هذا وجهٌ لأنَّها تراه،
وهذا قلبٌ لأنَّهُ أحبَّها،
وهذه روحٌ لأنَّها تقيم في ألم انتظارها،
وهذا جسمٌ لأنَّه من أجلها
ينهض في الصباح
------------------
چهره است این، به اینخاطر که او میبیندش
دل است این، از آن رو که عاشقاش شد،
جان است این، زیراکه در رنج انتظارش اقامت دارد
تن است این، چراکه صبحگاهان
بهخاطر او برمیخیزد
#بسام_حجار
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
وهذا قلبٌ لأنَّهُ أحبَّها،
وهذه روحٌ لأنَّها تقيم في ألم انتظارها،
وهذا جسمٌ لأنَّه من أجلها
ينهض في الصباح
------------------
چهره است این، به اینخاطر که او میبیندش
دل است این، از آن رو که عاشقاش شد،
جان است این، زیراکه در رنج انتظارش اقامت دارد
تن است این، چراکه صبحگاهان
بهخاطر او برمیخیزد
#بسام_حجار
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
👍1
تركضين تحت المطر
بتلك الطريقة التي تجعل المارّة
وسائقي السيارات
يصدّقون أنه من أجلك
يهطلْ!
-----------------
زیر باران میدوی
طوری که رهگذران و رانندگان
به این باور میرسند
دارد بهخاطر تو
میبارد!
#حسين_بن_حمزة
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
بتلك الطريقة التي تجعل المارّة
وسائقي السيارات
يصدّقون أنه من أجلك
يهطلْ!
-----------------
زیر باران میدوی
طوری که رهگذران و رانندگان
به این باور میرسند
دارد بهخاطر تو
میبارد!
#حسين_بن_حمزة
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
❤2
أشرعُ كفّي اللتين لم تعرفا، منذ تركتك، غير الظمأ وأقول: تعالي.
---------------------
کف دستانم را که از وقتی ترکت کردم چیزی جز تشنگی نشناختند، باز میکنم و میگویم: بیا.
#غسان_كنفاني به #غادة_السمان ١٩٦٨
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
---------------------
کف دستانم را که از وقتی ترکت کردم چیزی جز تشنگی نشناختند، باز میکنم و میگویم: بیا.
#غسان_كنفاني به #غادة_السمان ١٩٦٨
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
❤2
البرد وهسهسة النار
ورماد المدفأة الرمل
تطويه قوافل أفكاري
أنا وحدي يأكلُني اللّيل!
--------------
سرما و صدای شعلههای آتش
خاکسترِ همچون شن مَجمَر
مینوردد آن را قافلهی افکارم
تنهایَم وُ میخورد مرا شب!
#السياب
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
ورماد المدفأة الرمل
تطويه قوافل أفكاري
أنا وحدي يأكلُني اللّيل!
--------------
سرما و صدای شعلههای آتش
خاکسترِ همچون شن مَجمَر
مینوردد آن را قافلهی افکارم
تنهایَم وُ میخورد مرا شب!
#السياب
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
والسيف في الغمد لا تُخشى مضاربُه وسيفُ عينيكِ في الحالين بتارُ
----------------------
شمشیر چو در نیام باشد، در دل نَبُوَد ز ضربهاش ترس
شمشیرِ دو چشمِ تو ولیکن، بُرّنده بُوَد به هر دو حالت
إدريس جمَّاع
ترجمه: #محمد_حمادی
💎 اندر حکایت این بیت شعر
إدريس جمَّاع، شاعر اهل سودان است. او در اواخر عمر خود دچار زوال عقل شد و خانوادهاش تصمیم گرفتند او را در خارج از کشور درمان کنند.
هنگامی که آنها إدريس را برای درمان به بیمارستانی در لندن بردند، او به چشمان پرستار خود خیره شد و هر بار محو تماشای چشمانش میشد. پرستار این امر را تاب نیاورد و موضوع را به مدیر بیمارستان اطلاع داد و مدیر از او خواست تا از عینک آفتابی استفاده کند. پرستار این کار را انجام داد.
اما هنگامی که پرستار نزد ادریس آمد، شاعر به او خیره شد و این بیت را سرود:
وَالسَّیْفُ فِي الغِمدِ لا تُخْشى مَضَارِبُهُ
وَسَيفُ عَيْنَيْكِ فِي الحالَينِ بَتَّارُ
و زمانی که بیت شعر را برای پرستار ترجمه کردند، اشک در چشمانش جمع شد و گریست.
