شعرستان
1.1K subscribers
2.07K photos
148 videos
130 files
26 links
هنر اگرچه نان نمی شود اما شراب زندگیست
ژان پل سارتر

ارتباط :
@Sherestan_a



#Leave_Channel
Download Telegram
|| 772 ||

من از تمام صبح هایم
فقط همانی را به یاد دارم
که تو در آغوش من
لبخند می زدی
وگرنه باقی طلوع ها
همگی شب اند بی تو ...

#عليرضااسفندياري

@sherestan
|| 773 ||

ای عشق ٬ شکسته ایم٬ مشکن ما را
این گونه به خاک ره میفکن ما را

ما در تو به چشم دوستی میبینیم
ای دوست مبین به چشم دشمن ما را

ای عشق ٬ پناهگاه پنداشتمت٬
ای چاه نهفته! راه پنداشتمت٬

ای چشم سیاه٬ آه ای چشم سیاه٬
آتش بودی٬ نگاه پنداشتمت

ای عشق ٬ غم تو سوخت بسیار مرا٬
آویخت مسیح وار بر دار مرا٬

چندان که دلت سوخت بیازار مرا!
مگذار مرا ز دست٬ مگذار مرا !

ای عشق در آتش تو فریاد خوش است
هر کس که در آتش تو افتاد خوش است

بیداد خوش است از تو٬ وز هستی ما
خاکسترکی سپرده بر باد خوش است!

ای دل به کمال عشق اراستمت
وز هر چه به غیر عشق پیراستمت

یک عمر اگر سوختم و کاشتمت
امروز چنان شدی که می خواستمت

#فریدون_مشیری

@sherestan
|| 774 ||

عشق‌، هدیه‌ است‌
جان‌دار مجسّم‌!
حادث‌ می‌شودُ
تحمیلش‌ نمی‌توان‌ کرد
قلب‌ را لب‌ْریز می‌کند
با عقل‌ فهمیده‌ نمی‌شودُ
به‌ چنگ‌ نمی‌آید
مقدّری‌ست‌ که‌ همه‌ چیز را
دگرگون‌ می‌سازد

عشق‌، هدیه‌ است‌
تردترین‌ُ
گران‌مندترین
‌هَر زندگی
دوست‌ داشتن‌ُ
دوست‌ داشته‌ شُدن‌
وَ از نو شناختن‌ هر روز

#مارگوت_بیکل

@sherestan
|| 775 ||

انگار که از مشت قفس رستی و رفتی
یکباره به روی همه در بستی و رفتی

هر لحظه ‌ی همراهی ما خاطره ای بود
اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی

نفرین به وفاداری‌ات ای دوست که با من
پیمان سر پیمان شکنی بستی و رفتی

چون خاطره‌ ی غنچه ‌ی پرپر شده در باد
در حافظه‌ ی باغچه ها هستی و رفتی

جا ماندن تصویر تو در سینه‌ ی من! آه!
این آینه را آه که نشکستی و رفتی

#فاضل_نظری

@sherestan
|| 776 ||

دوستش مي دارم
چرا که مي شناسمش به دوستي و يگانه گي.
هنگامي که دستان مهربانش را به دست مي گيرم
تنهائي غم انگيزش را در مي يابم.


نخستين بوسه هاي ما، بگذار
ياد بودِ آن بوسه ها باد
که ياران
با دهانِ سرخِ زخم هاي خويش
بر زمينِ نا سپاس نهادند.

