🤞✅ با عرض ادب و احترام خدمت دوستان و همراهان عزیز و گرامی که همیشه با محبت ها و نگاه های گرم خود، مرا مورد لطف قرار میدهند به اطلاع میرسانم:
همانگونه که قبلاً نیز ذکر شده است بنا به رعایت حال عموم و نیز صلاحدید کاربران پیام ها و نظرات عزیزان در وبلاگ هرگز عمومی نمیشود . لذا لطفاً در این مورد سؤال نفرمایید.
با تشکر _ آرتا
همانگونه که قبلاً نیز ذکر شده است بنا به رعایت حال عموم و نیز صلاحدید کاربران پیام ها و نظرات عزیزان در وبلاگ هرگز عمومی نمیشود . لذا لطفاً در این مورد سؤال نفرمایید.
با تشکر _ آرتا
Blogspot
Holy Boy
شخصی نوشته های آرتـا رحیمی
تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمیماند
چه باید گفت با آن کس که میدانی نمیماند؟!
─═ঊঈ حسین زحمتکش ঈঊ═─
چه باید گفت با آن کس که میدانی نمیماند؟!
─═ঊঈ حسین زحمتکش ঈঊ═─
Pinterest
Holy Boy | Famous poems, Holi, Inspiration
تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمیماند چه باید گفت با آن کس که میدانی نمیماند؟! #حسین_زحمتکش #آرتا_رحیمی #تک_بیت
Chashm_e_Siyah
Mahasti & Jalil_Zoland
💞 یادها و خاطره ها
🎼 چشم سیاه «از صفحه ی گرام {قدیمی}»
🎧 با اجرای مشترک جلیل زُلاند و مهستی
🎶ارائه در آرتا موزیک
🌺
🎼 چشم سیاه «از صفحه ی گرام {قدیمی}»
🎧 با اجرای مشترک جلیل زُلاند و مهستی
🎶ارائه در آرتا موزیک
🌺
شاعرانگی
شعر: حامد ابراهیم پور
صداخوانی: آرتا و فاطیما
موسیقی متن: میچل پیپه
تنظیم: آرتا رحیمی
گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده
گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده
پر کشیدیدم، بدون پرِ زخمی با هم
عشق بازّیِ دوتا کفتر زخمی با هم
مرگ پشت سرمان بود، نمی دانستیم
بوسه ی آخرمان بود، نمی دانستیم...
زندگی حسرت یک شادی معمولی بود
زندگی چرخش تنهایی و بی پولی بود
زخم، سهم تنمان بود، نمی ترسیدیم
زندگی دشمنمان بود، نمی ترسیدیم
شعر من مزه ی خاکستر و الکل می داد
شعر، من را وسط زندگی ات هُل می داد
شعر من بین تن زخمی مان پل می شد
بیت اول گره روسری ات شل می شد
بیت تا بیت فقط فاصله کم می کردی
شعر می خواندم و محکم بغلم می کردی...
پیِ تاراندن غم های جدیدم بودی
نگران من و موهای سپیدم بودی
نگران بودی، یک مصرع غمگین بشوم
زندگی لج کند و پیرتر از این بشوم
نگران بودی اندوه تو خاکم بکند
نگران بودی سیگار هلاکم بکند
نگران بودی این فرصت ِ کم را بُکُشم
نگران بودی یک روز خودم را بُکُشم
آه... بدرود گل یخ زده ی بی کس من
آه بدرود زن کوچک دلواپس من...
بغلم کن غمِ در زخم ، شناور شده ام
بغلم کن گل بی طاقت پرپر شده ام
بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود
بغلم کن که خدا دورتر از این نشود
مرگ را آخر هر قافیه تمرین نکنم
مردم شهر تو را، بعد ِ تو نفرین نکنم
کاش این نعش به تقدیر خودش تن بدهد
کاش این شعر به من جرأت مردن بدهد...
🎧 بشنوید...
─═ঊঈ عضویت در شعرنوش ঈঊ═─
شعر: حامد ابراهیم پور
صداخوانی: آرتا و فاطیما
موسیقی متن: میچل پیپه
تنظیم: آرتا رحیمی
گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده
گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده
پر کشیدیدم، بدون پرِ زخمی با هم
عشق بازّیِ دوتا کفتر زخمی با هم
مرگ پشت سرمان بود، نمی دانستیم
بوسه ی آخرمان بود، نمی دانستیم...
