شعر و متون عربی معاصر
13.5K subscribers
15 photos
2 videos
5 files
3 links
لینک اولین پست
https://t.me/sherarabimoaser/4
Download Telegram
يا فؤادي، أأنتَ جذوة نارٍ
كلما هبّت رياحٌ تشبُّ؟
----------------------
ای دل من، تو آیا پاره آتشی هستی؟!
با هر وزش بادی شعله‌ور می‌شوی..

#محمد_مهدي_الجواهري
ترجمه: #فؤاد_راهی_مالکی
@sherarabimoaser
👍2
آه بلقیس!
می‌شکافدم «اندوه»
بیروت که تو را کشته... نمی‌داند ژرفنای جنایتِ خویش
و بیروتی که روزی عاشقت بوده/
نمی‌داند معشوقه‌ی خویش کشته وُ
                          خاموش کرده، نورِ ماه...

آه بلقیس!
آی بلقیس!
عزیزکم بلقیس...
بر تو می‌گریند تمامِ ابرها...
حال، که مویه کند بر ما؟
آه بلقیس
چه‌سان در سکوت کوچیدی وُ
                      دست خویش در دستم ننهادی؟
.
#نزار_قبانی
ترجمه: #صالح_بوعذار
@sherarabimoaser
💔1
بَعدَ مُنتَصف الليل يا حبيبتي
تَعالي اُحَدّثُكِ عَنْ وَحدَتي
و حدّثيني عَنْ عيونك الحَزينَة...
----------------------
عزیزِ من...
پس از نیمه‌شب، بیا تا از تنهایی‌ام با تو بگویم
و تو نیز از چشمان غمگینت بگو...!

#منقول
ترجمه: #زهرا_ایزدی‌نیا
@sherarabimoaser
وأحـبّهــا وتـحـبُّـنـي
ويحبّ ناقتَها بعيري
---------------
دوستش دارم و دوستم دارد
شترم هم عاشقِ ناقه‌ی اوست

#المنخل_اليشكري (شاعر و دریانورد عصر جاهلی)
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
وقال لي: حُسن الظن طريق من طرق اليقين.
-------------------
و گفت: خوش‌گمانی راهی از راه‌های رسیدن به یقین است.

#النفري
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
1
مُحزِن جدا بعد كُلّ هذه المُحاولات، أنْ تفشَل في العَودة إلى شَكلك القَديم.. لا الوَقت ولا النَّاس ولا الأغاني والليل قادرين على هَدم شيء قد بَناهُ الحُزن.
-------------------------
خیلی غم‌انگیز است که بعد از تمام این تلاش‌ها، در بازگشت به وضع سابق‌ خود ناکام بمانی.. نه زمان، نه آدم‌ها و نه ترانه‌ها و شب، توانِ ویران‌کردنِ چیزی را ندارند که اندوه ساخته است.

منقول
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
لا المجرى يأخذني
لا القرار يستبقيني
أنا التموّج، جدلّ بين الماء ونفسه..
--------------------
نه جریان می‌بَرَد مرا
نه سکون نگاهم می‌دارد
تلاطم‌ام من، جدالی میانِ آب و خویشتن‌اش..

#آدونیس
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
از مرادف‌های حَرّ / گرما (اسم) در زبان عربی که با توجه به شدت و درجه‌ی آن معنا می‌شوند:
أُوَام - إِحْتِدَام - حَرَارَة - حَمَارَّة - دِفْء - رَمْضَاء - سُخُونة - سُعار - صَيْهَد - فَيْح - قَيْظ - لَفْحٌ - لَهَبَان - لَهِيب - هَاجِرَة - هَجِير - وَغْرَة - وَهْج- أوار- دخان- عطش.

#تابستان
#گرما
#گرمایش_زمین
#گازهای_گلخانه‌ای
#لایه_ازن
@sherarabimoaser
👍1
عيناك ليلة جميلة، بداخلها ألف نجمة..
-------------------
شبی زیباست چشمانت، با یک‌هزار ستاره..

