/404/
خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد؟
چرا اینگونه کافر گونه بی رحمانه میخندی؟
#فاضل_نظری
@sherestan
خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد؟
چرا اینگونه کافر گونه بی رحمانه میخندی؟
#فاضل_نظری
@sherestan
/405/
دیروز زنی را دیدم که مرده بود
مثل ما نفس میکشید
راستی یک زن چطور می میرد
مرگش چگونه است
یا لبخند به لب ندارد
یا آرایش نمی کند
یا دست کسی را نمی فشارد
یا منتظر
آغوشی نیست
یا حرف عشق که می شود پوزخند می زند
آری زن ها این گونه می میرند.....
عشق سال های وبا
#گابریل_گارسیا_مارکز
@sherestan
دیروز زنی را دیدم که مرده بود
مثل ما نفس میکشید
راستی یک زن چطور می میرد
مرگش چگونه است
یا لبخند به لب ندارد
یا آرایش نمی کند
یا دست کسی را نمی فشارد
یا منتظر
آغوشی نیست
یا حرف عشق که می شود پوزخند می زند
آری زن ها این گونه می میرند.....
عشق سال های وبا
#گابریل_گارسیا_مارکز
@sherestan
/406/
کمان سخت کہ داد آن لطیف بازو را
کہ تیر غمزه تمامست صید آهو را
هزار صید دلت پیش تیر باز آید
بدین صفت کہ تو دارے کمان ابرو را
#سعدی
@sherestan
کمان سخت کہ داد آن لطیف بازو را
کہ تیر غمزه تمامست صید آهو را
هزار صید دلت پیش تیر باز آید
بدین صفت کہ تو دارے کمان ابرو را
#سعدی
@sherestan
/407/
اگر مرا دوست نداشته باشی
دراز میکشم و میمیرم
مرگ نه سفری بیبازگشت است
و نه ناگهان محو شدن
مرگ دوست نداشتن توست
درست آن موقع که باید دوست بداری
#رسول_یونان
@sherestan
اگر مرا دوست نداشته باشی
دراز میکشم و میمیرم
مرگ نه سفری بیبازگشت است
و نه ناگهان محو شدن
مرگ دوست نداشتن توست
درست آن موقع که باید دوست بداری
#رسول_یونان
@sherestan
/408/
عشق آن اگر باشد که میگویند
دلهای صاف و ساده میخواهد
عشق آن اگر باشد که من دیدم،
انسان فوق العاده میخواهد
سنی ندارد عاشقی کردن
فرقی ندارد کودکی/پیری
هر وقت زانو را بـــغــــل کردی
یعنی تو هم با عشق درگیری
#علیرضا_آذر
@sherestan
عشق آن اگر باشد که میگویند
دلهای صاف و ساده میخواهد
عشق آن اگر باشد که من دیدم،
انسان فوق العاده میخواهد
سنی ندارد عاشقی کردن
فرقی ندارد کودکی/پیری
هر وقت زانو را بـــغــــل کردی
یعنی تو هم با عشق درگیری
#علیرضا_آذر
@sherestan
/409/
ای عقل خجل ز جهل و نادانی ما
درهم شده خلقی، ز پریشانی ما
بت در بغل و به سجده پیشانی ما
کافر زده خنده بر مسلمانی ما
#شیخ_بهایی
@sherestan
ای عقل خجل ز جهل و نادانی ما
درهم شده خلقی، ز پریشانی ما
بت در بغل و به سجده پیشانی ما
کافر زده خنده بر مسلمانی ما
#شیخ_بهایی
@sherestan
/411/
شب هرگز کامل نیست !
نشان به این نشان که من می گویم
نشان به ان نشان که می دانم
در انتهای غم همیشه دریچه ای باز است...
دریچه ای روشن!
#پل_الوار
شب بر دوستان خوش...🌹🌹🌹
@sherestan
شب هرگز کامل نیست !
نشان به این نشان که من می گویم
نشان به ان نشان که می دانم
در انتهای غم همیشه دریچه ای باز است...
دریچه ای روشن!
#پل_الوار
شب بر دوستان خوش...🌹🌹🌹
@sherestan
/412/
رفتنت روح شاعرم را کشت
جای شعرم تفنگ دستم داد
بعد تو دختری زره پوشم
با گرایش به نوع استبداد
.
بعد تو دختری زره پوشم
رو به هر مرد جبهه میگیرم
آنقدر قصه از خودت گفتی
از اراجیف محضشان سیرم
.
چای با زهر ِ مار فرقش چیست؟
لحظه ای که غمت دو چندان است
حال و روز همیشه ات مثل
عصرهای جنوب تهران است
.
بی تویی را بلد شدم اما
بعد آن با توئه خودم قهرم
با تداعی لحن لبخندت
ناخودآگاه می پرد زهرم...
.
