/527/
آخرش درد دلت در به درت خواهد کرد
مهره مار کسی کور و کرت خواهد کرد
عشق یک شیشه انگور کنار افتاده است
که اگر کهنه شود مست ترت خواهد کرد
ازهمان دست که دادی به تو بر خواهد گشت
جگر خون شده ام خون جگرت خواهد کرد
ناگهان چشم کسی سر به سرت می زارد
بی محلیش ولی جان به سرت خواهد کرد
جرم من خواستن دختر ارباب ده است
مادر این جرم شبی بی پسرت خواهد کرد
همه ی شهر به آواز من عادت کردند
وقت مرگم گزری با خبرت خواهد کرد
#امیر_سهرابی
@sherestan
آخرش درد دلت در به درت خواهد کرد
مهره مار کسی کور و کرت خواهد کرد
عشق یک شیشه انگور کنار افتاده است
که اگر کهنه شود مست ترت خواهد کرد
ازهمان دست که دادی به تو بر خواهد گشت
جگر خون شده ام خون جگرت خواهد کرد
ناگهان چشم کسی سر به سرت می زارد
بی محلیش ولی جان به سرت خواهد کرد
جرم من خواستن دختر ارباب ده است
مادر این جرم شبی بی پسرت خواهد کرد
همه ی شهر به آواز من عادت کردند
وقت مرگم گزری با خبرت خواهد کرد
#امیر_سهرابی
@sherestan
/528/
اول سراغِ کمونیست ها آمدند،
سکوت کردم چون کمونیست نبودم.
بعد سراغِ سوسیالیست ها آمدند،
سکوت کردم زیرا سوسیالیست نبودم.
بعد سراغِ یهودی ها آمدند،
سکوت کردم چون یهودی نبودم.
سراغِ خودم که آمدند،
دیگر کسی نبود تا به اعتراض برآید...
#مارتين_نيمولر
@sherestan
اول سراغِ کمونیست ها آمدند،
سکوت کردم چون کمونیست نبودم.
بعد سراغِ سوسیالیست ها آمدند،
سکوت کردم زیرا سوسیالیست نبودم.
بعد سراغِ یهودی ها آمدند،
سکوت کردم چون یهودی نبودم.
سراغِ خودم که آمدند،
دیگر کسی نبود تا به اعتراض برآید...
#مارتين_نيمولر
@sherestan
/529/
بوسه ای شاید بکاهد از ملال انگیزی ام
قدر لب تر کردنی محتاج ناپرهیزی ام
#سید_مهدی_موسوی
@sherestan
بوسه ای شاید بکاهد از ملال انگیزی ام
قدر لب تر کردنی محتاج ناپرهیزی ام
#سید_مهدی_موسوی
@sherestan
/530/
هی غرور دل مرا نشکن، شاعرم، قلب پرترک دارم
شعرهایی پر از غم و اندوه، مثل آواز نی لبک دارم
حرف هایم تمام بی مزه، شعر هایم تمام بی نمک اند
از تو و چشم هات گفتم اگر، دو سه تا شعر بانمک دارم
چشم هایت که آفریده شدند، حتم دارم خدا هم عاشق شد
من خدا نیستم ولی به خدا، "با خدا درد مشترک دارم"
لبت آتش، ولی دلت باران، درد عشق تو درد بی درمان
آدمی یا فرشته یا شیطان؟ من به زیبایی تو شک دارم
دست هایم عجیب می لرزند، چشم هایم عجیب می بارند
گفتم عاشق نمی شوم اما،به گمانم که نم نمک دارم...
#نسترن_موحدی_نیا
@sherestan
هی غرور دل مرا نشکن، شاعرم، قلب پرترک دارم
شعرهایی پر از غم و اندوه، مثل آواز نی لبک دارم
حرف هایم تمام بی مزه، شعر هایم تمام بی نمک اند
از تو و چشم هات گفتم اگر، دو سه تا شعر بانمک دارم
چشم هایت که آفریده شدند، حتم دارم خدا هم عاشق شد
من خدا نیستم ولی به خدا، "با خدا درد مشترک دارم"
لبت آتش، ولی دلت باران، درد عشق تو درد بی درمان
آدمی یا فرشته یا شیطان؟ من به زیبایی تو شک دارم
دست هایم عجیب می لرزند، چشم هایم عجیب می بارند
گفتم عاشق نمی شوم اما،به گمانم که نم نمک دارم...
