شعر نو
1.9K subscribers
36.7K links
کانال رسمی سایت شعرنو
Download Telegram
زنجیر رویا 📰 شاعر کیانا توکلی زاده
نام شعر:
Bound to Dream/زنجیر رویا
قالب شعر:
Sonnet/غزل


Bound to Dream

To heavens thou cling'st celestial soul
The ribs thou climb&
📝 ادامه شعر
دانه دانه 📰 شاعر سمیه مهرجوئی
دانه دانه اشک من جاری شد از چشم سیاه
مانده ام با حال درهم برهم و بی تکیه گاه

شب به پایان می رسد همراه نورافشانی ات
باز خورشید ازنگاهت  می دمد
📝 ادامه شعر
حافظهٔ چوب 📰 شاعر نعمت طرهانی
آن درختِ پیر
هنوز در حیاط خانهٔ پدری ایستاده است
اما میوه‌هایش را
بادهای پیاپی
به چهار سوی غربت برده‌اند

ما
که روزی تهِ شاخه‌های مشترک می‌خفتی
📝 ادامه شعر
درباغ 📰 ارسال توسط بهاالدین داودپور
در باغ

امروز رفتم توی باغ. نمی‌دانم چرا رفتم. شاید برای اینکه از خیابان‌های تنگ و شلوغ دل کندم. شاید هم برای هیچ.

نور از لای برگ‌ها می‌ریخت روی زمین. خال‌خال. مثل جذام. سایه‌ها تکان می‌خوردند. جابه‌جا می‌شدند. مثل حقیقت. مثل هر چیزِ بی‌ریشه.

باغبان ایستاده بود کنار درختا. چسبیده بود به تنه‌ی یکی‌شان. دستش را گذاشته بود روی پوستِ زخمیِ درخت. نگاه می‌کرد به شاخه‌های شکسته. چیزی نمی‌گفت. آدم ...
📝 ادامه مطلب
خوش _ حالی 📰 شاعر الهام ابوالحسنی
.
برای حس خوشحالی باید راه و بلد باشم
بتونم بعد هر طوفان دوباره باز خودم پاشم

برم تو کافه های شهر بشینم با خودم تنها
نه اینکه حبس شه پاهام ت
📝 ادامه شعر
«عشق در ابهامِ گیجِ خیابان» 📰 شاعر وحیدى شیرازى

سپیده‌ای بود… آن عصر
و بلندای اندوهی، سرِ خیابان سپاه و میدان ارتش
مبهوت، گذر می‌کرد
در جست‌وجوی گل یخ
میان کویر

ناگهان
نوای نوری
از جهانی
📝 ادامه شعر
سفر 📰 شاعر مهدی پورمقدم ( مهدالدین اهوازی )
دوش آن پیر مُغان کرد نظر در خوابم
دلنشین بود و بدانست که من بی تابم

روی چرخاند و بدادم قدحی از میِ ناب
تا که شاید بنماید به مِی اش شادابم

گفت
📝 ادامه شعر
👏1
شعرِ تو 📰 شاعر علی نیک بخت
من شعرِ تو را خواندم و دل را به تو بستم
افسونِ کلامت شدم از غیر گسستم
.
در ذاتِ زلالت بجز از عشق ندیدم
نادیده تو را دیدم و از فاصله رَستم
.

📝 ادامه شعر
خلوت دل 📰 شاعر صدیقه جـُر
شده در خلوتِ خود، مطلعِ یک درد شوی؟
بشکند قلب تو و با آینه همدرد شوی؟

شده در خویش بسوزی، ندهی هیچ صدا؟
زیرِ خاکستری از خشمِ خودت، سرد شوی؟

شد
📝 ادامه شعر
👏1
به عشق وطن 📰 شاعر منوچهر فتیان پور (راد)
لباسی از نورسفید
به عشق وطن
تنم خواهم کرد

عمرم وقف حفاظت تو باد
وطنم ای ایران


می بندمت به شعر
اسفند رفتنی است و بهار شکوفه می دهد

📝 ادامه شعر
1🙏1😐1
برف دلتنگی 📰 شاعر سینا پورمحمودیان
ای که در ابر نگاهت تب باران داری
برف دلتنگی شب های زمستان داری
مثل آرامش ابری ک پس از باریدن 
وقت لبخند درختان سر طوفان داری
من شدم شاخه‌ی خشک
📝 ادامه شعر
1
کوچه هایِ / پُراز عشق .. 📰 شاعر فریدون ناصرخانی کرمانشاهی

