/394/
مرد برداشت خشم و اسلحه را
سمت زن گوشه ی اتاق گرفت...
قطع شد فیلم!... بعدِ تبلیغات
پخش شد تیترِ «رازهای شگفت»!!
فحش دادیم سمت تلویزیون
باز اوضاع خانه مان بد شد
همه با اضطراب پرسیدند:
آخر داستان چه خواهد شد؟
مادرم گفت: مرد عاشق اوست
لحظه ی بعد بوسه هست و بغل
همه چی خوب می شود یکهو
مرد و زن می روند ماهِ عسل!
پدرم گفت: می کند شلّیک
توی مغزش سه بار آهسته
بعد شلّیک می کند به خودش
مرد خسته ست... از همه خسته...
خواهرم گفت: سقف می ترکد
می رسد لحظه ی جدایی ها
می رود جای دووووری از دنیا
زن به همراهیِ فضایی ها
عمّه ام گفت: هر دو می میرند
آخر داستان حماسی بود
خاله ام گفت: قطع شد زیرا
علت قتل زن سیاسی بود...
من به یک بچّه فکر می کردم
فارغ از چشم های ناراضی
من به یک بچّه فکر می کردم
گوشه ی کادر، خارج از بازی
گوشه ی کادر بود و قایم شد
مثل من زیر یک پتوی کلفت
من به مادربزرگ خیره شدم
که به من خیره بود و هیچ نگفت...
#سید_مهدی_موسوی
@sherestan
مرد برداشت خشم و اسلحه را
سمت زن گوشه ی اتاق گرفت...
قطع شد فیلم!... بعدِ تبلیغات
پخش شد تیترِ «رازهای شگفت»!!
فحش دادیم سمت تلویزیون
باز اوضاع خانه مان بد شد
همه با اضطراب پرسیدند:
آخر داستان چه خواهد شد؟
مادرم گفت: مرد عاشق اوست
لحظه ی بعد بوسه هست و بغل
همه چی خوب می شود یکهو
مرد و زن می روند ماهِ عسل!
پدرم گفت: می کند شلّیک
توی مغزش سه بار آهسته
بعد شلّیک می کند به خودش
مرد خسته ست... از همه خسته...
خواهرم گفت: سقف می ترکد
می رسد لحظه ی جدایی ها
می رود جای دووووری از دنیا
زن به همراهیِ فضایی ها
عمّه ام گفت: هر دو می میرند
آخر داستان حماسی بود
خاله ام گفت: قطع شد زیرا
علت قتل زن سیاسی بود...
من به یک بچّه فکر می کردم
فارغ از چشم های ناراضی
من به یک بچّه فکر می کردم
گوشه ی کادر، خارج از بازی
گوشه ی کادر بود و قایم شد
مثل من زیر یک پتوی کلفت
من به مادربزرگ خیره شدم
که به من خیره بود و هیچ نگفت...
#سید_مهدی_موسوی
@sherestan
/395/
همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع
قصّه ما دو سه دیوانه دراز است هنوز
#عماد_خراسانی
@sherestan
همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع
قصّه ما دو سه دیوانه دراز است هنوز
#عماد_خراسانی
@sherestan
/396/
بلبل آهسته به گل گفت شبی
که مرا از تو تمنائی هست
من به پیوند تو یک رای شدم
گر ترا نیز چنین رائی هست
گفت فردا به گلستان باز آی
تا ببینی چه تماشائی هست
گر که منظور تو زیبائی ماست
هر طرف چهرهٔ زیبائی هست
پا بهرجا که نهی برگ گلی است
همه جا شاهد رعنائی هست
باغبانان همگی بیدارند
چمن و جوی مصفائی هست
قدح از لاله بگیرد نرگس
همه جا ساغر و صهبائی هست
نه ز مرغان چمن گمشدهایست
نه ز زاغ و زغن آوائی هست
نه ز گلچین حوادث خبری است
نه به گلشن اثر پائی هست
هیچکس را سر بدخوئی نیست
همه را میل مدارائی هست
گفت رازی که نهان است ببین
اگرت دیده ی بینائی هست
هم از امروز سخن باید گفت
که خبر داشت که فردائی هست
#پروین_اعتصامی
@sherestan
بلبل آهسته به گل گفت شبی
که مرا از تو تمنائی هست
من به پیوند تو یک رای شدم
گر ترا نیز چنین رائی هست
گفت فردا به گلستان باز آی
تا ببینی چه تماشائی هست
گر که منظور تو زیبائی ماست
هر طرف چهرهٔ زیبائی هست
پا بهرجا که نهی برگ گلی است
همه جا شاهد رعنائی هست
باغبانان همگی بیدارند
چمن و جوی مصفائی هست
قدح از لاله بگیرد نرگس
همه جا ساغر و صهبائی هست
نه ز مرغان چمن گمشدهایست
نه ز زاغ و زغن آوائی هست
نه ز گلچین حوادث خبری است
نه به گلشن اثر پائی هست
هیچکس را سر بدخوئی نیست
همه را میل مدارائی هست
گفت رازی که نهان است ببین
اگرت دیده ی بینائی هست
هم از امروز سخن باید گفت
که خبر داشت که فردائی هست
#پروین_اعتصامی
@sherestan
/398/
همه چیز
مرا به سوی تو می کشاند
گویی هر آنچه هست
گویی هر عطر و
نور و
فلز،
هر یک زورق های کوچکی هستند
به سوی آن جزیره هایی
که تو چشم به راهم نشسته ای ...
