|| 796 ||
مارها قورباغهها را میخوردند و قورباغهها از این نابسامانی بسیار غمگین بودند تا اینکه قورباغهها علیه مارها به لکلکها شکایت کردند.
لکلکها تعدادی از مارها را خوردند و بقیه را هم تار و مار کردند و قورباغهها از این حمایت شادمان شدند.
طولی نکشید که لکلکها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغهها !!!
قورباغهها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند! عده ای از آنها با لکلکها کنار آمدند و عدهای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند.
مارها بازگشتند ولی این بار همپای لک لکها شروع به خوردن قورباغهها کردند!
حالا دیگر قورباغهها متقاعد شدهاند که انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند.
ولی تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است !
اینکه نمیدانند توسط دوستانشان خورده میشوند یا دشمنانشان؟
#حکایت
#رساله_دلگشا - #عبید_زاكانی
@sherestan
مارها قورباغهها را میخوردند و قورباغهها از این نابسامانی بسیار غمگین بودند تا اینکه قورباغهها علیه مارها به لکلکها شکایت کردند.
لکلکها تعدادی از مارها را خوردند و بقیه را هم تار و مار کردند و قورباغهها از این حمایت شادمان شدند.
طولی نکشید که لکلکها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغهها !!!
قورباغهها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند! عده ای از آنها با لکلکها کنار آمدند و عدهای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند.
مارها بازگشتند ولی این بار همپای لک لکها شروع به خوردن قورباغهها کردند!
حالا دیگر قورباغهها متقاعد شدهاند که انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند.
ولی تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است !
اینکه نمیدانند توسط دوستانشان خورده میشوند یا دشمنانشان؟
#حکایت
#رساله_دلگشا - #عبید_زاكانی
@sherestan
|| 797 ||
سلام اي شب معصوم!
سلام اي شبي كه
چشم هاي گرگ هاي بيابان را
به حفره هاي استخواني
ايمان و اعتماد بدل مي كني
و در كنار جويبارهاي تو؛ارواح بيدها
ارواح مهربان تبرها را مي بويند
من از جهان بي تفاوتي
فكرها و حرف ها و صداها مي آيم
و اين جهان به لانه ي ماران مانند است
و اين جهان
پر از صداي حركت پاهاي مردميست
كه همچنان كه تو را مي بوسند
در ذهن خود طناب دار تو را مي بافند
سلام اي شب معصوم!
ميان پنجره وديدن
هميشه فاصله ايست.
چرا نگاه نكردم؟
مانند آن زمان
كه مردي
از كنار درختان خيس گذر مي كرد...
#فروغ_فرخزاد
@sherestan
سلام اي شب معصوم!
سلام اي شبي كه
چشم هاي گرگ هاي بيابان را
به حفره هاي استخواني
ايمان و اعتماد بدل مي كني
و در كنار جويبارهاي تو؛ارواح بيدها
ارواح مهربان تبرها را مي بويند
من از جهان بي تفاوتي
فكرها و حرف ها و صداها مي آيم
و اين جهان به لانه ي ماران مانند است
و اين جهان
پر از صداي حركت پاهاي مردميست
كه همچنان كه تو را مي بوسند
در ذهن خود طناب دار تو را مي بافند
سلام اي شب معصوم!
ميان پنجره وديدن
هميشه فاصله ايست.
چرا نگاه نكردم؟
مانند آن زمان
كه مردي
از كنار درختان خيس گذر مي كرد...
