شعرستان
1.1K subscribers
2.07K photos
147 videos
130 files
26 links
هنر اگرچه نان نمی شود اما شراب زندگیست
ژان پل سارتر

ارتباط :
@Sherestan_a



#Leave_Channel
Download Telegram
/612/

رفتن ات حادثه ای بود که با دیدن آن

تا همیشه دهن پنجره وا می ماند

#جواد_منفرد

@sherestan
/614/

نگران هیچ‌کس نیستم
حتی
تو که چمدانت را بسته‌ای ..
دیگر می‌دانم
خورشید
برای همیشه غروب نمی‌کند
و سنجاب‌ها
تنها برای پایین آمدن
از درخت بالا می‌روند ..


#رسول_یونان

@sherestan
/613/

عشق کی همگام باشد با هوس
ﭘﺨﺘﻪ ﮐﯽ ﺑﺎ ﺧﺎﻡ ﮔﺮﺩﺩ ﻫﻤﻨﻔﺲ

ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻛﻔﺮ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﭼﻪ ﻛﺎر
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻭﺯﺥ ﻭ ﺭﺿﻮﺍﻥ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ

ﻋﺸﻖ ﺳﺎﺯﺩ ﭘﺎﻛﺒﺎﺯﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﻜﺎﺭ
ﮐﯽ ﺑﻪ ﺩﺍﻡ ﺁﺭﺩ ﭘﻠﻴﺪ ﻭ ﻧﺎﺑﻜﺎﺭ

ﺯﻧﺪﻩ ﺩﻝﻫﺎ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ، ﻣﺴت
ﻣﺮﺩﻩ ﺩﻝ ﮐﯽ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺁﺭﺩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ . . .

#جواد_نوربخش

@sherestan
/615/

‌‎با آن صدای ناز برایم غزل بخوان

‌‎تا وقت مرگ حوصله دارم برای تــو

#مهدی_فرجی

@sherestan
/616/

تو
بازمانده ی آخرین
نسل معشوقان جهانی
بدون بوس و کنار
بدون آغوش...
شاید حتی وجود نداشته باشی!
با اینهمه اما
هنوز
دوستت دارم...

#کامران_رسول_زاده

@sherestan
/617/

تو در خواب خوش و من بی تو هر شب
شمارم تا سحر سیارگان را

#امیرخسرو_دهلوی

@sherestan
/618/

نباید شاعر میشدم ..
می ترسم روزی
این شعرها را
در کنج کافه ای دنج
کس دیگری برایت بخواند
و تو را ببوسد

#حمید_سلاجقه

@sherestan
/619/

شما که زیبائید تا مردان

زیبایی را بستایند

و هر مردی که به راهی می شتابد

جادویی لبخندی از شماست

و هر مرد در آزادگی خویش

به زنجیر زرین عشقی ست پای بست

عشق تان را به ما دهید

شما که عشق تان زندگی ست!

و خشم تان را به دشمنان ما

شما که خشم تان مرگ است.

#احمد_شاملو

@sherestan
/620/
باران که گرفت غربتم را شستم
دلتنگی تلخ عزلتم را شستم
يک شب تو به خواب من مرا بوسيدی
يک هفته‌ی بعد صورتم را شستم
#حامد_عسگری
@sherestan
/621/

دلم تا برایت تنگ می شود
نه شعر می خوانم
نه ترانه گوش می دهم
نه حرفهایمان را تکرار می کنم

دلم تا برایت تنگ می شود
می نشینم
اسمت را
می نویسم
می نویسم
می نویسم
بعد می گویم
این همه او
پس دلتنگی چرا ؟

دلم تا برایت تنگ می شود
میمِ مالکیت
به آخرِ اسمت اضافه می کنم
و باز عاشقت می شوم

#گروس_عبدالملکیان

@sherestan
/622/

می‌خواهم خدا
بین مرگِ من و
بوسه‌های تو گیج شود!
آنهمه شراب یادت رفت
قلبم را مشت ‌کنی
قطره قطره بچکانی
در جامی که دستت بود؟

می‌خواهم تو را جوری پرستش کنم
که خدا خودش را از اول خلق کند
آنهمه رنگ‌ یادت رفت
یکیش را تنت کنی
دنبال دگمه نگردد دستم؟

