992
پُرِ زخمم و غم قهرِ تو مانند نمک
به گمانم که بمیرم، تو بگویی به درک
به هوای تو دلم یکسره، آرام و یواش
می کشد از سر دیوار حیاط تو سرک
مدتی هست که فهمیده ام آن خنده ی تو
در خودش داشته مجموعه ای از دوز و کلک
"دوستت دارم" و با گفتن آن صدها بار
داده ام دست دل سنگ و سیاه تو گَزک
گفته بودی که شکایت نکنم...چشم! دعا:
حافظت دست خدا باشد و اَللهُ مَعک
#جواد_مزنگی
@sherestan
پُرِ زخمم و غم قهرِ تو مانند نمک
به گمانم که بمیرم، تو بگویی به درک
به هوای تو دلم یکسره، آرام و یواش
می کشد از سر دیوار حیاط تو سرک
مدتی هست که فهمیده ام آن خنده ی تو
در خودش داشته مجموعه ای از دوز و کلک
"دوستت دارم" و با گفتن آن صدها بار
داده ام دست دل سنگ و سیاه تو گَزک
گفته بودی که شکایت نکنم...چشم! دعا:
حافظت دست خدا باشد و اَللهُ مَعک
#جواد_مزنگی
@sherestan
993
یکی از آقای کوینر پرسید که آیا خدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر گفت:
"به تو توصیه می کنم فکر کنی که آیا با دانستن جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکند موضوع منتفی است. اگر تغییر بکند حداقل می توانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفته ای:
تو به خدا نیاز داری."...!
#برتولت_برشت
#کتاب
@sherestan
یکی از آقای کوینر پرسید که آیا خدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر گفت:
"به تو توصیه می کنم فکر کنی که آیا با دانستن جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکند موضوع منتفی است. اگر تغییر بکند حداقل می توانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفته ای:
تو به خدا نیاز داری."...!
#برتولت_برشت
#کتاب
@sherestan
994
در نيهيليسم من لذتناك تر از زندگى وجود ندارد، اينكه خودت را مى اندازى آن ته، و نفس مى كشى چنان سخت كه حتى مازوخيسم از رو مى رود به طرز فجيعى زندگى بخش است، ديشب مى گفت دارم خفه مى شم، خفه مى شم لعنتى! اما شد
#علی_عبدالرضایی
@sherestan
در نيهيليسم من لذتناك تر از زندگى وجود ندارد، اينكه خودت را مى اندازى آن ته، و نفس مى كشى چنان سخت كه حتى مازوخيسم از رو مى رود به طرز فجيعى زندگى بخش است، ديشب مى گفت دارم خفه مى شم، خفه مى شم لعنتى! اما شد
#علی_عبدالرضایی
@sherestan
995
شكست خورده ترين قبر بى نشانه منم
جدا و دل زده و خسته از زمانه منم
اگر تو يار ندارى به يادها هستى
اگر تو شعله ور از غم شدى زبانه منم
رهايى تو كجا و غم رهايى من
تو گير يك گرهى و هزار شانه منم
براى آنكه جدا مانده عاشقانه نخوان
تكان دهنده ترين شعر عاشقانه منم
اگر تو گاه به گاهى حماقتى كردى
رئيس مكتب افكار احمقانه منم
براى من كه پرم از فراق قصه نگو
اگر كتاب تو باشى كتابخانه منم
دواى درد تو اغوش گرم همدرديست
آهاى موى پريشان بيا كه شانه منم
#سید_تقی_سیدی
@sherestan
شكست خورده ترين قبر بى نشانه منم
جدا و دل زده و خسته از زمانه منم
اگر تو يار ندارى به يادها هستى
اگر تو شعله ور از غم شدى زبانه منم
رهايى تو كجا و غم رهايى من
تو گير يك گرهى و هزار شانه منم
براى آنكه جدا مانده عاشقانه نخوان
تكان دهنده ترين شعر عاشقانه منم
اگر تو گاه به گاهى حماقتى كردى
رئيس مكتب افكار احمقانه منم
براى من كه پرم از فراق قصه نگو