#فروغ_فرخزاد
@sherestan
|| 798 ||
پسرم در اتاق کز کرده
دزدکی می کشد دو نخ سیگار
با خودش هم دچار درگیری ست
ماجراهای عشقی اش به کنار
توی خوابش به گریه می افتد
ارث برده فقط جنونم را
وحشی و تشنه، شب به شب، با بغض
می مکد مثل شیر، خونم را
بغلم می کند پر از نفرت
آه! این بچه از خودش خسته ست
گردنم را یواش می بوسد
زندگی اش به مرگ وابسته ست
پدرش در اتاق کز کرده
شعله ای روشن است با سیگار
بال هایش شکسته امّا باز
توی فکرش هزار راه فرار
یک شب آهسته در تنم خوابید
صبح، آتش گرفته بود پَرَش
بعد از آن گریه می کند در خواب
هاله ی نور نیست دُور سرش
بعد از آن قهر کرده با بالا
بعد از آن قهر کرده با پایین
مثل دود است رفته توی هوا
مثل آب است رفته زیر زمین
دوست دارم که سر به نیست ترین
آدم ِ این مکان-زمان باشم
من ولی هستم آه! هستم، پس
باز باید به فکرشان باشم
سفره را چیده ام/ میان سرم
آرزوهای باد آورده
پسرم در اتاق کز کرده
پدرش در اتاق کز کرده
#فاطمه_اختصاری
@sherestan
پسرم در اتاق کز کرده
دزدکی می کشد دو نخ سیگار
با خودش هم دچار درگیری ست
ماجراهای عشقی اش به کنار
توی خوابش به گریه می افتد
ارث برده فقط جنونم را
وحشی و تشنه، شب به شب، با بغض
می مکد مثل شیر، خونم را
بغلم می کند پر از نفرت
آه! این بچه از خودش خسته ست
گردنم را یواش می بوسد
زندگی اش به مرگ وابسته ست
پدرش در اتاق کز کرده
شعله ای روشن است با سیگار
بال هایش شکسته امّا باز
توی فکرش هزار راه فرار
یک شب آهسته در تنم خوابید
صبح، آتش گرفته بود پَرَش
بعد از آن گریه می کند در خواب
هاله ی نور نیست دُور سرش
بعد از آن قهر کرده با بالا
بعد از آن قهر کرده با پایین
مثل دود است رفته توی هوا
مثل آب است رفته زیر زمین
دوست دارم که سر به نیست ترین
آدم ِ این مکان-زمان باشم
من ولی هستم آه! هستم، پس
باز باید به فکرشان باشم
سفره را چیده ام/ میان سرم
آرزوهای باد آورده
پسرم در اتاق کز کرده
پدرش در اتاق کز کرده
#فاطمه_اختصاری
@sherestan
//799//
تا دل به هوای وصل جانان دادم
لب بر لب او نهاده و جان دادم
خضر ار ز لب چشمهٔ حیوان جان یافت
من جان به لب چشمهٔ حیوان دادم
#فروغی_بسطامی
@sherestan
تا دل به هوای وصل جانان دادم
لب بر لب او نهاده و جان دادم
خضر ار ز لب چشمهٔ حیوان جان یافت
من جان به لب چشمهٔ حیوان دادم
#فروغی_بسطامی
@sherestan
|| 801 ||
همه می دانند
همه می دانند...
که من و تو از آن روزنه ی سرد عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخه ی بازیگر دور از دست
سیب را چیدیم
همه می ترسند
همه می ترسند
اما من و تو
به چراغ و آب و آینه پیوستیم
و نترسیدیم...!
#فروغ_فرخزاد
@sherestan
همه می دانند
همه می دانند...
که من و تو از آن روزنه ی سرد عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخه ی بازیگر دور از دست
سیب را چیدیم
همه می ترسند
همه می ترسند
اما من و تو
به چراغ و آب و آینه پیوستیم
و نترسیدیم...!
#فروغ_فرخزاد
@sherestan
|| 802 ||
عاشقان
سرشکسته گذشتند،
شرمسار ترانه های بی هنگام خویش.
و کوچه ها
بی زمزمه ماند و صدای پا.
سربازان
شکسته گذشتند،
خسته
بر اسبان تشریح،
و لته های بی رنگ غروری
نگونسار
بر نیزه های شان.
تو را چه سود
فخر به فلک بر
فروختن
هنگامی که
هر غبار راه نفرین شده نفرینت می کند؟
تو را چه سود از باغ و درخت
که با یاس ها
به داس سخن گفته ای.
آنجا که قدم بر نهاده باشی
گیاه
از رستن تن می زند
چرا که تو
تقوای خاک و آب را
هرگز
باور نداشتی
فغان! که سرگذشت ما
سرود بی اعتقاد سربازان تو بود
که از فتح قلعه روسپیان
باز می آمدند.
باش تا نفرین شب از تو چه سازد،
که مادران سیاهپوش
ـ داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد ـ
هنوز از سجاده ها
سر بر نگرفته اند!
#احمد_شاملو
@sherestan
عاشقان
سرشکسته گذشتند،
شرمسار ترانه های بی هنگام خویش.
و کوچه ها
بی زمزمه ماند و صدای پا.
