اشعار شیدایی
108 subscribers
60 photos
11 videos
1 file
2 links
مجموعه اشعار سید حسین حسینی
Download Telegram
اشعار شیدایی:
" بی تو "
بی تو از کوچه گذشتن چه عذابی دارد
صبرم از دوری تو حدو حسابی دارد

مدتی خواب ندارم چو خیالت آید
چشم در وهم حضور تو چه خوابی دارد

باغ خوشبوست ز عطر نفست اما گل،
باشمیم تو چه بازار خرابی دارد

خانه پرلطف وصفاباشد اگر بازآیی
که جهان بی تو نه رنگ و نه لعابی دارد

چون نباشی به بهشتم نتوان دل خوش کرد
خوشی ام بی رخ تو نقش حبابی دارد

من ندانم که چه آمد به سرش "شیدا" را
این گران جانی تن را چه جوابی دارد
++++++++++++++


@sheidaaaaa
مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا).
یارب به عطا و به وفا و کرمت
بر کرسی و عرش و فرش و لوح وقلمت
بگذر زخطای ما که هرگز نسزد
نومید رود بنده ز کوی و حرمت

@sheidaaaaa
مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا).
من به تو بسته و تو خسته زمن
من اسیر تو و تو جسته ز من
آن چه بستم همه را بگسستی
این تو و این دل بشکسته ز من

@sheidaaaaa
مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا).
اشعار شیدایی:
" حاجی "
حاجی بیا احرام دیگر گونه بندیم
برنفس، نعل میل را وارونه بندیم

حاجی بیا این بار اما باصداقت
خود راندیده با خدا سازیم خلوت

بشنو که او مارا به سوی خود صدا کرد
با انتخابش هدیه ای بر ما عطا کرد

ابرسعادت برسر ما سایه گسترد
ره توشه باید درسفر همراه خود کرد

امابدان حاجی شدن بایک سفر نیست
این راه دشوار است وکم خوف و خطر نیست

رفتن از این معبر اگرچه پر ز سختی است
پایان آن سختی ولیکن نیکبختی است

اینجا خلیل الله بر امت امام است
خطی که او انشا کند خط تمام است

باید ز اسماعیل و از هاجر گذشتن
از غیر حق از کهتر ومهتر گذشتن

حج راچرا باید نمود اینگونه تفسیر
از چه شود محدود در احرام و تقصیر
آخر کسی حاجی نشد با ذکر و تهلیل
حج را نشاید با نشانی داد تنزیل

حج است راهی تا به یک مقصد رسیدن
جز جلوه ی جانان جمالی راندیدن

باخلق خوبی کردن و خدمت نمودن
با دل گره از کار محرومان گشودن

حج اول راه است جانا انتها نیست
احکام آن در زندگی از ما جدا نیست

باید چو ابراهیم بر امر خدا بود
یا مثل اسماعیل تسلیم و رضا بود

حاجی ندارد حرص مال و حب دنیا
هرگز ندارد تاب بغض بنده ای را

او بی تفاوت نیست تا ظلمی ببیند
باخنده ی مردم گل لبخند چیند

هم ظاهر و هم باطن او با صفا هست
در یک کلام او بنده خوب خدا هست
@sheidaaaaa
مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا).
اینهم هدیه دوست و همکار صمیمی دوران اشتغالم جناب مهندس آقاصفر نظیفی گل که همین الان برایم ارسال کردند وفکر کنم. باشعر "حاجی" تاحدودی در امتدادهم باشند.🌺🍀
🌺🍀👆👆👆👆👆👆👆👆
" ناز وفراز "
تاچشم من به قاب نگاهت نظاره کرد
در آن نشست و پشت به ماه و ستاره کرد

ناز و فراز از تو و نذر و نظر زمن
این دور باطلی است که نتوان کناره کرد

بارغمی است سخت گران دورماندنت
این غصه را چگونه توانم شماره کرد

چندین طبیب آمد و چندین دوا رسید
دردمرا به غیر تو آخر که چاره کرد

حتی جوابِ نه! ز دهانت شنیدنی است
پس دل ز تو هوای سؤال دوباره کرد

صد چون منی فدای تو، تردید باطل است
در کار خیر نیست روا استخاره کرد

من خاکی و خراب و تو بالا وبی رقیب
حال پیاده وصف نشاید سواره کرد

تادید کودکی به خیابان مرا چنین
دیوانه خواند و بر دگرانم اشاره کرد

"شیدا "چو خواست وصف تو معنا دهد به شعر
صد مرتبه نوشت و ورق باز پاره کرد


@sheidaaaaa
مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
Forwarded from اشعار شیدایی
اشعار شیدایی:
روز جهانی سالمندان مبارک 🌹💙🌺🍀🌺🍀

پیر ما یک روزگاری سرو نازی بوده است
درمسیر عشقبازی، پاک بازی بوده است
این کمان را رایگان هرگز ندادش دهر دون
قیمتش بگذار چون خود کهنه رازی بوده است

@sheidaaaaa
مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)...
Forwarded from Deleted Account
مرثیه خوانی افغانی میرفخرالدین اقا
<unknown>
🔹مرثیه خوانی افغانی «میرفخرالدین اقا»
اثری جانسوز،ماندگاروقدیمی از مرثیه سرای نامی اهل سنت افغانستان