#پابلو_نرودا
ترجمه : #بابک_زمانی
@sherestan
همه چیز
مرا به سوی تو می کشاند
گویی هر آنچه هست
گویی هر عطر و
نور و
فلز،
هر یک زورق های کوچکی هستند
به سوی آن جزیره هایی
که تو چشم به راهم نشسته ای ...
#پابلو_نرودا
ترجمه : #بابک_زمانی
@sherestan
/399/
واعظی بر منبر می گفت: هرگاه بنده ای مست میرد مست دفن شود و مست سر از گور برآورد. خراسانیی در پای منبر بود گفت به خدا آن شرابی است که یک شیشه آن به صد دینار ارزد.
#عبید_زاکانی
#حکایت
@sherestan
واعظی بر منبر می گفت: هرگاه بنده ای مست میرد مست دفن شود و مست سر از گور برآورد. خراسانیی در پای منبر بود گفت به خدا آن شرابی است که یک شیشه آن به صد دینار ارزد.
#عبید_زاکانی
#حکایت
@sherestan
/400/
در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت
بــاور نـمـی کــردم بــه آســـانی دلـم رفت
از هـم سـراغـش را رفـیـقـان می گـرفـتـنـد
در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـانی... دلم رفت
رفــتــم کـنــارش ، صـحـبتـم یـادم نـیـامــد!!
پـرسـیـد: شعـرت را نمی خـوانی؟ دلم رفت
مـثـل مـعــلـم هـا بـه ذوقـــم آفـریـن گــفـت
مــانـنــد یـک طــفــل دبـسـتــانـی دلـم رفت
مــن از دیــار «مـنــزوی» ، او اهــل فـــردوس
یک سیـب و یـک چـاقـوی زنجانی ؛ دلم رفت
ای کاش آن شب دست در مویش نمی بـرد
زلـفش که آمــــد روی پـیـشـانی دلم رفــــت
ای کـاش اصـلا مـــن نمی رفــتـم کــنــارش
امـا چـه سـود از ایـن پشیــمـانی دلـم رفـت
دیگـر دلـم ــ رخت سفیدم ــ نـیـست در بـنـد
دیـروز طـوفـان شد،چه طـوفـانی... ( )رفت
#کاظم_بهمنی
@sherestan
در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت
بــاور نـمـی کــردم بــه آســـانی دلـم رفت
از هـم سـراغـش را رفـیـقـان می گـرفـتـنـد
در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـانی... دلم رفت
رفــتــم کـنــارش ، صـحـبتـم یـادم نـیـامــد!!
پـرسـیـد: شعـرت را نمی خـوانی؟ دلم رفت
مـثـل مـعــلـم هـا بـه ذوقـــم آفـریـن گــفـت
مــانـنــد یـک طــفــل دبـسـتــانـی دلـم رفت
مــن از دیــار «مـنــزوی» ، او اهــل فـــردوس
یک سیـب و یـک چـاقـوی زنجانی ؛ دلم رفت
ای کاش آن شب دست در مویش نمی بـرد
زلـفش که آمــــد روی پـیـشـانی دلم رفــــت
ای کـاش اصـلا مـــن نمی رفــتـم کــنــارش
امـا چـه سـود از ایـن پشیــمـانی دلـم رفـت
دیگـر دلـم ــ رخت سفیدم ــ نـیـست در بـنـد
دیـروز طـوفـان شد،چه طـوفـانی... ( )رفت
#کاظم_بهمنی
@sherestan
/401/
بين شان چون پشت و روى آينه فرق است،حيف...
باطنت هم كاش مثل ظاهرت جذاب بود...
#جواد_منفرد
@sherestan
بين شان چون پشت و روى آينه فرق است،حيف...
باطنت هم كاش مثل ظاهرت جذاب بود...