اگر كتاب تو باشى كتابخانه منم
دواى درد تو اغوش گرم همدرديست
آهاى موى پريشان بيا كه شانه منم
#سید_تقی_سیدی
@sherestan
997
من و تو آن دو خطیم آری،
موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان
ز آغاز به یکدگر نرسیدن بود
#حسین_منزوی
@sherestan
من و تو آن دو خطیم آری،
موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان
ز آغاز به یکدگر نرسیدن بود
#حسین_منزوی
@sherestan
Forwarded from Deleted Account
video_2016-05-12_03-10-09.mov
1 MB
داب اسمش جالب و جدید فاطمه اختصاری
998
قطعه اى از"كتاب آسمانى ابليس"
شب اقامتگاهِ بيدارى ست، بر روز فقط گله سلطنت مى كند، شب عزيزتر است، كسى نيست خرابش كند، شب بى صاحب و تنهاست، رييس ندارد چون گله در شب هيچ كاره ست، به پير و مراد، رهبر و چوپان، فقط گله آب مى دهد، اگر گله اى در كار نباشد، گِله اى نيز در بين نخواهد بود، و آزادى به روز شبيخون خواهد زد، شب آنارشيست است چون واقعى ست، واقعى ها همه اختلال روانى دارند، و آنها كه عادى هستند، واقعى نيستند، روح و روان شان مهار شده، آنها چون اسبى رام در گله آرام گرفته يادشان داده اند خودشان نباشند، آنها فقط دنيا را با گوشت و پوست خالى انبار كرده اند. جماعتى قانع به آنچه هست، به آنكه وانمود مى كنند هستند اما نمى دانند كه نيستند. آنها خودتانيد، خودِ ما، اين جمعيتِ تنها، تنهائىِ ما را تنها نزديكانِ ما توليد مى كنند نه آنها كه از ما دورند، آنها شما نيستند، چون واقعى ترند، و مى مانند.
آنها كه واقعى ترند هرگز خودشان را نمى كشند چون بر اين واقف اند كه مرگ فقط تنهاترشان مى كند.
هى شما كه منتظريد، پيش از آنكه بميريد، اگر كه آزادى طلب داريد، به اجتماع بلاهت دخيل نبنديد، خر كه ممكن نيست سر بالا كند، گاوها سر به زيرند، براى همين ماما مى كنند، دنياى بى من طويله ى عوام است، گوسفندها ناچارند فقط بچرند، فروتنى دستاوردِ منحط اخلاق است، جايى ست كه فرديت را ذبح مى كنند، براى همين هى تو! ديگر نبايد از من فرار كنى، مغرور هم نباش، تا مى توانى غرور داشته باش، خيلى ها بى خيالِ غرورشان مى شوند كه با خيلى ها باشند، فقط معدودى بى خيالِ خيلى ها مى شوند تا غرورشان باشد، غرور بايد باشد! پست ترينِ آدمها آنهايند كه غرورت را هدف قرار داده اند
امان نده!
له شان كن!
#کتاب
#علی_عبدالرضایی
@sherestan
قطعه اى از"كتاب آسمانى ابليس"
شب اقامتگاهِ بيدارى ست، بر روز فقط گله سلطنت مى كند، شب عزيزتر است، كسى نيست خرابش كند، شب بى صاحب و تنهاست، رييس ندارد چون گله در شب هيچ كاره ست، به پير و مراد، رهبر و چوپان، فقط گله آب مى دهد، اگر گله اى در كار نباشد، گِله اى نيز در بين نخواهد بود، و آزادى به روز شبيخون خواهد زد، شب آنارشيست است چون واقعى ست، واقعى ها همه اختلال روانى دارند، و آنها كه عادى هستند، واقعى نيستند، روح و روان شان مهار شده، آنها چون اسبى رام در گله آرام گرفته يادشان داده اند خودشان نباشند، آنها فقط دنيا را با گوشت و پوست خالى انبار كرده اند. جماعتى قانع به آنچه هست، به آنكه وانمود مى كنند هستند اما نمى دانند كه نيستند. آنها خودتانيد، خودِ ما، اين جمعيتِ تنها، تنهائىِ ما را تنها نزديكانِ ما توليد مى كنند نه آنها كه از ما دورند، آنها شما نيستند، چون واقعى ترند، و مى مانند.