زندگی حسرت یک شادی معمولی بود
زندگی چرخش تنهایی و بی پولی بود
زخم، سهم تنمان بود، نمی ترسیدیم
زندگی دشمنمان بود، نمی ترسیدیم
شعر من مزه ی خاکستر و الکل می داد
شعر، من را وسط زندگی ات هُل می داد
شعر من بین تن زخمی مان پل می شد
بیت اول گره روسری ات شل می شد
بیت تا بیت فقط فاصله کم می کردی
شعر می خواندم و محکم بغلم می کردی...
پیِ تاراندن غم های جدیدم بودی
نگران من و موهای سپیدم بودی
نگران بودی، یک مصرع غمگین بشوم
زندگی لج کند و پیرتر از این بشوم
نگران بودی اندوه تو خاکم بکند
نگران بودی سیگار هلاکم بکند
نگران بودی این فرصت ِ کم را بُکُشم
نگران بودی یک روز خودم را بُکُشم
آه... بدرود گل یخ زده ی بی کس من
آه بدرود زن کوچک دلواپس من...
بغلم کن غمِ در زخم ، شناور شده ام
بغلم کن گل بی طاقت پرپر شده ام
بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود
بغلم کن که خدا دورتر از این نشود
مرگ را آخر هر قافیه تمرین نکنم
مردم شهر تو را، بعد ِ تو نفرین نکنم
کاش این نعش به تقدیر خودش تن بدهد
کاش این شعر به من جرأت مردن بدهد...
🎧 بشنوید...
─═ঊঈ عضویت در شعرنوش ঈঊ═─
Spreaker
Shaeranegi _ Fatima & Arta
#شاعرانگی
شعر #حامد_ابراهیم_پور
صداخوانی #آرتا_و_فاطیما
موسیقی متن #میچل_پیپه
تنظیم #آرتا_رحیمی
گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده
گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده
پر کشیدیدم، بدون...
شعر #حامد_ابراهیم_پور
صداخوانی #آرتا_و_فاطیما
موسیقی متن #میچل_پیپه
تنظیم #آرتا_رحیمی
گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده
گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده
پر کشیدیدم، بدون...
در زمان پهلوي بالاخص پهلوي دوم بهائيت رشد بسيار داشت و فرصتي پيدا كرد تا جمعيت خود را سه برابر كند و در دستگاه دولتي و شاه نفوذ فراوان بكند. رييس راديو تلويزيون وقت دكتر شاه قلي، وزير بهداري، وزير آموزش و پرورش و... هويدا نخست وزير و بسياري ديگر بهايي بودند و به سفارش اربابان و شاه در همة امور دخالت داشتند.
در ميان ملت، روحانيت و مذهبيون كشور به مقابله با بهائيت پرداختند از جمله آقاي فلسفي (خطيب معروف) با اجازه حضرت آيت الله بروجردي عليه بهائيت شروع به سخنراني ميكند و حتي از راديو پخش ميشود (سخنراني ايشان چنان تأثير ميگذارد كه تيمسار باتمان قليچ رييس ستاد ارتش كلنگي را بر روي شانه اش گذاشت و به سوي مركز بهائيت در تهران حركت كرد و آن جا را تصرف و سپس تخريب كرد).
کتاب سراب که به اهتمام آرتا رحیمی در اختیار شما قرار گرفته است به تاریخچه ی ظهور انجمن حجتیه می پردازد و در ادمه به انحرافات و عملکرد این فرقه در قبل و بعد از انقلاب می پردازد.
✅👈به دوستان و علاقمندان به مباحث تاریخی و اعتقادی سفارش میکنیم که مطالعه ی این کتاب ارزشمند را از دست ندهند.
📚 دانلود کتاب
در ميان ملت، روحانيت و مذهبيون كشور به مقابله با بهائيت پرداختند از جمله آقاي فلسفي (خطيب معروف) با اجازه حضرت آيت الله بروجردي عليه بهائيت شروع به سخنراني ميكند و حتي از راديو پخش ميشود (سخنراني ايشان چنان تأثير ميگذارد كه تيمسار باتمان قليچ رييس ستاد ارتش كلنگي را بر روي شانه اش گذاشت و به سوي مركز بهائيت در تهران حركت كرد و آن جا را تصرف و سپس تخريب كرد).
کتاب سراب که به اهتمام آرتا رحیمی در اختیار شما قرار گرفته است به تاریخچه ی ظهور انجمن حجتیه می پردازد و در ادمه به انحرافات و عملکرد این فرقه در قبل و بعد از انقلاب می پردازد.
✅👈به دوستان و علاقمندان به مباحث تاریخی و اعتقادی سفارش میکنیم که مطالعه ی این کتاب ارزشمند را از دست ندهند.