#جواد_منفرد
@sherestan
/402/
زعشقت سوختم ای جان کجایی
بمانم بی سرو سامان کجایی
نه جانی و نه غیر از جان چه چیزی
نه در جان نه برون از جان کجایی
#باباطاهر
@sherestan
زعشقت سوختم ای جان کجایی
بمانم بی سرو سامان کجایی
نه جانی و نه غیر از جان چه چیزی
نه در جان نه برون از جان کجایی
#باباطاهر
@sherestan
/403/
من بریدم دل ز تو... اما خدایی جان من
سر به بالین مینهی، دردی نداری در دلت؟
#محمد_علوی_زاده
@sherestan
من بریدم دل ز تو... اما خدایی جان من
سر به بالین مینهی، دردی نداری در دلت؟
#محمد_علوی_زاده
@sherestan
/404/
خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد؟
چرا اینگونه کافر گونه بی رحمانه میخندی؟
#فاضل_نظری
@sherestan
خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد؟
چرا اینگونه کافر گونه بی رحمانه میخندی؟
#فاضل_نظری
@sherestan
/405/
دیروز زنی را دیدم که مرده بود
مثل ما نفس میکشید
راستی یک زن چطور می میرد
مرگش چگونه است
یا لبخند به لب ندارد
یا آرایش نمی کند
یا دست کسی را نمی فشارد
یا منتظر
آغوشی نیست
یا حرف عشق که می شود پوزخند می زند
آری زن ها این گونه می میرند.....
عشق سال های وبا
#گابریل_گارسیا_مارکز
@sherestan
دیروز زنی را دیدم که مرده بود
مثل ما نفس میکشید
راستی یک زن چطور می میرد
مرگش چگونه است
یا لبخند به لب ندارد
یا آرایش نمی کند
یا دست کسی را نمی فشارد
یا منتظر
آغوشی نیست
یا حرف عشق که می شود پوزخند می زند
آری زن ها این گونه می میرند.....
عشق سال های وبا
#گابریل_گارسیا_مارکز
@sherestan
/406/
کمان سخت کہ داد آن لطیف بازو را
کہ تیر غمزه تمامست صید آهو را
هزار صید دلت پیش تیر باز آید
بدین صفت کہ تو دارے کمان ابرو را
#سعدی
@sherestan
کمان سخت کہ داد آن لطیف بازو را
کہ تیر غمزه تمامست صید آهو را
هزار صید دلت پیش تیر باز آید
بدین صفت کہ تو دارے کمان ابرو را
#سعدی
@sherestan
/407/
اگر مرا دوست نداشته باشی
دراز میکشم و میمیرم
مرگ نه سفری بیبازگشت است
و نه ناگهان محو شدن
مرگ دوست نداشتن توست
درست آن موقع که باید دوست بداری
#رسول_یونان
@sherestan
اگر مرا دوست نداشته باشی
دراز میکشم و میمیرم
مرگ نه سفری بیبازگشت است
و نه ناگهان محو شدن
مرگ دوست نداشتن توست
درست آن موقع که باید دوست بداری
#رسول_یونان
@sherestan
/408/
عشق آن اگر باشد که میگویند
دلهای صاف و ساده میخواهد
عشق آن اگر باشد که من دیدم،
انسان فوق العاده میخواهد
سنی ندارد عاشقی کردن
فرقی ندارد کودکی/پیری
هر وقت زانو را بـــغــــل کردی
یعنی تو هم با عشق درگیری
#علیرضا_آذر
@sherestan
عشق آن اگر باشد که میگویند
دلهای صاف و ساده میخواهد
عشق آن اگر باشد که من دیدم،
انسان فوق العاده میخواهد
سنی ندارد عاشقی کردن
فرقی ندارد کودکی/پیری
هر وقت زانو را بـــغــــل کردی
یعنی تو هم با عشق درگیری
#علیرضا_آذر
@sherestan
/409/
ای عقل خجل ز جهل و نادانی ما
درهم شده خلقی، ز پریشانی ما
بت در بغل و به سجده پیشانی ما
کافر زده خنده بر مسلمانی ما
#شیخ_بهایی
@sherestan
ای عقل خجل ز جهل و نادانی ما
درهم شده خلقی، ز پریشانی ما
بت در بغل و به سجده پیشانی ما
کافر زده خنده بر مسلمانی ما
#شیخ_بهایی
@sherestan
/411/
شب هرگز کامل نیست !
نشان به این نشان که من می گویم
نشان به ان نشان که می دانم
در انتهای غم همیشه دریچه ای باز است...
دریچه ای روشن!
#پل_الوار
شب بر دوستان خوش...🌹🌹🌹
@sherestan
شب هرگز کامل نیست !
