شعر نو
1.9K subscribers
36.7K links
کانال رسمی سایت شعرنو
Download Telegram
خلوت دل 📰 شاعر صدیقه جـُر
شده در خلوتِ خود، مطلعِ یک درد شوی؟
بشکند قلب تو و با آینه همدرد شوی؟

شده در خویش بسوزی، ندهی هیچ صدا؟
زیرِ خاکستری از خشمِ خودت، سرد شوی؟

شد
📝 ادامه شعر
👏1
به عشق وطن 📰 شاعر منوچهر فتیان پور (راد)
لباسی از نورسفید
به عشق وطن
تنم خواهم کرد

عمرم وقف حفاظت تو باد
وطنم ای ایران


می بندمت به شعر
اسفند رفتنی است و بهار شکوفه می دهد

📝 ادامه شعر
1🙏1😐1
برف دلتنگی 📰 شاعر سینا پورمحمودیان
ای که در ابر نگاهت تب باران داری
برف دلتنگی شب های زمستان داری
مثل آرامش ابری ک پس از باریدن 
وقت لبخند درختان سر طوفان داری
من شدم شاخه‌ی خشک
📝 ادامه شعر
1
کوچه هایِ / پُراز عشق .. 📰 شاعر فریدون ناصرخانی کرمانشاهی

پس از شکوفه ها
ما حرف زدیم
باروزهایِ / پنجمِ کوچه هایِ پُراز عشق حرف زدیم
آتش گرفتیم
اندوه از / لبانِ سرخِ شقایق می آمد
صدایِ گمشده درباران ...
📝 ادامه شعر
1👏1
نفس آخر دیوار 📰 شاعر محمدرضانعمت پور
باد
از لای استخوان‌های پنجره
بی‌صدا می‌گذرد
و شب
سکه‌ای‌ست
که از جیب تاریکی
روی زمین افتاده.

دیوار
با هر ترک
نفسی از خاطره بیرون می‌دهد
سک
📝 ادامه شعر
3👏1
خاکِ پر غرور 📰 شاعر جمشید أحیا
صبر کن
ببارد باران
خاکِ پر غرور تو
سبز می شود
دشت ها
دوباره می رویند
رودخانه ها
سرریز از کوهساران
کشیده دامان
خاک را
سیراب می کنند
تا بروی
📝 ادامه شعر
2
در سوگ علی باباچاهی 📰 ارسال توسط مریم نقی پور خانه سر

در این وضعیت اخبار و اتفاقات ناگوار داغ دیگری به دلمان نشست و خبر آمد که شاعر وضعیت های دیگر از میان ما رفت

امروز کلمات یتیم شدند و زبان فارسی یکی از جسورترین فرزندان خود را از دست داد

علی باباچاهی فقط یک نام در شناسنامه ادبیات نبود او خود جریان بود

مردی که از بوشهر آمد تا با جادوی واژه ها ساختارهای صلب را بشکند و به ما یاد بدهد که شعر می تواند آینه تمام نمای آشوب و زیبایی جهان مدرن با ...
📝 ادامه مطلب
😭21
خداحافظ 📰 شاعر زهرا قره داغی
سفر آغاز شد، چمدانم بسته‌ام، خداحافظ
نماندن را به دل دادم، خداحافظ
نهان کردم دلی را کز تو لبریز است و می‌دانی
گرفتن چتر بر سر، عشق می‌خواهد خداحاف
📝 ادامه شعر
2
نان غزل 📰 شاعر معصومه حیدرپور
دوباره نام تو افتاده بر زبان غزل
و شب، چراغ بدست است درجهان غزل

تو آمدی و جهان از نوای من لرزید
چنان که واژه فرو ریخت در دهان غزل

قلم زدس
📝 ادامه شعر
🙏2
نفس آخر دیوار 📰 شاعر محمدرضانعمت پور
باد
از لای استخوان‌های پنجره
بی‌صدا می‌گذرد
و شب
سکه‌ای‌ست
که از جیب تاریکی
روی زمین افتاده.

