980
🌺🍃
دل من دیر زمانی ست که می پندارد؛
دوستی نیز گلی است
مثل نیلوفر و ناز،
ساقه تُرد ظریفی دارد.
بی گمان سنگ دل است آن که روا می دارد
جان این ساقه نازک را
دانسته بیازارد
#فریدون_مشیری
@sherestan
🌺🍃
دل من دیر زمانی ست که می پندارد؛
دوستی نیز گلی است
مثل نیلوفر و ناز،
ساقه تُرد ظریفی دارد.
بی گمان سنگ دل است آن که روا می دارد
جان این ساقه نازک را
دانسته بیازارد
#فریدون_مشیری
@sherestan
981
غزل ۴۸۶
آن سرو ناز بین که چه خوش میرود به راه
وان چشم آهوانه که چون میکند نگاه
تو سرو دیدهای که کمر بست بر میان
یا مه چارده که به سر برنهد کلاه
گل با وجود او چو گیاست پیش گل
مه پیش روی او چو ستارست پیش ماه
سلطان صفت همیرود و صد هزار دل
با او چنان که در پی سلطان رود سپاه
گویند از او حذر کن و راه گریز گیر
گویم کجا روم که ندانم گریزگاه؟؟؟
اول نظر که چاه زنخدان بدیدمش
گویی دراوفتاد دل از دست من به چاه
دل خود دریغ نیست که از دست من برفت
جان عزیز بر کف دستست گو بخواه
ای هر دو دیده پای که بر خاک مینهی
آخر نه بر دو دیده من به که خاک راه
حیفست از آن دهن که تو داری جواب تلخ
وان سینه سفید که دارد دل سیاه
بیچارگان بر آتش مهرت بسوختند
آه از تو سنگ دل که چه نامهربانی آه...
شهری به گفت و گوی تو در تنگنای شوق
شب روز میکنند و تو در خواب صبحگاه
گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان
باشد که دست ظلم بداری ز بیگناه
بازم حفاظ دامن همت گرفت و گفت
از دوست جز به دوست مبر سعدیا پناه!!
#سعدی
@sherestan
غزل ۴۸۶
آن سرو ناز بین که چه خوش میرود به راه
وان چشم آهوانه که چون میکند نگاه
تو سرو دیدهای که کمر بست بر میان
یا مه چارده که به سر برنهد کلاه
گل با وجود او چو گیاست پیش گل
مه پیش روی او چو ستارست پیش ماه
سلطان صفت همیرود و صد هزار دل
با او چنان که در پی سلطان رود سپاه
گویند از او حذر کن و راه گریز گیر
گویم کجا روم که ندانم گریزگاه؟؟؟
اول نظر که چاه زنخدان بدیدمش
گویی دراوفتاد دل از دست من به چاه
دل خود دریغ نیست که از دست من برفت
جان عزیز بر کف دستست گو بخواه
ای هر دو دیده پای که بر خاک مینهی
آخر نه بر دو دیده من به که خاک راه
حیفست از آن دهن که تو داری جواب تلخ
وان سینه سفید که دارد دل سیاه
بیچارگان بر آتش مهرت بسوختند
آه از تو سنگ دل که چه نامهربانی آه...
شهری به گفت و گوی تو در تنگنای شوق
شب روز میکنند و تو در خواب صبحگاه
گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان
باشد که دست ظلم بداری ز بیگناه
بازم حفاظ دامن همت گرفت و گفت
از دوست جز به دوست مبر سعدیا پناه!!
#سعدی
@sherestan
982
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره
که دست های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانهٔ عطرِ ستاره های کریم
سرشار می کند ...
و می شود از آنجا
خورشید را
به غربت گلهای شمعدانی مهمان کرد !
یک پنجره برای من کافیست ...
#فروغ_فرخزاد
@sherestan
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره
که دست های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانهٔ عطرِ ستاره های کریم
سرشار می کند ...
و می شود از آنجا
خورشید را
به غربت گلهای شمعدانی مهمان کرد !
یک پنجره برای من کافیست ...
#فروغ_فرخزاد
@sherestan
983
باختم ، هرچه کنار تو به دست آوردم
به طلا دست زدم بعد تو خاکستر شد!
تخت جمشیدم و در اوج شکوهم یک شب
تن من طعمه خونخواهی اسکندر شد !
#مهیا_غلامی
@sherestan
باختم ، هرچه کنار تو به دست آوردم
به طلا دست زدم بعد تو خاکستر شد!
تخت جمشیدم و در اوج شکوهم یک شب
تن من طعمه خونخواهی اسکندر شد !
#مهیا_غلامی
@sherestan
984
آدم های مبتلا به رنجی عمیق
وقتی که شاد هستند
رنجشان فاش می شود.
