شعر نو
1.9K subscribers
36.7K links
کانال رسمی سایت شعرنو
Download Telegram
«زن» 📰 شاعر اعظم بیگلری پناه
«زن»
من زنم؛
سایه‌ای بر سر دارم،
اما در دلم
دلهره‌ها مهمان‌اند،
و هنوز
غصهٔ نان دارم.

یک غم پایان نگرفته،
رنجِ دگری در راه است،
با آن‌که
س
📝 ادامه شعر
1
خدایم 📰 شاعر داودچراغعلی
بیا و فانوسی بر این شب های تارمان باش
غم که برمابنشست ،لاجرم غمخوارمان باش

ایزدا از ما که بر نگرداندی قضا و قدر ات را
لااقل تسکینی بر قلبهای دا
📝 ادامه شعر
1👌1
سمتِ چپِ بدنم پایین‌تر است 📰 شاعر مریم نقی پور خانه سر
ما مادرانیم.
نه «داغدار».
داغ
روی لباس می‌نشیند.
این روی استخوان است.

بچه‌هایمان را
از کاتالوگ انتخاب نکرده بودیم.
از شکمِ خودمان
با دردِ پا
📝 ادامه شعر
👏31
خر باش ! 📰 شاعر رضا کشاورز
کمی هم مثل ما دیوانه تر باش
ز حال دل همیشه بی خبر باش

رهت را بی نشان آهسته تر رو
گهی لال و گهی کور و تو کر باش

اگر خواهی ببینی راحت جان
ز ف
📝 ادامه شعر
1🙏1
مذهب عشاق 📰 شاعر فاطمه بهرام
درمذهب عشاق عدد را اثری نیست
سودای دل خسته به میزان خبری نیست
گردرپی آنی که به مقصود رسی باز
جزنقد جگرسوخته مارا گوهری نیست
تقویم سیه پوش شب تارهج
📝 ادامه شعر
1
شبیه باران... 📰 شاعر ابوفاضل اکبری
تو شبیه بارانی

تو
نه شبیهِ فریاد بودی
نه آتش،
تو
شبیهِ بارانی
که بی‌صدا
بر دلم
فرود آمد.

نه گفتی
میروم و
نه رفتی،
فقط
ماندی
مثل نفس
📝 ادامه شعر
2
گلستان محمد 📰 شاعر فواد شریفی
رخسار قمر واله‌ی چشمان محمد
تابان شده از چهره‌ی خندان محمد

از چهره‌ی محبوب خدا شمس کند شرم
زیرا که ندارد رخ همسان محمد

گر زاهد و گر عابد و گر
📝 ادامه شعر
👏21
سوگند باران 📰 شاعر حسین دهقان
آهای سپیدار پیر خاک من
مگر نمیبینی
بر تیغ های سیاه نشسته اند
و سپید دشت نرگس های ما را
درو می‌کنند
آهای سپیدار پیر خاک من
در دستان یاران هم
📝 ادامه شعر
1
زاینده رود خون 📰 شاعر سلمان مولایی
در جان من جراحت مرهم ندیده ای ست
زخم مرا شتاب قلم نیــــــــــــزه می شود
صبح ام شبیه تلخی خواب پریده ای ست
کابوس ظلم از سر شعر م نمی رود



📝 ادامه شعر
1👏1
درخت 📰 شاعر امیر عالیشاهی
تو محیط پرت صحرا، آخرین نقطه ی دنیا
تو سراب غم نشسته یه درخت خشک و تنها
روی دستش مونده ردِ لونه‌ های بی‌ پرنده
شاخه هاش رفته به تاراج، رو تنش زخم
📝 ادامه شعر
1
کُهزاد 📰 شاعر امیر عالیشاهی
آخرین روزهای سر ماهم گذشت
سرد و سور اما گذشت
خشک و تر اما گذشت
چندتن از پیران کوهستان ما، از ما گرفت
در عوض در دامن کوه، تحفه اش را جا نهاد

📝 ادامه شعر
1
غزل آواز عشق 📰 شاعر محمد قاسمی
غزل آواز عشق

به طلبِ رویِ تو ای گل، ز جهان دل بُریدم
چو بلبل از عطشِ آوازِ عشق، نغمه چیدم

در گلستانِ نگاهت، دلِ گمشده‌ام یافت
آنچه در جامِ جها
📝 ادامه شعر
1
کیمیای حضور 📰 شاعر مریم کاسیانی
بیا که فالِ پریشان به استکان نرسد
که قهوه‌ی تبِ حسرت به کامِ جان نرسد

بیا که چشمِ تو فانوس و جانْ‌پناهِ من است
که فتنه‌ی شبِ دوری به آستان نرسد

📝 ادامه شعر
😐21👏1
برگ ریزان است 📰 شاعر مهدی عبداله زاده
برگ ریزان است
برگ ریزان، در زمستان است
روی هر برگ نقش یک جان است
برگ ریزان است
می چکد خون زِ داس دژخیمان
اشک سرخی به چشم میدان است
برگ ریزان است
📝 ادامه شعر
1
زاینده رود خون 📰 شاعر سلمان مولایی
در جان من جراحت مرهم ندیده ای ست
زخم مرا شتاب قلم نیــــــــــــزه می شود
صبح ام شبیه تلخی خواب پریده ای ست
کابوس ظلم از سر شعر م نمی رود



📝 ادامه شعر
2🙏1
سوالی از حافظ 📰 شاعر ابوفاضل اکبری
ای خواجهٔ شیراز، بگو کاین شبِ جان‌فرسا کجاست؟
کاین فتنه که برخاست ز هر سو به غوغا کجاست؟
در عهدِ من آیینهٔ دل زنگِ کدورت گیرد،
آن صیقلِ صدق و صفا،
📝 ادامه شعر
1
نسترن 📰 شاعر جمشید أحیا
نسترن
آمده بود
سحر از پنجره
داخل به اتاق
با نسیمی که وزید
از سرِ دیوارِ حیاط
پرده را پس می زد
به من از گوشهً دیوار
سلامی می داد
من
به یادِ
📝 ادامه شعر
1
بیرقِ عصیان 📰 شاعر امیر ابراهیم مقصودی فرد
از مزار آهنگِ بیداری ست، می آید به گوش
رقصِ مرگ ازریشۀ درد است و دانایی بهوش
سوگِ شادی، سنّتِ صبرِ سیاوش گونه است
آوه ی آگاهی است و عزم و عصیان و خ
📝 ادامه شعر
1
دلِ غافل 📰 شاعر عبدالنبی اکبری
دل غافل
:::***:::
شهرِ چشمانِ تو شب نورانیست
مِه گرفته است هوایِ دلِ ما
وَضعِ این شهر کمی بُحرانیست
رُخ تو شاه و شَهَت سائلِ ما
...
دل من پیشِ
📝 ادامه شعر
1