شعرستان
1.1K subscribers
2.07K photos
148 videos
130 files
26 links
هنر اگرچه نان نمی شود اما شراب زندگیست
ژان پل سارتر

ارتباط :
@Sherestan_a



#Leave_Channel
Download Telegram
1016

بیا که آینه ی روزگار ، زنگاری است

بیا که زخم زبان های دوستان کاری است


به انتظار نشستن در این زمانه ی یاس

برای منتظران چاره نیست ناچاری است


به ما مخند اگر شعرهای ساده ی ما

قبول طبع شما نیست کوچه بازاری است


چه قاب ها و چه تندیس های زرینی

گرفته ایم به نامت که کنج انباری است !


نیامدی که کپرهای ما کلنگی بود

کنون بیا که بناهایمان طلاکاری است


به این خوشیم که یک شب به نامتان شادیم

تمام سال اگر کارمان عزاداری است


نه این که جمعه فقط صبح زود بیدارند

که کار منتظرانت همیشه بیداری است


به قول خواجه ی ما در هوای طره ی تو

" چه جای دم زدن نافه های تاتاری است"


#سعید_بیابانکی

@sherestan
1017

دائم افول می کنم از خویش این منم
رودی که برخلاف مسیرش روانه است

اشک روان و موی پریشان و بار غم
چیزی که قحطی آمده بعداز تو شانه است

آگاهی از درون تو یک آرزوی دور
چون کشف غارهای بدون دهانه است

جریان عشق در تو شبیه غزل ثقیل
در من ولی به سادگی یک ترانه است

در قلب بی حرارت تو جای عشق نیست
چکش زدن به آهن سرد احمقانه است

#جواد_منفرد

@sherestan
1018

تراژدیِ آمریکا این است که ما زیادی جوانیم. سرعتِ گندیدنمان کافی نیست. برای همین است که آدمهای بزرگ نداریم. برای بوجود آمدنِ مردانِ تاریخی، قرن ها سابقه ی گندیدگی لازم است؛ برای بارور شدنِ مردانِ بزرگ، کودِ تاریخ لازم است؛ گل های عجیب و غریبی بوجود می آورد، مثلِ گاندی، ناپلئون. اینها همه از اعماقِ کثافت بیرون می آیند، از تهِ بیست قرن چرک و خون و کودِ تاریخ، سر بلند می کنند...


#رومن_گاری
#کتاب
#خداحافظ_گاری_کوپر

@sherestan
1019

گاهی پشت پلکهای بیداریم خواب داشتنت فریاد می کشد و
کنج دلم حرفهای نگفته تیر ...

این که داستان
" دستان زمستانم "
و خیال 
" تابستان نفسهایت "
به کجا می کشد را فقط خدا می داند
ولی
می دانم " بی تو " آخر کار من و این واژه ها به جنون می کشد..

#فلور_فرشچی

@sherestan
1020
من آن نیم که حلال از حرام نشناسم



شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام

#_سعدی
@sherestan
1021
من بودم و
دل بود و
کناری و
فراغی
این عشق کجا بود
که ناگه به میان جست؟!

#وحشی_بافقی
@sherestan
1022

مرا بگیر... و هی ذرّه ذرّه آب بکن
مرا خودم که خودم نیستم حساب بکن

من از تمامی درها تو را صدا کردم
تو از تمامی درها مرا جواب بکن

بهشت کوچک خود را به سیب من نفروش!
از این فرشته ی مغضوب، اجتناب بکن

تو آن شراب کهن بوده ای که از تاریخ
رسیده است به من... پس مرا خراب بکن


کدام مرد؟! کدامین زمان؟! کدامین بیت؟!
خودت بیا و در این شعر انتخاب بکن!

#سید_مهدی_موسوی

@sherestan
1023


افتاده در این راه، سپرهای زیادی
یعنی ره عشق است و خطرهای زیادی

بیهوده به پرواز میندیش كبوتر!
بیرون قفس ریخته پرهای زیادی

این كوه كه هر گوشه آن پاره لعلی است
خورده است بدان خون جگرهای زیادی

درد است كه پرپر شده باشند در این باغ
بر شانه تو شانه به سرهای زیادی

از یك سفر دور و دراز آمده انگار
این قاصدك آورده خبرهای زیادی

راهی است پر از شور، كه می بینم از این دور
نی های فراوانی و سرهای زیادی

هم در به دری دارد و هم خانه خرابی
عشق است و مزینّ به هنرهای زیادی

بیچاره دل من كه در این برزخ تردید
خورده است به اما و اگرهای زیادی

جز عشق بگو كیست كه افروخته باشند
در آتش او خیمه و درهای زیادی...


