقکها نمور و توسری خورده
بوی سنگفرش کهنه و نمناک
و بوی آبریز گوشه ی دالان
با فضایی مملو از دلمردگی
روز من آغاز میگردد...
در کلاس درس
بچه های کوچک من
تنگِ هم از سوز سرما
چهره ها بیرنگ از یک درد بی-درمان
کبود از باد
نگاه ام روی آجر فرش ایوان
خیره میماند
به پایی کوچک و ناقص
مرتضی سلانه سلانه
از راه می آید
بچه ها از ماورای شیشه های مات، دلواپس!؟
روی لبهایش
همان لبخند پر اندوه دائم می نشیند باز
کُت نپوشیده است
دستهای کوچک و سردش
به بند کیف کهنه سخت چسبیده
نگاه پاک و معصوم اش
انتظار سرزنش دارد
ـ مرتضی لُخت آمدی؟
توی این سرما!
لبخند محزون از لبان اش محو می-گردد...
بخاری سرد و خاموش دریغ از قطره ای نفت است
کلاس درس در نجواست
حسن، آهسته زیر میز
نان خشکی را به دندان می کشد آرام
از نگاه ام سخت ترسیده
شرمنده پنهان می کند آن را
کودک معصوم
هفت یا هشت سال دارد
آتشی سوزان به قلب ام می پاشد
نگاهم خیره روی یک یک آنهاست
چهره ها را از ورای اشک می پایم
در میان شان صورتی شاداب
یا خالی ز بیماری نمی یابم
و بیماریشان یکسان،
بی غذایی، بینوایی، فقر
نمی دانم چه باید کرد
غنچه های کوچک من!
غنچه های سوخته!
دلم راغب به کاری نیست
چه بیهوده است این تدریس
برای کودکانی این چنین خاموش
که اکنون آخرین نیروی باقیمانده شان را
درس می بلعد
چه دلقکبازی تلخی است
این "پیکار با جهل و جهالت"
از سوی غارتگران خلق...
و من با بغض در نای و لهیب کینه در اعماق
درس خود را میکنم آغاز:
ـ بابا نان داد؟!
@shernosh
🖊این شعر در زمستان سال 1345 توسط معلمی گمنام سروده شده است؛ شعری که هنوز طراوت و تازگی اش را حفظ کرده گویی که زمان و شرایط آموزشی برای برخی از دانش آموزان یخ بسته و تاکنون هیچ تغییری در این نیم قرن رخ نداده که هیچ، بسیاری از آنان در وانفسای آموزش آن لاین، از گردونه آموزش به بیرون پرتاب می شوند چرا که نه تنها از داشتن یک گوشی یا تبلت و حتا تلویزیون محرومند، که پدر و مادرشان توان آوردن نان را هم به سر سفره هاشان ندارند.
#آموزش_رایگان_برابر_اجباری_کیفی همراه با #بهداشت_سلامت_رایگان
#حق_همه_کودکان
روز بارانی است
حیاط مدرسه مخروبه و نمناک
اتاقکها نمور و توسری خورده
بوی سنگفرش کهنه و نمناک
و بوی آبریز گوشه ی دالان
با فضایی مملو از دلمردگی
روز من آغاز میگردد...
در کلاس درس
بچه های کوچک من
تنگِ هم از سوز سرما
چهره ها بیرنگ از یک درد بی-درمان
کبود از باد
نگاه ام روی آجر فرش ایوان
خیره میماند
به پایی کوچک و ناقص
مرتضی سلانه سلانه
از راه می آید
بچه ها از ماورای شیشه های مات، دلواپس!؟
روی لبهایش
همان لبخند پر اندوه دائم می نشیند باز
کُت نپوشیده است
دستهای کوچک و سردش
به بند کیف کهنه سخت چسبیده
نگاه پاک و معصوم اش
انتظار سرزنش دارد
ـ مرتضی لُخت آمدی؟
توی این سرما!
لبخند محزون از لبان اش محو می-گردد...
بخاری سرد و خاموش دریغ از قطره ای نفت است
کلاس درس در نجواست
حسن، آهسته زیر میز
نان خشکی را به دندان می کشد آرام
از نگاه ام سخت ترسیده
شرمنده پنهان می کند آن را
کودک معصوم
هفت یا هشت سال دارد
آتشی سوزان به قلب ام می پاشد
نگاهم خیره روی یک یک آنهاست
چهره ها را از ورای اشک می پایم
در میان شان صورتی شاداب
یا خالی ز بیماری نمی یابم
و بیماریشان یکسان،
بی غذایی، بینوایی، فقر
نمی دانم چه باید کرد
غنچه های کوچک من!
غنچه های سوخته!
دلم راغب به کاری نیست
چه بیهوده است این تدریس
برای کودکانی این چنین خاموش
که اکنون آخرین نیروی باقیمانده شان را
درس می بلعد
چه دلقکبازی تلخی است
این "پیکار با جهل و جهالت"
از سوی غارتگران خلق...
و من با بغض در نای و لهیب کینه در اعماق
درس خود را میکنم آغاز:
ـ بابا نان داد؟!
@shernosh
در خانهی من، عصرِ غمانگیزِ بدیست
در پشت بهارها چه پاییز بدیست
از مهر و محبّت شما میترسم
ثابت شده است عاشقی چیز بدیست...
🖌 سید مهدی موسوی
🍁🕊🍁🕊🍁
در پشت بهارها چه پاییز بدیست
از مهر و محبّت شما میترسم
ثابت شده است عاشقی چیز بدیست...
🖌 سید مهدی موسوی
🍁🕊🍁🕊🍁