/504/
از صد آدم یک نفر انسان خوبی می شود
آخرش دوران ما دوران خوبی می شود
میشود خودکامه کم کم مهربان و دست کم ـ
شهر ما هم صاحب زندان خوبی می شود
گر در آمد اشک من از رفتنت دلخور نشو
دست کم در شهرتان باران خوبی می شود
چارراهِ بی چراغ ِ قرمز ِ چشمان تو
-با کمی چرخش در آن- میدان خوبی می شود
طول و عرض کوچه تان را بارها سنجیده است
کفش من دارد ریاضیدان خوبی می شود
آخرش روزی پشیمان می شوی از رفتنت
شعر من هم صاحب پایان خوبی می شود...
#اصغر_عظیمی_مهر
@sherestan
از صد آدم یک نفر انسان خوبی می شود
آخرش دوران ما دوران خوبی می شود
میشود خودکامه کم کم مهربان و دست کم ـ
شهر ما هم صاحب زندان خوبی می شود
گر در آمد اشک من از رفتنت دلخور نشو
دست کم در شهرتان باران خوبی می شود
چارراهِ بی چراغ ِ قرمز ِ چشمان تو
-با کمی چرخش در آن- میدان خوبی می شود
طول و عرض کوچه تان را بارها سنجیده است
کفش من دارد ریاضیدان خوبی می شود
آخرش روزی پشیمان می شوی از رفتنت
شعر من هم صاحب پایان خوبی می شود...
#اصغر_عظیمی_مهر
@sherestan
/505/
سلام!
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیدهام خانهئی خریدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار ... هی بخند!
بیپرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچهی ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد
یادت میآید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه ریرا جان
نامهام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم
حال همهی ما خوب است
اما تو باور نکن!
#سيد_علي_صالحى
@sherestan
سلام!
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیدهام خانهئی خریدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار ... هی بخند!
بیپرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچهی ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد
یادت میآید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه ریرا جان
نامهام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم
حال همهی ما خوب است
اما تو باور نکن!
#سيد_علي_صالحى
@sherestan
/506/
گفته بودی همیشه خواهی ماند،
سنگ بارید،شیشه خواهی ماند
گفته بودی ترَک نخواهی خورد،
دین و دل از کسی نخواهی برد. .
گفته بودی عروس ِ فردایی،
با جهانم کنار میآیی
گفته بودی دچار باید بود،
مرد ِ این روزگار باید بود
گفته بودی،
ولی نشد انگار!
دست از این کودکانهها بردار...
#عليرضا_آذر
@sherestan
گفته بودی همیشه خواهی ماند،
سنگ بارید،شیشه خواهی ماند
گفته بودی ترَک نخواهی خورد،
دین و دل از کسی نخواهی برد. .
گفته بودی عروس ِ فردایی،
با جهانم کنار میآیی
گفته بودی دچار باید بود،
مرد ِ این روزگار باید بود
گفته بودی،
ولی نشد انگار!
دست از این کودکانهها بردار...
#عليرضا_آذر
@sherestan
/507/
نمانده است چیزی به جز غم...مهم نیست
گرفته دلم از دو عالم ...مهم نیست
تو را دوست دارم قسم به خدا که...
اگرچه پس از تو خدا هم مهم نیست
فقط آرزو می کنم که بمیرم
پس از آن بهشت و جهنم مهم نیست
همان وقتِ رانده شدن به زمين... آه!
به خود گفت حوّا كه «آدم » مهم نيست
بيا تا علف هاي هرزه بكاريم
اگر مرگ گل هاي مريم مهم نيست
ببين! مرگ هم شانس مي خواهد اي عشق
فقط خوردن جامي از سم مهم نيست
نماندست چيزي به جز غم، مهم نيست،
گرفته دلم از دو عالم، مهم نيست،
بمانم، بخوانم، برقصم، بميرم...
دگر هيچ چيزي برايم مهم نيست
#سید_مهدی_موسوی
@sherestan
نمانده است چیزی به جز غم...مهم نیست
گرفته دلم از دو عالم ...مهم نیست
تو را دوست دارم قسم به خدا که...
اگرچه پس از تو خدا هم مهم نیست
فقط آرزو می کنم که بمیرم
پس از آن بهشت و جهنم مهم نیست
همان وقتِ رانده شدن به زمين... آه!
