شعرستان
1.1K subscribers
2.07K photos
147 videos
130 files
26 links
هنر اگرچه نان نمی شود اما شراب زندگیست
ژان پل سارتر

ارتباط :
@Sherestan_a



#Leave_Channel
Download Telegram
/609/

خواست منتظرش بمونم و رفت..
من منتظر نموندم، اون هم برنگشت.
چيزى شبيه مرگ اتفاق افتاد،
ولى كسى نمرده بود.

#ازدميرآسف

@sherestan
/610/

از من سؤال نكن
جواب همه ات را
بلد نيستم كه بميرم!
اينكه چشم هايتان آبي نيست
اينكه بوي تند عرق نمي دهيد
اينكه ناخن هايتان را
ناشيانه در مغزم رژه مي رويد
اينكه...

از من سؤال نكن
من اوّلين قطره اي بودم
كه از آسمان افتاد
من اوّلين جنازه اي بودم
كه روي آب آمد
من اوّلين مولكول اكسيژني بودم
كه در مجراي تنفـّسي وارد شد
من اوّلين پرنده اي بودم
كه روي تير برق خشكش زد

از من سؤال نكن
از اين بالا
دنيا مورچه اي است
كه در ميان رگ هاي كپك زده ي خدا آرام
آرام
آرام
راه مي رود
اينجا صداهايي به گوش مي رسد
در فركانس هايي ناشناخته
از غارهايي كه اجدادم مرا صدا مي زنند
مي زنند صدا مرا اجدادم...

از من سؤال نكن
اين كامپيوتر
ويروس گرفته است
اين كامپيوتر
در search هاي شبانه ي خودش
دختري را پيدا كرده
كه هر شب در ازاي 5000 تومان
برايش لالايي مي خواند
اين كامپيوتر
جواب همه ي سؤال ها را يادش رفته
مي خواهد بخوابد!

#سید_مهدی_موسوی

@sherestan
/611/

به تیغم گر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند منت پذیرم

کمان ابرویت را گو بزن تیر
که پیش دست و بازویت بمیرم

غم گیتی گر از پایم درآرد
بجز ساغر که باشد دستگیرم؟

برآی ای آفتاب صبح امید
که در دست شب هجران اسیرم

به فریادم رس ای پیر خرابات
به یک جرعه جوانم کن که پیرم

به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
که من از پای تو سر بر نگیرم

بسوز این خرقه تقوا تو حافظ
که گر آتش شوم در وی نگیرم

#حافظ

@sherestan
/612/

رفتن ات حادثه ای بود که با دیدن آن

تا همیشه دهن پنجره وا می ماند

#جواد_منفرد

@sherestan
/614/

نگران هیچ‌کس نیستم
حتی
تو که چمدانت را بسته‌ای ..
دیگر می‌دانم
خورشید
برای همیشه غروب نمی‌کند
و سنجاب‌ها
تنها برای پایین آمدن
از درخت بالا می‌روند ..


#رسول_یونان

@sherestan
/613/

عشق کی همگام باشد با هوس
ﭘﺨﺘﻪ ﮐﯽ ﺑﺎ ﺧﺎﻡ ﮔﺮﺩﺩ ﻫﻤﻨﻔﺲ

ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻛﻔﺮ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﭼﻪ ﻛﺎر
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻭﺯﺥ ﻭ ﺭﺿﻮﺍﻥ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ

ﻋﺸﻖ ﺳﺎﺯﺩ ﭘﺎﻛﺒﺎﺯﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﻜﺎﺭ
ﮐﯽ ﺑﻪ ﺩﺍﻡ ﺁﺭﺩ ﭘﻠﻴﺪ ﻭ ﻧﺎﺑﻜﺎﺭ

ﺯﻧﺪﻩ ﺩﻝﻫﺎ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ، ﻣﺴت
ﻣﺮﺩﻩ ﺩﻝ ﮐﯽ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺁﺭﺩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ . . .

#جواد_نوربخش

@sherestan
/615/

‌‎با آن صدای ناز برایم غزل بخوان

‌‎تا وقت مرگ حوصله دارم برای تــو

#مهدی_فرجی

@sherestan
/616/

تو
بازمانده ی آخرین
نسل معشوقان جهانی
بدون بوس و کنار
بدون آغوش...
شاید حتی وجود نداشته باشی!
با اینهمه اما
هنوز
دوستت دارم...

