|| 764 ||
رودم که به دنبال تو جریان دارم
کفرم که به نور چشمت ایمان دارم
هر جا بروی قبله ی من آن طرف است
من مذهب آفتابگردان دارم
#بهزاد_نجفی
@sherestan
رودم که به دنبال تو جریان دارم
کفرم که به نور چشمت ایمان دارم
هر جا بروی قبله ی من آن طرف است
من مذهب آفتابگردان دارم
#بهزاد_نجفی
@sherestan
|| 765 ||
فجیعتر از خبر رفتنات٬
رفتنات بود
و تا مرز کوری گریستم آنشب
چراکه تفاوت هولناکی بود میان شنیدن و دیدن
چراکه باید چشمهایم را فراموش میکردم
و بر دو چاه تلنبار از خاطره سرپوش میگذاشتم
چشمهایم را بستم امّا
نگاهم به درون باز شد
و دیدم چگونه زنی در تمام گوشههای تاریکم مویه میکرد
و دهانش
هنگام ادای آخرین «دوستت دارم» فلج شده بود
صبح
زیر شانهاش را گرفتم
تا نردههای سبز بدرقهاش کردم
و سپردم هر هشت ساعت تلقینش دهند
که «هرجیبی سوراخی دارد اندازۀ افتادنِ یک کلید»
جملهایکه از شنیدنش
زارزار
زیر خنده زد
کلید خانهام از سوراخ جیبی مردی افتاده است
سالهاست بیرونِ خودم ایستادهام
و از سوراخ کلید، زنی را نگاه میکنم
که در تمام گوشههای تاریکم کز کرده است
و هر هشت ساعت
قاهقاه
گریه میکند.
#لیلا_کردبچه
@sherestan
فجیعتر از خبر رفتنات٬
رفتنات بود
و تا مرز کوری گریستم آنشب
چراکه تفاوت هولناکی بود میان شنیدن و دیدن
چراکه باید چشمهایم را فراموش میکردم
و بر دو چاه تلنبار از خاطره سرپوش میگذاشتم
چشمهایم را بستم امّا
نگاهم به درون باز شد
و دیدم چگونه زنی در تمام گوشههای تاریکم مویه میکرد
و دهانش
هنگام ادای آخرین «دوستت دارم» فلج شده بود
صبح
زیر شانهاش را گرفتم
تا نردههای سبز بدرقهاش کردم
و سپردم هر هشت ساعت تلقینش دهند
که «هرجیبی سوراخی دارد اندازۀ افتادنِ یک کلید»
جملهایکه از شنیدنش
زارزار
زیر خنده زد
کلید خانهام از سوراخ جیبی مردی افتاده است
سالهاست بیرونِ خودم ایستادهام
و از سوراخ کلید، زنی را نگاه میکنم
که در تمام گوشههای تاریکم کز کرده است
و هر هشت ساعت
قاهقاه
گریه میکند.
#لیلا_کردبچه
@sherestan
|| 766 ||
من شاید هیچ کس را
آنسوی دیوارها
نداشته باشم
اما ...
در این غروبِ کسالت بار
هیچ چیز به اندازه ی تلفنی از زندان
خوشحالم نمی کند !
و مردی که اعتراف کند
گاهی
به جای آزادی
به من می اندیشد ...
#رویا_شاه_حسین_زاده
@sherestan
من شاید هیچ کس را
آنسوی دیوارها
نداشته باشم
اما ...
در این غروبِ کسالت بار
هیچ چیز به اندازه ی تلفنی از زندان
خوشحالم نمی کند !
و مردی که اعتراف کند
گاهی
به جای آزادی
به من می اندیشد ...
#رویا_شاه_حسین_زاده
@sherestan
|| 767 ||
خواب دیدم دست هایم خالی از گیسوی توست...
خوب شد با عطر مویت پا شدم، کابوس بود!
#سجاد_سامانی
@sherestan
خواب دیدم دست هایم خالی از گیسوی توست...
خوب شد با عطر مویت پا شدم، کابوس بود!
