بر روی شانه پرچم داعش کشیده ای
یا موج عشق را به نمایش کشیده ای
انگار راه ساحل گیلان و رامسر
مازندران دیگر و تالش کشیده ای
در عاشقانه های کلیسای چشم هات
با اجتماع راهبه رامش کشیده ای
بر گونه هات سرخی لب ها نشانده ای
جائی برای لذت سایش کشیده ای
مردی شبیه نقش خدایان روم را
در سینه ات به حجم کشاکش کشیده ای
این صحنه های داغ و رمانتیک فیلم هاست
یا نقشه ای برای ربایش کشیده ای
چنگیز دیگری و خرابی دیگریست
نازی که در مهابت یورش کشیده ای
در شهر ضد زلزله ام پا گذاشتی
تا قلب آهنیم به رانش کشیده ای
باید که مرزهای دلم جابجا شود
وقتی که پایتخت به چالش کشیده ای
✍️ احسان فلاح رمضانی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
یا موج عشق را به نمایش کشیده ای
انگار راه ساحل گیلان و رامسر
مازندران دیگر و تالش کشیده ای
در عاشقانه های کلیسای چشم هات
با اجتماع راهبه رامش کشیده ای
بر گونه هات سرخی لب ها نشانده ای
جائی برای لذت سایش کشیده ای
مردی شبیه نقش خدایان روم را
در سینه ات به حجم کشاکش کشیده ای
این صحنه های داغ و رمانتیک فیلم هاست
یا نقشه ای برای ربایش کشیده ای
چنگیز دیگری و خرابی دیگریست
نازی که در مهابت یورش کشیده ای
در شهر ضد زلزله ام پا گذاشتی
تا قلب آهنیم به رانش کشیده ای
باید که مرزهای دلم جابجا شود
وقتی که پایتخت به چالش کشیده ای
✍️ احسان فلاح رمضانی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در حال گذر بود که یک جوان هندی،لگدی به گاوی میزند
"گاوی که در هندوستان مقدس است"!
فرماندار انگلیسی پیاده شده و به سوی گاو میدود و گاو را میبوسد و تعظیم می کند!
بقیه مردم حاضر که می بینند یک غریبه اینقدر گاو را محترم می شمارد در جلوی گاو سجده میکنند و آن جوان را به شدت مجازات می کنند . همراه فرماندار با تعجب می پرسد؛
چرا این کار را کردید؟!
فرماندار می گوید؛
لگد این جوان آگاه می رفت که فرهنگ هندوستان را هزار سال جلو بیندازد،ولی من نگذاشتم!
☑️ برتراند راسل
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
"گاوی که در هندوستان مقدس است"!
فرماندار انگلیسی پیاده شده و به سوی گاو میدود و گاو را میبوسد و تعظیم می کند!
بقیه مردم حاضر که می بینند یک غریبه اینقدر گاو را محترم می شمارد در جلوی گاو سجده میکنند و آن جوان را به شدت مجازات می کنند . همراه فرماندار با تعجب می پرسد؛
چرا این کار را کردید؟!
فرماندار می گوید؛
لگد این جوان آگاه می رفت که فرهنگ هندوستان را هزار سال جلو بیندازد،ولی من نگذاشتم!
☑️ برتراند راسل
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
میشود گفت، با صفای جان/ هر کجا، از سرور، بنیادیست؟
میشود با هوای دل، حس کرد/ سینه سرشارِ آبِ آزادیست؟
.
کاش میشد؛ نمیشود؛ امّا،/ وقتی احساسِ جانِ شورشزا
مملو است از، سرایشِ غمها؛/ بیقرار از، جفای بیدادیست
.
ظلمِ بیحد، تمامِ دنیا را،/ کرده تاراج و رفته از هر جا
التهابی که میسروده، از،/ حسّ نابی که محوِ فریادیست
.
از رگِ خوابِ چشمهی رویا،/ رفته نابِ جنونِ ناپیدا
خوابِ شیرینِ عاطفه، هر دم،/ در پیِ پلکهای فرهادیست
.
رفته از خاطرِ نهان، شادی؛/ نیست در پیکرِ جهان، شادی
نیست در جامِ آسمان، شادی؛/ گرچه رقصِ بهار و خردادیست
.
رفته آری، چو شورشِ آتش/ از دلِ خاکِ سینهی سرکش
آبِ احساسِ آرزو؛ بیشک/ خانهی دل، چو نقشِ بر بادیست
.