📚 دانلود کتاب
ketabfarsi.ir
دانلود کتاب سراب
در زمان پهلوی بالاخص پهلوی دوم بهائیت رشد بسیار داشت و فرصتی پیدا کرد تا جمعیت خود را سه برابر کند و در دستگاه دولتی شاه نفوذ فراوان کند. رئیس رادیو
Forwarded from ArtaTV
YouTube
Az Kafam Raha-Sobhan Mehdipur *** از کفم رها - سبحان مهدی پور
تصنیف #از_کفم_رها
آواز #سبحان_مهدی_پور
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
شعر #عارف_قزوینی
تار #محمدامین_اکبرپور
تنبک #ایرج_طباطبایی
سایت ما: http://shernosh.4kia.ir
شخصی نوشته های #آرتا_رحیمی: https://artamat.blogspot.com
ــــــــــــــــــــــــــــــــ…
آواز #سبحان_مهدی_پور
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
شعر #عارف_قزوینی
تار #محمدامین_اکبرپور
تنبک #ایرج_طباطبایی
سایت ما: http://shernosh.4kia.ir
شخصی نوشته های #آرتا_رحیمی: https://artamat.blogspot.com
ــــــــــــــــــــــــــــــــ…
🖊برای شروع یک مقاله بهترین کار مراجعه به اساتید دانشگاه و یا دانشجویانی است که قبلا مقاله داده باشند. این کار علاوه بر تسریع در یادگیری اصول نگارش مقالات، به شما در انتخاب زمینه تحقیقاتی کمک شایانی خواهد نمود. به یاد داشته باشید عمده مقالات حاصل کار گروهی میباشند و نگارش یک مقاله علمی معتبر، مستلزم بهرهگیری از تجربیات و اندیشه دیگران است.
🖊کتاب اصول مقاله نویسی که توسط آرتا رحیمی به رشته ی تحریر در آمده است به آموزش صحیح مقاله نویسی می پردازد و هم اکنون در اختیار شماست.
🖊👈مطالعه ی این کتاب را به محققان و دانشجویان عزیز توصیه می کنیم.
✅📚 دانلود کتاب
🌺
🖊کتاب اصول مقاله نویسی که توسط آرتا رحیمی به رشته ی تحریر در آمده است به آموزش صحیح مقاله نویسی می پردازد و هم اکنون در اختیار شماست.
🖊👈مطالعه ی این کتاب را به محققان و دانشجویان عزیز توصیه می کنیم.
✅📚 دانلود کتاب
🌺
✅ سگ ها و گرگ ها
✍🏻 شعر و صدای مهدی اخوان ثالث
⬅️ ارائه شده در کانال آرتا تی وی
یک:
هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابری ساکت و خاکستری رنگ
زمین را بارش مثقال، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ
سرود کلبهٔ بی روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولی از زوزههای باد پیداست
که شب مهمان توفان است امشب
دوان بر پردههای برفها، باد
روان بر بالهای باد، باران
درون کلبهٔ بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان
آواز سگها
«زمین سرد است و برف آلوده و تر
هوا تاریک و توفان خشمناک است
کشد - مانند گرگان - باد، زوزه
ولی ما نیکبختان را چه باک است؟»
«کنار مطبخ ارباب، آنجا
بر آن خاک ارههای نرم خفتن
چه لذت بخش و مطبوع است، و آنگاه
عزیزم گفتن و جانم شنفتن »
«وز آن ته ماندههای سفره خوردن»
«و گر آن هم نباشد استخوانی »
«چه عمر راحتی دنیای خوبی
چه ارباب عزیز و مهربانی »
«ولی شلاق! این دیگر بلایی ست »
«بلی، اما تحمل کرد باید
درست است اینکه الحق دردناک است
ولی ارباب آخر رحمش آید
گذارد چون فروکش کرد خشمش
که سر بر کفش و بر پایش گذاریم
شمارد زخمهامان را و ما این
محبت را غنیمت می شماریم »
دو:
خروشد باد و بارد همچنان برف
ز سقف کلبهٔ بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان
زمستان سیاه مرگ مرکب
آواز گرگها
«زمین سرد است و برف آلوده و تر
هوا تاریک و توفان خشمگین است
کشد - مانند سگها - باد، زوزه
زمین و آسمان با ما به کین است »
«شب و کولاک رعب انگیز و وحشی
شب و صحرای وحشتناک و سرما
بلای نیستی، سرمای پر سوز
حکومت میکند بر دشت و بر ما »
«نه ما را گوشهٔ گرم کنامی
شکاف کوهساری سر پناهی »
«نه حتی جنگلی کوچک، که بتوان
در آن آسود بی تشویش گاهی
دو دشمن در کمین ماست، دایم
دو دشمن میدهد ما را شکنجه