ما همیشه پناه هم بودیم
ما به هم سخت تکیه می کردیم
تا که حرف از جدا شدن میشد
می نشستیم و گریه می کردیم ...
.
ما همانیم ؟؟ نه.. عوض شده ایم
از جدایی هراسمان هم نیست
دارد از دست می رود احساس
حیف ! حتی حواسمان هم نیست ..
.
البته نه ! حواس من جمع است
منِ دلتنگ ِ منگ و دیوانه
تووی گوشم صدات می پیچد:
من و تنهام نذار حنانه ...
.
توی هر عاشقانه ای دیگر
بودنت را حراج خواهم کرد
از نبودت مدام می گویم
با غمت ازدواج خواهم کرد ..
#حنانه_جانمحمدی
@sherestan
رفتنت روح شاعرم را کشت
جای شعرم تفنگ دستم داد
بعد تو دختری زره پوشم
با گرایش به نوع استبداد
.
بعد تو دختری زره پوشم
رو به هر مرد جبهه میگیرم
آنقدر قصه از خودت گفتی
از اراجیف محضشان سیرم
.
چای با زهر ِ مار فرقش چیست؟
لحظه ای که غمت دو چندان است
حال و روز همیشه ات مثل
عصرهای جنوب تهران است
.
بی تویی را بلد شدم اما
بعد آن با توئه خودم قهرم
با تداعی لحن لبخندت
ناخودآگاه می پرد زهرم...
.
ما همیشه پناه هم بودیم
ما به هم سخت تکیه می کردیم
تا که حرف از جدا شدن میشد
می نشستیم و گریه می کردیم ...
.
ما همانیم ؟؟ نه.. عوض شده ایم
از جدایی هراسمان هم نیست
دارد از دست می رود احساس
حیف ! حتی حواسمان هم نیست ..
.
البته نه ! حواس من جمع است
منِ دلتنگ ِ منگ و دیوانه
تووی گوشم صدات می پیچد:
من و تنهام نذار حنانه ...
.
توی هر عاشقانه ای دیگر
بودنت را حراج خواهم کرد
از نبودت مدام می گویم
با غمت ازدواج خواهم کرد ..
#حنانه_جانمحمدی
@sherestan
/413/
گاهي خوابت را ميبينم
بى صدا
بى تصوير
مثلِ ماهي در آبهاي تاريک
که لب مى زند و
معلوم نيست
حبابها کلمهاند
يا بوسههايي از دلتنگی...
#توماس_ترانسترومر
@sherestan
گاهي خوابت را ميبينم
بى صدا
بى تصوير
مثلِ ماهي در آبهاي تاريک
که لب مى زند و
معلوم نيست
حبابها کلمهاند
يا بوسههايي از دلتنگی...
#توماس_ترانسترومر
@sherestan
/414/
پیلی را آوردند بر سر چشمه ای که آب خورد ، خود را در آب می دید و می رمید ، او می پنداشت که از دیگری می رمد ، نمی دانست که از خود می رمد.
همه اخلاق بد_ از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر _ چون در توست، نمی رنجی؛ چون آن را در دیگری می بینی، می رمی و می رنجی.
#فيه_ما_فيه
#مولانا_جلال_الدین_محمد_بلخی
#حکایت
@sherestan
پیلی را آوردند بر سر چشمه ای که آب خورد ، خود را در آب می دید و می رمید ، او می پنداشت که از دیگری می رمد ، نمی دانست که از خود می رمد.
همه اخلاق بد_ از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر _ چون در توست، نمی رنجی؛ چون آن را در دیگری می بینی، می رمی و می رنجی.