#احمد_شاملو

@sherestan
|| 777 ||


نامدگان و رفتگان ازدو کرانه ی زمان
سوی تو می دوند هان، ای تو همیشه درمیان

درچمن تو می چرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو می پرد باز سپید کهکشان

هرچه به گرد خویشتن می نگرم درین چمن
آینه ی ضمیر من جز تو نمی دهد نشان

ای گل بوستانسرا از پس پرده ها در آ
بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان

ای که نهان نشسته ای باغ درون هسته ای
هسته فرو شکسته ای کاین همه باغ شد روان

مست نیاز من شدی پرده ی ناز پس زدی
ازدل خود برآمدی : آمدن تو شد جهان

آه که می زند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان

پیش وجودت ازعدم زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان

پیش تو جامه در برم نعره زند که بر درم
آمدمت که بنگرم گریه نمی دهد امان

#هوشنگ_ابتهاج

@sherestan
|| 778 ||

در دهانت...که تلخ تکراری
روی تختی که در تن آزاری

سرنوشتی که خواب... می رفتم
روی تختی که بخت اجباری

می پرید از سکوت تو خوابم
مثل ترس پس از شب ادراری

روی تختی که مردم و تا صبح
جسدم را زدم به بی عاری

و خودم را سکوت می کردم
و خودت را... که دوستم داری!

مرده ای تو. ..و مرد من شده ای
مرده ام من... و ...
- زن! تو بیداری؟!

#مهتاب_سالاری

@sherestan
|| 779 ||

رفتنت یعنی ضرر پشت ضرر

إِنَّ الْاِنسان َ لَفي خُسْر......مَنم

#خلیل_خادمی

@sherestan
|| 780 ||

به گوشه‌ی قفسی ، خو گرفته‌ام چندان...
که گر رها کُنَدم ، ذوق آشیانم نیست!

#فروغی_بسطامی

@sherestan
|| 781 ||

انگار که از مشت قفس رستی و رفتی
یکباره به روی همه در بستی و رفتی

هر لحظه ‌ی همراهی ما خاطره ای بود
اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی

نفرین به وفاداری‌ات ای دوست که با من
پیمان سر پیمان شکنی بستی و رفتی

چون خاطره‌ ی غنچه ‌ی پرپر شده در باد
در حافظه‌ ی باغچه ها هستی و رفتی

جا ماندن تصویر تو در سینه‌ ی من! آه!
این آینه را آه که نشکستی و رفتی

#فاضل_نظری

@sherestan
|| 782 ||

این چتر زرد را تو ندیده ای
روزی آن را برای بارانی خاص خریدم
روزی که یاد تو آسمان را ابر کرده بود
و عرض تمام پیاده رو های خیس
اندازه ی دو نفر بود

زیاده روی در پیاده رو ها
هنوزم به جایی نرسانده است
و خیال پروازی هایم تنها
نبودنت را در ارتفاع بلندتری گریسته است

سال ها گذشته است
و این چتر چسبیده به سقف اتاق
تنها زندگی ام را به دو نیم کرده است؛
روزهای بارانی بعد از تو
و روزهای معمولی بعد از تو.

#لیلا_کردبچه

@sherestan
|| 783 ||

ای کاش نریزد به هم آرامش روحت

من بند دلم,بر رگ اعصاب توبند است...

#نفیسه_موسوی

@sherestan
|| 784 ||

هر چه انسان تر باشيم زخمها عميق تر خواهند بود . هر چه بيشتر دوست بداريم بيشتر غصه خواهيم داشت . بيشتر فراق خواهيم کشيد و تنهایی هايمان بيشتر خواهد شد . شادی ها لحظه ای و گذرا هستند
شايد خاطرات بعضی از آنها تا ابد در ياد بماند اما رنجها داستانش فرق مي کند تا عمق وجود آدم رخنه مي کند و ما هر روز با آنها زندگی ميکنيم .. انگار که اين خاصيت انسان بودن است ... !

#کتاب
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی

@sherestan
|| 785 ||

ما در خواب
همديگر را ديديم
ما خواب هاى همديگر را ديديم
يكى از ما وجود ندارد
يا من
يا تو
و اين بيدارى كاملاً مشكوك است
بيا به خواب هايمان برگرديم
به سرزمين ماه و قصه

#رسول_يونان

@sherestan
|| 786 ||

زیباترین حرفت را بگو
شکنجه‌ی پنهانِ سکوتت را آشکاره کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانه‌ای بیهوده می‌خوانید.
چرا که ترانه‌ی ما
ترانه‌ی بیهوده‌گی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست.
حتا بگذار آفتاب نیز بر نیاید
به خاطرِ فردای ما اگر
بر ماش منتی ست؛
چرا که عشق
خود فرداست
خود همیشه است.