سربازان
شکسته گذشتند،
خسته
بر اسبان تشریح،
و لته های بی رنگ غروری
نگونسار
بر نیزه های شان.
تو را چه سود
فخر به فلک بر
فروختن
هنگامی که
هر غبار راه نفرین شده نفرینت می کند؟
تو را چه سود از باغ و درخت
که با یاس ها
به داس سخن گفته ای.
آنجا که قدم بر نهاده باشی
گیاه
از رستن تن می زند
چرا که تو
تقوای خاک و آب را
هرگز
باور نداشتی
فغان! که سرگذشت ما
سرود بی اعتقاد سربازان تو بود
که از فتح قلعه روسپیان
باز می آمدند.
باش تا نفرین شب از تو چه سازد،
که مادران سیاهپوش
ـ داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد ـ
هنوز از سجاده ها
سر بر نگرفته اند!
#احمد_شاملو
@sherestan
||803||
تا دل به هوای وصل جانان دادم
لب بر لب او نهاده و جان دادم
خضر ار ز لب چشمهٔ حیوان جان یافت
من جان به لب چشمهٔ حیوان دادم
#فروغی_بسطامی
@sherestan
تا دل به هوای وصل جانان دادم
لب بر لب او نهاده و جان دادم
خضر ار ز لب چشمهٔ حیوان جان یافت
من جان به لب چشمهٔ حیوان دادم
#فروغی_بسطامی
@sherestan
||804||
درد دارد که هرچه بنویسی،
نتوانی که شرح ِ غم بدهی!
درد دارد به طفل ِ احساست،
شب به شب، قبل ِ خواب، سَم بدهی...
#علیرضا_آذر
@sherestan
درد دارد که هرچه بنویسی،
نتوانی که شرح ِ غم بدهی!
درد دارد به طفل ِ احساست،
شب به شب، قبل ِ خواب، سَم بدهی...
#علیرضا_آذر
@sherestan
|| 805 ||
اکنون مرا بهار دل انگیز دیگری
آورده است وعده ی پاییز دیگری
ویرانه های خانه ی من ایستاده اند
چشم انتظار حمله ی چنگیز دیگری
تا مرگ، یک پیاله فقط راه مانده است
کی می رسد پیاله ی لبریز دیگری؟
آتش بزن مرا که به جز شاخه های خشک
باقی نمانده از تن من چیز دیگری
تهران و تلخ کامی من مانده است،کاش
تبریز دیگری و شکر ریز دیگری
#فاضل_نظری
@sherestan
اکنون مرا بهار دل انگیز دیگری
آورده است وعده ی پاییز دیگری
ویرانه های خانه ی من ایستاده اند
چشم انتظار حمله ی چنگیز دیگری
تا مرگ، یک پیاله فقط راه مانده است
کی می رسد پیاله ی لبریز دیگری؟
آتش بزن مرا که به جز شاخه های خشک
باقی نمانده از تن من چیز دیگری
تهران و تلخ کامی من مانده است،کاش
تبریز دیگری و شکر ریز دیگری
#فاضل_نظری
@sherestan
|| 806 ||
روزی خواهد آمد که هیچکس مثل من
به امید مردن زندگی نمیکند
و هیچ کجا
مادری برای پوشاندن فرزندانش برهنه نمیشود
روزی که سفره ی مغز مان ازفقر
و نگاه مان از فرق خالی ست
در ذهن هر پرنده ای
پنجره ای رو به آسمان
بال هایش را گشوده است
در قلب هر دروازه ای کلیدی ست
و حق جایش را پس میگیرد
روزی که
یک قلب برای دوست داشتن تو کم است
و از انگشت های من
جز برای تو
شعری نمی ریزد
روزی که هر لب
لبخندی ست
و انسان ها زندانیان آزادی هستند
#امیر_صافی ×× از اعضای خانواده ی شعرستان ××
instagaram.com/amirsafi13
facebook.com/amirsafi13
@sherestan
روزی خواهد آمد که هیچکس مثل من
به امید مردن زندگی نمیکند
و هیچ کجا
مادری برای پوشاندن فرزندانش برهنه نمیشود
روزی که سفره ی مغز مان ازفقر
و نگاه مان از فرق خالی ست
در ذهن هر پرنده ای
پنجره ای رو به آسمان
بال هایش را گشوده است
در قلب هر دروازه ای کلیدی ست
و حق جایش را پس میگیرد
روزی که
یک قلب برای دوست داشتن تو کم است
و از انگشت های من
جز برای تو
شعری نمی ریزد
روزی که هر لب
لبخندی ست
و انسان ها زندانیان آزادی هستند
#امیر_صافی ×× از اعضای خانواده ی شعرستان ××
instagaram.com/amirsafi13
facebook.com/amirsafi13
@sherestan
||807||
نور
مهمتر از چراغ است
شعر
مهمتر از دفتر است
و بوسه
مهمتر از لب است
شعرهاي من براي تو اما
با ارزشترند از هر دويِ ما
اين شعرها
تنها مداركي هستند
كه به مردم اثبات مي كنند
تو
چقدر زيبا بوده اي
من
چقدر مجنون..