می‌خواهم خدا را
توی بغلت پرپر کنم
آنهمه خدا یادت رفت
یک آدم هست برای ستایش تو؟

#عباس_معروفی

@sherestan
/623/

از دستهای گرم تو 
کودکان توامان آغوش خویش 
سخن ها می توانم گفت 
غم نان اگر بگذارد. 
نغمه در نغمه درافکنده 
ای مسیح مادر،
ای خورشید! 
از مهربانی بی دریغ جانت 
با چنگ تمامی ناپذیر تو
سرودها می توانم کرد 
غم نان اگر بگذارد...

#احمد_شاملو

@sherestan
/624/

ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﻲ‌ﮐﻨﻢ
ﺟﺎﺫﺑﻪ‌ﻱ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﻧﺒﻮﺩﻩ
ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ
ﺍﺯ ﺳﻴﺐ ﻧﺒﻮﺩﻩ
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ‌‌ﻫﺎﺕ ﺑﻮﺩﻩ
ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ‌ﻫﺎﺕ
ﻣﻮﻫﺎﺕ
ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﺮﻫﻨﻪ‌ﺍﺕ
ﮐﻪ ﺑﺮ ﺗﻨﻢ ﻣﻲ‌ﺭﻳﺨﺖ.

#ﻋﺒﺎﺱ_ﻣﻌﺮﻭﻓﻲ

@sherestan
/625/

من خود نمی روم دگری می برد مرا
نابرده باز سوی تو می آورد مرا

کالای زنده ام که به سودای ننگ و نام
این می فروشد آن دگری می خرد مرا

یک بار هم که گردنه امن و امان نبود
گرگی به گله می زند و می درد مرا

در این مراقبت چه فریبی است ای تبر
هیزم شکن برای چه می پرورد مرا ؟

عمری است پایمال غمم تا که زندگی
این بار زیر پای که می گسترد مرا

شرمنده نیستیم ز هم در گرفت و داد
چندانکه می خورم غم تو ، می خورد مرا

قسمت کنیم آنچه که پرتاب می شود
شاخه گل قبول تو را ، سنگ رد مرا

#حسین_منزوی

@sherestan
/626/

با سایه تو را نمی پسندم

عشق است و هزار بدگمانی

#غنی_کشمیری

@sherestan
/627/

گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
وان چنان پای گرفتست که مشکل برود

دلی از سنگ بباید به سر راه وداع
تا تحمل کند آن روز که محمل برود

کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست
مگر آن کس که به شهر آید و غافل برود

گر همه عمر ندادست کسی دل به خیال
چون بياید به سر راه تو، بی دل برود

#سعدى

@sherestan
/628/

از خـاک
مرا بُرد وُ
بـه افلاک رسانید

ایـن است که مَن
معتقدم " عشق " زمینی ست . . .

#فاضل_نظرى

@sherestan
/629/

روز و شب هی کوچه ام را آب و جارو می کنم

او نمی آید ولی من با حماقت زنده ام


#فرامرز_عرب_عامری

@sherestan
/630/

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند

سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین
قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند

نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند

#کاظم_بهمنی

@sherestan
/631/

از همان روزی که مویت را نشانم داده ای

تار می بینم جهان را گرچه چشمم سالم است ..