پس از شکوفه ها
ما حرف زدیم
باروزهایِ / پنجمِ کوچه هایِ پُراز عشق حرف زدیم
آتش گرفتیم
اندوه از / لبانِ سرخِ شقایق می آمد
صدایِ گمشده درباران ...
📝 ادامه شعر
1👏1
نفس آخر دیوار 📰 شاعر محمدرضانعمت پور
باد
از لای استخوان‌های پنجره
بی‌صدا می‌گذرد
و شب
سکه‌ای‌ست
که از جیب تاریکی
روی زمین افتاده.

دیوار
با هر ترک
نفسی از خاطره بیرون می‌دهد
سک
📝 ادامه شعر
3👏1
خاکِ پر غرور 📰 شاعر جمشید أحیا
صبر کن
ببارد باران
خاکِ پر غرور تو
سبز می شود
دشت ها
دوباره می رویند
رودخانه ها
سرریز از کوهساران
کشیده دامان
خاک را
سیراب می کنند
تا بروی
📝 ادامه شعر
2
در سوگ علی باباچاهی 📰 ارسال توسط مریم نقی پور خانه سر

در این وضعیت اخبار و اتفاقات ناگوار داغ دیگری به دلمان نشست و خبر آمد که شاعر وضعیت های دیگر از میان ما رفت

امروز کلمات یتیم شدند و زبان فارسی یکی از جسورترین فرزندان خود را از دست داد

علی باباچاهی فقط یک نام در شناسنامه ادبیات نبود او خود جریان بود

مردی که از بوشهر آمد تا با جادوی واژه ها ساختارهای صلب را بشکند و به ما یاد بدهد که شعر می تواند آینه تمام نمای آشوب و زیبایی جهان مدرن با ...
📝 ادامه مطلب
😭21
خداحافظ 📰 شاعر زهرا قره داغی
سفر آغاز شد، چمدانم بسته‌ام، خداحافظ
نماندن را به دل دادم، خداحافظ
نهان کردم دلی را کز تو لبریز است و می‌دانی
گرفتن چتر بر سر، عشق می‌خواهد خداحاف
📝 ادامه شعر
2
نان غزل 📰 شاعر معصومه حیدرپور
دوباره نام تو افتاده بر زبان غزل
و شب، چراغ بدست است درجهان غزل

تو آمدی و جهان از نوای من لرزید
چنان که واژه فرو ریخت در دهان غزل

قلم زدس
📝 ادامه شعر
🙏2
نفس آخر دیوار 📰 شاعر محمدرضانعمت پور
باد
از لای استخوان‌های پنجره
بی‌صدا می‌گذرد
و شب
سکه‌ای‌ست
که از جیب تاریکی
روی زمین افتاده.

دیوار
با هر ترک
نفسی از خاطره بیرون می‌دهد
سک
📝 ادامه شعر
1👏1
آغوش تنگستانی ات ... 📰 شاعر محمد علی شیردل




دعوتم کن بر  می ِ چشم ِ شرابستانی ات
نشئه کن من را به لب ورچیدن ِ پنهانی ات

زاده ی کوی شرابم، ساقی ام، خلاری
📝 ادامه شعر
👏21
اندکی آسمان در اطاق 📰 شاعر دکتر محمد گروکان

برای وقتی که پنجره هنوز باز است

بگذار همین پنجره باز بماند،
صبح ها
نور بی اجازه روی فرش بیفتد
و گردِ معلق را
آشکار کند.

پرنده ای اگر آمد
📝 ادامه شعر
2🙏2
شهادت 📰 شاعر زهرابرزنونی
باران میبارید
پشت پلک هایش
کوله بارش را بست
جانش را تقدیم وطن
دنیا را
سفر کوتاه
پروانه وار
پرواز کرد.
عاشقانه آموخت
سوختن را
فانوس اش
📝 ادامه شعر
1