#سجاد_سامانی
@sherestan
|| 768 ||
ساده می گویم : یکی دارد دلم را می برد
پیش از اثبات جرائم متهم را می برد
این ستمکاری که من دیدم یقینا عاقبت -
آبروی مردمان محترم را می برد
اینکه ویران می شوم با رقص او بیهوده نیست
لرزه ای گاهی شکوه ارگ بم را می برد
بیم از بیگانه دارم گرچه گاهی یک نفر -
از محارم حرمت صاحب حرم را می برد
در زمان بوسه فهمیدم که حرفش منطقی ست
هرکسی گفته ست باده طعم غم را می برد
کی به خود می آیم اما من که با خود بی خودم !
او که بیخود آمده دارد خودم را می برد
#اصغر_عظیمی_مهر
@sherestan
ساده می گویم : یکی دارد دلم را می برد
پیش از اثبات جرائم متهم را می برد
این ستمکاری که من دیدم یقینا عاقبت -
آبروی مردمان محترم را می برد
اینکه ویران می شوم با رقص او بیهوده نیست
لرزه ای گاهی شکوه ارگ بم را می برد
بیم از بیگانه دارم گرچه گاهی یک نفر -
از محارم حرمت صاحب حرم را می برد
در زمان بوسه فهمیدم که حرفش منطقی ست
هرکسی گفته ست باده طعم غم را می برد
کی به خود می آیم اما من که با خود بی خودم !
او که بیخود آمده دارد خودم را می برد
#اصغر_عظیمی_مهر
@sherestan
|| 769 ||
گفتے بہ تو گٖر بگذرم از شوق بمیرے
قــربان قــدت ، بگــذر و بگــذار بــمــیــرم
#شهریار
@sherestan
گفتے بہ تو گٖر بگذرم از شوق بمیرے
قــربان قــدت ، بگــذر و بگــذار بــمــیــرم
#شهریار
@sherestan
|| 770 ||
یک زندگی کم است
برای آنکه
تمام شکلهای دوستت دارم را
با تو در میان بگذارم
میخواهم
هر صبح که پنجره را باز میکنی
آن درخت روبهرو من باشم
فصل تازه من باشم
آفتاب من باشم
استکان چای من باشم
و هر پرندهای که
نان از انگشتان تو میگیرد
یک زندگی کم است
برای شاعری که میخواهد
در تمام جملهها دوستت داشته باشد
#روزبه_سوهانی
@sherestan
یک زندگی کم است
برای آنکه
تمام شکلهای دوستت دارم را
با تو در میان بگذارم
میخواهم
هر صبح که پنجره را باز میکنی
آن درخت روبهرو من باشم
فصل تازه من باشم
آفتاب من باشم
استکان چای من باشم
و هر پرندهای که
نان از انگشتان تو میگیرد
یک زندگی کم است
برای شاعری که میخواهد
در تمام جملهها دوستت داشته باشد
#روزبه_سوهانی
@sherestan
|| 771 ||
ساقيا سايه ابر است و بهار و لب جوی
من نگويم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی
بوی يک رنگی از اين نقش نمیآيد خيز
دلق آلوده صوفی به می ناب بشوی
سفله طبع است جهان بر کرمش تکيه مکن
ای جهان ديده ثبات قدم از سفله مجوی
دو نصيحت کنمت بشنو و صد گنج ببر
از در عيش درآ و به ره عيب مپوی
شکر آن را که دگربار رسيدی به بهار
بيخ نيکی بنشان و ره تحقيق بجوی
روی جانان طلبی آينه را قابل ساز
ور نه هرگز گل و نسرين ندمد ز آهن و روی
گوش بگشای که بلبل به فغان میگويد
خواجه تقصير مفرما گل توفيق ببوی
گفتی از حافظ ما بوی ريا میآيد
آفرين بر نفست باد که خوش بردی بوی
#حافظ
@sherestan
ساقيا سايه ابر است و بهار و لب جوی
من نگويم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی
بوی يک رنگی از اين نقش نمیآيد خيز
دلق آلوده صوفی به می ناب بشوی
سفله طبع است جهان بر کرمش تکيه مکن
ای جهان ديده ثبات قدم از سفله مجوی
دو نصيحت کنمت بشنو و صد گنج ببر
از در عيش درآ و به ره عيب مپوی
شکر آن را که دگربار رسيدی به بهار
بيخ نيکی بنشان و ره تحقيق بجوی
روی جانان طلبی آينه را قابل ساز
ور نه هرگز گل و نسرين ندمد ز آهن و روی
گوش بگشای که بلبل به فغان میگويد
خواجه تقصير مفرما گل توفيق ببوی
گفتی از حافظ ما بوی ريا میآيد
آفرين بر نفست باد که خوش بردی بوی
#حافظ
@sherestan
|| 772 ||
من از تمام صبح هایم
فقط همانی را به یاد دارم
که تو در آغوش من
لبخند می زدی
وگرنه باقی طلوع ها
همگی شب اند بی تو ...