این بیت بهعنوان رساترین بیت شعر در قالب غزل در ادبیات عربی معاصر شناخته شده است.
@sherarabimiaser
----------------------
شمشیر چو در نیام باشد، در دل نَبُوَد ز ضربهاش ترس
شمشیرِ دو چشمِ تو ولیکن، بُرّنده بُوَد به هر دو حالت
إدريس جمَّاع
ترجمه: #محمد_حمادی
💎 اندر حکایت این بیت شعر
إدريس جمَّاع، شاعر اهل سودان است. او در اواخر عمر خود دچار زوال عقل شد و خانوادهاش تصمیم گرفتند او را در خارج از کشور درمان کنند.
هنگامی که آنها إدريس را برای درمان به بیمارستانی در لندن بردند، او به چشمان پرستار خود خیره شد و هر بار محو تماشای چشمانش میشد. پرستار این امر را تاب نیاورد و موضوع را به مدیر بیمارستان اطلاع داد و مدیر از او خواست تا از عینک آفتابی استفاده کند. پرستار این کار را انجام داد.
اما هنگامی که پرستار نزد ادریس آمد، شاعر به او خیره شد و این بیت را سرود:
وَالسَّیْفُ فِي الغِمدِ لا تُخْشى مَضَارِبُهُ
وَسَيفُ عَيْنَيْكِ فِي الحالَينِ بَتَّارُ
و زمانی که بیت شعر را برای پرستار ترجمه کردند، اشک در چشمانش جمع شد و گریست.
این بیت بهعنوان رساترین بیت شعر در قالب غزل در ادبیات عربی معاصر شناخته شده است.
@sherarabimiaser
❤5👍1
السهر من أعراض المُحبين..
--------------------
شببیداری از نشانههای دلدادگان است..
ابن حزم الأندلسي
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
--------------------
شببیداری از نشانههای دلدادگان است..
ابن حزم الأندلسي
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
❤4
الملح في البحر
والزيت في الزيتون
والقمح في الخبز
وأنت في قلبي..
----------------
نمک درونِ دریا
روغن در زیتون وُ
گندم در نان وُ
تو در قلبِ منی..
#سعدي_يوسف
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
والزيت في الزيتون
والقمح في الخبز
وأنت في قلبي..
----------------
نمک درونِ دریا
روغن در زیتون وُ
گندم در نان وُ
تو در قلبِ منی..
#سعدي_يوسف
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
👍2
أنا وحشٌ
من العصور القديمة
سأدافعُ عنكِ
بالمخالب والأنياب
أنا حيوانٌ جريحٌ في غابة
تعالي والمسي جراحي بأناملكِ
أنا زهرةٌ متعبةٌ
في غابة بعيدة
سأتقدَّمُ بهدوءٍ وأنامُ على صدركِ
أنا رجلٌ خاطئٌ
ها أنذا أرفعُ يدي
طالباً مغفرتكِ
أنا طفلٌ لم أحفظ دروسي
تعالي علِّميني
كيف أجمعُ برتقالةً وسبعَ تفاحات
----------------------
من هیولایی
از زمانهای کهنم
میخواهم از تو
با چنگ و دندان دفاع کنم
جانداری زخمی در بیشهام
بیا و زخمهایم را با انگشتانت لمس کن
شکوفهای خسته
درونِ جنگلی دورم
آهسته میآیم و روی سینهات بهخواب میروم
مردی خطاکارم
اینک دستانم را بالا میبرم وُ
از تو طلب بخشش میکنم
کودکی هستم که درسهایم را
حفظ نکردهام
بیا و به من بیاموز
چگونه یک پرتقال را
با هفت تا سیب جمع کنم
#رياض_الصالح_الحسين
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
من العصور القديمة
سأدافعُ عنكِ
بالمخالب والأنياب
أنا حيوانٌ جريحٌ في غابة
تعالي والمسي جراحي بأناملكِ
أنا زهرةٌ متعبةٌ
في غابة بعيدة
سأتقدَّمُ بهدوءٍ وأنامُ على صدركِ
أنا رجلٌ خاطئٌ
ها أنذا أرفعُ يدي
طالباً مغفرتكِ
أنا طفلٌ لم أحفظ دروسي
تعالي علِّميني
كيف أجمعُ برتقالةً وسبعَ تفاحات
----------------------
من هیولایی
از زمانهای کهنم
میخواهم از تو
با چنگ و دندان دفاع کنم
جانداری زخمی در بیشهام
بیا و زخمهایم را با انگشتانت لمس کن
شکوفهای خسته
درونِ جنگلی دورم
آهسته میآیم و روی سینهات بهخواب میروم
مردی خطاکارم
اینک دستانم را بالا میبرم وُ
از تو طلب بخشش میکنم
کودکی هستم که درسهایم را
حفظ نکردهام
بیا و به من بیاموز
چگونه یک پرتقال را
با هفت تا سیب جمع کنم
#رياض_الصالح_الحسين
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
❤3👍2
وبأي حرفٍ قد أصوغ جمالكِ
وبأي شعرٍ أحتوي عيناك
-------------------
با کدامین واژها وصفِ جمال تو بگویم
با کدامین شعر چشمان تو را بسرایم
عمر بن أبي ربيعة
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
وبأي شعرٍ أحتوي عيناك
-------------------
با کدامین واژها وصفِ جمال تو بگویم
با کدامین شعر چشمان تو را بسرایم
عمر بن أبي ربيعة
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
❤2
بيني وبينك شتاءٌ ومطر
ياسمينٌ وسَهر
بيننا أطواقُ أقحوانٍ، وأكاليلُ بنفسج..