#سعید_بیابانکی
@sherestan
1024

بگردم دور تو، دور نگاهت ، دور باطل ها
مرا دیوانه می خوانند، امثال تو عاقل ها

پری رویی، نه... زیباتر، سر زیبایی ات بحث است
بــه طرزی کـــه کـــم آوردند توضیح المسائل ها

حسادت می کنم با هرکه دستش لای موهایت...
حسادت می کنم حتی به این موگیر ها، تل ها

مرا از دور میدیدی، خودت را جمع می کردی
بیـــا یک بار دیگــر هم شبیه آن "اوایل ها"...

و من معنــی بعضــی شعر ها را دیــر می فهمم
"که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها"

#مرتضی_عابدپور

ارسالی از یکی از عزیزترین های کانال


@sherestan
1025

تنهایی،
شاخه‌ی درختی‌ست پشتِ پنجره‌اَم
گاهی لباسِ برگ می‌پوشد
گاهی لباسِ برف
اما،
همیشه هست!

#رضا_کاظمی

@sherestan
1026

عاشق میشید و بعد عروسی میکنید و بعد بچه دار میشید و بعد حالتون از هم به هم میخوره و طلاق میگیرید.گاهی هم طلاق نگرفته باز میرید عاشق یکی دیگه میشید.لعنت به همتون که حتی مث مرغابی ها هم نمیتونید فقط با یکی باشید.بوق نزن عوضی!صداش رو خاموش کن و گوش کن ببین چی دارم میگم!همش هفتاد،هشتاد سال.یعنی اگه شانس بیارید،اگه خیلی زودتر ریق رحمتو سر نکشید،خیلی که توی این خراب شده باشید هفتاد،هشتاد سال بیشتر نیست.لامصبا اگه هفتصد سال میموندید چیکار میکردید؟!!
.
| #مصطفی_مستور - استخوان هاي خوك و دست هاي جزامي |

#کتاب

@sherestan
1028

مرا گویی چه سانی من چه دانم
کدامی وز کیانی من چه دانم

مرا گویی در آن لب او چه دارد
کز او شیرین زبانی من چه دانم

مرا گویی در این عمرت چه دیدی
به از عمر و جوانی من چه دانم

اگر من خود توام پس تو کدامی
تو اینی یا تو آنی من چه دانم

مرا گویی که بر راهش مقیمی
مگر تو راهبانی من چه دانم

ز بی صبری بگویم شمس تبریز
چنینی و چنانی من چه دانم

#مولانا

@sherestan
1029

زندگی سر خوردن یک قطره روی شیشه هاست
ریختن خاصیت چشمان عاشق پیشه هاست

دل سپردن سخت، اما دل شکستن سخت تر
عشق مثل تکه سنگی در میان شیشه هاست

اینکه آهوماده ای در دشت، گرم_ دلبریست
اینکه شیری زخم خورده لابه لای بیشه هاست

می توان تنها به مویی بند بود و تکیه کرد
سرو هم باآن بلندی پایبند ریشه هاست

کوه کندن یا که دل کندن، چه فرقی می کند؟
آخر_ افسانه ها وقتی به دست تیشه هاست...