#نسترن_موحدی_نیا
@sherestan
/531/
باید از ابتدای این قصه
خانه ها را خراب می کردیم
زندگی شکل دیگری می شد
ما اگر انتخاب می کردیم
بر لبت مهر خاطره زده ای
چقدر ما شبیه هم شده ایم
باید از ابتدای این قصه
عشق را غرق خواب می کردیم
رفته ام تا ته ته رویا
مثل خواهر بزرگها شده ام
غرق بازی نا تمامی که
با کف و با حباب می کردیم
غرق حوضی شبیه نقاشی
نقشه های شکار آلوچه
هر کسی طرح غصه ای می ریخت
نقشه اش را بر آب می کردیم
غرق در ضبط صوت و کاستها
لحظه ی بی مجوز خواندن
محو آن پوستر قدیمی که
می خریدیم و قاب می کردیم
شب به رویم پتو پلنگی بود
بره ها را یکی یکی می خورد
کی ،چگونه بزرگ باید شد؟
بی جهت هی حساب می کردیم
توی آن جزوه های بی منطق
جامعه برزخی مسلم بود
وسط خانگی ترین زندان
بی هدف،انقلاب می کردیم
حال تو از غزل به هم می خورد
حال من از تمام آدمها
از تمام دقیقه هایی که
غرق در اضطراب می کردیم
سعی دارم به شکل تدریجی
خواب خود را به مرگ هدیه کنم
مرگ هم شکل دیگری می شد
ما اگر انتخاب می کردیم
#صنم_نافع
@sherestan
باید از ابتدای این قصه
خانه ها را خراب می کردیم
زندگی شکل دیگری می شد
ما اگر انتخاب می کردیم
بر لبت مهر خاطره زده ای
چقدر ما شبیه هم شده ایم
باید از ابتدای این قصه
عشق را غرق خواب می کردیم
رفته ام تا ته ته رویا
مثل خواهر بزرگها شده ام
غرق بازی نا تمامی که
با کف و با حباب می کردیم
غرق حوضی شبیه نقاشی
نقشه های شکار آلوچه
هر کسی طرح غصه ای می ریخت
نقشه اش را بر آب می کردیم
غرق در ضبط صوت و کاستها
لحظه ی بی مجوز خواندن
محو آن پوستر قدیمی که
می خریدیم و قاب می کردیم
شب به رویم پتو پلنگی بود
بره ها را یکی یکی می خورد
کی ،چگونه بزرگ باید شد؟
بی جهت هی حساب می کردیم
توی آن جزوه های بی منطق
جامعه برزخی مسلم بود
وسط خانگی ترین زندان
بی هدف،انقلاب می کردیم
حال تو از غزل به هم می خورد
حال من از تمام آدمها
از تمام دقیقه هایی که
غرق در اضطراب می کردیم
سعی دارم به شکل تدریجی
خواب خود را به مرگ هدیه کنم
مرگ هم شکل دیگری می شد
ما اگر انتخاب می کردیم
#صنم_نافع
@sherestan
/532/
سال های زندگی ما خیلی جالب از بین رفت، وقت هایی که فکر میکردیم آنقدر خوشبختیم که پرنده ها هم دیگر نمیتوانند اندازه ما بالا پرواز کنند، وقتی چشم باز کردم دیدم ته چاه نشستم و به من میخندند.
و همان هایی که فکر می کردم پر پرواز منند از بالای چاه گل بر سرم می ریختند.
ولی ما باز سعی کردیم پرواز کنیم و یاد گرفتیم به جای آرزوی پرواز دیگر زمین را سوراخ نکنیم آری ما دیگر ما نبودیم من بودم و دیگران.
ولی این بار همه آشنا بودند و تنها کسی که برایم غریبه بود خودم بودم و فهمیدم من به خودم دروغ گفتم خودم را فریب داده ام
نفرین بر من نفرین بر من
#کتاب #عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
@sherestan
سال های زندگی ما خیلی جالب از بین رفت، وقت هایی که فکر میکردیم آنقدر خوشبختیم که پرنده ها هم دیگر نمیتوانند اندازه ما بالا پرواز کنند، وقتی چشم باز کردم دیدم ته چاه نشستم و به من میخندند.