#عليرضااسفندياري
@sherestan
من از تمام صبح هایم
فقط همانی را به یاد دارم
که تو در آغوش من
لبخند می زدی
وگرنه باقی طلوع ها
همگی شب اند بی تو ...
#عليرضااسفندياري
@sherestan
|| 773 ||
ای عشق ٬ شکسته ایم٬ مشکن ما را
این گونه به خاک ره میفکن ما را
ما در تو به چشم دوستی میبینیم
ای دوست مبین به چشم دشمن ما را
ای عشق ٬ پناهگاه پنداشتمت٬
ای چاه نهفته! راه پنداشتمت٬
ای چشم سیاه٬ آه ای چشم سیاه٬
آتش بودی٬ نگاه پنداشتمت
ای عشق ٬ غم تو سوخت بسیار مرا٬
آویخت مسیح وار بر دار مرا٬
چندان که دلت سوخت بیازار مرا!
مگذار مرا ز دست٬ مگذار مرا !
ای عشق در آتش تو فریاد خوش است
هر کس که در آتش تو افتاد خوش است
بیداد خوش است از تو٬ وز هستی ما
خاکسترکی سپرده بر باد خوش است!
ای دل به کمال عشق اراستمت
وز هر چه به غیر عشق پیراستمت
یک عمر اگر سوختم و کاشتمت
امروز چنان شدی که می خواستمت
#فریدون_مشیری
@sherestan
ای عشق ٬ شکسته ایم٬ مشکن ما را
این گونه به خاک ره میفکن ما را
ما در تو به چشم دوستی میبینیم
ای دوست مبین به چشم دشمن ما را
ای عشق ٬ پناهگاه پنداشتمت٬
ای چاه نهفته! راه پنداشتمت٬
ای چشم سیاه٬ آه ای چشم سیاه٬
آتش بودی٬ نگاه پنداشتمت
ای عشق ٬ غم تو سوخت بسیار مرا٬
آویخت مسیح وار بر دار مرا٬
چندان که دلت سوخت بیازار مرا!
مگذار مرا ز دست٬ مگذار مرا !
ای عشق در آتش تو فریاد خوش است
هر کس که در آتش تو افتاد خوش است
بیداد خوش است از تو٬ وز هستی ما
خاکسترکی سپرده بر باد خوش است!
ای دل به کمال عشق اراستمت
وز هر چه به غیر عشق پیراستمت
یک عمر اگر سوختم و کاشتمت
امروز چنان شدی که می خواستمت
#فریدون_مشیری
@sherestan
|| 774 ||
عشق، هدیه است
جاندار مجسّم!
حادث میشودُ
تحمیلش نمیتوان کرد
قلب را لبْریز میکند
با عقل فهمیده نمیشودُ
به چنگ نمیآید
مقدّریست که همه چیز را
دگرگون میسازد
عشق، هدیه است
تردترینُ
گرانمندترین
هَر زندگی
دوست داشتنُ
دوست داشته شُدن
وَ از نو شناختن هر روز
#مارگوت_بیکل
@sherestan
عشق، هدیه است
جاندار مجسّم!
حادث میشودُ
تحمیلش نمیتوان کرد
قلب را لبْریز میکند
با عقل فهمیده نمیشودُ
به چنگ نمیآید
مقدّریست که همه چیز را
دگرگون میسازد
عشق، هدیه است
تردترینُ
گرانمندترین
هَر زندگی
دوست داشتنُ
دوست داشته شُدن
وَ از نو شناختن هر روز
#مارگوت_بیکل
@sherestan
|| 775 ||
انگار که از مشت قفس رستی و رفتی
یکباره به روی همه در بستی و رفتی
هر لحظه ی همراهی ما خاطره ای بود
اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی
نفرین به وفاداریات ای دوست که با من
پیمان سر پیمان شکنی بستی و رفتی
چون خاطره ی غنچه ی پرپر شده در باد
در حافظه ی باغچه ها هستی و رفتی
جا ماندن تصویر تو در سینه ی من! آه!