#نزار_قباني
@sherestan
نور
مهمتر از چراغ است
شعر
مهمتر از دفتر است
و بوسه
مهمتر از لب است
شعرهاي من براي تو اما
با ارزشترند از هر دويِ ما
اين شعرها
تنها مداركي هستند
كه به مردم اثبات مي كنند
تو
چقدر زيبا بوده اي
من
چقدر مجنون..
#نزار_قباني
@sherestan
||808||
برای تو، برای چشمهایت
برای من، برای دردهایم
برای ما
برای این همه تنهایی..
ای کاش خدا کاری کند...
#احمد_شاملو
@sherestan
برای تو، برای چشمهایت
برای من، برای دردهایم
برای ما
برای این همه تنهایی..
ای کاش خدا کاری کند...
#احمد_شاملو
@sherestan
||809||
کاش
می شد
پا بکوبم
اشک بریزم
خیابان را روی سرم بگذارم
شاید
مادرم
کمی تو را
برای من بخرد...
#ن_قدسی
@sherestan
کاش
می شد
پا بکوبم
اشک بریزم
خیابان را روی سرم بگذارم
شاید
مادرم
کمی تو را
برای من بخرد...
#ن_قدسی
@sherestan
||810||
حق با شماست
من هیچگاه پس از مرگم
جرات نکرده ام که در آینه بنگرم
و آنقدر مرده ام
که هیچ چیز
مرگ مرا دیگر ثابت نمی کند
#فروغ_فرخ_زاد
@sherestan
حق با شماست
من هیچگاه پس از مرگم
جرات نکرده ام که در آینه بنگرم
و آنقدر مرده ام
که هیچ چیز
مرگ مرا دیگر ثابت نمی کند
#فروغ_فرخ_زاد
@sherestan
سلام .
سیستم تبادل هوشمند تب چیست ؟
هوشمند تب اولین سیستم تبادل شبانه ی رایگان و موضوعی است که به شما در جذب ممبر بیش از هر نوع تبلیغ دیگه کمک میکنه . به عبارتی با هوشمند تب میتونید به طور همزمان در 15 کانال همسطح و هم موضوع خود و حتی فراتر تبلیغ کنید و ممبر بگیرید .
هوشمند تب بین همراهانش قرعه کشی انجام میده و به اعضایی که حضور دائم داشته باشن هدایای ارزنده ای میده .
با مراجعه به کانال و سایت ما میتونید به طور کامل از امکانات و فعالیتهای ما آگاه بشید .
@hooshmandtab
http://hooshmandtab.ir
سیستم تبادل هوشمند تب چیست ؟
هوشمند تب اولین سیستم تبادل شبانه ی رایگان و موضوعی است که به شما در جذب ممبر بیش از هر نوع تبلیغ دیگه کمک میکنه . به عبارتی با هوشمند تب میتونید به طور همزمان در 15 کانال همسطح و هم موضوع خود و حتی فراتر تبلیغ کنید و ممبر بگیرید .
هوشمند تب بین همراهانش قرعه کشی انجام میده و به اعضایی که حضور دائم داشته باشن هدایای ارزنده ای میده .
با مراجعه به کانال و سایت ما میتونید به طور کامل از امکانات و فعالیتهای ما آگاه بشید .
@hooshmandtab
http://hooshmandtab.ir
|| 811 ||
با توام...ای شور...
ای دلشوره ی شیرین
با توام...ای شادیِ غمگین!
هر چه هستی باش
اما کاش…
نه!