#امیر_نقیلو

@sherestan
1030

 بی تو سیگار هم نمی چسبد
فحش کشدار هم نمی چسبد

خوشگل من فقط پیانو نه 
بی تو گیتار هم نمی چسبد

با تو حتی کلاه هم لذت داشت 
بی تو شلوار هم نمی چسبد 

یا چه بهتر مداد لذت داشت 
بی تو خودکار هم نمی چسبد

خط کش و گونیا و نقاله 
نیست؛ بی تو پرگار هم نمی چسبد

هرچه گفتند گفتم احسنتم 
بی تو انکار هم نمی چسبد

شنبه تا پنجشنبه بیکارم 
جمعه ، بازار هم نمی چسبد 

با تو میشد یزید را بخشید 
بی تو ایثار هم نمی چسبد 

جبر رحمان اگر غلط باشد 
رحم جبار هم نمی چسبد 

با تو صدبار مرگ می چسبید 
بی تو یکبار هم نمی چسبد

با تو سیانور خود کشی پایه
چوبه دار هم نمی چسبد 

خود زنی با وسایل تویه 
جعبه آچار هم نمی چسبد 

راحتم بی انرژی اتمی
یعنی اخبار هم نمی چسبد 

نصف ملت به من چه دارند ایدز
وقتی آمار هم نمی چسبد 

گوشی ان هزار بی زنگت
پنج دینار هم نمی ارزد 
 
تف به ذات ردیفهای ردیف 
بی تو تکرار هم نمی چسبد.

#سبحان_گنجی

@sherestan
1031

همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد
زمانی از حقیقت های ما افسانه می سازد

سر مغرور من! با میل دل باید کنار آمد
که عاقل آن کسی باشد که با دیوانه می سازد

مرنج از بیش و کم ، چشم از شراب این و آن بردار
که این ساقی به قدر "تشنگی" پیمانه می سازد

مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم
که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد

به من گفت ای بیایان گرد غربت! کیستی ؟ گفتم :
پرستویی که هر جا می نشیند لانه می سازد

مگو شرط دوام دوستی دوری ست٬ باور کن
همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد

#فاضل_نظری

@sherestan
1032

پیشانی ات سیاه مبادا به ننگ ها
ای ماه ! ای مراد تمام پلنگ ها!

این برکه ها برای تو بسیار کوچک اند
جای تو نیست سینه ی این چشم تنگ ها

آراسته ست ظاهر رنگین کمان ولی
چون ابرها حذر کن از این چند رنگ ها

یک روز تو در اوجی و یک روز دیگری
دنیا دهن کجی ست به الاکلنگ ها

من چند روز پیش دلی را شکسته ام
من را به رسمیت بشناسید سنگ ها...!

#علیرضا_بدیع

@sherestan
1033

عطر توست در هوا...
می آیی
یا
رفته ای؟...

#عليرضاروشن

@sherestan
1034

سه قاشق شکر می ریزی
یکی برای من
یکی برای خودت
سومی موهای زنی ست روی سنگ توالت
که سیاه است
مثل کابوس هایی که نمی بینمت
که جیغ
می کشم تو را در آغوشی که ندارم

در زیتون های تلخ به دنبال تو می گردم
در چای های شیرین به دنبال تو می گردم
و آن تفاله ی رو آمده
مهمانی ست
که همیشه وقتی من نیستم
از راه می رسد

در زیرنویس های تلویزیون به دنبال تو می گردم
در شخصیت های منفی فیلم ها
در ایمیل های تبلیغاتی
در اس ام اس های بی نام و نشان
و خون بالا می آورم
روی سنگ توالت

گریه را من می کنم
سیفون را تو می کشی
برمی گردیم سر سفره ای
که فقط به اندازه ی دو نفر جا دارد

چایت را تلخ بخور!
وقتی شیرین هم
اسطوره ای ست
که می خواست با دو نفر بخوابد!

#سید_مهدی_موسوی

@sherestan
1035

روزی که دل بستم به خود گفتم:
با رنج دل کندن چه خواهی کرد؟
این زن دلش پابند ماندن نیست،
بارفتن این زن چه خواهی کرد؟
.
او دیگر آن شیدای سابق نیست،
آنگونه که می گفت عاشق نیست
تو فرض کن آمد در آغوشت،
با یک بغل آهن چه خواهی کرد؟
.
گیرم سلامی هم رسید از او،
یا نامه ای هم آمد و خواندی
وقتی که یوسف بر نخواهد گشت
با بوی پیراهن چه خواهی کرد؟
.
تسلیم شو ای جنگجوی پیر،
سهم تو پیروزی نخواهد بود
با این خشاب خالی و این زخم
در لشکر دشمن چه خواهی کرد؟
.
گفتم: بیا آینده ی من باش،
تنها دلیل خنده ی من باش
خندید و ساعت را نگاهی کرد
پرسید: بعد از من چه خواهی کرد؟
.
#محمدرضاطاهرى

@sherestan
Smooth Seas Do Not Make Good Sailors

دریاهای آرام ٬ ملوان های خوبی نمی سازند

@sherestan