شورِ رویای این زنِ تنها،/ کاش چونان شقایقی زیبا
سرخ میماند و با تبی گیرا،/ میسرود از، دلی که مردادیست
.
دفترِ خاطره، کنون دارد،/ مینویسد: دلم جنون دارد
دخترِ عاطفه، اَمردادیست؛/ پس چرا مرده در غمِ شادیست
☑️ زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
میشود با هوای دل، حس کرد/ سینه سرشارِ آبِ آزادیست؟
.
کاش میشد؛ نمیشود؛ امّا،/ وقتی احساسِ جانِ شورشزا
مملو است از، سرایشِ غمها؛/ بیقرار از، جفای بیدادیست
.
ظلمِ بیحد، تمامِ دنیا را،/ کرده تاراج و رفته از هر جا
التهابی که میسروده، از،/ حسّ نابی که محوِ فریادیست
.
از رگِ خوابِ چشمهی رویا،/ رفته نابِ جنونِ ناپیدا
خوابِ شیرینِ عاطفه، هر دم،/ در پیِ پلکهای فرهادیست
.
رفته از خاطرِ نهان، شادی؛/ نیست در پیکرِ جهان، شادی
نیست در جامِ آسمان، شادی؛/ گرچه رقصِ بهار و خردادیست
.
رفته آری، چو شورشِ آتش/ از دلِ خاکِ سینهی سرکش
آبِ احساسِ آرزو؛ بیشک/ خانهی دل، چو نقشِ بر بادیست
.
شورِ رویای این زنِ تنها،/ کاش چونان شقایقی زیبا
سرخ میماند و با تبی گیرا،/ میسرود از، دلی که مردادیست
.
دفترِ خاطره، کنون دارد،/ مینویسد: دلم جنون دارد
دخترِ عاطفه، اَمردادیست؛/ پس چرا مرده در غمِ شادیست
☑️ زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من غریب دریا نشسته اینجا به انتظارت و بیقرارت
که باز آیی و رخ نمایی بگو کجایی
تو بهانه من موهای خیست رو شانه ی من
دو دست گرمت تو دستای من تو آسمونا ستاره ی من
من سنگ صبور غمهاتم من دل ناگرون چشمهاتم
من یه عابر و یه کوچه گردم
تو گرمی اوج این صدامی تو خماری و غم چشامی
تو بمون تا وقتی برمیگردم
باورم کن باورم کن ای همه سنگ صبور غصه هایم
تا تو باشی من همون رویاترین مجنون توی غصه هایت
ای تو شیرین من همون فرهادم و فرهاد کوه بی صدایت
خواننده زنده باد رضا نيك فرجام
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
که باز آیی و رخ نمایی بگو کجایی
تو بهانه من موهای خیست رو شانه ی من
دو دست گرمت تو دستای من تو آسمونا ستاره ی من
من سنگ صبور غمهاتم من دل ناگرون چشمهاتم
من یه عابر و یه کوچه گردم
تو گرمی اوج این صدامی تو خماری و غم چشامی
تو بمون تا وقتی برمیگردم
باورم کن باورم کن ای همه سنگ صبور غصه هایم
تا تو باشی من همون رویاترین مجنون توی غصه هایت
ای تو شیرین من همون فرهادم و فرهاد کوه بی صدایت
خواننده زنده باد رضا نيك فرجام
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
نقد این اثر را در سایت ادبی شعرناب بخوانید https://sherenab.com/blog/13771/%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D9%86%D8%A7%D8%A8
احوال پرسی منافق!
ابن سیرین كسی را گفت: چگونه ای؟
گفت: چگونه است حال كسی كه پانصد درهم بدهكار است، عیالوار است و هیچ چیز ندارد؟
ابن سیرین به خانه خود رفت و هزار درهم آورد و به وی داد و گفت: پانصد درهم به طلبكار بده و باقی را خرج خانه كن و واى بر من اگر پس از این حال كسی را بپرسم!
گفتند: مجبور نبودی كه قرض و خرج او را بدهی!
گفت: وقتی حال كسی را بپرسی و او حال خود بگوید و تو چاره ای برای او نیندیشی، در احوالپرسی منافق باشی...
☑️
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
ابن سیرین كسی را گفت: چگونه ای؟
گفت: چگونه است حال كسی كه پانصد درهم بدهكار است، عیالوار است و هیچ چیز ندارد؟
ابن سیرین به خانه خود رفت و هزار درهم آورد و به وی داد و گفت: پانصد درهم به طلبكار بده و باقی را خرج خانه كن و واى بر من اگر پس از این حال كسی را بپرسم!