#احمد_شاملو

@sherestan
|| 787 ||

امروز
جهان تعطیل است !
تو اما فکر می کنی
این یک جمعه ى معمولی است،
و تمام مردم دنیا با تو هم عقیده اند
حق با شماست !
اتفاق مهمی نیفتاده است

فقط من
برای تو
دلتنگم،
همین !

#راضیه_بهرامی

@sherestan
|| 788 ||

ﻣﯽﺗﺮﺳﻢ
ببوسم ات
ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ
ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﻮﯼ ﺷﻌﺮ ﺑﺪﻫﺪ !
ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺳﺮﺕ ﺩﺍﺩ ﺑﮑﺸﺪ :
ﺑﺎﺯ ﮐﺪﺍﻡ ﺷﺎﻋﺮ ﻭﻟﮕﺮﺩ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻮﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ..


#لطیف_هلمت

@sherestan
|| 789 ||

بگو آب
و من روی تنت باران ببوسم
برو ! هرجا که می‌خواهی برو
اما دورتر از یک نفس نرو
بگو آتش
و من کف دست‌هام را
روی پوستت شعله‌ ور کنم
کلمات را مثل گلبرگ
زیر پای تو می‌ریزم
که راه را گم نکنی و بر کاغذم بمانی
تو بگو رحم کن
من خدا را بین نفس‌های تو
به التماس می‌اندازم...

#عباس_معروفی

@sherestan
|| 790 ||

هنوز هم
چشم در چشم من
دستت که می رود
به سمت گوشواره هات
تنوره کشان وحشی می شود خون
تا انتهای هر رگ بن بستم
در اعماق این لحظه بی زمان
هنوز هم مثل تبی برق آسا
وقتی سرایت می کنی به من
فقط جرقه ای
از سر انگشتانت کافی است
تا سرا پا شعله ورم کند
مثل پیراهنی
آغشته به بنزین و باد.

#عباس_صفاری

@sherestan
|| 791 ||

کسانی که شما را دوست دارند، حتّا اگر هزار دلیل برای رفتن داشته باشند، ترکتان نخواهند کرد؛ آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت

#بهومیل_هرابال
#جمله

@sherestan
|| 792 ||

بلیط یک سره تا هیچ... تا ته ِ دنیا
که قلب ِ آدم، گاهی نیاز دارد به...
فرودگاه امام و صدات در چمدان
که فحش می دهد و اعتراض دارد به...

صف مچاله شده تا در ِ بهشت [زرشک!]
برای دست تکان دادن آنور ِ شیشه
صدای بیل زدن در بلندگوی سیاه
برای کندن یک سرو خسته از ریشه

به راه حل نرسیدن که زندگی سخت است
که فرض کردن ِ چیزی برای اثباتم
که روسری تو افتاده از سرت انگار
کسی گره زده خود را ته ِ کراواتم!

برای کیسه ای از خاک داخل جیبم
برای یک چمدان ِ پُر از فراموشی
برای آنهمه رؤیای منفجر شده در...
برای هق هق مادر که آنور ِ گوشی...

که تو سکوت که تو درد تو سیاهی تو...
که هی شکنجه و هی ترس و هی شب و هی ما...
که جمع کردن ِ بی تکه هات! از سالن
برای پرت شدن داخل هواپیما

صدای مهماندار ِ جوان در ِ گوشم
صدای پرت شدن توی ابرهای سیاه
صدای حرکت ماری سه رنگ در مغزم
صدای اشهد ان لا اله الا الله...

فرار کردن ِ از غیر ِ قابل ِ تغییر
صدای خنده ی شیطان و مردم ِ مبهوت!
به خواب رفتن تو روی صندلی ِ بغل
به خواب رفتن من روی صندلی و سکوت...

#سید_مهدی_موسوی

@sherestan