و همان هایی که فکر می کردم پر پرواز منند از بالای چاه گل بر سرم می ریختند.
ولی ما باز سعی کردیم پرواز کنیم و یاد گرفتیم به جای آرزوی پرواز دیگر زمین را سوراخ نکنیم آری ما دیگر ما نبودیم من بودم و دیگران.
ولی این بار همه آشنا بودند و تنها کسی که برایم غریبه بود خودم بودم و فهمیدم من به خودم دروغ گفتم خودم را فریب داده ام
نفرین بر من نفرین بر من
#کتاب #عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
@sherestan
/534/
عادت کرده ایم
من
به چای تلخ اول صبح
تو
به بوسه ی تلخ آخر شب
من
به اینکه تو هربار حرف هایت را
مثل یک مرد بزنی
تو
به اینکه من هربار مثل یک زن گریه کنم
عادت کرده ایم
آنقدر که یادمان رفته است شب
مثل سیاهی موهایمان ناگهان می پرد
و یک روز آنقدر صبح می شود
که برای بیدار شدن
دیر است.
#لیلا_کردبچه
@sherestan
عادت کرده ایم
من
به چای تلخ اول صبح
تو
به بوسه ی تلخ آخر شب
من
به اینکه تو هربار حرف هایت را
مثل یک مرد بزنی
تو
به اینکه من هربار مثل یک زن گریه کنم
عادت کرده ایم
آنقدر که یادمان رفته است شب
مثل سیاهی موهایمان ناگهان می پرد
و یک روز آنقدر صبح می شود
که برای بیدار شدن
دیر است.
#لیلا_کردبچه
@sherestan
/536/
محوریت کانال #شعرستان بدون شک شعر بوده و هست و خواهد بود . اما بخشی از مطالب به کتاب ، مقالات ، اخبار ادبی و دکلمه نیز اختصاص خواهد داشت . دانلود این کتاب رو شدیدا ً پیشنهاد میکنم در دنیایی که دیگر خبری از گل و بلبل و شکن گیسوی یار نیست ...
#کتاب
#برای_گریه_کردن_پفیوسها
#سینا_محمدی
ارتباط : @sherestan_a
@Sherestan
محوریت کانال #شعرستان بدون شک شعر بوده و هست و خواهد بود . اما بخشی از مطالب به کتاب ، مقالات ، اخبار ادبی و دکلمه نیز اختصاص خواهد داشت . دانلود این کتاب رو شدیدا ً پیشنهاد میکنم در دنیایی که دیگر خبری از گل و بلبل و شکن گیسوی یار نیست ...
#کتاب
#برای_گریه_کردن_پفیوسها
#سینا_محمدی
ارتباط : @sherestan_a
@Sherestan
/537/
بخوان
از چشم های لال من،
امروز شعرم را …
که فردا
از منِ دیوانه،
دیوانی نمی ماند
#حسین_زحمتکش
@sherestan
بخوان
از چشم های لال من،
امروز شعرم را …
که فردا
از منِ دیوانه،
دیوانی نمی ماند
#حسین_زحمتکش
@sherestan
/539/ بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی #سعدی @sherestan
/541/
الا ای آهوی وحشی کجایی
مرا با توست چندین آشنایی
دوتنها و دوسرگردان دو بیکس
دد و دامت کمین از پیش و از پس
#حافظ
@sherestan
الا ای آهوی وحشی کجایی
مرا با توست چندین آشنایی
دوتنها و دوسرگردان دو بیکس
دد و دامت کمین از پیش و از پس
#حافظ
@sherestan
/543/
ده بار دیگر خواندن مکبث
صدبار دیگر خواندن کوری
از آخر میدان آزادی
تا اول میدان جمهوری
.
ما زندگی کردیم و ترسیدیم
در روزهای سرد پرتشویش
در ایستگاه متروی سرسبز
در ایستگاه متروی تجریش
.
ما عاشقی کردیم و جان دادیم
در کوچه های شهر بی روزن
در کافه های دور دانشگاه
در پله های سینما بهمن
.
ما زندگی کردیم و ترسیدیم
ما زندگی کردیم و چک خوردیم
ما توی هر چاهی فرو رفتیم
ما توی هر شهری کتک خوردیم
.
مانند یک باران بی موقع
در روزهای اول خرداد
مثل دوتا کبریت تب کرده
در پمپ بنزین امیر ٱباد
.