گفتند: مجبور نبودی كه قرض و خرج او را بدهی!
گفت: وقتی حال كسی را بپرسی و او حال خود بگوید و تو چاره ای برای او نیندیشی، در احوالپرسی منافق باشی...
☑️
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
عشقت یک ساعت
به ساعات شبانه روز اضافه کرد ؛
ساعت بیست و پنج
عشقت یک روز به روزهای هفته افزود
هشت شنبه
عشقت یک ماه به ماه های سال اضافه کرد
ماه سیزدهم
عشقت یک فصل به فصول سال افزود
فصلِ پنجم ...
بدین سان عشقت به من روزگاری بخشیده است
که یک ساعت و
یک روز و
یک ماه و
یک فصل
از زندگی تمام عُشاقِ جهان اضافه تر دارد ...
☑️ #شیرکو_بیکس
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
به ساعات شبانه روز اضافه کرد ؛
ساعت بیست و پنج
عشقت یک روز به روزهای هفته افزود
هشت شنبه
عشقت یک ماه به ماه های سال اضافه کرد
ماه سیزدهم
عشقت یک فصل به فصول سال افزود
فصلِ پنجم ...
بدین سان عشقت به من روزگاری بخشیده است
که یک ساعت و
یک روز و
یک ماه و
یک فصل
از زندگی تمام عُشاقِ جهان اضافه تر دارد ...
☑️ #شیرکو_بیکس
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
🪓تبر🪓
.
در دلم باغی از قلم دارم
واژه ها یم نهال نامعلوم
پر شدم از جوانه های کبود
خسته از شعرهای نامفهوم
.
برگ ریزان شده ست افکارم!
یاد من آمده است دلبری ام
گیسوانم چقدر آشفته ست
دست باد است رقص روسری ام
.
روی هر حاشیه که روئیدم
تلخ شد خنده های زورکی ام
با خروش بلوغ نارس خود
ایست خورده ست روح آهکی ام
.
شمسه های سیاه دارم که
مانده در قاب های پوسیده
تا ابد خواب نور می بینم
در شب خواب های نادیده
.
کودکان کبود من را برد
روح لالائی دریچه و داغ
خسته در گِل! تکیده از برگم!
پیکرم را تبر بزن! ای باغ
.
☑️ بتول رجائی علیشاهدانی
آفاق
۲۵ امرداد ۱۴۰۲
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
.
در دلم باغی از قلم دارم
واژه ها یم نهال نامعلوم
پر شدم از جوانه های کبود
خسته از شعرهای نامفهوم
.
برگ ریزان شده ست افکارم!
یاد من آمده است دلبری ام
گیسوانم چقدر آشفته ست
دست باد است رقص روسری ام
.
روی هر حاشیه که روئیدم
تلخ شد خنده های زورکی ام
با خروش بلوغ نارس خود
ایست خورده ست روح آهکی ام
.
شمسه های سیاه دارم که
مانده در قاب های پوسیده
تا ابد خواب نور می بینم
در شب خواب های نادیده
.
کودکان کبود من را برد
روح لالائی دریچه و داغ
خسته در گِل! تکیده از برگم!
پیکرم را تبر بزن! ای باغ
.
☑️ بتول رجائی علیشاهدانی
آفاق
۲۵ امرداد ۱۴۰۲
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
مسابقهی روز شعر و ادب پارسی (۱)به مناسبت تکریم روز شعر و ادب پارسی و گرامیداشت استاد شهریار برگزار میشود؛ امّا جوایزی هم به شرح زیر برای آن در نظر گرفته شده است:
_ نفر اول: شش ماه اشتراک سامانهی ناب.
_ نفر دوم: سه ماه اشتراک سامانهی ناب.
_ نفر سوم: یک ماه اشتراک سامانهی ناب.
خاطرنشان میشود که نخستین پست از سری مسابقات بزرگداشت استاد شهریار، در سال ۱۴۰۰ و در پست ذیل برگزار گردید:
مسابقهی روز شعر و ادب پارسی (۱)
سپاس از همراهی پرمهرتان!
شاعرانههایتان ماندگار!
.
☑️
https://sherenab.com/blog/13826/مسابقه%E2%80%8Cی-ادبی-به-مناسبت-روز-شعر-و%E2%80%8C-ادب-پ
_ نفر اول: شش ماه اشتراک سامانهی ناب.
_ نفر دوم: سه ماه اشتراک سامانهی ناب.
_ نفر سوم: یک ماه اشتراک سامانهی ناب.