به خود گفت حوّا كه «آدم » مهم نيست
بيا تا علف هاي هرزه بكاريم
اگر مرگ گل هاي مريم مهم نيست
ببين! مرگ هم شانس مي خواهد اي عشق
فقط خوردن جامي از سم مهم نيست
نماندست چيزي به جز غم، مهم نيست،
گرفته دلم از دو عالم، مهم نيست،
بمانم، بخوانم، برقصم، بميرم...
دگر هيچ چيزي برايم مهم نيست
#سید_مهدی_موسوی
@sherestan
/508/
نردبان اين جهان ما و منيست
عاقبت اين نردبان افتادنيست
لاجرم هر کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست
#مولانا
@sherestan
نردبان اين جهان ما و منيست
عاقبت اين نردبان افتادنيست
لاجرم هر کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست
#مولانا
@sherestan
/509/
بمان کنار من امشب، دوباره شعر بخوان تا
برای هر دویمان بعد گریه چای بریزم...
دلم گرفته ازینجا، کمی مراقب من باش
دلم گرفته برای تو، شب بخیر عزیزم...
#حامد_ابراهیم_پور
@sherestan
بمان کنار من امشب، دوباره شعر بخوان تا
برای هر دویمان بعد گریه چای بریزم...
دلم گرفته ازینجا، کمی مراقب من باش
دلم گرفته برای تو، شب بخیر عزیزم...
#حامد_ابراهیم_پور
@sherestan
/511/
تمام چیزی که
درباره تو در سرم هست
ده ها کتاب می شود
اما تمام چیزی که در دلم هست
فقط دو کلمه است
دوستت دارم!...
#ویکتور_هوگو
@sherestan
تمام چیزی که
درباره تو در سرم هست
ده ها کتاب می شود
اما تمام چیزی که در دلم هست
فقط دو کلمه است
دوستت دارم!...
#ویکتور_هوگو
@sherestan
/512/
هرگاه یک نگاه به بیگانه می کنی
خون مرا دوباره به پیمانه میکنی
ای آنکه دست بر سر من میکشی! بگو
فردا دوباره موی که را شانه میکنی؟
گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن!
باشد، ولی نصیحت دیوانه میکنی
ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی
در سینهی شکستهدلان خانه میکنی؟
بر تن چگونه پیله ببافم که عاقبت
چون رنگ رخنه در پر پروانه می کنی
عشق است و گفته اند که یک قصه بیش نیست
این قصه را به مرگ خود افسانه می کنی
.
#فاضل_نظری
@sherestan
هرگاه یک نگاه به بیگانه می کنی
خون مرا دوباره به پیمانه میکنی
ای آنکه دست بر سر من میکشی! بگو
فردا دوباره موی که را شانه میکنی؟
گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن!
باشد، ولی نصیحت دیوانه میکنی
ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی
در سینهی شکستهدلان خانه میکنی؟
بر تن چگونه پیله ببافم که عاقبت
چون رنگ رخنه در پر پروانه می کنی
عشق است و گفته اند که یک قصه بیش نیست
این قصه را به مرگ خود افسانه می کنی
.
#فاضل_نظری
@sherestan
با سلام و آدینه بخیر خدمت همراهان .
برنامه های آتی کانال :
۱- برگزاری مسابقه در بهمن ماه
۲- راه اندازی سایت sherestan.com در راستای ارتباط بهتر و بیشتر و همچنین آرشبو کردم منظم و قابل دسترس اشعار
ممنون از نظرات پر انرژیتون ...
@sherestan_a
برنامه های آتی کانال :
۱- برگزاری مسابقه در بهمن ماه
۲- راه اندازی سایت sherestan.com در راستای ارتباط بهتر و بیشتر و همچنین آرشبو کردم منظم و قابل دسترس اشعار
ممنون از نظرات پر انرژیتون ...
@sherestan_a
/517/
مثل این است که عصر جمعه
در تو آرام بالا بیاید
مثل این است که بچه دیوی
در درونت به دنیا بیاید...
#سید_مهدی_موسوی
@sherestan
مثل این است که عصر جمعه
در تو آرام بالا بیاید
مثل این است که بچه دیوی
در درونت به دنیا بیاید...
