This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه دلچسب ميشود
نشستن با تو در كنارِ پنجره
در #عصر_جمعه
با دو فِنجان چاے خوشرنگ
و شيرينیِ نگاهت از " عشق " ...
چه آرامشے دارد
اين جمعه
آدم دلش نميايد تمام شود ...
@Shere313
نشستن با تو در كنارِ پنجره
در #عصر_جمعه
با دو فِنجان چاے خوشرنگ
و شيرينیِ نگاهت از " عشق " ...
چه آرامشے دارد
اين جمعه
آدم دلش نميايد تمام شود ...
@Shere313
😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لِماذا لايشتاقونَ مثْلُنا..؟!
ألّا يوجد في مدينتهم ليل؟
چگونه مانند ما دلتنگ نمیشوند..؟
مگر در شهرهایشان شب وجود ندارد؟!
#محمود_درویش
@Shere313
ألّا يوجد في مدينتهم ليل؟
چگونه مانند ما دلتنگ نمیشوند..؟
مگر در شهرهایشان شب وجود ندارد؟!
#محمود_درویش
@Shere313
😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چنین که هر سر موی تو سنبل الطیب است
هزار بوسه شیرین بیان فدای لبت..
چه فاش عاشق بوسیدن دهان خودی
به روی آینه افتاده رد پای لبت..
#محمد_سهرابی
@Shere313
هزار بوسه شیرین بیان فدای لبت..
چه فاش عاشق بوسیدن دهان خودی
به روی آینه افتاده رد پای لبت..
#محمد_سهرابی
@Shere313
Audio
WwW.ALFa - MUSIC.iR
#من_بمیرم_بوی_تورو_میدم.. :)
نشست تو ماشین، دستانش می لرزید، بخاری رو روشن کردم،
گفت: ابراهیم ماشینت بوی دریا میده!
گفتم: ماهی خریده بودم.
گفت: ماهی مرده که بوی دریا نمی ده!
گفتم:هر چیزی موقع مرگ بوی اون جایی رو می ده که دلتنگشه...
گفت: من بمیرم بوی تورو میدم..
👤#سیامک_تقی_زاده
🎵 #کارن_همایون_فر
نام قطعه: #قصه_پریا
#بی_کلام
@Shere313
نشست تو ماشین، دستانش می لرزید، بخاری رو روشن کردم،
گفت: ابراهیم ماشینت بوی دریا میده!
گفتم: ماهی خریده بودم.
گفت: ماهی مرده که بوی دریا نمی ده!
گفتم:هر چیزی موقع مرگ بوی اون جایی رو می ده که دلتنگشه...
گفت: من بمیرم بوی تورو میدم..
👤#سیامک_تقی_زاده
🎵 #کارن_همایون_فر
نام قطعه: #قصه_پریا
#بی_کلام
@Shere313
نه کسی
منتظر است،
نه کسی چشم به راه…
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه!
بین عاشق شدن و مرگ
مگر فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری
غیر از آه..!
#فریدون_مشیری
@Shere313
منتظر است،
نه کسی چشم به راه…
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه!
بین عاشق شدن و مرگ
مگر فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری
غیر از آه..!
#فریدون_مشیری
@Shere313
Forwarded from ریاح (ⓇⒾⓎⒶⒽ)
خدا آنچه را که به ما گذشت جبران خواهد کرد...
عادت داشت نوک خودکار را بین لبهایش بگیرد.
یک روز جامدادیاش را دزدیدم و تمام خودکارهایش را بوسیدم.
میدانم صورت خوشی ندارد ولی عصر خودمانیای بود، فقط من و خودکارها.
وقتی بابا آمد خانه ازم پرسید چرا لب هایم آبی شده،
میخواستم بگویم برای اینکه او آبی مینویسد.
همیشه آبی ...
@Shere313
یک روز جامدادیاش را دزدیدم و تمام خودکارهایش را بوسیدم.
میدانم صورت خوشی ندارد ولی عصر خودمانیای بود، فقط من و خودکارها.
وقتی بابا آمد خانه ازم پرسید چرا لب هایم آبی شده،
میخواستم بگویم برای اینکه او آبی مینویسد.
همیشه آبی ...
@Shere313
«أنت بعيناي كجمال الفجِر كَـ نُور الصّباح...»
«تو در چشمانم همچو زیباییِ سپیده دمی همچون نورِ صبح...!»
#عدنانمرعی
سلام صبح بخیر ☺️🍃
@Shere313
«تو در چشمانم همچو زیباییِ سپیده دمی همچون نورِ صبح...!»
#عدنانمرعی
سلام صبح بخیر ☺️🍃
@Shere313