خاطرنشان میشود که نخستین پست از سری مسابقات بزرگداشت استاد شهریار، در سال ۱۴۰۰ و در پست ذیل برگزار گردید:
مسابقهی روز شعر و ادب پارسی (۱)
سپاس از همراهی پرمهرتان!
شاعرانههایتان ماندگار!
.
☑️
https://sherenab.com/blog/13826/مسابقه%E2%80%8Cی-ادبی-به-مناسبت-روز-شعر-و%E2%80%8C-ادب-پ
تا زنده ایم شور حسینی شعار ماست
این سبک زندگی سند افتخار ماست
ما انتخاب مادر قامت خمیده ایم
فردا بهشت ،فاطمه در انتظار ماست
روضه به روضه پای شما پیر میشویم
موی سفید نوکری ات اعتبار ماست
تا روضه هست ثانیه ای گم نمیشویم
هر روز رأس ساعت هیئت قرار ماست
طبق بیان حضرت صادق دل شما
در لحظه های روضه و گریه کنار ماست
ما جمع مان فقط به شما جمع میشود
این جمع هیئتی سبب اقتدار ماست
جذب نگارخانه دنیا نمیشویم
دنیا خودش اسیر نگاه نگار ماست
مثل رسول ترک اگر دیر امدیم
اما همیشه مهر شما سازگار ماست
شاعرحسن کردی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
این سبک زندگی سند افتخار ماست
ما انتخاب مادر قامت خمیده ایم
فردا بهشت ،فاطمه در انتظار ماست
روضه به روضه پای شما پیر میشویم
موی سفید نوکری ات اعتبار ماست
تا روضه هست ثانیه ای گم نمیشویم
هر روز رأس ساعت هیئت قرار ماست
طبق بیان حضرت صادق دل شما
در لحظه های روضه و گریه کنار ماست
ما جمع مان فقط به شما جمع میشود
این جمع هیئتی سبب اقتدار ماست
جذب نگارخانه دنیا نمیشویم
دنیا خودش اسیر نگاه نگار ماست
مثل رسول ترک اگر دیر امدیم
اما همیشه مهر شما سازگار ماست
شاعرحسن کردی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
به چه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمد
بزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابی
نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند
همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی
نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم
که به روی دوست ماند که برافکند نقابی
سرم از خدای خواهد که به پایش اندر افتد
که در آب مرده بهتر که در آرزوی آبی
دل من نه مرد آنست که با غمش برآید
مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی
نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاری
تو به دست خویش فرمای اگرم کنی عذابی
دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی
عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی
برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن
که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
به چه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمد
بزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابی
نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند
همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی
نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم
که به روی دوست ماند که برافکند نقابی
سرم از خدای خواهد که به پایش اندر افتد
که در آب مرده بهتر که در آرزوی آبی
دل من نه مرد آنست که با غمش برآید
مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی
نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاری
تو به دست خویش فرمای اگرم کنی عذابی
دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی
عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی
برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن
که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برگرد بیا...
خدا نگهدارم نیست!
یک ثانیه گریه
دست بردارم نیست،
گفتم که تو را دوست...
تو گفتی مرسی!
مرسی که جوابِ
دوستت دارم نیست!
#علی_صفری
سایت شعرناب
🌐 sherenab.com
کانال شعرناب
@sherenabcom
خدا نگهدارم نیست!
یک ثانیه گریه
دست بردارم نیست،
گفتم که تو را دوست...
تو گفتی مرسی!
مرسی که جوابِ
دوستت دارم نیست!
#علی_صفری
سایت شعرناب
🌐 sherenab.com
کانال شعرناب
@sherenabcom
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم
یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم
خاموش مکن آتش افروخته ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
فاضل نظری
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم
یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم
خاموش مکن آتش افروخته ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
فاضل نظری
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
فقط شعر ناب و لا غیر
***
این شعر خطاب به آن دسته افرادست که نان و آب شعر ناب را خوردند و حالا که از زحمات شعر ناب به کوچک نامی در مجازی رسیدهاند در سایتهای بی در و پیکرِ بی محتوا بله قربانگو و چاکر نوکرِ حمقا هستند!