طوری به شادی می چسبند
که انگار از سرِ حسَد می خواهند
بغلش کنند و خفه اش کنند...
#آلبر_کامو
@sherestan
آدم های مبتلا به رنجی عمیق
وقتی که شاد هستند
رنجشان فاش می شود.
طوری به شادی می چسبند
که انگار از سرِ حسَد می خواهند
بغلش کنند و خفه اش کنند...
#آلبر_کامو
@sherestan
985
در گورستان متروک تنم مسیحی نا امید نشسته است
دیگر از این که جان بدهد به این قلب ترک خورده خست است….
# سبحان
@sherestan
در گورستان متروک تنم مسیحی نا امید نشسته است
دیگر از این که جان بدهد به این قلب ترک خورده خست است….
# سبحان
@sherestan
986
همه مردها دروغگو، بیثبات، دغل، وراج، دو رو، متكبر، بزدل، نفرتانگيز و شهوتپرست هستند. تمام زنها رياكار، مكار، خودپسند، كنجكاو و فاسدند. دنيا چاه فاضلابی است بیانتها كه موجودات عجيبالخلقهای در آن میخزند و به كوههايی از لجن بر میخورند. اما در دنيا چيزی مقدس و با شكوه نيز وجود دارد: پيوندِ دو موجودِ اين چنين ناقص و وحشتناک. در عشق اغلب اشتباه میكنيم، اغلب احساسات ما جريحهدار میشود و احساس بدبختی میکنيم. اما عشق میورزيم و هنگامی كه در آستانهی مرگيم به عقب بر میگرديم و به خود میگوييم: خيلي رنج كشيدهام، گاهی بيراهه رفتهام، اما عشق ورزيدهام. پس من زندگی كردهام، من يک موجود ِتصنعیِ ساخته و پرداختهی غرور و كسالت نيستم، زيرا كه عاشق بودهام.
#نمايش_نامه_عشق_لرزه
#اريك_امانوئل_اشميت
#شهلا_حائری
#کتاب
@sherestan
همه مردها دروغگو، بیثبات، دغل، وراج، دو رو، متكبر، بزدل، نفرتانگيز و شهوتپرست هستند. تمام زنها رياكار، مكار، خودپسند، كنجكاو و فاسدند. دنيا چاه فاضلابی است بیانتها كه موجودات عجيبالخلقهای در آن میخزند و به كوههايی از لجن بر میخورند. اما در دنيا چيزی مقدس و با شكوه نيز وجود دارد: پيوندِ دو موجودِ اين چنين ناقص و وحشتناک. در عشق اغلب اشتباه میكنيم، اغلب احساسات ما جريحهدار میشود و احساس بدبختی میکنيم. اما عشق میورزيم و هنگامی كه در آستانهی مرگيم به عقب بر میگرديم و به خود میگوييم: خيلي رنج كشيدهام، گاهی بيراهه رفتهام، اما عشق ورزيدهام. پس من زندگی كردهام، من يک موجود ِتصنعیِ ساخته و پرداختهی غرور و كسالت نيستم، زيرا كه عاشق بودهام.
#نمايش_نامه_عشق_لرزه
#اريك_امانوئل_اشميت
#شهلا_حائری
#کتاب
@sherestan
987
هر شب
به جنینی فکر میکنم
که خون مرا مینوشد
و در آغوش زن دیگری
به خواب خواهد رفت.
درست مثل پدرش،
که همیشه ساعت مچی اش
در خانه ی دیگری
خواب میماند...
ما زنها هرشب
به معشوقه های مشترکمان
فکر میکنیم...
#ندا_مصباحی
@sherestan
هر شب
به جنینی فکر میکنم
که خون مرا مینوشد
و در آغوش زن دیگری
به خواب خواهد رفت.
درست مثل پدرش،
که همیشه ساعت مچی اش
در خانه ی دیگری
خواب میماند...
ما زنها هرشب
به معشوقه های مشترکمان
فکر میکنیم...