این آینه را آه که نشکستی و رفتی
#فاضل_نظری
@sherestan
انگار که از مشت قفس رستی و رفتی
یکباره به روی همه در بستی و رفتی
هر لحظه ی همراهی ما خاطره ای بود
اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی
نفرین به وفاداریات ای دوست که با من
پیمان سر پیمان شکنی بستی و رفتی
چون خاطره ی غنچه ی پرپر شده در باد
در حافظه ی باغچه ها هستی و رفتی
جا ماندن تصویر تو در سینه ی من! آه!
این آینه را آه که نشکستی و رفتی
#فاضل_نظری
@sherestan
|| 776 ||
دوستش مي دارم
چرا که مي شناسمش به دوستي و يگانه گي.
هنگامي که دستان مهربانش را به دست مي گيرم
تنهائي غم انگيزش را در مي يابم.
نخستين بوسه هاي ما، بگذار
ياد بودِ آن بوسه ها باد
که ياران
با دهانِ سرخِ زخم هاي خويش
بر زمينِ نا سپاس نهادند.
#احمد_شاملو
@sherestan
دوستش مي دارم
چرا که مي شناسمش به دوستي و يگانه گي.
هنگامي که دستان مهربانش را به دست مي گيرم
تنهائي غم انگيزش را در مي يابم.
نخستين بوسه هاي ما، بگذار
ياد بودِ آن بوسه ها باد
که ياران
با دهانِ سرخِ زخم هاي خويش
بر زمينِ نا سپاس نهادند.
#احمد_شاملو
@sherestan
|| 777 ||
نامدگان و رفتگان ازدو کرانه ی زمان
سوی تو می دوند هان، ای تو همیشه درمیان
درچمن تو می چرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو می پرد باز سپید کهکشان
هرچه به گرد خویشتن می نگرم درین چمن
آینه ی ضمیر من جز تو نمی دهد نشان
ای گل بوستانسرا از پس پرده ها در آ
بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشسته ای باغ درون هسته ای
هسته فرو شکسته ای کاین همه باغ شد روان
مست نیاز من شدی پرده ی ناز پس زدی
ازدل خود برآمدی : آمدن تو شد جهان
آه که می زند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان
پیش وجودت ازعدم زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر درم
آمدمت که بنگرم گریه نمی دهد امان
#هوشنگ_ابتهاج
@sherestan
نامدگان و رفتگان ازدو کرانه ی زمان
سوی تو می دوند هان، ای تو همیشه درمیان
درچمن تو می چرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو می پرد باز سپید کهکشان
هرچه به گرد خویشتن می نگرم درین چمن
آینه ی ضمیر من جز تو نمی دهد نشان
ای گل بوستانسرا از پس پرده ها در آ
بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشسته ای باغ درون هسته ای
هسته فرو شکسته ای کاین همه باغ شد روان
مست نیاز من شدی پرده ی ناز پس زدی
ازدل خود برآمدی : آمدن تو شد جهان
آه که می زند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان
پیش وجودت ازعدم زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر درم
آمدمت که بنگرم گریه نمی دهد امان
#هوشنگ_ابتهاج
@sherestan
|| 778 ||
در دهانت...که تلخ تکراری
روی تختی که در تن آزاری
سرنوشتی که خواب... می رفتم
روی تختی که بخت اجباری
می پرید از سکوت تو خوابم
مثل ترس پس از شب ادراری
روی تختی که مردم و تا صبح
جسدم را زدم به بی عاری
و خودم را سکوت می کردم
و خودت را... که دوستم داری!
مرده ای تو. ..و مرد من شده ای
مرده ام من... و ...
- زن! تو بیداری؟!
#مهتاب_سالاری
@sherestan
در دهانت...که تلخ تکراری
روی تختی که در تن آزاری
سرنوشتی که خواب... می رفتم
روی تختی که بخت اجباری
می پرید از سکوت تو خوابم
مثل ترس پس از شب ادراری
روی تختی که مردم و تا صبح
جسدم را زدم به بی عاری
و خودم را سکوت می کردم
و خودت را... که دوستم داری!
مرده ای تو. ..و مرد من شده ای
مرده ام من... و ...
- زن! تو بیداری؟!
#مهتاب_سالاری
@sherestan
|| 780 ||
به گوشهی قفسی ، خو گرفتهام چندان...
که گر رها کُنَدم ، ذوق آشیانم نیست!
#فروغی_بسطامی
@sherestan
به گوشهی قفسی ، خو گرفتهام چندان...
که گر رها کُنَدم ، ذوق آشیانم نیست!
#فروغی_بسطامی
@sherestan
|| 781 ||
انگار که از مشت قفس رستی و رفتی
یکباره به روی همه در بستی و رفتی
هر لحظه ی همراهی ما خاطره ای بود
اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی
نفرین به وفاداریات ای دوست که با من
پیمان سر پیمان شکنی بستی و رفتی
چون خاطره ی غنچه ی پرپر شده در باد
در حافظه ی باغچه ها هستی و رفتی
جا ماندن تصویر تو در سینه ی من! آه!
این آینه را آه که نشکستی و رفتی
#فاضل_نظری
@sherestan
انگار که از مشت قفس رستی و رفتی
یکباره به روی همه در بستی و رفتی
هر لحظه ی همراهی ما خاطره ای بود
اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی
نفرین به وفاداریات ای دوست که با من
پیمان سر پیمان شکنی بستی و رفتی
چون خاطره ی غنچه ی پرپر شده در باد
در حافظه ی باغچه ها هستی و رفتی
جا ماندن تصویر تو در سینه ی من! آه!
این آینه را آه که نشکستی و رفتی
#فاضل_نظری
@sherestan
|| 782 ||
این چتر زرد را تو ندیده ای
روزی آن را برای بارانی خاص خریدم
روزی که یاد تو آسمان را ابر کرده بود
و عرض تمام پیاده رو های خیس
اندازه ی دو نفر بود
زیاده روی در پیاده رو ها
هنوزم به جایی نرسانده است
و خیال پروازی هایم تنها
نبودنت را در ارتفاع بلندتری گریسته است
سال ها گذشته است
و این چتر چسبیده به سقف اتاق
تنها زندگی ام را به دو نیم کرده است؛
روزهای بارانی بعد از تو
و روزهای معمولی بعد از تو.
#لیلا_کردبچه
@sherestan
این چتر زرد را تو ندیده ای
روزی آن را برای بارانی خاص خریدم
روزی که یاد تو آسمان را ابر کرده بود
و عرض تمام پیاده رو های خیس
اندازه ی دو نفر بود
زیاده روی در پیاده رو ها
هنوزم به جایی نرسانده است
و خیال پروازی هایم تنها
نبودنت را در ارتفاع بلندتری گریسته است
سال ها گذشته است
و این چتر چسبیده به سقف اتاق
تنها زندگی ام را به دو نیم کرده است؛
روزهای بارانی بعد از تو
و روزهای معمولی بعد از تو.
#لیلا_کردبچه
@sherestan
|| 784 ||
هر چه انسان تر باشيم زخمها عميق تر خواهند بود . هر چه بيشتر دوست بداريم بيشتر غصه خواهيم داشت . بيشتر فراق خواهيم کشيد و تنهایی هايمان بيشتر خواهد شد . شادی ها لحظه ای و گذرا هستند
شايد خاطرات بعضی از آنها تا ابد در ياد بماند اما رنجها داستانش فرق مي کند تا عمق وجود آدم رخنه مي کند و ما هر روز با آنها زندگی ميکنيم .. انگار که اين خاصيت انسان بودن است ... !
#کتاب
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
@sherestan
هر چه انسان تر باشيم زخمها عميق تر خواهند بود . هر چه بيشتر دوست بداريم بيشتر غصه خواهيم داشت . بيشتر فراق خواهيم کشيد و تنهایی هايمان بيشتر خواهد شد . شادی ها لحظه ای و گذرا هستند
شايد خاطرات بعضی از آنها تا ابد در ياد بماند اما رنجها داستانش فرق مي کند تا عمق وجود آدم رخنه مي کند و ما هر روز با آنها زندگی ميکنيم .. انگار که اين خاصيت انسان بودن است ... !
#کتاب
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
@sherestan