شعرستان
1.1K subscribers
2.07K photos
148 videos
130 files
26 links
هنر اگرچه نان نمی شود اما شراب زندگیست
ژان پل سارتر

ارتباط :
@Sherestan_a



#Leave_Channel
Download Telegram
/129/
آذر
یادش رفته
که پاییز است !
نمیبارد ..
فقط
یخ میزند !
به گمانم
کسی
به طرز فجیعی
تنهایش گذاشته ..
وگرنه
اینگونه
ماتش نمیبرد ...

#مریم_قهرمانلو
@sherestan
/130/
خانه دل تنگ ِ غروبی خفه بود
مثل ِ امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چراغ
و شب از شب پر شد
من به خود گفتم یک روز گذشت
مادرم آه کشید
زود بر خواهد گشت
ابری آهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم برد
که گمان داشت که هست اینهمه درد
در کمین ِ دل ِ آن کودک ِ خرد ؟
آری آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم
معنی هرگز را
تو چرا بازنگشتی دیگر ؟
آه ای واژه ی شوم
خو نکرده ست دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزیزانم، آه !

#هوشنگ_ابتهاج
@sherestan
/131/
.. به ماهی ها بگو دوام بیاورند
شعر دارد به دریا می رسد...

#کامران_رسول_زاده
@sherestan
/132/

صبح خورشید آمد
دفتر مشق شبم را خط زد
پاک کن، بیهوده است 
اگر این خطها را پاک کنم
جای آنها پیداست.
ای که خط خوردگی دفتر مشقم از توست
تو بگو 
من کجا حق دارم
مشقهایم را 
بر روی کاغذ باطله با خود ببرم؟
می روم
دفتر پاکنویسی بخرم
زندگی را باید از سر سطر نوشت.
#قیصر_امین_پور
@sherestan
/133/
دیرآمدی حالا تو باشی هم،هوایم
دیگرتفاوت باشبِ آبان ندارد
بغضی شبیه آسمان ابری ام که
درچشم خودیک قطره هم باران ندارد

طبق روال روزهایی که نبودی
بین تمام دست هاازدست رفتم !
درخودفرورفتم به سبک شاعران تا
یادت بیندازم«خلاءدرمان ندارد»!

یادت بیندازم که روزی گفته بودی :
من می روم،اماتوشاعرباش وبنویس
جرأت ندادی تابگویم: بی توهیچم ...
بعدازتودیگرشعرمن خواهان ندارد

گفتی: که بایدزندگی ات رابسازی
ماندن کنارهیچ مردی زورکی نیست
من هم دلم می خواست که خوشبخت باشم !
اما بدون ِ تو... نه!این امکان ندارد

کوچک شدم تاجاشوم لای نفس هات
می خواستم زندانی قلب تو باشم
می ریختم دیوارهای حائلت را
غافل ازاینکه راه به زندان ندارد

آینده خط می زد مرا ازسرنوشتت
ترجیح تواین بود: باگل هابمانی !
داغت به دل مانده ست ای رویای خیسم
افسوس که آغوش من گلدان ندارد

لعنت به روزی که قلم دادی به دستم
لعنت به کُل مشق های کودکی هام
«مردی نیامد » بازهم افسرده هستم
شاعرشدن بدترازاین تاوان ندارد !

#صنم_نافع
@sherestan
/134/
اﯾﻦ ﺑﺮﻑ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺭﺍ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ
ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻑ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﺍﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﻨﺪﺩ
ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻑ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﯾﺪﺍﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﻣﯽﺍﻧﺪﺍﺯﺩ
ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻑ ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺮﻭﺍﺯﻫﺎ ﺭﺍ ﻟﻐﻮ ﻣﯽﮐﻨﺪ
ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻑ ﺍﻣﺎ
ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﭙﯿﺪﯼ
ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﻧﻤﯽﺍﻧﺪﺍﺯﺩ!