جز اینم آرزویی نیست
هر چه هستی باش...اما باش!
#قیصر_امین_پور
@sherestan
با توام...ای شور...
ای دلشوره ی شیرین
با توام...ای شادیِ غمگین!
هر چه هستی باش
اما کاش…
نه!
جز اینم آرزویی نیست
هر چه هستی باش...اما باش!
#قیصر_امین_پور
@sherestan
|| 811 ||
دوباره جاده و شعر و من و سمند سیاهم
اجازه می دهی امشب تو را دوباره بخواهم؟
دوباره دندهء چار و، تم صدای دو تار و
دل همیشه دچار و، منی که اول راهم
"چه روسری قشنگی، سیاه و زرد پلنگی"
تو توی آینه گفتی، و من که خیره به ماهم
دوباره رقص سفید خطوط مبهم جاده
و من همین من ساده، سبک تر از پر کاهم
صدای دنده پنجم، صدای ترمز دستی
در آینه تو شکستی، شبیه عمر تباهم
پلنگ روسری من، دوباره قرمز دردی
همیشه سایهء مردی، نشسته روی گناهم
#فاطمه_حسینی_فر
@sherestan
دوباره جاده و شعر و من و سمند سیاهم
اجازه می دهی امشب تو را دوباره بخواهم؟
دوباره دندهء چار و، تم صدای دو تار و
دل همیشه دچار و، منی که اول راهم
"چه روسری قشنگی، سیاه و زرد پلنگی"
تو توی آینه گفتی، و من که خیره به ماهم
دوباره رقص سفید خطوط مبهم جاده
و من همین من ساده، سبک تر از پر کاهم
صدای دنده پنجم، صدای ترمز دستی
در آینه تو شکستی، شبیه عمر تباهم
پلنگ روسری من، دوباره قرمز دردی
همیشه سایهء مردی، نشسته روی گناهم
#فاطمه_حسینی_فر
@sherestan
|| 812 ||
تو
سال ها بعد
مشتی از
خاک سرزمین ات شده ای
مشتی که
همیشه وقتی باران بخورَد
داغ هایی
برای تازه شدن خواهد داشت
#روزبه_سوهانی
@sherestan
تو
سال ها بعد
مشتی از
خاک سرزمین ات شده ای
مشتی که
همیشه وقتی باران بخورَد
داغ هایی
برای تازه شدن خواهد داشت
#روزبه_سوهانی
@sherestan
|| 813 ||
دشت خشكيد و زمين سوخت و باران نگرفت
زندگی بعدِ تو بر هيچ كس آسان نگرفت
چشمم افتاد به چشم تو ولی خيره نماند
شعله ای بود كه لرزيد ولی جان نگرفت
دل به هر كس كه رسيديم سپرديم ولی
قصه ی عاشقی ما سر و سامان نگرفت
تاجِ سر دادمش و سيم زر، اما از من
عشق جز عمر گرانمايه به تاوان نگرفت
مثل نورى كه به سوىِ ابديت جاريست
قصه اى با تو شد آغاز، كه پايان نگرفت...
#فاضل_نظرى
@sherestan
دشت خشكيد و زمين سوخت و باران نگرفت
زندگی بعدِ تو بر هيچ كس آسان نگرفت
چشمم افتاد به چشم تو ولی خيره نماند
شعله ای بود كه لرزيد ولی جان نگرفت
دل به هر كس كه رسيديم سپرديم ولی
قصه ی عاشقی ما سر و سامان نگرفت
تاجِ سر دادمش و سيم زر، اما از من
عشق جز عمر گرانمايه به تاوان نگرفت
مثل نورى كه به سوىِ ابديت جاريست
قصه اى با تو شد آغاز، كه پايان نگرفت...
#فاضل_نظرى
@sherestan
|| 814 ||
- چرا مادرت با اینکه میدونست پدرت یه عوضیه، ازش جدا نمیشد؟
+ همیشه یه پست فطرت هست که میتونه قلب زنها رو به طپش بندازه!
" #قلبِ_فرشته / #آلن_پاركر"
#کتاب
@sherestan
- چرا مادرت با اینکه میدونست پدرت یه عوضیه، ازش جدا نمیشد؟
+ همیشه یه پست فطرت هست که میتونه قلب زنها رو به طپش بندازه!
" #قلبِ_فرشته / #آلن_پاركر"
#کتاب
@sherestan