آنها كه واقعى ترند هرگز خودشان را نمى كشند چون بر اين واقف اند كه مرگ فقط تنهاترشان مى كند.
هى شما كه منتظريد، پيش از آنكه بميريد، اگر كه آزادى طلب داريد، به اجتماع بلاهت دخيل نبنديد، خر كه ممكن نيست سر بالا كند، گاوها سر به زيرند، براى همين ماما مى كنند، دنياى بى من طويله ى عوام است، گوسفندها ناچارند فقط بچرند، فروتنى دستاوردِ منحط اخلاق است، جايى ست كه فرديت را ذبح مى كنند، براى همين هى تو! ديگر نبايد از من فرار كنى، مغرور هم نباش، تا مى توانى غرور داشته باش، خيلى ها بى خيالِ غرورشان مى شوند كه با خيلى ها باشند، فقط معدودى بى خيالِ خيلى ها مى شوند تا غرورشان باشد، غرور بايد باشد! پست ترينِ آدمها آنهايند كه غرورت را هدف قرار داده اند
امان نده!
له شان كن!
#کتاب
#علی_عبدالرضایی
@sherestan
999
اگر بلد نباشى كه بازى كنى بالاخره يكى پيدا مى شود كه يادت دهد، فقط باید یادت بماند او همان کسی ست که وقتی یاد گرفتی بی رحمانه از تو خواهد برد. آرشام این را نمی دانست، زمان کازینوی بزرگی ست، این را هیچکس نمی داند، به همه یاد می دهد که از آن ببازند، همه دارند می بازند، می بازند که یاد بگیرند روزی ببرند، نمی دانند فقط از لحظه ای که زندگی را ترک کنند خواهند برد، مرگ تنها دکتری ست که می تواند کمک کند این کازینو را ترک کنی، مرگ واقعن آرامبخش است. به همه آرامش ابدی می دهد، می گیرند با خیال راحت می خوابند، هیچکس هم مزاحم شان نمی شود. خواب مثل مرگ است، بیدار که می شوی، انگار از نو به دنیا آمده ای، احوالپرسی می کنی با دنیا، انگار هیچ خصومتی هرگز با هیچکس نداشته ای، پنجره ها را باز می کنی، و ناگهان شاخه ای که دیشب از خانه بیرون مانده بود، خودش را فرو می کند در اتاق، اما اشیاء اعتراض نمی کنند، بیرونش نمی اندازند، پس چرا به آنکه در خودش راه می رود می گویند بد!؟ دنیا به او خوش آمد گفته ست، مردم كه هستند كه مى گويند ....
#علی_عبدالرضایی
#کتاب
@sherestan
اگر بلد نباشى كه بازى كنى بالاخره يكى پيدا مى شود كه يادت دهد، فقط باید یادت بماند او همان کسی ست که وقتی یاد گرفتی بی رحمانه از تو خواهد برد. آرشام این را نمی دانست، زمان کازینوی بزرگی ست، این را هیچکس نمی داند، به همه یاد می دهد که از آن ببازند، همه دارند می بازند، می بازند که یاد بگیرند روزی ببرند، نمی دانند فقط از لحظه ای که زندگی را ترک کنند خواهند برد، مرگ تنها دکتری ست که می تواند کمک کند این کازینو را ترک کنی، مرگ واقعن آرامبخش است. به همه آرامش ابدی می دهد، می گیرند با خیال راحت می خوابند، هیچکس هم مزاحم شان نمی شود. خواب مثل مرگ است، بیدار که می شوی، انگار از نو به دنیا آمده ای، احوالپرسی می کنی با دنیا، انگار هیچ خصومتی هرگز با هیچکس نداشته ای، پنجره ها را باز می کنی، و ناگهان شاخه ای که دیشب از خانه بیرون مانده بود، خودش را فرو می کند در اتاق، اما اشیاء اعتراض نمی کنند، بیرونش نمی اندازند، پس چرا به آنکه در خودش راه می رود می گویند بد!؟ دنیا به او خوش آمد گفته ست، مردم كه هستند كه مى گويند ....
