شبیه باران... 📰 شاعر ابوفاضل اکبری
تو شبیه بارانی
تو
نه شبیهِ فریاد بودی
نه آتش،
تو
شبیهِ بارانی
که بیصدا
بر دلم
فرود آمد.
نه گفتی
میروم و
نه رفتی،
فقط
ماندی
مثل نفس
📝 ادامه شعر
تو شبیه بارانی
تو
نه شبیهِ فریاد بودی
نه آتش،
تو
شبیهِ بارانی
که بیصدا
بر دلم
فرود آمد.
نه گفتی
میروم و
نه رفتی،
فقط
ماندی
مثل نفس
📝 ادامه شعر
❤2
گلستان محمد 📰 شاعر فواد شریفی
رخسار قمر والهی چشمان محمد
تابان شده از چهرهی خندان محمد
از چهرهی محبوب خدا شمس کند شرم
زیرا که ندارد رخ همسان محمد
گر زاهد و گر عابد و گر
📝 ادامه شعر
رخسار قمر والهی چشمان محمد
تابان شده از چهرهی خندان محمد
از چهرهی محبوب خدا شمس کند شرم
زیرا که ندارد رخ همسان محمد
گر زاهد و گر عابد و گر
📝 ادامه شعر
👏2❤1
سوگند باران 📰 شاعر حسین دهقان
آهای سپیدار پیر خاک من
مگر نمیبینی
بر تیغ های سیاه نشسته اند
و سپید دشت نرگس های ما را
درو میکنند
آهای سپیدار پیر خاک من
در دستان یاران هم
📝 ادامه شعر
آهای سپیدار پیر خاک من
مگر نمیبینی
بر تیغ های سیاه نشسته اند
و سپید دشت نرگس های ما را
درو میکنند
آهای سپیدار پیر خاک من
در دستان یاران هم
📝 ادامه شعر
❤1
زاینده رود خون 📰 شاعر سلمان مولایی
در جان من جراحت مرهم ندیده ای ست
زخم مرا شتاب قلم نیــــــــــــزه می شود
صبح ام شبیه تلخی خواب پریده ای ست
کابوس ظلم از سر شعر م نمی رود
📝 ادامه شعر
در جان من جراحت مرهم ندیده ای ست
زخم مرا شتاب قلم نیــــــــــــزه می شود
صبح ام شبیه تلخی خواب پریده ای ست
کابوس ظلم از سر شعر م نمی رود
📝 ادامه شعر
❤1👏1
غزل آواز عشق 📰 شاعر محمد قاسمی
غزل آواز عشق
به طلبِ رویِ تو ای گل، ز جهان دل بُریدم
چو بلبل از عطشِ آوازِ عشق، نغمه چیدم
در گلستانِ نگاهت، دلِ گمشدهام یافت
آنچه در جامِ جها
📝 ادامه شعر
غزل آواز عشق
به طلبِ رویِ تو ای گل، ز جهان دل بُریدم
چو بلبل از عطشِ آوازِ عشق، نغمه چیدم
در گلستانِ نگاهت، دلِ گمشدهام یافت
آنچه در جامِ جها
📝 ادامه شعر
❤1
کیمیای حضور 📰 شاعر مریم کاسیانی
بیا که فالِ پریشان به استکان نرسد
که قهوهی تبِ حسرت به کامِ جان نرسد
بیا که چشمِ تو فانوس و جانْپناهِ من است
که فتنهی شبِ دوری به آستان نرسد
📝 ادامه شعر
بیا که فالِ پریشان به استکان نرسد
که قهوهی تبِ حسرت به کامِ جان نرسد
بیا که چشمِ تو فانوس و جانْپناهِ من است
که فتنهی شبِ دوری به آستان نرسد
📝 ادامه شعر
😐2❤1👏1
برگ ریزان است 📰 شاعر مهدی عبداله زاده
برگ ریزان است
برگ ریزان، در زمستان است
روی هر برگ نقش یک جان است
برگ ریزان است
می چکد خون زِ داس دژخیمان
اشک سرخی به چشم میدان است
برگ ریزان است
📝 ادامه شعر
برگ ریزان است
برگ ریزان، در زمستان است
روی هر برگ نقش یک جان است
برگ ریزان است
می چکد خون زِ داس دژخیمان
اشک سرخی به چشم میدان است
برگ ریزان است
📝 ادامه شعر
❤1
زاینده رود خون 📰 شاعر سلمان مولایی
در جان من جراحت مرهم ندیده ای ست
زخم مرا شتاب قلم نیــــــــــــزه می شود
صبح ام شبیه تلخی خواب پریده ای ست
کابوس ظلم از سر شعر م نمی رود
📝 ادامه شعر
در جان من جراحت مرهم ندیده ای ست
زخم مرا شتاب قلم نیــــــــــــزه می شود
صبح ام شبیه تلخی خواب پریده ای ست
کابوس ظلم از سر شعر م نمی رود
📝 ادامه شعر
❤2🙏1
سوالی از حافظ 📰 شاعر ابوفاضل اکبری
ای خواجهٔ شیراز، بگو کاین شبِ جانفرسا کجاست؟
کاین فتنه که برخاست ز هر سو به غوغا کجاست؟
در عهدِ من آیینهٔ دل زنگِ کدورت گیرد،
آن صیقلِ صدق و صفا،
📝 ادامه شعر
ای خواجهٔ شیراز، بگو کاین شبِ جانفرسا کجاست؟
کاین فتنه که برخاست ز هر سو به غوغا کجاست؟
در عهدِ من آیینهٔ دل زنگِ کدورت گیرد،
آن صیقلِ صدق و صفا،
📝 ادامه شعر
❤1
بیرقِ عصیان 📰 شاعر امیر ابراهیم مقصودی فرد
از مزار آهنگِ بیداری ست، می آید به گوش
رقصِ مرگ ازریشۀ درد است و دانایی بهوش
سوگِ شادی، سنّتِ صبرِ سیاوش گونه است
آوه ی آگاهی است و عزم و عصیان و خ
📝 ادامه شعر
از مزار آهنگِ بیداری ست، می آید به گوش
رقصِ مرگ ازریشۀ درد است و دانایی بهوش
سوگِ شادی، سنّتِ صبرِ سیاوش گونه است
آوه ی آگاهی است و عزم و عصیان و خ
📝 ادامه شعر
❤1