#حمیدرضا_شکارسری
@sherestan
/135/
قصه
که تمام می‌شود
آدم ها به کجا می‌روند؟

#شمس_لنگرودی
@sherestan
/136/
برف است و زمین چقدر زیبا شده است

چشمان غزل خیس تماشا شده است

این منظره سفید برف است و زمین؟

یا دکمه ی پیراهن تو وا شده است
#طاها_ابراهیمی
@sherestan
/137/
یک عُمر می‌توان سخن از زلفِ یار گفت
در بندِ آن مباش که مضمون نمانده است

#صائب_تبریزی
@sherestan
/138/
با پرنده های بی وطن بپر
روی خطّ ِ صاف زندگی نکن
وزن زندگی صدای قلب توست:
فاعلاتُ فاعلاتُ فاعلُن !
*
گوشه ی اتاق خود نشسته ام...
آسمان به شیشه برف می زند
از سر نیاز ،دوست می شوم...
با پرنده ای که حرف می زند !
*
بحث می کنم تمام هفته با
یک مگس که روی شانه ی من است
پشت یک درخت ،راه می روم
در جزیره ای که خانه ی من است
*
مرگ با طناب بهتر است یا...
فکر کن ! کمَند انتخاب ها
خسته می شوم ،دراز می کشم
باز روی فیلم ها ،کتاب ها :
*
شب رسید و جنگ و صلح تولستوی
حاصلی به غیر خرّ و پف نداشت
پرده ی نهایی ِنمایش است
طاقت غم مرا چخوف نداشت
*
کشته های "اینک آخرالزمان"
راه می روند در زمین من
پشت شورش بزرگ بی دلیل
باز مرده است جیمز دین ِ من
*
با پرنده جرّ و بحث می کنم
می پرد رفیق روزهای سخت...
گوشه ی جزیره گریه می کنم
روی شانه های آخرین درخت...
*
فرصتی نمانده ،پرت می کنم
نامه ها پُرند زیر پای من....
بطری شکسته غرق می شود
گریه می کنند نامه های من
*
شعر از همیشه مهربان تر است
هیچ کس به شعر ،شک نمی کند
با امید شعر زندگی نکن....
شعر می کُشد ،کمک نمی کند !

#حامد_ابراهیم_پور
@sherestan
/139/

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم /
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد /
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد /
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل /
بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم
جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی /
که سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست /
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز /
که غوغا می‌کند در سر خیال خواب دوشینم
شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین /
اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم
حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد /
همانا بی‌غلط باشد که حافظ داد تلقینم...
#حافظ
@sherestan
/140/
آیا کسی تا به حال پدر خود را انتخاب کرده است؟! هیچ کس از من نپرسید که:
در کدام خانه، درکجا، پشت کدام میز، در کدام تخت خواب و در کدام مملکت دوست دارم راه بروم... بخورم... بخوابم یا چه کسی را از سر ترس دوست داشته باشم!
این واژه ی " اجبار " از همان ابتدای تولد، نیم بیشتر زندگی همه‌ی ما را تحت سیطره قرار می‌دهد.


@sherestan

#هرتا_مولر
/141/
زاهدم برد به مسجد كه مرا توبه دهد
توبه كردم كه نفهميده به جايي نروم.

#صائب_تبريزي
@sherestan
/142/
ای کاش هرگز بزرگ نمی‌شدم
و نمی‌فهمیدم
که پدرم به من دروغ گفت...
“هر چیز را در خاک بکاری،
روزی سبز خواهد شد
و این لطف خداوند است”
چرا کسی نمی‌فهمد؟!
من سال های زیادی انتظار کشیدم
اما مادرم سبز نشد
#سابیر_هاکا
@sherestan
/143/
درخت حياط ما
سالهاست كه در حصر خانگي ست
ريشه هايش ولي
از ديوارها گذشته اند
رفته اند

#صابر_كاكايي
@sherestan
/144/
بی تو آوارم و بر خویش فرو ریخته ام


ای همه سقف و ستون و همه آبادی من...

#حسین_منزوی
@sherestan
/146/

بینِ انبوهی از تفاوت ها
شاعران دردِ مشترک دارند
مثلِ ظرفی عتیقه زیبایند
منتهی از درون تَرَک دارند..........

#رویا_ابراهیمی

@sherestan
/147/

فرقی نداشت دیشب و امشب برای من

جز آنکه بر نبود تو یک شب اضافه شد

#نجمه_زارع

@sherestan
/148/

وآنگه که به تیرم زنی
اول خبرم ده

تا پیشترت بوسه دهم
دست و کمان را

#سعدی

@sherestan
/149/

دلت سخت است
و پیمان، اندکی سُست

دگر در هر چه گویم،
بر کمالی!


#سعدی

@sherestan