دیوار
با هر ترک
نفسی از خاطره بیرون می‌دهد
سک
📝 ادامه شعر
1👏1
آغوش تنگستانی ات ... 📰 شاعر محمد علی شیردل




دعوتم کن بر  می ِ چشم ِ شرابستانی ات
نشئه کن من را به لب ورچیدن ِ پنهانی ات

زاده ی کوی شرابم، ساقی ام، خلاری
📝 ادامه شعر
👏21
اندکی آسمان در اطاق 📰 شاعر دکتر محمد گروکان

برای وقتی که پنجره هنوز باز است

بگذار همین پنجره باز بماند،
صبح ها
نور بی اجازه روی فرش بیفتد
و گردِ معلق را
آشکار کند.

پرنده ای اگر آمد
📝 ادامه شعر
2🙏2
شهادت 📰 شاعر زهرابرزنونی
باران میبارید
پشت پلک هایش
کوله بارش را بست
جانش را تقدیم وطن
دنیا را
سفر کوتاه
پروانه وار
پرواز کرد.
عاشقانه آموخت
سوختن را
فانوس اش
📝 ادامه شعر
1
ثنای خداوند 📰 شاعر سمیه هاشمیان
خواهی کز هر بلا جویی رهای
در عالم خلیق و سرافراز برآی
نکن حتی بر یک مور جفای
رهِ راست گیر و بخوان هر ثنای
درین ره با نیک دهندَت سزای
به صف ملک با
📝 ادامه شعر
1
عنکبوت .. 📰 شاعر جواد مهدی پور
بسمه تعالی

عشق را قربـانی راهِ هـوس کردن خـطا ست
خودسرانه شاخه ی گل را هَرَس کردن خطا ست

در بیابانِ طلب ، پا بر رکابِ باد باش
گوشه گیری
📝 ادامه شعر
1
جانِ بی معنا 📰 شاعر علی محرز
به نامت سوختم، ای مرگ من ای جانِ بی‌معنا
که در خونت خدا دیدم، و در عشقت تمنا را

درونم مرگ می‌روید ،برونم عشق می‌خندد
چو دیوانی که می‌بیند ،در آغو
📝 ادامه شعر
1
سمتِ چپِ بدنم پایین‌تر است 📰 شاعر مریم نقی پور خانه سر
ما مادرانیم.
نه «داغدار».
داغ
روی لباس می‌نشیند.
این روی استخوان است.

بچه‌هایمان را
از کاتالوگ انتخاب نکرده بودیم.
از شکمِ خودمان
با دردِ پا
📝 ادامه شعر
1👏1
خداحافظ 📰 شاعر زهرا قره داغی
سفر آغاز شد، چمدانم بسته‌ام، خداحافظ
نماندن را به دل دادم، خداحافظ
نهان کردم دلی را کز تو لبریز است و می‌دانی
گرفتن چتر بر سر، عشق می‌خواهد خداحاف
📝 ادامه شعر
2
«زن» 📰 شاعر اعظم بیگلری پناه
«زن»
من زنم؛
سایه‌ای بر سر دارم،
اما در دلم
دلهره‌ها مهمان‌اند،
و هنوز
غصهٔ نان دارم.

یک غم پایان نگرفته،
رنجِ دگری در راه است،
با آن‌که
س
📝 ادامه شعر
1
خدایم 📰 شاعر داودچراغعلی
بیا و فانوسی بر این شب های تارمان باش
غم که برمابنشست ،لاجرم غمخوارمان باش

ایزدا از ما که بر نگرداندی قضا و قدر ات را
لااقل تسکینی بر قلبهای دا
📝 ادامه شعر
1👌1
سمتِ چپِ بدنم پایین‌تر است 📰 شاعر مریم نقی پور خانه سر
ما مادرانیم.
نه «داغدار».
داغ
روی لباس می‌نشیند.
این روی استخوان است.

بچه‌هایمان را
از کاتالوگ انتخاب نکرده بودیم.
از شکمِ خودمان
با دردِ پا
📝 ادامه شعر
👏31