وسبعمائة عناقٍ مؤجل..
وإنها تمطر..
---------------
ميان من و تو زمستان است و باران
یاسمن و شببیداری
میان ما حلقههایی از گل داودی وُ
تاجهایی از بنفشه وُ
هفتصد آغوش به تعویق افتاده..
و دارد میبارد...
#ناشناس
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
ياسمينٌ وسَهر
بيننا أطواقُ أقحوانٍ، وأكاليلُ بنفسج..
وسبعمائة عناقٍ مؤجل..
وإنها تمطر..
---------------
ميان من و تو زمستان است و باران
یاسمن و شببیداری
میان ما حلقههایی از گل داودی وُ
تاجهایی از بنفشه وُ
هفتصد آغوش به تعویق افتاده..
و دارد میبارد...
#ناشناس
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
❤3
وفي جوف الليل، اخرج من تحت رمادك، وقل: اللهمَّ اجعل يديَّ تساهمان في رفعة أمَّة محمَّد (ص)، وعندما يطلع الفجر: اعمل على ذلك!
-----------------
و در دل شب، از زیر خاکسترت برون آ و بگو: بار الها دستانم را در سربلندی امت محمد (ص) سهیم کن، آنگاه با طلوع سپیدهدم: در این راه عمل کن.
#أحمد_خيري_العمري
رمضان کریم..
طاعات و عبادات قبول درگاه حق..
التماس دعا.. ❤️🌷
@sherarabimoaser
-----------------
و در دل شب، از زیر خاکسترت برون آ و بگو: بار الها دستانم را در سربلندی امت محمد (ص) سهیم کن، آنگاه با طلوع سپیدهدم: در این راه عمل کن.
#أحمد_خيري_العمري
رمضان کریم..
طاعات و عبادات قبول درگاه حق..
التماس دعا.. ❤️🌷
@sherarabimoaser
❤1👍1
إنها تمطر الآن، مثل تعارفنا
مثل ذاك المساء البعيد..
-------------------
باران میبارد اکنون، مثل آشناییمان
مثل آن شبانگاه دور..
#مظفر_النواب
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
مثل ذاك المساء البعيد..
-------------------
باران میبارد اکنون، مثل آشناییمان
مثل آن شبانگاه دور..
#مظفر_النواب
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
❤4
«فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَة»
با این بیانیهی سترگ، علی علیه السلام زندگی خود را که در خانهی خدا آغاز شده بود، در خانهی خدا به پایان رساند. میان سرآغاز و فرجام، سجدهای طولانی برای خدا بود... او در زمانی باعظمت، در مکانی باعظمتتر و بهطریقی که تا ابد تاریخ را به لرزه در خواهد آورد، فوز و پیروزی خود را اعلام نمود. من تا به حال ندیده و نشنیدهام حاکمی در پایتخت خود ترور شود و در حالی که به خدای كعبه سوگند یاد میکرد، بگوید: «فزت!» این چه نوع بُرد و فوزی است که علی بن ابی طالب از آن صحبت میکند؟ به خدای کعبه قسم که اگر تمام دایرهالمعارفهای سیاست و حکومت در جهان جمع شوند، باز هم نمیتوانند معنای این فوز را بهطور کامل احاطه کنند. او در هشتاد غزوه شرکت کرد و بر پهلوانان و بزرگان عرب چیره شد، اما هرگز نگفت «فزت!» مردم با او در صحنهای بینظیر در تاریخ بیعت کردند، اما او نگفت «فزت!» بلکه گفت: «مرا به عنوان وزیر خود بپذیرید، نه امیر!»
