/293/
تو
رنگ میدهی
به لباسی که میپوشی
بو میدهی
به عطری که میزنی
معنا میدهی
به کلمههای بیربطی
که شعرهای من میشوند …
#ساره_دستاران
@sherestan
تو
رنگ میدهی
به لباسی که میپوشی
بو میدهی
به عطری که میزنی
معنا میدهی
به کلمههای بیربطی
که شعرهای من میشوند …
#ساره_دستاران
@sherestan
/295/
فکی ام که چرا دیوانه ها را از اینکه
اونارو اونجا نگه داشتن شاکی اند!
اونجا ادم میتونه لخت و عور کف اتاق،مثل شغال زوزه بکشه،لنگ و لگد بندازه و گاز بگیره
اونقدر ازادی وجود داره که حتی سوسیالیستام به خواب ندیده ان...
کتاب:شوایک
اثری از:#یارو_سلاو_هاشک
@sherestan
فکی ام که چرا دیوانه ها را از اینکه
اونارو اونجا نگه داشتن شاکی اند!
اونجا ادم میتونه لخت و عور کف اتاق،مثل شغال زوزه بکشه،لنگ و لگد بندازه و گاز بگیره
اونقدر ازادی وجود داره که حتی سوسیالیستام به خواب ندیده ان...
کتاب:شوایک
اثری از:#یارو_سلاو_هاشک
@sherestan
/296/
دوست داشتنات را از سالی به سال دیگری جابهجا میکنم
انگار دانشآموز مشقاش را در دفتری تازه پاکنویس میکند.
رسید صدای تو، عطرتو، نامههای تو
و شمارهی تلفن تو و صندوق پستی تو
میآویزمشان به کمد سال جدید
تابعیت دائمی در قلبم را به تو میدهم
تو را دوست دارم
هرگز رهایت نمیکنم بر برگهی تقویم آخرین روز سال
در آغوشم میگیرمت
و در چهارفصل میچرخانمت ...
#نزار_قبانی
@sherestan
دوست داشتنات را از سالی به سال دیگری جابهجا میکنم
انگار دانشآموز مشقاش را در دفتری تازه پاکنویس میکند.
رسید صدای تو، عطرتو، نامههای تو
و شمارهی تلفن تو و صندوق پستی تو
میآویزمشان به کمد سال جدید
تابعیت دائمی در قلبم را به تو میدهم
تو را دوست دارم
هرگز رهایت نمیکنم بر برگهی تقویم آخرین روز سال
در آغوشم میگیرمت
و در چهارفصل میچرخانمت ...
#نزار_قبانی
@sherestan
/297/
وقتش رسیده تا عوضی باشم
مثل تمام مردم آبادی
مثل خودت که حال خوشی بودی
اما همیشه دست نمی دادی
با چشم باز تا ته خط رفتم
آغوش "مرگ دیده" نمی خواهی؟
وقتش رسیده تا عوضي باشم
یک شاعر دریده نمی خواهی ؟
#محسن_انشایی
@sherestan
وقتش رسیده تا عوضی باشم
مثل تمام مردم آبادی
مثل خودت که حال خوشی بودی
اما همیشه دست نمی دادی
با چشم باز تا ته خط رفتم
آغوش "مرگ دیده" نمی خواهی؟
وقتش رسیده تا عوضي باشم
یک شاعر دریده نمی خواهی ؟
#محسن_انشایی
@sherestan
/298/
مردی خر گم كرده بود. گرد شهر میگشت و شكر میگفت: گفتند : چرا شكر میكنی. گفت: از بهر آن كه من بر خر ننشسته بودم و گر نه من نیز امروز چهار روز بودی كه گم شده بودمی.
#عبید_زاکانی
@sherestan
مردی خر گم كرده بود. گرد شهر میگشت و شكر میگفت: گفتند : چرا شكر میكنی. گفت: از بهر آن كه من بر خر ننشسته بودم و گر نه من نیز امروز چهار روز بودی كه گم شده بودمی.
#عبید_زاکانی
@sherestan
/301/
مرد برداشت خشم و اسلحه را
سمت زن گوشه ی اتاق گرفت...
قطع شد فیلم!... بعدِ تبلیغات
پخش شد تیترِ «رازهای شگفت»!!
فحش دادیم سمت تلویزیون
باز اوضاع خانه مان بد شد
همه با اضطراب پرسیدند:
آخر داستان چه خواهد شد؟
مادرم گفت: مرد عاشق اوست
لحظه ی بعد بوسه هست و بغل
همه چی خوب می شود یکهو
مرد و زن می روند ماهِ عسل!
پدرم گفت: می کند شلّیک
توی مغزش سه بار آهسته
بعد شلّیک می کند به خودش
مرد خسته ست... از همه خسته...
خواهرم گفت: سقف می ترکد
می رسد لحظه ی جدایی ها
می رود جای دووووری از دنیا
زن به همراهیِ فضایی ها
عمّه ام گفت: هر دو می میرند
آخر داستان حماسی بود
خاله ام گفت: قطع شد زیرا
علت قتل زن سیاسی بود...
من به یک بچّه فکر می کردم
فارغ از چشم های ناراضی
من به یک بچّه فکر می کردم
گوشه ی کادر، خارج از بازی
گوشه ی کادر بود و قایم شد
مثل من زیر یک پتوی کلفت
من به مادربزرگ خیره شدم
که به من خیره بود و هیچ نگفت...
#سید_مهدی_موسوی
@sherestan
مرد برداشت خشم و اسلحه را
سمت زن گوشه ی اتاق گرفت...
قطع شد فیلم!... بعدِ تبلیغات
پخش شد تیترِ «رازهای شگفت»!!
