شعرستان
1.1K subscribers
2.07K photos
147 videos
130 files
26 links
هنر اگرچه نان نمی شود اما شراب زندگیست
ژان پل سارتر

ارتباط :
@Sherestan_a



#Leave_Channel
Download Telegram
956

مث يه خودكشی ِ طنزآميز
مث يه اعتراف بي معنا
بندري مي خوريم و مي رقصيم
مست مي شيم با عرق نعنا

اوّلين كار اشتباه مني
آخرين كار اشتباه مني
آسمونم چقدر ديوونه ست
قرص آرام بخش ماه مني

توو خيابون عشق بازي و شب
شاممون خنده بود و سمبوسه
مزّه مي داد با سس و ماتيك
طعم شيرين آخرين بوسه

يادگاري نوشتن اسمم
روي يه دستمال ماتيكي
با تو هر روز سينما رفتن
شيطنت هام توي تاريكي

سهممون از يه كوچه ي خلوت
يه كبودي خوب رو گردن
بهترين شعر عاشقانه ي من:
جيغ تو موقع بغل كردن!

فكر كردن به حالت چشمات
وقت برگشتن از تو تا خونه
پشت صدها چراغ قرمز و زرد
به كجا مي رسن دو ديوونه؟!

عشق، توو شهر آهن و ماشين
مث يه خودكشي طنز آميز
داره مي لرزه و نمي افته
آخرين برگ توي اين پاييز

مست مي شيم با عرق نعنا
خواب مي ريم پاي تلويزيون
از چشاي من و تو معلومه
كارمون مي كشه تهش به جنون

ديگه از هيچ چي نمي ترسه
اون كه از چشم عاشقت مسته
زندگي لمس دست كوچيكت
آخر كوچه هاي بن بسته

#سید_مهدی_موسوی

@sherestan
957

خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد؟


چرا اینگونه ، کافر گونه ، بی رحمانه می خندی؟

#فاضل_نظری

@sherestan
958

چه خوش است راز گفتن به حریف نکته سنجی
که سخن نگفته باشی به سخن رسیده باشد

#بیدل_دهلوي

@sherestan
959

زنبورها را مجبور کرده ایم،
از گلهای سمی عسل بیاورند!!!
و گنجشکی که سالها،
بر سیم برق نشسته
از شاخه های د رخت می ترسد!!!
با من بگو چگونه بخندم؟
هنگامی که دور لبهایم را،
مین گذاری کرده اند!!
ما کاشفان کوچه های بن بستیم
حرفهای خسته ای داریم،
این بار،
پیامبری بفرست،
که تنها گوش کند.


#گروس_عبدالملکیان

@sherestan
960

شمردن بلد نيستم
دوست داشتن بلدم
و گاهی شده
يکی را دو بار دوست داشته باشم
دو نفر را يک جا
چه کار مى شود کرد؟
دوست داشتن بلدم
شمردن بلد نيستم!


#رسول_یونان
@sherestan
961

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی،نه غمگساری

نه به انتظار یاری،نه ز یار انتظاری

غم اگر به کوه گویم،بگریزد و بریزد

که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری

#هوشنگ_ابتهاج (ه.الف.سایه)

@sherestan
962

اکنون تو اینجایی !
گسترده چون عطرِ اقاقی ها
در کوچه های صبح
بر سینه ام سنگین
در دستهایم داغ
در گیسوانم رفته از خود ، سوخته، مدهوش
اکنون تو اینجایی ....


#فروغ_فرخزاد


@sherestan
963

خدا دارد چه چیزی بر سرم می آورد ری را؟
هوای عید با خود بوی غم می آورد ری را

مرا بی شعر در ذهنت مجسم کن! نمی خندی؟
تو وقتی نیستی این مرد کم می آورد ری را

شب بی شعر، چای سرد، عید تلخ، راه دور
بدِ تقدیر دارد پشت هم می آورد ری را

به جان تو ملالی نیست غیر از «نیستی پیشم»
و اینکه غصّه فکر دم به دم می آورد ری را!!!

کجای زندگی لنگ است وقتی من نمیخوانم
جهان چیزی مگر بی شعر کم می آورد ری را؟


تورا مشغول بودم،قوری چینی خودش را کشت
دوباره زهر جای چای دم می آورد ری را

#مهدی_فرجی

@sherestan
964

.


شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردن است

متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردن است

چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم
این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است

نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی
لطف بهار عارفان در تو نگاه کردن است

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند
این هم اگر چه شکوه ی شحنه به شاه کردن است

گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی
پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است

بوسه ی تو به کام من کوه نورد تشنه را
کوزه ی آب زندگی توشه راه کردن است

خود برسان به شهریار، ای که در این محیط غم
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردن است