#علی_عبدالرضایی
#کتاب
@sherestan
1001
این کافه زیباست
درست!
کافی ِ خوبی دارد
قبول!
آسمان ِ بالای سرش هم آبی ست
خب!
کور که نیستم عزیزم!
می بینم چه صندلی های خوشگلی دورِعجب میزی نشسته اند
کتمان نمی کنم موسیقی ِ لبِ دریایی دارد
که بعد ِ این کافی
لب های کافی ترین چقدر خوردن دارد
آب تنی در هوای این نابلدی را هم خوب بلدم
بلدم طوری نگاه کنم که ازلای نمی دانم...
می دانم!
وسطِ چشمهای تو راحت نشسته ام
و در هر طرف که دست می برم
تکه ای از تو را می خورم که خوردنی تری
خر که نیستم!
می فهمم!
تو حق داری
Ok !
اما اگر همه ی اینها
و اینها
زیرِ آسمان ِ سیاه ِ تهران بود
چقدر می چسبید!
#علی_عبدالرضایی
@sherestan
این کافه زیباست
درست!
کافی ِ خوبی دارد
قبول!
آسمان ِ بالای سرش هم آبی ست
خب!
کور که نیستم عزیزم!
می بینم چه صندلی های خوشگلی دورِعجب میزی نشسته اند
کتمان نمی کنم موسیقی ِ لبِ دریایی دارد
که بعد ِ این کافی
لب های کافی ترین چقدر خوردن دارد
آب تنی در هوای این نابلدی را هم خوب بلدم
بلدم طوری نگاه کنم که ازلای نمی دانم...
می دانم!
وسطِ چشمهای تو راحت نشسته ام
و در هر طرف که دست می برم
تکه ای از تو را می خورم که خوردنی تری
خر که نیستم!
می فهمم!
تو حق داری
Ok !
اما اگر همه ی اینها
و اینها
زیرِ آسمان ِ سیاه ِ تهران بود
چقدر می چسبید!
#علی_عبدالرضایی
@sherestan
همراهان عزیز شعرستان با شرکت در این نظرسنجی ازدواج میتونید متوجه شید چند درصد از تفکر سنتی فاصله گرفته اید ؟
Hydralab.ir/test/
Hydralab.ir/test/
1002
چرا هیچكس به ما نگفته است كه زمین
مدام چیزی را از ما پس میگیرد
و ما فكر میكنیم كه زمان میگذرد
شاید زمین، آن سیارهای نیست كه ما در آن باید میزیستیم
و از این رو، چیزی در ما همیشه پنهان میماند
و به این زندگی برنمیگردد
از دستهایمان بیرون رفتهایم
از چشمهایمان
و همهچیزِ این خاك را كاویدهایم :
ــ ما بههمراه آب و باد و خاك و آتش
تبعید این سیاره شدهایم
و اینجا
زیباترین جا
برای تنهایيست...
**بخشی از یک شعربلند**
از کتاب : آتشی برای آتشی دیگر
#شهرام_شیدایی
@sherestan
چرا هیچكس به ما نگفته است كه زمین
مدام چیزی را از ما پس میگیرد
و ما فكر میكنیم كه زمان میگذرد
شاید زمین، آن سیارهای نیست كه ما در آن باید میزیستیم
و از این رو، چیزی در ما همیشه پنهان میماند
و به این زندگی برنمیگردد
از دستهایمان بیرون رفتهایم
از چشمهایمان
و همهچیزِ این خاك را كاویدهایم :
ــ ما بههمراه آب و باد و خاك و آتش
تبعید این سیاره شدهایم
و اینجا
زیباترین جا
برای تنهایيست...
**بخشی از یک شعربلند**
از کتاب : آتشی برای آتشی دیگر
#شهرام_شیدایی
@sherestan
همراهان عزیز شعرستان با شرکت در این نظرسنجی ازدواج میتونید متوجه شید چند درصد از تفکر سنتی فاصله گرفته اید ؟
Hydralab.ir/test/
Hydralab.ir/test/
1003
ده ِشهریور است! خوشحالم
ده ِشهریور است!غمگینم
می روم سینما ، بدون هدف
وسط ِگریه فیلم می بینم
ده ِشهریور است، دستت کو!