نشان به این نشان که من می گویم
نشان به ان نشان که می دانم
در انتهای غم همیشه دریچه ای باز است...
دریچه ای روشن!
#پل_الوار
شب بر دوستان خوش...🌹🌹🌹
@sherestan
/412/
رفتنت روح شاعرم را کشت
جای شعرم تفنگ دستم داد
بعد تو دختری زره پوشم
با گرایش به نوع استبداد
.
بعد تو دختری زره پوشم
رو به هر مرد جبهه میگیرم
آنقدر قصه از خودت گفتی
از اراجیف محضشان سیرم
.
چای با زهر ِ مار فرقش چیست؟
لحظه ای که غمت دو چندان است
حال و روز همیشه ات مثل
عصرهای جنوب تهران است
.
بی تویی را بلد شدم اما
بعد آن با توئه خودم قهرم
با تداعی لحن لبخندت
ناخودآگاه می پرد زهرم...
.
ما همیشه پناه هم بودیم
ما به هم سخت تکیه می کردیم
تا که حرف از جدا شدن میشد
می نشستیم و گریه می کردیم ...
.
ما همانیم ؟؟ نه.. عوض شده ایم
از جدایی هراسمان هم نیست
دارد از دست می رود احساس
حیف ! حتی حواسمان هم نیست ..
.
البته نه ! حواس من جمع است
منِ دلتنگ ِ منگ و دیوانه
تووی گوشم صدات می پیچد:
من و تنهام نذار حنانه ...
.
توی هر عاشقانه ای دیگر
بودنت را حراج خواهم کرد
از نبودت مدام می گویم
با غمت ازدواج خواهم کرد ..
#حنانه_جانمحمدی
@sherestan
رفتنت روح شاعرم را کشت
جای شعرم تفنگ دستم داد
بعد تو دختری زره پوشم
با گرایش به نوع استبداد
.
بعد تو دختری زره پوشم
رو به هر مرد جبهه میگیرم
آنقدر قصه از خودت گفتی
از اراجیف محضشان سیرم
.
چای با زهر ِ مار فرقش چیست؟
لحظه ای که غمت دو چندان است
حال و روز همیشه ات مثل
عصرهای جنوب تهران است
.
بی تویی را بلد شدم اما
بعد آن با توئه خودم قهرم
با تداعی لحن لبخندت
ناخودآگاه می پرد زهرم...
.
ما همیشه پناه هم بودیم
ما به هم سخت تکیه می کردیم
تا که حرف از جدا شدن میشد
می نشستیم و گریه می کردیم ...
.
ما همانیم ؟؟ نه.. عوض شده ایم
از جدایی هراسمان هم نیست
دارد از دست می رود احساس
حیف ! حتی حواسمان هم نیست ..
.
البته نه ! حواس من جمع است
منِ دلتنگ ِ منگ و دیوانه
تووی گوشم صدات می پیچد:
من و تنهام نذار حنانه ...
.
توی هر عاشقانه ای دیگر
بودنت را حراج خواهم کرد
از نبودت مدام می گویم
با غمت ازدواج خواهم کرد ..
#حنانه_جانمحمدی
@sherestan
/413/
گاهي خوابت را ميبينم
بى صدا
بى تصوير
مثلِ ماهي در آبهاي تاريک
که لب مى زند و
معلوم نيست
حبابها کلمهاند
يا بوسههايي از دلتنگی...
#توماس_ترانسترومر
@sherestan
گاهي خوابت را ميبينم
بى صدا
بى تصوير
مثلِ ماهي در آبهاي تاريک
که لب مى زند و
معلوم نيست
حبابها کلمهاند
يا بوسههايي از دلتنگی...
#توماس_ترانسترومر
@sherestan
/414/
پیلی را آوردند بر سر چشمه ای که آب خورد ، خود را در آب می دید و می رمید ، او می پنداشت که از دیگری می رمد ، نمی دانست که از خود می رمد.
همه اخلاق بد_ از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر _ چون در توست، نمی رنجی؛ چون آن را در دیگری می بینی، می رمی و می رنجی.
#فيه_ما_فيه
#مولانا_جلال_الدین_محمد_بلخی
#حکایت
@sherestan
پیلی را آوردند بر سر چشمه ای که آب خورد ، خود را در آب می دید و می رمید ، او می پنداشت که از دیگری می رمد ، نمی دانست که از خود می رمد.
همه اخلاق بد_ از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر _ چون در توست، نمی رنجی؛ چون آن را در دیگری می بینی، می رمی و می رنجی.
#فيه_ما_فيه
#مولانا_جلال_الدین_محمد_بلخی
#حکایت
@sherestan