#شهریار

@sherestan
965
بچسب به من
مثل چای بعد از کار
مثل دیدار دانه ی انگور با لب
آن هم وسط تماشای فیلم های پر از بوسه
مثل خواب بعد از خواندن شعرهای مربوط
مثل نوازش نرم آفتابِ اول صبح
مثل صبحانه ی بعد از حمام
مثل پیراهنی که اولین بار می پوشی و آینه از ذوق می خندد
مثل نشستن پروانه روی دستگیره ی در و
کمی دیر شدن
مثل کفش هایی که سمت روز ِتازه ایستادند
مثل سلام پیرمردی که بوی نان تازه جوانش کرده
مثل لبخند معشوقه ی چشم به راه و هنوز زیبایش
مثل خودمانی شدن اسم تو با لب هایم
بچسب
بچسب به من
مرا به خودم بیاور
به لب هایت
به هر چه قشنگی در دنیاست

#رسول_ادهمی
@sherestan
966
 به سينه مي زندم سر، دلي كه كرده هوايت
دلي كه كرده هواي كرشمه‌هاي صدايت

نه يوسفم، نه سياوش، به نفس كشتن و پرهيز
كه آورد دلم اي دوست! تاب وسوسه‌هايت

ترا ز جرگه‌ي انبوه خاطرات قديمي
برون كشيده‌ام و دل نهاده‌ام به صفايت

تو سخت و دير به دست آمدي مرا و عجب نيست
نمي‌كنم اگر اي دوست، سهل و زود ، رهايت

گره به كار من افتاده است از غم غربت
كجاست چابكي دست‌هاي عقده‌گشايت؟

به كبر شعر مَبينم كه تكيه داده به افلاك
به خاكساري دل بين كه سر نهاده به پايت

"دلم گرفته برايت" زبان ساده‌ي عشق است
سليس و ساده بگويم: دلم گرفته برايت #حسین_منزوی
@sherestan
967
شب هرگز کامل نیست !

نشان به این نشان که من می گویم !

نشان به ان نشان که می دانم ،

در انتهای غم همیشه دریچه ای باز است ...

دریچه ای روشن !

#پل_الوار
@sherestan
968

دل بيمش از اين نيست كه در بند تو افتاد
ترسد كه كنى روزى از اين بند رهايش

آغوش تو اى دوست درِ باغ بهشت است
يك شب به در آى از خود و بر من بگشايش

#حسين_منزوى

@sherestan
969

ربوده ام چه نگاهی زخواب نازکتر
مکیده ام چه لبانی زآب نازکتر
 
کشیده ام سرزلفی چوآه نیمه شبی
زعطر زلف پریشان خواب نازکتر
 
فتاده ام به میان ستاره ای که مپرس
ستاره ای به میان از شهاب نازکتر
 
نهفته پرده ی رازی دریده ام شب دوش
زپرده ی حرم ماهتاب نازکتر
 
ظرایف حرکات رجال عشق ببین
نشسته ام به دلی از حباب نازکتر
 
رسیده بر لب نوذر دومصرع رنگین
زبیت حافظ عالیجناب نازکتر
 
زبعد خواجه که این بنده از حواشی اوست
کسی نگفته از این شعر ناب نازکتر

#نوذر_پرنگ
@sherestan
970

جمعه ی ساکت
جمعه ی متروک
جمعه ی چون کوچه های کهنه ، غم انگیز
جمعه ی اندیشه های تنبل بیمار
جمعه ی خمیازه های موذی کشدار
جمعه ی بی انتظار
جمعه ی تسلیم

خانه ی خالی
خانه ی دلگیر
خانه ی دربسته بر هجوم جوانی
خانه ی تاریکی و تصور خورشید
خانه ی تنهایی و تفآل و تردید
خانه ی پرده، کتاب، گنجه، تصاویر

آه چه آرام و پرغرور گذر داشت
زندگی من چو جویبار غریبی
در دل این جمعه های ساکت متروک
در دل این خانه های خالی دلگیر
آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت..


#فروغ_فرخزاد

@sherestan
971

شبم از نیمه گذشت و
 خبر از یار
نشد
خبر از جنبش افکار نشد
خبر از ایل و تبار دل بیمار نشد
و دلم باز در این کنج
بغل میگیرد
همه زانوهایش را..

#امین_ذاکری

@sherestan
972

راستش را بخواهی
دیگر به دست‌های تو هم اعتمادی ندارم
به هیچ‌کس و هیچ‌چیز اعتمادی ندارم
آنقدر که فکر می‌کنم هرکه ایستاده‌ست
پایی برای دویدن ندارد
یا آنکه می‌دود
پاهایش را
از پای جوخه‌ی اعدام دزدیده‌ست.


#لیلا_کردبچه

@sherestan
973

طلب از خدای کردم که بمیرم ار نیایی

تو نیامدی و ترسم که درین طلب بمیرم

#قاآنی

@sherestan
امروز یکم اردیبهشت روز بزرگ داشت سلطان سخن #سعدی جان رو تبریک میگم
974

هر حيوان كه از دور ديدی و ندانستی سگ و گرگ است يا آهو، ببين رو به سمت مرغزار و سبزينه است يا لاشه و استخوان؟!
آدمی را نيز چون نشناسی، ببين به كدام سوی می‌رود؟!

#مجالس_سبعه
#مولانا_جلال_الدین_رومی
( #مولوی )
#حکایت

@sherestan