کیک را با تو چند تکه کنم!؟
مثل قلب ِبه میخ آویزان!
توی دستت یواش چکه کنم
ده ِشهریور است،شهریور!
اول ِاسم ِعاشق من بود
میوه را پوست کندم و گفتم:
“عشق یک جور پوست کندن بود“.
دود ِسیگار بود، تا فهماند
چشم، یک کار دیگرش گریه است
مثل شمعی که از دو سر روشن!
اولش گریه، آخرش گریه است
رد بوسه به صورت من بود
وسط خنده و لب و ماتیک
تلفن های آخر شب تو
به من ِ منتظر، من ِتاریک
عشق، امضای”دوستت دارم“
آخر نامه های خیسم بود
نسبت ِبی شناسنامه به هم
فحش ناموسی پلیسم بود
توی تاکسی گرفتن دستت!
مثلاّ رفتن به دانشگاه!
اول شب قدم زدن با تو
آخر شب قدم زدن با ماه!
شمع ها را بچین و روشن کن
آه ِ خود را یواش فوت کنم
بغلم کن، ولی اجازه بده
بعد گریه فقط سکوت کنم
###
ده ِشهریور است، چشمم را
به دوتا ابر دور می دوزم
مثل کبریت خیس، خاموشم
مثل سیگار نصفه می سوزم.
#شهرام_میرزایی
@sharestan
ده ِشهریور است! خوشحالم
ده ِشهریور است!غمگینم
می روم سینما ، بدون هدف
وسط ِگریه فیلم می بینم
ده ِشهریور است، دستت کو!
کیک را با تو چند تکه کنم!؟
مثل قلب ِبه میخ آویزان!
توی دستت یواش چکه کنم
ده ِشهریور است،شهریور!
اول ِاسم ِعاشق من بود
میوه را پوست کندم و گفتم:
“عشق یک جور پوست کندن بود“.
دود ِسیگار بود، تا فهماند
چشم، یک کار دیگرش گریه است
مثل شمعی که از دو سر روشن!
اولش گریه، آخرش گریه است
رد بوسه به صورت من بود
وسط خنده و لب و ماتیک
تلفن های آخر شب تو
به من ِ منتظر، من ِتاریک
عشق، امضای”دوستت دارم“
آخر نامه های خیسم بود
نسبت ِبی شناسنامه به هم
فحش ناموسی پلیسم بود
توی تاکسی گرفتن دستت!
مثلاّ رفتن به دانشگاه!
اول شب قدم زدن با تو
آخر شب قدم زدن با ماه!
شمع ها را بچین و روشن کن
آه ِ خود را یواش فوت کنم
بغلم کن، ولی اجازه بده
بعد گریه فقط سکوت کنم
###
ده ِشهریور است، چشمم را
به دوتا ابر دور می دوزم
مثل کبریت خیس، خاموشم
مثل سیگار نصفه می سوزم.
#شهرام_میرزایی
@sharestan
1004
میگویند تنهایی پوست آدم را کلفت میکند
میگویند عشق دل آدم را نازک میکند
میگویند درد آدم را پیر میکند ...
آدم ها خیلی چیزها میگویند
و من، امروز
کرگدن دلنازکی هستم که پیر شده است!
#مهدی_صادقی
@sherestan
میگویند تنهایی پوست آدم را کلفت میکند
میگویند عشق دل آدم را نازک میکند
میگویند درد آدم را پیر میکند ...
آدم ها خیلی چیزها میگویند
و من، امروز
کرگدن دلنازکی هستم که پیر شده است!
#مهدی_صادقی
@sherestan
1005
زمين بهشت مي شود
روزيكه مردم بفهمند
- هيچ چيز عيب نيست جز قضاوت ومسخره كردن ديگران...!
-هيچ چيز گناه نيست جز حق مردم..!
- هيچ چيز ثواب نيست جز خدمت به ديگران. ...!
- هيچ كس اسطوره نيست الا در مهربانى و انسانيت...!
- هيچ دينى با ارزش تر از انسانيت نيست...!
- هيچ چيز جاودانه نمي ماند جز عشق...!