فحش دادیم سمت تلویزیون
باز اوضاع خانه مان بد شد
همه با اضطراب پرسیدند:
آخر داستان چه خواهد شد؟
مادرم گفت: مرد عاشق اوست
لحظه ی بعد بوسه هست و بغل
همه چی خوب می شود یکهو
مرد و زن می روند ماهِ عسل!
پدرم گفت: می کند شلّیک
توی مغزش سه بار آهسته
بعد شلّیک می کند به خودش
مرد خسته ست... از همه خسته...
خواهرم گفت: سقف می ترکد
می رسد لحظه ی جدایی ها
می رود جای دووووری از دنیا
زن به همراهیِ فضایی ها
عمّه ام گفت: هر دو می میرند
آخر داستان حماسی بود
خاله ام گفت: قطع شد زیرا
علت قتل زن سیاسی بود...
من به یک بچّه فکر می کردم
فارغ از چشم های ناراضی
من به یک بچّه فکر می کردم
گوشه ی کادر، خارج از بازی
گوشه ی کادر بود و قایم شد
مثل من زیر یک پتوی کلفت
من به مادربزرگ خیره شدم
که به من خیره بود و هیچ نگفت...
#سید_مهدی_موسوی
@sherestan
Forwarded from Deleted Account
چسبیده ام به تو بسان انسان به گناهش هرگز ترکت نمی کنم #مرام_المصری @sherestan
/305/
من از تــمام صبح هایم
فقط همانی را به یاد دارم
که تو در آغوش من
لبخند می زدی...
وگرنه
باقی طلوع ها
همگی شب اند بی تــو !
#علیرضا_اسفندیاری
@sherestan
من از تــمام صبح هایم
فقط همانی را به یاد دارم
که تو در آغوش من
لبخند می زدی...
وگرنه
باقی طلوع ها
همگی شب اند بی تــو !
#علیرضا_اسفندیاری
@sherestan
/307/
عاشقی درد است و درمان نیز هم
مشكل است این عشق و آسان نیزهم
جان فدا باید به این دلدادگی
دل كه دادی میرود جان نیز هم
دامن از خار تعلق باز چین
باز گردد گل به دامان نیزهم
در نمازم قبله،گاهی پشت و روست
كافر عشقم،مسلمان نیزهم
عشق گفت از كفر و دین خواهی كدام
گفتمش این خواهم و آن نیز هم
بی سروسامان شوی در پای عشق
تا سرت بخشند و سامان نیز هم
ساقی ما چون می اندر خمره پخت
میدهد جامی به خامان نیز هم
شهریارا،شبچراغی یافتی
چشم و دلها كُن چراغان نیز هم...
#شهریار
@sherestan
عاشقی درد است و درمان نیز هم
مشكل است این عشق و آسان نیزهم
جان فدا باید به این دلدادگی
دل كه دادی میرود جان نیز هم
دامن از خار تعلق باز چین
باز گردد گل به دامان نیزهم
در نمازم قبله،گاهی پشت و روست
كافر عشقم،مسلمان نیزهم
عشق گفت از كفر و دین خواهی كدام
گفتمش این خواهم و آن نیز هم
بی سروسامان شوی در پای عشق
تا سرت بخشند و سامان نیز هم
ساقی ما چون می اندر خمره پخت
میدهد جامی به خامان نیز هم
شهریارا،شبچراغی یافتی
چشم و دلها كُن چراغان نیز هم...
#شهریار
@sherestan
/308/
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
اجزای وجودم همگی دوست گرفت
نامیست ز من بر من و باقی همه اوست
#ابوسعید_ابوالخیر
@sherestan
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
اجزای وجودم همگی دوست گرفت
نامیست ز من بر من و باقی همه اوست
#ابوسعید_ابوالخیر
@sherestan
/309/
یکی از روزهای چهل سالگیت
در میان گیر و دار زندگی ملال آورت
لابه لای آلبوم عکس هایت
عکس دختری مو مشکی را پیدا میکنی
زندگی برای چند لحظه متوقف میشود
و قبض های برق و آب برایت بی اهمیت
تازه میفهمی
بیست سال پیش
چه بی رحمانه
او را
در هیاهوی زندگی جا گذاشتی!
#یغما_گلرویی
@sherestan
یکی از روزهای چهل سالگیت
در میان گیر و دار زندگی ملال آورت
لابه لای آلبوم عکس هایت
عکس دختری مو مشکی را پیدا میکنی
زندگی برای چند لحظه متوقف میشود
و قبض های برق و آب برایت بی اهمیت
تازه میفهمی
بیست سال پیش
چه بی رحمانه
او را
در هیاهوی زندگی جا گذاشتی!
#یغما_گلرویی
@sherestan
/310/
الا ای پیر فرزانه مکن منعم ز میخانه
که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم
خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده برهم نه
که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم
#حافظ
@sherestan
الا ای پیر فرزانه مکن منعم ز میخانه
که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم
خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده برهم نه
که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم
#حافظ
@sherestan
/311/
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
وزجان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم
من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران
اول به دام آرم ترا و آنگه گرفتارت شوم
#رهی_معیری
@sherestan
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
وزجان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم
من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران
اول به دام آرم ترا و آنگه گرفتارت شوم
#رهی_معیری
@sherestan
/313/
گیسوانم موج موج و شانه هایت سنگ سنگ
موج را آغوش ِ سنگ آرام می سازد... بمان!
#مژگان_عباسلو
@sherestan
گیسوانم موج موج و شانه هایت سنگ سنگ
موج را آغوش ِ سنگ آرام می سازد... بمان!
#مژگان_عباسلو
@sherestan