#کامران_رسول_زاده

@sherestan
/617/

تو در خواب خوش و من بی تو هر شب
شمارم تا سحر سیارگان را

#امیرخسرو_دهلوی

@sherestan
/618/

نباید شاعر میشدم ..
می ترسم روزی
این شعرها را
در کنج کافه ای دنج
کس دیگری برایت بخواند
و تو را ببوسد

#حمید_سلاجقه

@sherestan
/619/

شما که زیبائید تا مردان

زیبایی را بستایند

و هر مردی که به راهی می شتابد

جادویی لبخندی از شماست

و هر مرد در آزادگی خویش

به زنجیر زرین عشقی ست پای بست

عشق تان را به ما دهید

شما که عشق تان زندگی ست!

و خشم تان را به دشمنان ما

شما که خشم تان مرگ است.

#احمد_شاملو

@sherestan
/620/
باران که گرفت غربتم را شستم
دلتنگی تلخ عزلتم را شستم
يک شب تو به خواب من مرا بوسيدی
يک هفته‌ی بعد صورتم را شستم
#حامد_عسگری
@sherestan
/621/

دلم تا برایت تنگ می شود
نه شعر می خوانم
نه ترانه گوش می دهم
نه حرفهایمان را تکرار می کنم

دلم تا برایت تنگ می شود
می نشینم
اسمت را
می نویسم
می نویسم
می نویسم
بعد می گویم
این همه او
پس دلتنگی چرا ؟

دلم تا برایت تنگ می شود
میمِ مالکیت
به آخرِ اسمت اضافه می کنم
و باز عاشقت می شوم

#گروس_عبدالملکیان

@sherestan
/622/

می‌خواهم خدا
بین مرگِ من و
بوسه‌های تو گیج شود!
آنهمه شراب یادت رفت
قلبم را مشت ‌کنی
قطره قطره بچکانی
در جامی که دستت بود؟

می‌خواهم تو را جوری پرستش کنم
که خدا خودش را از اول خلق کند
آنهمه رنگ‌ یادت رفت
یکیش را تنت کنی
دنبال دگمه نگردد دستم؟

می‌خواهم خدا را
توی بغلت پرپر کنم
آنهمه خدا یادت رفت
یک آدم هست برای ستایش تو؟

#عباس_معروفی

@sherestan
/623/

از دستهای گرم تو 
کودکان توامان آغوش خویش 
سخن ها می توانم گفت 
غم نان اگر بگذارد. 
نغمه در نغمه درافکنده 
ای مسیح مادر،
ای خورشید! 
از مهربانی بی دریغ جانت 
با چنگ تمامی ناپذیر تو
سرودها می توانم کرد 
غم نان اگر بگذارد...

#احمد_شاملو

@sherestan
/624/

ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﻲ‌ﮐﻨﻢ
ﺟﺎﺫﺑﻪ‌ﻱ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﻧﺒﻮﺩﻩ
ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ
ﺍﺯ ﺳﻴﺐ ﻧﺒﻮﺩﻩ
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ‌‌ﻫﺎﺕ ﺑﻮﺩﻩ
ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ‌ﻫﺎﺕ
ﻣﻮﻫﺎﺕ
ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﺮﻫﻨﻪ‌ﺍﺕ
ﮐﻪ ﺑﺮ ﺗﻨﻢ ﻣﻲ‌ﺭﻳﺨﺖ.

#ﻋﺒﺎﺱ_ﻣﻌﺮﻭﻓﻲ

@sherestan
/625/

من خود نمی روم دگری می برد مرا
نابرده باز سوی تو می آورد مرا

کالای زنده ام که به سودای ننگ و نام
این می فروشد آن دگری می خرد مرا

یک بار هم که گردنه امن و امان نبود
گرگی به گله می زند و می درد مرا

در این مراقبت چه فریبی است ای تبر
هیزم شکن برای چه می پرورد مرا ؟

عمری است پایمال غمم تا که زندگی
این بار زیر پای که می گسترد مرا

شرمنده نیستیم ز هم در گرفت و داد
چندانکه می خورم غم تو ، می خورد مرا

قسمت کنیم آنچه که پرتاب می شود
شاخه گل قبول تو را ، سنگ رد مرا

#حسین_منزوی

@sherestan
/626/

با سایه تو را نمی پسندم

عشق است و هزار بدگمانی

#غنی_کشمیری

@sherestan
/627/

گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
وان چنان پای گرفتست که مشکل برود

دلی از سنگ بباید به سر راه وداع
تا تحمل کند آن روز که محمل برود

کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست
مگر آن کس که به شهر آید و غافل برود

گر همه عمر ندادست کسی دل به خیال
چون بياید به سر راه تو، بی دل برود

#سعدى

@sherestan
/628/

از خـاک
مرا بُرد وُ
بـه افلاک رسانید

ایـن است که مَن
معتقدم " عشق " زمینی ست . . .

#فاضل_نظرى

@sherestan
/629/

روز و شب هی کوچه ام را آب و جارو می کنم

او نمی آید ولی من با حماقت زنده ام


#فرامرز_عرب_عامری

@sherestan