سالهاست که هر بار به این سخن «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَة» برمیخورم، حس میکنم تمام منظومهی فکریام به لرزه در میآید. اگر علی علیه السلام فائز و برنده است، پس بازنده کیست؟! برد و باخت در قاموس علی، بر اساس نقشهی انسانیت ترسیم شده است، همان انسانیتی که خداوند اراده کرد آن را در عالم وجود خلیفهی خود بنهد. هر انسانی باید «برد» و «باخت» خود را با قاموس علی علیه السلام مقایسه کند و بر اساس آن ارزیابی کند...
به خدای کعبه قسم علی فاتح شد و انسانیت با فقدان او، مغلوب شد.
📝 عباس محمود العقاد، ادیب و اندیشمند سرشناس مصری
@sherarabimoaser
با این بیانیهی سترگ، علی علیه السلام زندگی خود را که در خانهی خدا آغاز شده بود، در خانهی خدا به پایان رساند. میان سرآغاز و فرجام، سجدهای طولانی برای خدا بود... او در زمانی باعظمت، در مکانی باعظمتتر و بهطریقی که تا ابد تاریخ را به لرزه در خواهد آورد، فوز و پیروزی خود را اعلام نمود. من تا به حال ندیده و نشنیدهام حاکمی در پایتخت خود ترور شود و در حالی که به خدای كعبه سوگند یاد میکرد، بگوید: «فزت!» این چه نوع بُرد و فوزی است که علی بن ابی طالب از آن صحبت میکند؟ به خدای کعبه قسم که اگر تمام دایرهالمعارفهای سیاست و حکومت در جهان جمع شوند، باز هم نمیتوانند معنای این فوز را بهطور کامل احاطه کنند. او در هشتاد غزوه شرکت کرد و بر پهلوانان و بزرگان عرب چیره شد، اما هرگز نگفت «فزت!» مردم با او در صحنهای بینظیر در تاریخ بیعت کردند، اما او نگفت «فزت!» بلکه گفت: «مرا به عنوان وزیر خود بپذیرید، نه امیر!»
سالهاست که هر بار به این سخن «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَة» برمیخورم، حس میکنم تمام منظومهی فکریام به لرزه در میآید. اگر علی علیه السلام فائز و برنده است، پس بازنده کیست؟! برد و باخت در قاموس علی، بر اساس نقشهی انسانیت ترسیم شده است، همان انسانیتی که خداوند اراده کرد آن را در عالم وجود خلیفهی خود بنهد. هر انسانی باید «برد» و «باخت» خود را با قاموس علی علیه السلام مقایسه کند و بر اساس آن ارزیابی کند...
به خدای کعبه قسم علی فاتح شد و انسانیت با فقدان او، مغلوب شد.
📝 عباس محمود العقاد، ادیب و اندیشمند سرشناس مصری
@sherarabimoaser
👍4
في العاشر من نيسان
نسيت على أبواب الأهواز عيوني..
------------------
دهم آوریل
چشمانم را بر دروازههای اهواز جا گذاشتم..
#مظفر_النواب
ترجمه: #محمد_حمادی
عید سعید فطر مبارکْ عزیزان 🌷❤️
نسيت على أبواب الأهواز عيوني..
------------------
دهم آوریل
چشمانم را بر دروازههای اهواز جا گذاشتم..
#مظفر_النواب
ترجمه: #محمد_حمادی
عید سعید فطر مبارکْ عزیزان 🌷❤️
❤5
در آغاز، دریا شامل بود وُ مهجور و تنها.
دریا نه تنها در آغاز شامل بود وُ مهجور و تنها؛ بل غمین بود وُ فسرده. دچار بود به شیدایی مجهولی.
تنهاییاش روزگاران بیشماری به طول انجامید؛ روزگارانی که شمارشان تنها به سنجهی ابدیّت درآید.
انس گرفت دریا به تأمل تنهایی خویش روزگارانی بس دراز. شبانه مینگریست به ستارگان بلنداها وُ در روز، چشم به راهِ خورشید.