#ندا_مصباحی
@sherestan
988
از تو يک عمر شنيديم و نديديم تو را
به وصالت نرسيديم و نديديم تو را
روزي ما فقرا شربت وصل تو نبود
زهر هجر تو چشيديم و نديديم تو را
شايد ايام کهن سالي ما جلوه کني
در جواني که دويديم و نديديم تو را
چه قدَر چلّه نشستيم و عزادار شديم
چه قدَر شمع خريديم و نديديم تو را
گاهي اندازه ي يک پرده فقط فاصله بود
پرده را نيز کشيديم و نديديم تو را
سعي کرديم كه شبي خواب ببينيم تو را
سحر از خواب پريديم و نديديم تو را
مدتي در پي تو رند و نظر باز شديم
همه را غير تو ديديم و نديديم تو را
فکر کرديم که مشکل سر دلبستگي است
از همه جز تو بريديم و نديديم تو را
لاقل کاش دم خیمه ی تو جان بدهیم
تا بگوییم: رسیدیم و ندیدیم تو را
#كاظم_بهمني
@sherestan
از تو يک عمر شنيديم و نديديم تو را
به وصالت نرسيديم و نديديم تو را
روزي ما فقرا شربت وصل تو نبود
زهر هجر تو چشيديم و نديديم تو را
شايد ايام کهن سالي ما جلوه کني
در جواني که دويديم و نديديم تو را
چه قدَر چلّه نشستيم و عزادار شديم
چه قدَر شمع خريديم و نديديم تو را
گاهي اندازه ي يک پرده فقط فاصله بود
پرده را نيز کشيديم و نديديم تو را
سعي کرديم كه شبي خواب ببينيم تو را
سحر از خواب پريديم و نديديم تو را
مدتي در پي تو رند و نظر باز شديم
همه را غير تو ديديم و نديديم تو را
فکر کرديم که مشکل سر دلبستگي است
از همه جز تو بريديم و نديديم تو را
لاقل کاش دم خیمه ی تو جان بدهیم
تا بگوییم: رسیدیم و ندیدیم تو را
#كاظم_بهمني
@sherestan
سه موزیک بی کلام و فوق العاده هدیه به اعضای وفادار کانال کمکار شعرستان . امیدواریم با اضافه کردن ادمین ها و قراردادن منظم اشعار لطفتون رو جبران کنیم ...
@sherestan
@sherestan
989
سال ها بعد زیر چتر همیم
زندگی در خیال یعنی این
سال ها بعد مال من هستی
آرزوی محال یعنی این
#حانیه_دری
@sherestan
سال ها بعد زیر چتر همیم
زندگی در خیال یعنی این
سال ها بعد مال من هستی
آرزوی محال یعنی این
#حانیه_دری
@sherestan
990
چنان تنهایی بزرگی در دنیا هست
که در حرکت آهستهی عقربههای ساعت
دیده میشود.
آدمها خستهاند
تکه پارهی عشقاند
یا نبودِ عشق.
آدمها باهم خوب نیستند.
پولدارها با پولدارها خوب نیستند.
بیچارهها با بیچارهها خوب نیستند.
ترسیدهایم...
نظام آموزشیمان میگوید:
که همهی ما میتوانیم
برنده باشیم.
اما چیزی دربارهی
فاضلابها
و خودکشیها نمیگوید!
یا دربارهی ترس آدمی
که جایی تنهاست
چیزی نمیگوید
آدمی
که بی آن که کسی لمسش کند
یا با او حرفی بزند
گلی را آب میدهد...
#چارلز_بوكوفسكي
@sherestan
چنان تنهایی بزرگی در دنیا هست
که در حرکت آهستهی عقربههای ساعت
دیده میشود.
آدمها خستهاند
تکه پارهی عشقاند
یا نبودِ عشق.
آدمها باهم خوب نیستند.
پولدارها با پولدارها خوب نیستند.
بیچارهها با بیچارهها خوب نیستند.
ترسیدهایم...
نظام آموزشیمان میگوید:
که همهی ما میتوانیم
برنده باشیم.
اما چیزی دربارهی
فاضلابها
و خودکشیها نمیگوید!
یا دربارهی ترس آدمی
که جایی تنهاست
چیزی نمیگوید
آدمی
که بی آن که کسی لمسش کند
یا با او حرفی بزند
گلی را آب میدهد...
#چارلز_بوكوفسكي
@sherestan
991
"کارگران"
از خود سوال می کنم
آیا آنان که در کارخانه ی اسلحه سازی کار می کنند،
کارگرانِ مرگند؟
آنان که فروشگاه لوازم آرایشی دارند،
کارگرانِ زیبایی؟
و من که شاعرم،
من که سطر به سطر در هر شعر،
خودم را تنهاتر می کنم
کارگرِ تنهایی ام؟
آیا آنان،
که خانه نشین زندان اند
کارگرانِ آزادی بوده اند
و کارگردان
با زندگی کارگرها بازی می کند!؟
چیزی برای توضیح نیست
ما گرسنه ایم
و به هر قیمتی
و در هر کجا
کارگران مشغول کارند.