برون: سرما درون: این آتش جوع
که بر ارکان ما افکنده پنجه »
«و ... اینک ... سومین دشمن ... که ناگاه
برون جست از کمین و حملهور گشت
سلاح آتشین ... بی رحم ... بی رحم
نه پای رفتن و نی جای برگشت »
«بنوش ای برف! گلگون شو، برافروز
که این خون، خون ما بی خانمانهاست
که این خون، خون گرگان گرسنه ست
که این خون، خون فرزندان صحراست »
«درین سرما، گرسنه، زخم خورده،
دویم آسیمه سر بر برف چون باد
ولیکن عزت آزادگی را
نگهبانیم، آزادیم، آزاد »
🍂🍂🍂
✍🏻 شعر و صدای مهدی اخوان ثالث
⬅️ ارائه شده در کانال آرتا تی وی
یک:
هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابری ساکت و خاکستری رنگ
زمین را بارش مثقال، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ
سرود کلبهٔ بی روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولی از زوزههای باد پیداست
که شب مهمان توفان است امشب
دوان بر پردههای برفها، باد
روان بر بالهای باد، باران
درون کلبهٔ بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان
آواز سگها
«زمین سرد است و برف آلوده و تر
هوا تاریک و توفان خشمناک است
کشد - مانند گرگان - باد، زوزه
ولی ما نیکبختان را چه باک است؟»
«کنار مطبخ ارباب، آنجا
بر آن خاک ارههای نرم خفتن
چه لذت بخش و مطبوع است، و آنگاه
عزیزم گفتن و جانم شنفتن »
«وز آن ته ماندههای سفره خوردن»
«و گر آن هم نباشد استخوانی »
«چه عمر راحتی دنیای خوبی
چه ارباب عزیز و مهربانی »
«ولی شلاق! این دیگر بلایی ست »
«بلی، اما تحمل کرد باید
درست است اینکه الحق دردناک است
ولی ارباب آخر رحمش آید
گذارد چون فروکش کرد خشمش
که سر بر کفش و بر پایش گذاریم
شمارد زخمهامان را و ما این
محبت را غنیمت می شماریم »
دو:
خروشد باد و بارد همچنان برف
ز سقف کلبهٔ بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان
زمستان سیاه مرگ مرکب
آواز گرگها
«زمین سرد است و برف آلوده و تر
هوا تاریک و توفان خشمگین است
کشد - مانند سگها - باد، زوزه
زمین و آسمان با ما به کین است »
«شب و کولاک رعب انگیز و وحشی
شب و صحرای وحشتناک و سرما
بلای نیستی، سرمای پر سوز
حکومت میکند بر دشت و بر ما »
«نه ما را گوشهٔ گرم کنامی
شکاف کوهساری سر پناهی »
«نه حتی جنگلی کوچک، که بتوان
در آن آسود بی تشویش گاهی
دو دشمن در کمین ماست، دایم
دو دشمن میدهد ما را شکنجه
برون: سرما درون: این آتش جوع
که بر ارکان ما افکنده پنجه »
«و ... اینک ... سومین دشمن ... که ناگاه
برون جست از کمین و حملهور گشت
سلاح آتشین ... بی رحم ... بی رحم
نه پای رفتن و نی جای برگشت »
«بنوش ای برف! گلگون شو، برافروز
که این خون، خون ما بی خانمانهاست
که این خون، خون گرگان گرسنه ست
که این خون، خون فرزندان صحراست »
«درین سرما، گرسنه، زخم خورده،
دویم آسیمه سر بر برف چون باد
ولیکن عزت آزادگی را
نگهبانیم، آزادیم، آزاد »
🍂🍂🍂
YouTube
سگ ها و گرگ ها - شعرخوانی مهدی اخوان ثالث *** akhavan sales
شعر #سگها_و_گرگها
شعر و صدای #مهدی_اخوان_ثالث
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
متن شعر:
1
هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابري ساکت و خاکستري رنگ
زمين را بارش مثقال، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ
سرود کلبه? بي روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولي از زوزههاي…
شعر و صدای #مهدی_اخوان_ثالث
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
متن شعر:
1
هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابري ساکت و خاکستري رنگ
زمين را بارش مثقال، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ
سرود کلبه? بي روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولي از زوزههاي…