- هيچ چيز ماندگار نيست جز خوبى ...!
#پائولو_کوئلیو
@sherestan
زمين بهشت مي شود
روزيكه مردم بفهمند
- هيچ چيز عيب نيست جز قضاوت ومسخره كردن ديگران...!
-هيچ چيز گناه نيست جز حق مردم..!
- هيچ چيز ثواب نيست جز خدمت به ديگران. ...!
- هيچ كس اسطوره نيست الا در مهربانى و انسانيت...!
- هيچ دينى با ارزش تر از انسانيت نيست...!
- هيچ چيز جاودانه نمي ماند جز عشق...!
- هيچ چيز ماندگار نيست جز خوبى ...!
#پائولو_کوئلیو
@sherestan
1006
باید به شهر خاطره هایم سفر کنم
خود را غزل غزل به تو نزدیک تر کنم
همراهی ام نمی کند این بال سوخته
باید تمام چلچله ها را خبر کنم
باید به شرط آن که تو لیلای من شوی
خود را هزار مرتبه دیوانه تر کنم
ای آشنای ره..! دمی آرام تر که من
این کوله بار خویش،پر از شعر تر کنم
دنیا هزار بار مرا سر کشیده است
باید از این عروس ستمگر حذر کنم
وقتی سکوت را به سخن در بیاورم
وقتی به هر دو مصرع چشمت نظر کنم
این شاه بیت ها همه درویش میشوند
باید تو را به فقر خودم مفتخر کنم
این بیت های خیس امانم بریده اند
باید برای وصف تو فکری دگر کنم
باید تو را به بستر شعرم بیاورم
شاید به "بوسه" ای غزلم مختصر کنم
من در طلوع مهر تو جاوید می شوم
این آخرین شبی است که باید سحر کنم
#محمد_مقدم
@sherestan
باید به شهر خاطره هایم سفر کنم
خود را غزل غزل به تو نزدیک تر کنم
همراهی ام نمی کند این بال سوخته
باید تمام چلچله ها را خبر کنم
باید به شرط آن که تو لیلای من شوی
خود را هزار مرتبه دیوانه تر کنم
ای آشنای ره..! دمی آرام تر که من
این کوله بار خویش،پر از شعر تر کنم
دنیا هزار بار مرا سر کشیده است
باید از این عروس ستمگر حذر کنم
وقتی سکوت را به سخن در بیاورم
وقتی به هر دو مصرع چشمت نظر کنم
این شاه بیت ها همه درویش میشوند
باید تو را به فقر خودم مفتخر کنم
این بیت های خیس امانم بریده اند
باید برای وصف تو فکری دگر کنم
باید تو را به بستر شعرم بیاورم
شاید به "بوسه" ای غزلم مختصر کنم
من در طلوع مهر تو جاوید می شوم
این آخرین شبی است که باید سحر کنم
#محمد_مقدم
@sherestan
سرور حرف به من با امکانات جدید دوباره راه اندازی شد
در پی پیامهای محبت آمیز دوستان در ورژن قبلی بازم لینکقرار میدم تا باز هم مستفیض شم !!
دوستان اگر نظر ٬ پیشنهاد ٬ انتقاد ٬ یا هر موضوع دیگه ای هست که میخواید به صورت ناشناس بیان کنید این بهترین راهه
لینکزیر رولمس کنید و بفرمایید
https://telegram.me/harfbemanbot?start=NzUxMTU0ODM
در پی پیامهای محبت آمیز دوستان در ورژن قبلی بازم لینکقرار میدم تا باز هم مستفیض شم !!
دوستان اگر نظر ٬ پیشنهاد ٬ انتقاد ٬ یا هر موضوع دیگه ای هست که میخواید به صورت ناشناس بیان کنید این بهترین راهه
لینکزیر رولمس کنید و بفرمایید
https://telegram.me/harfbemanbot?start=NzUxMTU0ODM
Telegram
حرفتو ناشناس بهم بزن | Talk to Me Anonymously
🚫 قطع سرویس: ارسال کلمه Stop
More info - اطلاعات بیشتر:
@harfbeman
More info - اطلاعات بیشتر:
@harfbeman