#محسن_بیدوازی
@sherestan
"کارگران"
از خود سوال می کنم
آیا آنان که در کارخانه ی اسلحه سازی کار می کنند،
کارگرانِ مرگند؟
آنان که فروشگاه لوازم آرایشی دارند،
کارگرانِ زیبایی؟
و من که شاعرم،
من که سطر به سطر در هر شعر،
خودم را تنهاتر می کنم
کارگرِ تنهایی ام؟
آیا آنان،
که خانه نشین زندان اند
کارگرانِ آزادی بوده اند
و کارگردان
با زندگی کارگرها بازی می کند!؟
چیزی برای توضیح نیست
ما گرسنه ایم
و به هر قیمتی
و در هر کجا
کارگران مشغول کارند.
#محسن_بیدوازی
@sherestan
992
پُرِ زخمم و غم قهرِ تو مانند نمک
به گمانم که بمیرم، تو بگویی به درک
به هوای تو دلم یکسره، آرام و یواش
می کشد از سر دیوار حیاط تو سرک
مدتی هست که فهمیده ام آن خنده ی تو
در خودش داشته مجموعه ای از دوز و کلک
"دوستت دارم" و با گفتن آن صدها بار
داده ام دست دل سنگ و سیاه تو گَزک
گفته بودی که شکایت نکنم...چشم! دعا:
حافظت دست خدا باشد و اَللهُ مَعک
#جواد_مزنگی
@sherestan
پُرِ زخمم و غم قهرِ تو مانند نمک
به گمانم که بمیرم، تو بگویی به درک
به هوای تو دلم یکسره، آرام و یواش
می کشد از سر دیوار حیاط تو سرک
مدتی هست که فهمیده ام آن خنده ی تو
در خودش داشته مجموعه ای از دوز و کلک
"دوستت دارم" و با گفتن آن صدها بار
داده ام دست دل سنگ و سیاه تو گَزک
گفته بودی که شکایت نکنم...چشم! دعا:
حافظت دست خدا باشد و اَللهُ مَعک
#جواد_مزنگی
@sherestan
993
یکی از آقای کوینر پرسید که آیا خدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر گفت:
"به تو توصیه می کنم فکر کنی که آیا با دانستن جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکند موضوع منتفی است. اگر تغییر بکند حداقل می توانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفته ای:
تو به خدا نیاز داری."...!
#برتولت_برشت
#کتاب
@sherestan
یکی از آقای کوینر پرسید که آیا خدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر گفت:
"به تو توصیه می کنم فکر کنی که آیا با دانستن جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکند موضوع منتفی است. اگر تغییر بکند حداقل می توانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفته ای:
تو به خدا نیاز داری."...!
#برتولت_برشت
#کتاب
@sherestan
994
در نيهيليسم من لذتناك تر از زندگى وجود ندارد، اينكه خودت را مى اندازى آن ته، و نفس مى كشى چنان سخت كه حتى مازوخيسم از رو مى رود به طرز فجيعى زندگى بخش است، ديشب مى گفت دارم خفه مى شم، خفه مى شم لعنتى! اما شد
#علی_عبدالرضایی
@sherestan
در نيهيليسم من لذتناك تر از زندگى وجود ندارد، اينكه خودت را مى اندازى آن ته، و نفس مى كشى چنان سخت كه حتى مازوخيسم از رو مى رود به طرز فجيعى زندگى بخش است، ديشب مى گفت دارم خفه مى شم، خفه مى شم لعنتى! اما شد
#علی_عبدالرضایی
@sherestan
995
شكست خورده ترين قبر بى نشانه منم
جدا و دل زده و خسته از زمانه منم
اگر تو يار ندارى به يادها هستى
اگر تو شعله ور از غم شدى زبانه منم
رهايى تو كجا و غم رهايى من
تو گير يك گرهى و هزار شانه منم
براى آنكه جدا مانده عاشقانه نخوان
تكان دهنده ترين شعر عاشقانه منم
اگر تو گاه به گاهى حماقتى كردى
رئيس مكتب افكار احمقانه منم
براى من كه پرم از فراق قصه نگو
اگر كتاب تو باشى كتابخانه منم
دواى درد تو اغوش گرم همدرديست
آهاى موى پريشان بيا كه شانه منم
#سید_تقی_سیدی
@sherestan
شكست خورده ترين قبر بى نشانه منم
جدا و دل زده و خسته از زمانه منم
اگر تو يار ندارى به يادها هستى
اگر تو شعله ور از غم شدى زبانه منم
رهايى تو كجا و غم رهايى من
تو گير يك گرهى و هزار شانه منم
براى آنكه جدا مانده عاشقانه نخوان
تكان دهنده ترين شعر عاشقانه منم
اگر تو گاه به گاهى حماقتى كردى
رئيس مكتب افكار احمقانه منم
براى من كه پرم از فراق قصه نگو
اگر كتاب تو باشى كتابخانه منم
دواى درد تو اغوش گرم همدرديست
آهاى موى پريشان بيا كه شانه منم
#سید_تقی_سیدی
@sherestan