#سید_مهدی_موسوی
@sherestan
/518/
ای بانویی که دستانت
فرهنگ مرا ساخت
بگذار
بر آینه ی دستانت بوسه زنم
و پیش از سفر توشه ای برگیرم
بگذار
روی پیانو به خواب روم
که از وسعت عمر دیگر چیزی نمانده است
می خواهم نقش هایی برگیرم
از شکل دستانت
از صدای دستانت
از سکوت دستانت
آیا کمی در برابرم خواهی نشست
تا که محال را رسم کنم ؟
#نزار_قبانی
@sherestan
ای بانویی که دستانت
فرهنگ مرا ساخت
بگذار
بر آینه ی دستانت بوسه زنم
و پیش از سفر توشه ای برگیرم
بگذار
روی پیانو به خواب روم
که از وسعت عمر دیگر چیزی نمانده است
می خواهم نقش هایی برگیرم
از شکل دستانت
از صدای دستانت
از سکوت دستانت
آیا کمی در برابرم خواهی نشست
تا که محال را رسم کنم ؟
#نزار_قبانی
@sherestan
/519/
کتابی می خوانم
تو در آنی
ترانه ای می شنوم
تو در آنی
نان می خورم
در برابرم توئی
کار می کنم
می نشینی و چشم در من می دوزی
ای همیشه حاضر من
با همدیگر سخن نمی گوئیم
صدای همدیگر را نمی شنویم
ای بیوه ی هشت ساله ی من
#ناظم_حکمت
@sherestan
کتابی می خوانم
تو در آنی
ترانه ای می شنوم
تو در آنی
نان می خورم
در برابرم توئی
کار می کنم
می نشینی و چشم در من می دوزی
ای همیشه حاضر من
با همدیگر سخن نمی گوئیم
صدای همدیگر را نمی شنویم
ای بیوه ی هشت ساله ی من
#ناظم_حکمت
@sherestan
/520/
گفتی شتاب رفتن من از برای توست
آهسته تر برو که دلم زیر پای توست
با قهر میگریزی و گویا که غافلی
آرام سایهای همه جا در قفای توست
سر در هوای مهر تو رفت و هنوز هم
در این سری که از کف ما شد هوای توست
چشمت رهم نمیدهد به گذر گاه عافیت
بیمارم و خوشم که دلم مبتلای توست
خوش میروی به خشم و به ما رو نمیکنی
این دیده از قفا به امید وفای توست
ای دل نگفتمت حذر از راه عاشقی؟
رفتی، بسوز، اینهمه آتش سزای توست
ما را مگو حکایت شادی که تا به حشر
مایم و سینهای که در آن ماجرای توست
بیگانهام ز عالم و بیگانهای ز ما
بیچاره آن کس که دلش آشنای توست
بگذشت و گفت این به قفس افتاده کیست
این مرغ پر شکسته محزون همای توست
#هما_گرامی
@sherestan
گفتی شتاب رفتن من از برای توست
آهسته تر برو که دلم زیر پای توست
با قهر میگریزی و گویا که غافلی
آرام سایهای همه جا در قفای توست
سر در هوای مهر تو رفت و هنوز هم
در این سری که از کف ما شد هوای توست
چشمت رهم نمیدهد به گذر گاه عافیت
بیمارم و خوشم که دلم مبتلای توست
خوش میروی به خشم و به ما رو نمیکنی
این دیده از قفا به امید وفای توست
ای دل نگفتمت حذر از راه عاشقی؟
رفتی، بسوز، اینهمه آتش سزای توست
ما را مگو حکایت شادی که تا به حشر
مایم و سینهای که در آن ماجرای توست
بیگانهام ز عالم و بیگانهای ز ما
بیچاره آن کس که دلش آشنای توست
بگذشت و گفت این به قفس افتاده کیست
این مرغ پر شکسته محزون همای توست
#هما_گرامی
@sherestan
/521/
ای غم! اگرچه عهد تو بشکسته ام به می
نازم تو را که بر سر پیمان نشسته یی
ای اشک هرچه ریزمت از دیده زیر پای
بینم که باز بر سر مژگان نشسته یی!
#اشتری (فرهاد)
@sherestan
ای غم! اگرچه عهد تو بشکسته ام به می
نازم تو را که بر سر پیمان نشسته یی
ای اشک هرچه ریزمت از دیده زیر پای
بینم که باز بر سر مژگان نشسته یی!
#اشتری (فرهاد)
@sherestan