#منقول
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
2
السلام عليك يا قمر العشيرة ❤️😔
بر آنیم
اندکی زنده مانیم
نه بهرِ چیزی
بل تا پاس داریم؛
رستخیز ِ پس از این مرگ!

.
نريد أَن
نحيا قليلاً ’ لا لشيء... بل لِنَحْتَرمَ
القيامَةَ بعد هذا الموت.

#محمود_درویش
ترجمه:
#صالح_بوعذار
@sherarabimoaser
قيمةُ كل امرئٍ حديثُ قلبه!
------------------
ارزشِ انسان به حرفِ دلِ اوست!

#النفري
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
👍1
.
«مینیمال‌هایی از محمود درویش»
۱
تو را
     وطن نامیدم
                    به نادانی
و از یاد بُردم:
که غارت می‌شوند وطن‌ها!

۲
گویی
          مملکتی‌ست
                          دست‌هایت

آه
     از وطنی
                     در تنی.

۳
بر آنیم
اندکی زنده مانیم
نه بهرِ چیزی
بل تا پاس داریم؛
رستخیز ِ پس از این مرگ!

۴

در تاک‌هاتان
تا هنوز مانده خوشه‌های انگور
آی تاک‌بانان!
              شغالان را دور گردانید،
                       تا برسند انگورها.
۵
می‌آفریند از من، شخص دگری
                                  حضور تو
آدمی که هیچش یاد نیاید از غمناکی خویش!

۶
بانوی من!
مهیا کن‌ زمین را تا بیاسایم
  چراکه دوست می‌دارمت؛
                  تا مرز محنت!
۷

دیده‌ای آیا
‏ سر زند «سپیده»،
‏از انگشتانِ آن‌که دوستش می‌داری؟
۸

گاه
بیدار می‌گردد در من
                             «شب»
و مرا
یارای کاری نیست،
مگر آنکه «ماه» باشم.
۹
ما
سال‌ها
اندوه را بر دوش کشیدیم
و سر نزد «سپیده»
۱۰
و به خویشتن،
در آینه‌ها می‌نگرم:
آیا من اویم؟
۱۱

بر تن کرده‌ای آیا زنِ دگری؟
سکنی گزیده آیا زنی در تو
تا به هق‌هق افتی؛
به گاهِ پیچیدنِ شاخه‌هایت گِردِ تنه‌ی من؟
.
#محمود_درویش
ترجمه:
#صالح_بوعذار

@sherarabimoaser
.
قال لي: اهرب 
فقلت: إلى أين؟ 
فقال: قع في الظلمة! 
فوقعت في الظلمة.. فأبصرت نفسي.. 
----------------------
گفتا: بگریز!
گفتم: به کجا؟
گفتا: در ظلمت بیفت!
پس در ظلمت افتادم.. پس خود را دیدم..

#النفري 
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
 و قال لي: سدَّ باب قلبك الذي يدخل منه سواي، لأن قلبك بيتي.
---------------------
و گفت: دری را که دگری از آن وارد قلبت می‌شود، ببند، که قلب تو خانه‌ی من است.

#النفري
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
كالشّاطئِ المهجورِ قلبي، لا وميضَ ولا شراع..
-------------------
هم‌چو یک ساحل متروک دلم، نه درخششی در آن هست وُ نه بادبان..

#بدر_شاكر_السیاب
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
العابرون معهم جهاتهم!
----------------------------
با خود دارند جهت‌هاشان را، رهگذران!

#النفري
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
وقال لي: سِر، فأنا دليلك إليّ.
----------------
و گفت: تو رَه پیمای که ره‌نمای تو به‌سوی من منم.

#النفري
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser
هناك العديد من الطرق البسيطة لتوسع عالمك، وحب الكتب هو أفضلها على الإطلاق.
--------------------
راه‌های ساده‌ی فراوانی برای وسعت بخشیدن به دنیای‌ت وجود دارد، که علاقمندی به کتاب‌ها قطعاً بهترینِ آن‌هاست.

#علا_ديوب
ترجمه: #محمد_حمادی
@sherarabimoaser