چو سر میرفت اندوه وُ چو به منتها میرسید دلتنگی وُ شیدایی؛ زمزمه میآغازید و نغمه میسرود.
فرامیخواند باد را به ندایی نجواوار، و باد هماره هرولهکنان میشتابید به سویش بهر یاریاش. میوزید از مجهولجای خویش تا یاریاش کند به کوبیدن طبلهایش و رقصیدن با تنِ جنبان به آبها؛ زانپس آواز سر میداد.
نغمه میسراید وُ سرمستانه کژ وُ مژ میشود وُ سپس، ستان میگردد از فرط فرسودگی؛ ستان میگردد تا بگرید.
میگرید دریا با سرشکهایی که خودْ آفریده؛ از بخار نَفَسهای خویش خلقکرده. برمیشوند بخارِ نفسها به بلنداها، تا بازگردند به ژرفنای دهانش بسان فیض وُ اشکها.
.
ابراهیم الکَوني
ترجمه: #صالح_بوعذار
@sherarabimoaser
دریا نه تنها در آغاز شامل بود وُ مهجور و تنها؛ بل غمین بود وُ فسرده. دچار بود به شیدایی مجهولی.
تنهاییاش روزگاران بیشماری به طول انجامید؛ روزگارانی که شمارشان تنها به سنجهی ابدیّت درآید.
انس گرفت دریا به تأمل تنهایی خویش روزگارانی بس دراز. شبانه مینگریست به ستارگان بلنداها وُ در روز، چشم به راهِ خورشید.
چو سر میرفت اندوه وُ چو به منتها میرسید دلتنگی وُ شیدایی؛ زمزمه میآغازید و نغمه میسرود.
فرامیخواند باد را به ندایی نجواوار، و باد هماره هرولهکنان میشتابید به سویش بهر یاریاش. میوزید از مجهولجای خویش تا یاریاش کند به کوبیدن طبلهایش و رقصیدن با تنِ جنبان به آبها؛ زانپس آواز سر میداد.
نغمه میسراید وُ سرمستانه کژ وُ مژ میشود وُ سپس، ستان میگردد از فرط فرسودگی؛ ستان میگردد تا بگرید.
میگرید دریا با سرشکهایی که خودْ آفریده؛ از بخار نَفَسهای خویش خلقکرده. برمیشوند بخارِ نفسها به بلنداها، تا بازگردند به ژرفنای دهانش بسان فیض وُ اشکها.
.
ابراهیم الکَوني
ترجمه: #صالح_بوعذار
@sherarabimoaser
👍2❤1
وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۱۷﴾
[ای پیامبر!] هنگامی که به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد [تا آنان را هلاک کند] و مؤمنان را از سوی خود به آزمایشی نیکو بیازماید؛ زیرا خدا شنوا و داناست.
(آيه ۱۷ سوره مباركه انفال)
@sherarabimoaser
[ای پیامبر!] هنگامی که به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد [تا آنان را هلاک کند] و مؤمنان را از سوی خود به آزمایشی نیکو بیازماید؛ زیرا خدا شنوا و داناست.
(آيه ۱۷ سوره مباركه انفال)
@sherarabimoaser
❤1👍1
حننت إليك
وقلت: إشاه
والأموات إن جاعوا وإن عطشوا
فما من عابر يدري
سوى الأشباح والطين
--------------------
دلتنگت شدم وُ
گفتم: وای لرزم گرفت
که مردگان چه گرسنه شوند وُ چه تشنه
حالِ آنان را هیچ رهگذری درنمییابد
غیرِ گِلها و شبحها
#حسب_الشيخ_جعفر
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
وقلت: إشاه
والأموات إن جاعوا وإن عطشوا
فما من عابر يدري
سوى الأشباح والطين
--------------------
دلتنگت شدم وُ
گفتم: وای لرزم گرفت
که مردگان چه گرسنه شوند وُ چه تشنه
حالِ آنان را هیچ رهگذری درنمییابد
غیرِ گِلها و شبحها
#حسب_الشيخ_جعفر
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
❤2👍1
من فرط الصمت
بنت العناكب بيوتها
على شفتي!
----------------
از فرطِ خموشی
عنکبوتان لانهشان را
بر لبانم ساختند!
#ناشناس
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
بنت العناكب بيوتها
على شفتي!
----------------
از فرطِ خموشی
عنکبوتان لانهشان را
بر لبانم ساختند!
#ناشناس
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
❤4