مانند یک خنیاگر غمگین
که از صدای ساز می ترسید
مثل کلاغ مرده ای بودیم
که دیگر از پرواز می ترسید
.
عشق من و تو قطره خونی که
از صورتی نمناک افتاده
عشق من و تو لاک پشتی که
وارونه روی خاک افتاده
.
عشق من و تو مثل حوضی تنگ
جا کم میاورد و کدر می شد
مانند یک نارنجک دستی
در کوچه گاهی منفجر می شد
عشق من و تو مثل گنجشکی
از لانه اش هربار می افتاد
عشق من و تو قاب عکسی بود
که هرشب از دیوار می افتاد
.
مثل دو تا اعدامی تنها
تا لحظه ی آخر دعا کردیم
ما لای زخم هم فرو رفتیم
ما توی خون هم شنا کردیم
.
ما خاطرات مبهمی بودیم
که روز و شب کمرنگ تر می شد
دیوارها را هرچه می کندیم
سلول هامان تنگ تر می شد
.
مثل دو ماهی-قرمز مغرور
تا آخر دریا جلو رفتیم
ما عاشقی کردیم و افتادیم
ما عاشقی کردیم و لو رفتیم...
.
#حامد_ابراهیم_پور
@sherestan
ده بار دیگر خواندن مکبث
صدبار دیگر خواندن کوری
از آخر میدان آزادی
تا اول میدان جمهوری
.
ما زندگی کردیم و ترسیدیم
در روزهای سرد پرتشویش
در ایستگاه متروی سرسبز
در ایستگاه متروی تجریش
.
ما عاشقی کردیم و جان دادیم
در کوچه های شهر بی روزن
در کافه های دور دانشگاه
در پله های سینما بهمن
.
ما زندگی کردیم و ترسیدیم
ما زندگی کردیم و چک خوردیم
ما توی هر چاهی فرو رفتیم
ما توی هر شهری کتک خوردیم
.
مانند یک باران بی موقع
در روزهای اول خرداد
مثل دوتا کبریت تب کرده
در پمپ بنزین امیر ٱباد
.
مانند یک خنیاگر غمگین
که از صدای ساز می ترسید
مثل کلاغ مرده ای بودیم
که دیگر از پرواز می ترسید
.
عشق من و تو قطره خونی که
از صورتی نمناک افتاده
عشق من و تو لاک پشتی که
وارونه روی خاک افتاده
.
عشق من و تو مثل حوضی تنگ
جا کم میاورد و کدر می شد
مانند یک نارنجک دستی
در کوچه گاهی منفجر می شد
عشق من و تو مثل گنجشکی
از لانه اش هربار می افتاد
عشق من و تو قاب عکسی بود
که هرشب از دیوار می افتاد
.
مثل دو تا اعدامی تنها
تا لحظه ی آخر دعا کردیم
ما لای زخم هم فرو رفتیم
ما توی خون هم شنا کردیم
.
ما خاطرات مبهمی بودیم
که روز و شب کمرنگ تر می شد
دیوارها را هرچه می کندیم
سلول هامان تنگ تر می شد
.
مثل دو ماهی-قرمز مغرور
تا آخر دریا جلو رفتیم
ما عاشقی کردیم و افتادیم
ما عاشقی کردیم و لو رفتیم...
.
#حامد_ابراهیم_پور
@sherestan
/544/
كجا بودی كه ديشب تا سحر در فكر گيسويت
دلم خواب پريشان ديد و من تعبیرها کردم
#نجيب_كاشانی
@sherestan
كجا بودی كه ديشب تا سحر در فكر گيسويت
دلم خواب پريشان ديد و من تعبیرها کردم
#نجيب_كاشانی
@sherestan
/545/
راز عشق در این است
که حس تملک را از خود دور کنی
در حقیقت هیچکس نمی تواند مال کسی شود
شریک زندگیت را با طناب نیاز ، نبند
گیاه هنگامی رشد می کند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کند
#جی_دونالد_والتر
@sherestan
راز عشق در این است
که حس تملک را از خود دور کنی
در حقیقت هیچکس نمی تواند مال کسی شود
شریک زندگیت را با طناب نیاز ، نبند
گیاه هنگامی رشد می کند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کند
#جی_دونالد_والتر
@sherestan