شعر را در غرفهٔ افرادِ نالایق نریز
زیرِ دستِ داورِ بی دانش و منطق نریز
آدمِ خود باش و هرگز طبقِ تعریفِ غلط
لفظ و معنا بر ترازِ ناشرِ فاسق نریز
بی مخاطب نقطهبازی کن ولی، امّا، ولی
خطِّ خودکارت بهکامِ کودنِ سارق نریز
محضِ خنده پایِ دفتر دردِ دل را کِش بده
لقمهٔ آماده رویِ میزِ اهلِ نق نریز
چایِ منظوم و سپیدِ استخواندارت اگر
دَم کشیده جز برایِ مشفق و عاشق نریز
از رباعی تا غزل حلوایِ تر، شیرینعسل
واژه در گوشِ کرِ آیینههایِ دق نریز
با توأم مانندِ دریا اشتراکِ درِّ اشک
جز درونت، اندرونِ دامنِ قایق نریز
سیدمحمدرضالاهیجی
ساکوتی. هند. دهلینو
پ ن:
شعر ناب کشتیست و ناخدایی به نام فکری احمدی زاده(ملحق) دارد به قایق و لنج شکسته بسنده نکن برادر خواهر من! از ما گفتن
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
***
این شعر خطاب به آن دسته افرادست که نان و آب شعر ناب را خوردند و حالا که از زحمات شعر ناب به کوچک نامی در مجازی رسیدهاند در سایتهای بی در و پیکرِ بی محتوا بله قربانگو و چاکر نوکرِ حمقا هستند!
شعر را در غرفهٔ افرادِ نالایق نریز
زیرِ دستِ داورِ بی دانش و منطق نریز
آدمِ خود باش و هرگز طبقِ تعریفِ غلط
لفظ و معنا بر ترازِ ناشرِ فاسق نریز
بی مخاطب نقطهبازی کن ولی، امّا، ولی
خطِّ خودکارت بهکامِ کودنِ سارق نریز
محضِ خنده پایِ دفتر دردِ دل را کِش بده
لقمهٔ آماده رویِ میزِ اهلِ نق نریز
چایِ منظوم و سپیدِ استخواندارت اگر
دَم کشیده جز برایِ مشفق و عاشق نریز
از رباعی تا غزل حلوایِ تر، شیرینعسل
واژه در گوشِ کرِ آیینههایِ دق نریز
با توأم مانندِ دریا اشتراکِ درِّ اشک
جز درونت، اندرونِ دامنِ قایق نریز
سیدمحمدرضالاهیجی
ساکوتی. هند. دهلینو
پ ن:
شعر ناب کشتیست و ناخدایی به نام فکری احمدی زاده(ملحق) دارد به قایق و لنج شکسته بسنده نکن برادر خواهر من! از ما گفتن
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آن جا که باید دل به دریا زد همین جاست
در من طلوع آبی ِ آن چشم ِ روشن
یادآور ِ صبح ِ خیال انگیز ِ دریاست
گل کرده باغی از ستاره در نگاهت
آنک چراغانی که در چشم ِ تو برپاست
بیهوده می کوشی که راز ِ عاشقی را
از من بپوشانی که در چشم ِ تو پیداست
ما هر دُوان خاموش ِ خاموشیم ، اما
چشمان ِ ما را در خموشی گفت و گوهاست
****
دیروزمان را با غروری پوچ کـشتیم
امروز هم زان سان ، ولی آینده ماراست
دور از نوازش های دست مهربانت
دستان ِ من در انزوای خویش تنهاست
بگذار دستت راز ِ دستم را بداند
بی هیچ پروایی که دست ِ عشق با ماست
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
آن جا که باید دل به دریا زد همین جاست
در من طلوع آبی ِ آن چشم ِ روشن
یادآور ِ صبح ِ خیال انگیز ِ دریاست
گل کرده باغی از ستاره در نگاهت
آنک چراغانی که در چشم ِ تو برپاست
بیهوده می کوشی که راز ِ عاشقی را
از من بپوشانی که در چشم ِ تو پیداست
ما هر دُوان خاموش ِ خاموشیم ، اما
چشمان ِ ما را در خموشی گفت و گوهاست
****
دیروزمان را با غروری پوچ کـشتیم
امروز هم زان سان ، ولی آینده ماراست
دور از نوازش های دست مهربانت
دستان ِ من در انزوای خویش تنهاست
بگذار دستت راز ِ دستم را بداند
بی هیچ پروایی که دست ِ عشق با ماست
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
اندوهِ دوریت هوس جنگ کرده است
دل را به رسمِ فاصله بد تنگ کرده است
در هر هجای نبضِ صدایم نشسته و
