شعرستان
1.1K subscribers
2.07K photos
147 videos
130 files
26 links
هنر اگرچه نان نمی شود اما شراب زندگیست
ژان پل سارتر

ارتباط :
@Sherestan_a



#Leave_Channel
Download Telegram
5859

مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق
گرت مدام میسر شود زهی توفیق

جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
هزار بار من این نکته کرده‌ام تحقیق

دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق

به مأمنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت
که در کمینگه عمرند قاطعان طریق

بیا که توبه ز لعل نگار و خنده جام
حکایتیست که عقلش نمی‌کند تصدیق

اگر چه موی میانت به چون منی نرسد
خوش است خاطرم از فکر این خیال دقیق

حلاوتی که تو را در چه زنخدان است
به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق

اگر به رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب
که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیق

به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام
ببین که تا به چه حدم همی‌کند تحمیق

#حافظ

@Sherestan
5860

می‌ترسُم از این کشور خوسیده‌ی خوشبخت
بیدار بشُم این طرف مرز نباشی
تو خوُ زمین باشُم و بارونی و گندم
بیدار شُم اما تو کشاورز نباشی

می‌ترسُم از اینجا بری و خونه بُرُمبه
له شُم تو به معماری آوار بخندی
آواره بشُم مملکتُم دست تو باشه
هیهات اگر ارتش موهاتِ نبندی

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید
می‌ترسُم از اون لحظه که دیوونه نباشی
هی پست کنُم عمر عزیزُم در خونه‌ات
یک عمر کسی در بزنه خونه نباشی

ایجاد شدی در بدنُم مثل یه بحران
بحران شدُم از بوسه‌ی ایجاد شونده
پایان غم‌انگیز خودُم منتظرم هست
می‌ترسُم از این لحظه‌ی فرهاد شونده

افسار پریشونی من دست خودُم نیست
جن رفته در این شعر در این وزن عروضی
می‌ترسُم از این حیف شدن، حیف اگر تو
حتا به منِ پاره شده چشم ندوزی

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید
می‌ترسُم از اون لحظه که دیوونه نباشی
هی پست کنُم عمر عزیزُم در خونه‌ات
یک عمر کسی در بزنه خونه نباشی

#احسان_گودرزی

@Sherestan
5861

چرا مرا دوست نداری؟ همان اندازه سوال غیرممکنی است (هرچند کمتر آزاردهنده است) که پرسیدن این که چرا دوستم داری؟ در هردو مورد، در چارچوب عشق، رودرروی اراده ضعیف قرار می‌گیریم، در مقابل این واقعیت که عشق، موهبتی است که به ما هدیه شده، موهبتی که هرگز نه می‌توانیم و نه لیاقتش را داریم که تشخیص‌اش بدهیم. در پرسش‌هایی از این دست، مجبوریم یا به سوی خودبینی کامل تمایل پیدا کینم یا از طرف دیگر، به حقارت مطلق: مگر چه کرده‌ام که مستحق عشق باشم؟ پرسشی که عاشق شریف و فروتن می‌پرسد؛ کار بدی نکردم. مگر چه کرده‌ام که از عشق محروم باشم؟

#کتاب
#آلن_دوباتن
#جستارهایی_در_باب_عشق

@Sherestan
5862

در باور عشق و شناخت حقیقت آن، مرد ممکن است فریب بخورد؛ اما زن… زن حقیقت عشق را زود تشخیص مى دهد با حس نیرومند زنى، و اگر دبّه در مى آورد از آن است که عشق هم برایش کافى نیست ، او بیش از عشق مى طلبد، جان تو را.

#کتاب
#سلوک
#محمود_دولت_آبادی

@Sherestan
5683

زن ها، گاهی اوقات حرفی نمی زنند چون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته شود! تنها با نگاهشان حرف می زنند… به اندازه یک دنیا با نگاهشان حرف می زنند. اگر زنی برایتان اهمیت دارد، از چشمانش به سادگی نگذرید! به هیچ وجه…

#کتاب
#سوء_تفاهم
#سیمین_دوبوار

@sherestan
5684

پسر، موقعی که آدم می‌میرد، این مردم خوب آدم را از چهار طرف محاصره می‌کنند. من امیدوارم که وقتی مُردم، یک آدم بافهم و شعوری پیدا بشود و جنازه‌ی مرا توی رودخانه‌ای، جایی بیندازد. هرجا که می‌خواهد باشد، ولی فقط توی قبرستان، وسط مرده‌ها، چالم نکنند. روزهای یکشنبه می‌آیند و روی شکم آدم دسته گل می‌گذارند، و از این جور کارهای مسخره. وقتی که آدم زنده نباشد، گل را می‌خواهد چه کار؟ مرده که به گل احتیاجی ندارد… آدم تا زنده است باید از کسی که دوستش دارد گل هدیه بگیرد…

#کتاب
#سلینجر
#ناتور_دشت

@Sherestan
5685

يكی از مصيبت‌های انسانی این است، كه حتی در عشق نيز رابطه ايجاد می‌كنيم.
آنگاه عشق از دست می‌رود.
عشق نبايد يك رابطه باشد.
بايد آن عاشق يا آن معشوق بشوی.
بايد ديگری بشوی و بگذاری كه ديگری تو بشود.
بايد درهم ادغام شويد. تنها در اين صورت است كه تضاد متوقف می‌شود. وگرنه عشق يك مبارزه و تضاد می‌شود.
اگر وجود داشته باشی، آنوقت سعی ميكنی كه سلطه داشته باشی، آنگاه ميل به مالك شدن خواهی داشت، آنوقت مايلی كه ارباب باشی،
آنوقت بهره كشی وارد می‌شود.
آنگاه ديگری يك وسيله می‌شود، نه يك هدف.

#کتاب
#اشو
#راه_من_راه_ابرهای_سپید

@Sherestan
5866

مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود !
مرا بخواه که هر قطعه ام غزل بشود !

مرا بخوان که پس از این همه «الهه ی ناز»
دوباره ورد زبانم «اتل متل» بشود !

سیاه چشم ! فنا کن سپید را مگذار
که محتوایِ غزل نیز مبتذل بشود !

هزار وعده به من داده ای بگو چه کنم ؟
که دست ِ کم یکی از وعده ها عمل بشود ؟!

قسم به عشق ! به فتوای دل گناهی نیست
اگر به دست تو نامحرمی بغل بشود !

بیا و مسئله ها را ز راه دل حل کن
که در تمام جهان این سخن مثل بشود :

«اساس علم ریاضی به باد خواهد رفت
اگر که مسئله ها عاشقانه حل بشود !!»

#غلامرضا_طریقی

@Sherestan
5867

یک روز اگر صلاح ببینی ببینمت
می خواهم از مسیر زمینی ببینمت

یعنی اگر شهید پذیرایی‌ات شدم
از پشت یک غبار نشینی ببینمت

هرشب وضوی گریه گرفتم برای صبح
تا با نگاه پاک ترینی ببینمت

در لحظه ی شهود تو ناخن جویده ام
شاید پس از مقدمه چینی ببینمت

من ساده و خجالتی ام.. عشق من! مخواه
از چشم یک معلم دینی ببینمت

آنی که از خودم به خودم آشنا تری
وقتی که روبه رو تر از اینی ببینمت

#مرتضی_آل‌کثیر

@Sherestan
5868

چه قدر حس زلالی ست شاعرت باشم
شریک خلوت شب های خاطرت باشم

چه قدر با تو قشنگ است منتظر ماندن
قطار باشی و من هم مسافرت باشم

قرار باشد و بوسه، درخت باشد و برگ
به کوچه کوچه ی پاییز، عابرت باشم

سکوت باشی و خواهش، کلید باشم و در
شراب باشد و بستر، مجاورت باشم

همین دو جمله ی کوتاه راز خوشبختی ست:
به خاطر تو بمانم… به خاطرت باشم…

#مسعود_جعفری

@Sherestan
Forwarded from شعرستان
970

جمعه ی ساکت
جمعه ی متروک
جمعه ی چون کوچه های کهنه ، غم انگیز
جمعه ی اندیشه های تنبل بیمار
جمعه ی خمیازه های موذی کشدار
جمعه ی بی انتظار
جمعه ی تسلیم

خانه ی خالی
خانه ی دلگیر
خانه ی دربسته بر هجوم جوانی
خانه ی تاریکی و تصور خورشید
خانه ی تنهایی و تفآل و تردید
خانه ی پرده، کتاب، گنجه، تصاویر

آه چه آرام و پرغرور گذر داشت
زندگی من چو جویبار غریبی
در دل این جمعه های ساکت متروک
در دل این خانه های خالی دلگیر
آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت..


#فروغ_فرخزاد

@sherestan
👍1
Forwarded from شعرستان
/577/
سربازانی که از جنگ برنمیگردند
نمرده اند...!
شبیه مردانی
که بعد از دیدن تو
دیگر کسی آن ها را ندید
.
از جنگ
پوکه ی گلوله هایی می ماند
که نیمی از آن ها رفته است
از زیبایی تو
هزار ته مانده ی سیگار
نگاه کن
آن مرد که سیگار بدست می آید
قطار کوچکیست
که اندوه یک رفتن را آورده است
تا قطاری که روی ریل دود میکند
اندوه هزار رفتن را ببرد
.
حالا گیرم که تو
برای تمام مردان جهان
دست تکان بدهی
با شلیک آخرین گلوله
چیزی تمام نمیشود
جنگ تا سفید شدن
چشم هزاران مادر
ادامه دارد
و زیبایی تو
در موهایی که سفید می شوند
به نسل های بعد ارث می رسد
.
به تو فکر خواهم کرد
آنقدر فکر خواهم کرد
که سال ها بعد
روزنامه ها تیتر بزنند
از لب های جنازه ای
دود بلند می شود
و مردم متعجب
به عکسم نگاه کنند
و تو لبخند بزنی
زیر لب بگویی:
دیوانه هنوز به من فکر میکند
.
زیبایی یک زن
مردان زیادی را تنها می کند
تنهایی به خیابان می رود
دیوانه میشود
و چقدر دیوانه ها شبیه همدیگرند
و چقدر پوکه ها شبیه همدیگرند
و چقدر ته مانده ی سیگارها شبیه همدیگرند
انگار همه از زیبایی تو برگشته باشند
شبیه من
که یک بار مرده ام
برای دوست داشتن تو
و هزاران بار
گور به گور شده ام
برای هزاران زنی
که بعد از تو
دوست داشته ام
.
از جنگ های سخت
تنها یک نفر
زنده بر می گردد
و تو آنقدر زیبا بودی
که ما ترسیدیم
و هیچ یک دوست نداشتیم بدانیم
از هزاران مردی
که سیگار بدست
به دنبال تو راه افتاده اند
کدام قطار به مقصد می رسد

#آریا_معصومی
@sherestan
5869

زنها به سادگی نمیمیرند
نه اینکه مرگشان پیچیده باشد, نه!
پیش از مرگ
زن جهان را دور میزند
ماه زمین را
هر درختی که خشکتر باشد
در زنبیل میگذارد
هر پرنده که زخمی تر
در موهایش
وهر ...

به جنگهای جهانی بر میگردد
پوکه ها را جمع می کند
زخمها را می‌بوسد
و النگوهایش را جا می گذارد
دستهایش را جا می گذارد
پیراهنش را جا می گذارد
زیباییش را
و فرزندانش...

برای سربازی که هزار گلوله بعد
به آنجا می آید
و میخواهد برای زیبایی زنی بجنگد
به خانه بر می گردد
زنبیلش را پهن می کند
خانه را می‌چیند
حیاط را می‌چیند
آسمان را می‌چیند
به رخت خواب میرود
آرام می خوابد
و ماه آرام پشت ابر می رود.

#مریم_نظریان

@Sherestan
1
5870

فرخ صباح آن که تو بر وی نظر کنی
فیروز روز آن که تو بر وی گذر کنی

آزاد بنده‌ای که بود در رکاب تو
خرم ولایتی که تو آنجا سفر کنی

دیگر نبات را نخرد مشتری به هیچ
یک بار اگر تبسم همچون شکر کنی

ای آفتاب روشن و ای سایه همای
ما را نگاهی از تو تمام است اگر کنی

من با تو دوستی و وفا کم نمی‌کنم
چندان که دشمنی و جفا بیشتر کنی

مقدور من سریست که در پایت افکنم
گر زآن که التفات بدین مختصر کنی

عمریست تا به یاد تو شب روز می‌کنم
تو خفته‌ای که گوش به آه سحر کنی

دانی که رویم از همه عالم به روی توست
زنهار اگر تو روی به رویی دگر کنی

گفتی که دیر و زود به حالت نظر کنم
آری کنی چو بر سر خاکم گذر کنی

شرط است سعدیا که به میدان عشق دوست
خود را به پیش تیر ملامت سپر کنی

وز عقل بهترت سپری باید ای حکیم
تا از خدنگ غمزه خوبان حذر کنی

#سعدی

@Sherestan
5871

من در تو غرق میشوم، همچنان که سوری ها در دریا غرق می شوند ."
و من، یاد تو می افتم، و من، در خیال تو غرق میشوم، و من در دلتنگی غرق میشوم ... و من در دنیای بدون تو،،، غرق می شوم ...
دنیا پارادوکسی است بی معنا
چرا باید من تو را ببینم
در حالی که نه با تو می توانم باشم، نه بی تو ...
دیدارت مانند بوییدن یک گل بود، یک ثانیه قبل از آنکه تک تیر انداز مانند یک عاشق مرا تماشا کند... و انگشتش را فشار دهد ...
آری ... تو را نفس کشیدم، و گلوله از من گذشت، چنان که لبخندت از خاطرم ، آن گونه که انگشتانت از روی کلماتم، نرم و آهسته، چون رد شدن چشمانت از دنیای من ...
من در تو غرق میشوم ، آنچنان که شعر غیّاث مرا در خود فرو می برد ...


این کلمات هم در خیال فرو خواهند رفت ... مثل بسیاری کلماتی که تو نمی‌دانیشان و در من فرو رفتند ...

#غیاث

@Sherestan
5872

خوش‌تر از دوران عشق ایام نیست
بام‌داد عاشقان را شام نیست

#سعدی

@Sherestan
5873

می‌خواهم تو را دوست بدارم بانوی من
تا سلامت‌ام را بازیابم
و سلامت کلمات‌ام را
و از کمربند آلودگی که بر دل‌ام پیچیده است به‌درآیم
که زمین بی‌تو دروغی‌ست بزرگ
و سیبی‌ست گندیده.
می‌خواهم تو را دوست بدارم
تا به کیش یاسمن برآیم
و آینه، بنفشه را به‌جا آرم
و از تمدن شعر به دفاع برخیزم
و از کبودی دریا و سبز شدن بیشه‌ها.

می‌خواهم تو را دوست بدارم
تا اطمینان یابم که بیشه‌های نخل در چشمان تو هم‌چنان درسلامت‌اند
و لانه‌های گنجشکان میان نارهای سینه‌ات هم‌چنان در سلامت‌اند
و ماهیان شعر که در خون‌ام شناورند هم‌چنان در سلامت‌اند

#نزار_قبانی | سوریه، ۱۹۹۸-۱۹۲۳ |

برگردان: #موسا_اسوار

@Sherestan
5874

سرخ اگر اندیشه می‌کردم
نرم و سبز و سرخ
شاید این دریای شور بی‌قرار هار
پهنه‌ی سرسبز شبدر بود
درتپش از باد
و همین خورشید نارنجی آویزان ز باغ عصر
سیب سرخی می‌شد و با یک تکان از شاخه می‌افتاد
ژرف اگر اندیشه می‌کردم
شاید اینک چاهی از کفتر
پرزنان فواره می‌شد تا هلال نازک کم‌رنگ
و تو دور از من نبودی این همه خورشید
این همه فرسنگ.

#منوچهر_آتشی

@Sherestan
5875
مرا از بلاک بودن دربیاور
دل‌تنگ توام...

@Sherestan
👍1