#امير_سهرابى

@sherestan
/632/

چارلز بوکوفسکی غذای کمکی نیست
به نقل از روزنامه قدس/ شنبه 3بهمن

«وودی آلن»، «رومن گاری»، «گابریل گارسیا مارکز»، «چارلز بوکوفسکی»، «غاده السمان»، «نزار قبانی»، «ساموئل بکت»، «نیچه»، «یانیس ریتسوس» و... غذای کمکی نیستند. هرکدام از این بزرگان، گوشه‌ای از ادبیات، فلسفه، و سینمای جهان‌اند، حالا اینکه چه شده در سرزمین ما، تصویر این بزرگان در کنار جملاتی‌که درست یا غلط به آن‌ها نسبت داده شده، وسیله‌ای شده برای جلب‌توجه دیگران، جای شگفتی است.
معمولاً به افرادی‌که سوءتغذیه دارند، یا در جذب برخی ویتامین‌ها و پروتئین‌ها و... ناتوان‌اند، غذا و داروی کمکی خورانده می‌شود؛ سیستمی‌که آن را در فضای مجازی، در صفحات بسیاری می‌بینیم. امّا از آنجایی‌که در این صفحه، روی سخنمان صرفاً با شاعران است، به این نکته توجه می‌کنیم که مخاطبان صفحات شاعران، ترجیح می‌دهند که در صفحۀ شاعر موردعلاقه‌شان، نوشته‌های همان شاعر را بخوانند و مثلاً اگر بخواهند چیزی از «چارلز بوکوفسکی» و «ساموئل بکت» بخوانند، به یکی از صفحات بی‌شمارِ «سخنی از بزرگان» مراجعه می‌کنند که اتفاقاً طنز و نقیضۀ بسیاری هم برای آن‌ها ساخته شده و برای هرجور سلیقه‌ای هم مطلبی مناسب دارند.
در این مسأله، ظاهر امر این است: شاعرانی‌که در صفحاتشان درکنار شرح لحظه‌به‌لحظۀ زندگیِ مهم‌شان به روایت تصویر، و گذاشتنِ هرازگاهی شعر، تصاویر و جملات بزرگان را هم انعکاس می‌دهند، می‌خواهند خوراک فرهنگی مخاطبان‌شان را یکجا فراهم کنند، و یا اینکه مخاطبان‌شان را در جریانِ علایق و سلایق شخصی‌شان قرار دهند که مثلاً ما شب را با «نیچه» می‌خوابیم و صبحانه را با «رولان بارت» می‌خوریم و موقع چای عصرانه داریم با «بوکوفسکی» چت می‌کنیم و بعدش هم می‌رویم بیرون کمی با «وودیِ» عزیزمان قدم می‌زنیم!
امّا واقعیّت چیز دیگری است: شاعرانی‌که در صفحاتشان درکنار روایت تصویریِ زندگیِ مهم‌شان، و گذاشتنِ هرازگاهی شعر، تصاویر و جملات بزرگان را هم انعکاس می‌دهند، و زیر تصویر و جملاتِ آن بزرگان، لینک صفحۀ خودشان را درج می‌کنند، به این نتیجه رسیده‌اند که نه روایت تصویری زندگی‌شان، و نه شعرهایشان، آن‌طورکه توقعش می‌رفت، پای مخاطبان را به صفحاتشان نمی‌کشاند، و پس از تشخیص این ضعف جسمانی و سوءتغذیه(که ملاکش کمبود لایک‌ها و فالوئرهاست)، به غذای کمکیِ سخنی از بزرگان و جملات جوان‌پسند و رمانتیک و نشان‌دادنِ واکنش‌های هیجانیِ سریع و سطحی به اتفاقات گوناگون و... رو می‌آورند. غافل از اینکه مخاطب امروز، مخاطبِ باهوشی است و نباید او را دست‌کم گرفت. مخاطب امروز به‌راحتی می‌فهمد که کدام شاعر برای جذب مخاطب بیشتر، دارد یقۀ لباسش را پاره می‌کند، و کدام شاعر برای ارتقاء سطح کیفیِ آثارش، دارد یقۀ روحش را پاره می‌کند. مخاطب این چیزها را می‌فهمد دوست من! خوب هم می‌فهمد! می‌فهمد کاسۀ گدایی‌ات را این‌بار داده‌ای دست «یانیس ریتسوس» و «مارکز» و «رومن گاری» و... تا چندتا عددِ مجازی جمع کنی. می‌فهمد هوش و زکاوتش را دست‌کم گرفته‌ای، و از این کارت اصلاً خوشش نمی‌آید!
شاید غذا و داروی کمکی تأثیری روی وضعیّت جسمیِ آدم داشته باشد، امّا یقیناً ریختنِ صدها سطل آب در چاهی که از بیخ و بن خشک است، آن چاه را اِحیا نمی‌کند. و قدیمی‌ها راست می‌گفتند که چاه، باید خودش آب داشته باشد!

#لیلا_كردبچه
#مقاله

@sherestan