پاهای صبرِ عاطفه را لنگ کرده است
در جیغ زارِ حنجره محکوم مانده ام
حولِ حیایِ حوصله معصوم مانده ام
در کوچه های خسته و محبوسِ هیچکس
در خیس بادِ خاطره مظلوم مانده ام
ای سایه ی طراوتِ بارانِ اشتیاق
عطرت نشسته بر گلِ دامانِ اشتیاق
زیباترین بهانه ی پروازِ انتظار
پیچیده گوشِ عشق، فراخوانِ اشتیاق
دستی بکش به خواهشِ گیسوی بیقرار
بر گونه های روسری ام بوسه ای بکار
چشمِ حسودِ پنجره را کور کن وَ بعد
من باشم و نگاهِ تو با یک بغل بهار
#مریم_کاسیانی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
دل را به رسمِ فاصله بد تنگ کرده است
در هر هجای نبضِ صدایم نشسته و
پاهای صبرِ عاطفه را لنگ کرده است
در جیغ زارِ حنجره محکوم مانده ام
حولِ حیایِ حوصله معصوم مانده ام
در کوچه های خسته و محبوسِ هیچکس
در خیس بادِ خاطره مظلوم مانده ام
ای سایه ی طراوتِ بارانِ اشتیاق
عطرت نشسته بر گلِ دامانِ اشتیاق
زیباترین بهانه ی پروازِ انتظار
پیچیده گوشِ عشق، فراخوانِ اشتیاق
دستی بکش به خواهشِ گیسوی بیقرار
بر گونه های روسری ام بوسه ای بکار
چشمِ حسودِ پنجره را کور کن وَ بعد
من باشم و نگاهِ تو با یک بغل بهار
#مریم_کاسیانی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رویا کابوس می بیند
خواب از من پریده است
سقف،آویزان از چراغ؛
هر لامپ،مار سمی
گلِ قالی
آدم خوار شده
کمد،خرس گریزلی
دنبالم می کند
اول صبح
سر ظهر
حتی شب
در جنگلی
که از این اتاقِ نفله می گذرد
از تابلوی "موج نهم"
سمتِ جزیره ای فرار می کنم
که پی برده اند
صدف و مروارید
فقط برازنده ی گردنِ(تو)ست
نه ساحل!
با بوم با با بوم با
با بوم با با بوم با
به زبان قبایلِ ناشناخته:
آدم به پرانتز هم
حسودی می کند
که به آغوش کشیده
مهمترین کشفِ بشر را
خواب از من پریده است
چوب رختیِ کودن
از آن قاب بیرونم می کشد
لباس ها لُخت لُخت
می چرخند و
اول صبح
سر ظهر
حتی شب
در پیاده رویی
که از این اتاقِ نفله می گذرد
همین کنار
بساطی خودش را
پهن زمین کرده
تا کمی زندگی یا اوقات خوش
بفروشد ولی امّا...
امّا ولی این امّا ولی ها
گورکنِ پیری ست
که منتظر نشسته
آخرین حیات را دفن کند
خواب از من پریده است
وحشتِ صورتم باید شسته شود
آینه ی دستشویی غش کرده
از شیرآب زالو می چکد!!!!
پژمان بدری
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
خواب از من پریده است
سقف،آویزان از چراغ؛
هر لامپ،مار سمی
گلِ قالی
آدم خوار شده
کمد،خرس گریزلی
دنبالم می کند
اول صبح
سر ظهر
حتی شب
در جنگلی
که از این اتاقِ نفله می گذرد
از تابلوی "موج نهم"
سمتِ جزیره ای فرار می کنم
که پی برده اند
صدف و مروارید
فقط برازنده ی گردنِ(تو)ست
نه ساحل!
با بوم با با بوم با
با بوم با با بوم با
به زبان قبایلِ ناشناخته:
آدم به پرانتز هم
حسودی می کند
که به آغوش کشیده
مهمترین کشفِ بشر را
خواب از من پریده است
چوب رختیِ کودن
از آن قاب بیرونم می کشد
لباس ها لُخت لُخت
می چرخند و
اول صبح
سر ظهر
حتی شب
در پیاده رویی
که از این اتاقِ نفله می گذرد
همین کنار
بساطی خودش را
پهن زمین کرده
تا کمی زندگی یا اوقات خوش
بفروشد ولی امّا...
امّا ولی این امّا ولی ها
گورکنِ پیری ست
که منتظر نشسته
آخرین حیات را دفن کند
خواب از من پریده است
وحشتِ صورتم باید شسته شود
آینه ی دستشویی غش کرده
از شیرآب زالو می چکد!!!!
پژمان بدری
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom