شعرستان
1.11K subscribers
2.07K photos
148 videos
130 files
26 links
هنر اگرچه نان نمی شود اما شراب زندگیست
ژان پل سارتر

ارتباط :
@Sherestan_a



#Leave_Channel
Download Telegram
هرگز حاضر نیستم به خاطر عقایدم بمیرم، چون ممکن است عقایدم اشتباه باشند.

#برتراند_راسل
#جمله

@sherestan
/391/

بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل

این غم، که مراست کوه قافست، نه غم
این دل، که تراست، سنگ خاراست، نه دل

#رودکی

@sherestan
/392/
آن عشق که در پرده بماند به چه ارزد؟
عشق است و همین لذت دیدار و دگر هیچ...

#حکیم_شفائی
@sherestan
Forwarded from Sajad
شاهکارهای ادبیات در کانال شعرستان
https://telegram.me/joinchat/BHor2zvDwVwy7gTu8k2oJw
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️
دوستان لطفا پست بالا رو‌ تو گروه هایی که هستید فوروارد کنید . ممنون بابت حمایتتون .
/393/
تو چه دانى كه پس هر نگه ساده ى من
چه جنونى،چه نيازى،چه غميست؟

#مهدى_اخوان_ثالث
@sherestan
/394/

مرد برداشت خشم و اسلحه را
سمت زن گوشه ی اتاق گرفت...
قطع شد فیلم!... بعدِ تبلیغات
پخش شد تیترِ «رازهای شگفت»!!

فحش دادیم سمت تلویزیون
باز اوضاع خانه مان بد شد
همه با اضطراب پرسیدند:
آخر داستان چه خواهد شد؟

مادرم گفت: مرد عاشق اوست
لحظه ی بعد بوسه هست و بغل
همه چی خوب می شود یکهو
مرد و زن می روند ماهِ عسل!

پدرم گفت: می کند شلّیک
توی مغزش سه بار آهسته
بعد شلّیک می کند به خودش
مرد خسته ست... از همه خسته...

خواهرم گفت: سقف می ترکد
می رسد لحظه ی جدایی ها
می رود جای دووووری از دنیا
زن به همراهیِ فضایی ها

عمّه ام گفت: هر دو می میرند
آخر داستان حماسی بود
خاله ام گفت: قطع شد زیرا
علت قتل زن سیاسی بود...

من به یک بچّه فکر می کردم
فارغ از چشم های ناراضی
من به یک بچّه فکر می کردم
گوشه ی کادر، خارج از بازی

گوشه ی کادر بود و قایم شد
مثل من زیر یک پتوی کلفت
من به مادربزرگ خیره شدم
که به من خیره بود و هیچ نگفت...

#سید_مهدی_موسوی

@sherestan
/395/

همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع
قصّه ما دو سه دیوانه دراز است هنوز


#عماد_خراسانی
@sherestan
/396/

بلبل آهسته به گل گفت شبی

که مرا از تو تمنائی هست

من به پیوند تو یک رای شدم

گر ترا نیز چنین رائی هست

گفت فردا به گلستان باز آی

تا ببینی چه تماشائی هست

گر که منظور تو زیبائی ماست

هر طرف چهرهٔ زیبائی هست

پا بهرجا که نهی برگ گلی است

همه جا شاهد رعنائی هست

باغبانان همگی بیدارند

چمن و جوی مصفائی هست

قدح از لاله بگیرد نرگس

همه جا ساغر و صهبائی هست

نه ز مرغان چمن گمشده‌ایست

نه ز زاغ و زغن آوائی هست

نه ز گلچین حوادث خبری است

نه به گلشن اثر پائی هست

هیچکس را سر بدخوئی نیست

همه را میل مدارائی هست

گفت رازی که نهان است ببین

اگرت دیده ی بینائی هست

هم از امروز سخن باید گفت

که خبر داشت که فردائی هست

 #پروین_اعتصامی

@sherestan
/398/

همه چیز
مرا به سوی تو می کشاند
گویی هر آنچه هست
گویی هر عطر و
نور و
فلز،
هر یک زورق های کوچکی هستند
به سوی آن جزیره هایی
که تو چشم به راهم نشسته ای ...

#پابلو_نرودا
ترجمه : #بابک_زمانی

@sherestan
/399/

واعظی بر منبر می گفت: هرگاه بنده ای مست میرد مست دفن شود و مست سر از گور برآورد. خراسانیی در پای منبر بود گفت به خدا آن شرابی است که یک شیشه آن به صد دینار ارزد.

#عبید_زاکانی
#حکایت

@sherestan
/400/
در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت

بــاور نـمـی کــردم بــه آســـانی دلـم رفت

از هـم سـراغـش را رفـیـقـان می گـرفـتـنـد

در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـانی... دلم رفت

رفــتــم کـنــارش ، صـحـبتـم یـادم نـیـامــد!!

پـرسـیـد: شعـرت را نمی خـوانی؟ دلم رفت

مـثـل مـعــلـم هـا بـه ذوقـــم آفـریـن گــفـت

مــانـنــد یـک طــفــل دبـسـتــانـی دلـم رفت

مــن از دیــار «مـنــزوی» ، او اهــل فـــردوس

یک سیـب و یـک چـاقـوی زنجانی ؛ دلم رفت

ای کاش آن شب دست در مویش نمی بـرد

زلـفش که آمــــد روی پـیـشـانی دلم رفــــت

ای کـاش اصـلا مـــن نمی رفــتـم کــنــارش

امـا چـه سـود از ایـن پشیــمـانی دلـم رفـت

دیگـر دلـم ــ رخت سفیدم ــ نـیـست در بـنـد

دیـروز طـوفـان شد،چه طـوفـانی... (   )رفت


#کاظم_بهمنی
@sherestan
/401/

بين شان چون پشت و روى آينه فرق است،حيف...
باطنت هم كاش مثل ظاهرت جذاب بود...

#جواد_منفرد

@sherestan
/402/

زعشقت سوختم ای جان کجایی
بمانم بی سرو سامان کجایی

نه جانی و نه غیر از جان چه چیزی
نه در جان نه برون از جان کجایی

#باباطاهر

@sherestan
/403/

من بریدم دل ز تو... اما خدایی جان من
سر به بالین مینهی، دردی نداری در دلت؟

#محمد_علوی_زاده

@sherestan
/404/

خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد؟
چرا اینگونه کافر گونه بی رحمانه میخندی؟

#فاضل_نظری

@sherestan
/405/

دیروز زنی را دیدم که مرده بود

مثل ما نفس میکشید
راستی یک زن چطور می میرد
مرگش چگونه است

یا لبخند به لب ندارد
یا آرایش نمی کند
یا دست کسی را نمی فشارد
یا منتظر
آغوشی نیست
یا حرف عشق که می شود پوزخند می زند

آری زن ها این گونه می میرند.....

عشق سال های وبا
#گابریل_گارسیا_مارکز

@sherestan
/406/

کمان سخت کہ داد آن لطیف بازو را

کہ تیر غمزه تمامست صید آهو را

هزار صید دلت پیش تیر باز آید

بدین صفت کہ تو دارے کمان ابرو را

#سعدی

@sherestan
/407/

اگر مرا دوست نداشته باشی
دراز می‌کشم و می‌میرم
مرگ نه سفری بی‌بازگشت است
و نه ناگهان محو شدن
مرگ دوست نداشتن توست
درست آن موقع که باید دوست بداری

#رسول_یونان

@sherestan
/408/

عشق آن اگر باشد که می‌گویند
دل‌های صاف و ساده می‌خواهد
عشق آن اگر باشد که من دیدم،
انسان فوق العاده می‌خواهد

سنی ندارد عاشقی کردن
فرقی ندارد کودکی/پیری
هر وقت زانو را بـــغــــل کردی
یعنی تو هم با عشق درگیری

#علیرضا_آذر

@sherestan