#فيه_ما_فيه
#مولانا_جلال_الدین_محمد_بلخی
#حکایت
@sherestan
/415/
به کسی که عاشق توست
بگو
هر روز
با زیباترین تعابیر جهان
بیدارت کند،
من اینجا هر شب
تو را
با زیباترین تعابیر جهان
به خواب می سپارم …
#کامران_رسول_زاده
@sherestan
به کسی که عاشق توست
بگو
هر روز
با زیباترین تعابیر جهان
بیدارت کند،
من اینجا هر شب
تو را
با زیباترین تعابیر جهان
به خواب می سپارم …
#کامران_رسول_زاده
@sherestan
/416/
در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
كه از تراكم اندیشه های پست تهی باشد
با من رجوع كن
با من رجوع كن
به ابتدای جسم
به مركز معطر یك نطفه
به لحظه ای كه از تو آفریده شدم
با من رجوع كن
من ناتمام مانده ام از تو
#فروغ_فرخزاد
@sherestan
در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
كه از تراكم اندیشه های پست تهی باشد
با من رجوع كن
با من رجوع كن
به ابتدای جسم
به مركز معطر یك نطفه
به لحظه ای كه از تو آفریده شدم
با من رجوع كن
من ناتمام مانده ام از تو
#فروغ_فرخزاد
@sherestan
/418/
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
بسیار فتاده بود اندر غم عشق
اما نه چنین زار که این بار افتاد
#مولوی
@sherestan
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
بسیار فتاده بود اندر غم عشق
اما نه چنین زار که این بار افتاد
#مولوی
@sherestan
/419/
اعجاز دستانت به من پیغمبری بخشید
هر خنده ات یک آیه از انجیل شد، بانو
صد ابرهه در جنگ چشمانت زمین خوردند
هر روز شکلِ «سال عام الفیل» شد، بانو
#امید_صباغ_نو
@sherestan
اعجاز دستانت به من پیغمبری بخشید
هر خنده ات یک آیه از انجیل شد، بانو
صد ابرهه در جنگ چشمانت زمین خوردند
هر روز شکلِ «سال عام الفیل» شد، بانو
#امید_صباغ_نو
@sherestan
/420/
با نگاهت در دلم آشوب و بلوا می کنی
نامه ی فوت مرا با چشم امضا می کنی
میبری دل را به مسلخ گاه،و،با یک نگاه
می کشی صدبار اما،باز احیا میکنی
#وحید_علی_میرزایی
@sherestan
با نگاهت در دلم آشوب و بلوا می کنی
نامه ی فوت مرا با چشم امضا می کنی
میبری دل را به مسلخ گاه،و،با یک نگاه
می کشی صدبار اما،باز احیا میکنی
#وحید_علی_میرزایی
@sherestan
/421/
من تماشای تو می کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
و چنان محو که یک دم مژه برهم نزنی
مژه برهم نزنم تا که زدستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
#هوشنگ_ابتهاج
@sherestan
من تماشای تو می کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
و چنان محو که یک دم مژه برهم نزنی
مژه برهم نزنم تا که زدستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
#هوشنگ_ابتهاج
@sherestan
/422/
آورده است چشم سیاهت یقین به من
هم آفرین به چشم تـو هم آفرین به من
من ناگزیرِ سوختنم چون که زل زده ست
خورشید تیز چشم تـو با ذره بین به من
ای قبله گاه ناز ! نمـــــازت دراز باد !
سجاده ات شدم که بسایی جبین به من
بـــــر سینه ام گذار سرت را که حس کنم
نازل شده ست سوره ای از کفر و دین به من
یاران راستین مرا می دهد نشـــان
این مارهای سرزده از آستین به من
تا دست من به حلقه ی زلفت مزین است
انگار داده است سلیمان نگین به من
محدوده ی قلمرو من چین زلف توست
از عرش تا به فرش رسیده ست این به من
جغـــرافیای کوچک من بازوان توست
ای کاش تنگ تر شود این سرزمین به من ...
#عليرضا_بديع
@sherestan
آورده است چشم سیاهت یقین به من
هم آفرین به چشم تـو هم آفرین به من
من ناگزیرِ سوختنم چون که زل زده ست
خورشید تیز چشم تـو با ذره بین به من
ای قبله گاه ناز ! نمـــــازت دراز باد !
سجاده ات شدم که بسایی جبین به من
بـــــر سینه ام گذار سرت را که حس کنم
نازل شده ست سوره ای از کفر و دین به من
یاران راستین مرا می دهد نشـــان
این مارهای سرزده از آستین به من
تا دست من به حلقه ی زلفت مزین است
انگار داده است سلیمان نگین به من
محدوده ی قلمرو من چین زلف توست
از عرش تا به فرش رسیده ست این به من
جغـــرافیای کوچک من بازوان توست
ای کاش تنگ تر شود این سرزمین به من ...
#عليرضا_بديع
@sherestan
/423/
ای که گفتی بی قراری های من بازیگری ست
بی قرارم می کنی وقتی دلت با دیگری ست
گاه دلسوز است و گاهی سخت می سوزاندم
عشق گاهی مادر است و گاه هم نامادری ست
#حسین_دهلوی
@sherestan
ای که گفتی بی قراری های من بازیگری ست
بی قرارم می کنی وقتی دلت با دیگری ست
گاه دلسوز است و گاهی سخت می سوزاندم
عشق گاهی مادر است و گاه هم نامادری ست
#حسین_دهلوی
@sherestan
/424/
سال ها
رو به قبله بودم و می گفتم
دیگر هیچ کس از من عاشقانه ای نخواهد شنید
آمدی
ردشدی
بند دلم پاره شد
کاش می فهمیدی چه لذتی دارد
پاره شدن طناب یک اعدامی.
#لیلا_كردبچه
@sherestan
سال ها
رو به قبله بودم و می گفتم
دیگر هیچ کس از من عاشقانه ای نخواهد شنید
آمدی
ردشدی
بند دلم پاره شد
کاش می فهمیدی چه لذتی دارد
پاره شدن طناب یک اعدامی.
#لیلا_كردبچه
@sherestan