#میرفخرالدین_آقا
@Rahnava_ir
"بوسه گاه"
تیر دوشاخه شد زکمان عدورها
بوسید جای بوسه پیغمبرخدا
آن سر که بود خوابگهش دوش مصطفی
افتاده روی دشت بلا از بدن جدا





@sheidaaaaa
مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)...
شعر زن مگیر از ایرج میرزا و جوابیه

👇👇👇👇😁👇👇👇👇👇

شعر زن مگیر ایرج میرزا

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

من گرفتم تو نگیر

چه امیری که زدنیــــا شده ام یکسره سیر

من گرفتم تو نگیر

بود یکوقت مرابا رفقــــــــا گردش وسیر

یاد آن روز به خیر

زن مرا کرده میـــــــــان قفس خانه اسیر

من گرفتم تو نگیر

یا آن روز که آزاد زغمهـــــــــــــا بودم

تک وتنها بودم

زن وفرزند ببستند مرا با زنجیــــــــــــر
من گرفتم تو نگیر

بودم آن روز من از طایفه دُرد کشان
بودم از جمع خوشان

خوشی از دست برون رفت وشدم
لات وفقیر

من گرفتم تو نگیر

ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم

بستر راحت ونرم

زن نگیر ورنه شود خوابگهت لای حصیر

من گرفتم تو نگیر

بنده زن دارم ومحکوم به حبس ابدم

مستحق لگدم

چون دراین مسئله بود از خود مخلص تقصیر

من گرفتم تو نگیر

من از آن روز که شوهر شده ام خر شده ام

خر همسر شده ام

می دهد همسر من یونجه به من جای پنیر

من گرفتم تو نگیر

@sheidaaaaa 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇

****جوابیه به ایرج میرزا ****

زن گرفتم شــــدم ای دوست به مهر زن اسیر

من گرفتــــــم تو بگیر

گراميري، به توزن همچو مشير است و وزير

من گرفتـــــــم تو بگیر

وه! چه بد بــــود زماني، تک و تنهــا بودم

یار غمهـــــــــــا بودم

مرحبا بر زن پاکي كه بصيــــــر است ومدير

من گرفتـــــــم تو بگیر

هست روشن به وجود زن و فرزند ســـــرای

تو از این چــاه درآی

هست بي همسر وفرزند خمـيـــر تو فطيـــــر

من گرفتـــــــم تو بگیر

شده در راه رفاقت همـــــــــه سرمايه فنـــــا

جمـــــــله شد بادهوا

كه زناباب رفیقــــــــان شده ام زارو اسیــــر

من گرفتــــــم تو بگیر

بی زن ارشير شوي باز مشــــــــوش باشي

دركشــــــــاكش باشي

كه به سامان شـــــــــده كارم به زن با تدبیـر

من گرفتــــــم تو بگیر

من نكردم ززن زشت وسليـــــــــطه تعريف

هم زن ِجلف وسخيـف

بلكه آن كوشده بر شـــــوهر خود ياروظهيـر

من گرفتــــــم تو بگير

اين سخن نيست ز"شيـــــــدا"كه ترا خام كند

يا تــــــــرا رام كنـــــد

كه نبي گفت زنانند چو ريحان وعبيــــــــــر

من گرفتــــــم تو بگير

@sheidaaaaa
مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)...
معـــــــــــــــلم

بخوان،به حرف تودفترنوشته خواهدشد

ودیو با نفس تو فرشتــــــــــــــــه خواهدشد

کلاس با قدم تو به شـــــــــــوق برخیزد

کلام از لبت همچــــــون شکوفه می ریزد

بخوان که سحرکلامت سحرکند شب را

زتوشنـــــــاخته ام عشق وعقل ومذهب را

حروف با قلمت نرد عشــــــق می بازد
خدا به نقش تو بر مشق عشــــــق می نازد

کلام از دهنت طـــــــرح نو به بار آرد
کتاب با سخنت شـــــــــــــرح دیگری دارد

به گفتــــــه ای بدَری پرده ی جهالت را
به نکته ای بکنَی تخمـــــــــه ی عداوت را

چه بس طبیب ومهندس،ادیب واهل هنر

شدنداز سـَـــــــــــر درس تو بین سرها سر

چه شوروشوق که درجان مابه پاکردی

چه دردها که ز آمو ختــــــــــن دوا کردی

مردۤدم که ملک خــــــــــوانمت ویا آدم
رفیق گفت :همـــــــــــــان بهِ ،معلمت نامم

ترا به باد سپارم بردبه پیش خدا

کنون قضا اگرت کرده از زمانه جدا*

*بیت آخر به یاد معلم ارجمند دوران دبستان که به رحمت خدا واصل شدند


@sheidaaaaa
مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)...
ای خوش آن مازندران گل نگار
پرده ای ازحُسن صنــــع کردگار
صدســـــلامت ای دياررنگ رنگ صــد درود ای دیدنی ترازفرنگ
جای جایت جلــوه گاهی ازبهــشت کی؟کجا؟ایزدچنین نقشــی نوشت
جویبارانت همــیشه پرخـــــــروش صوت مرغانت چوآوای سروش
نیست بین ســردوگرمت فـــــاصله مام بســــــــتانت همیشــــه حامله
سایه البرز همچون کهنـــه دال گســــترانده برفـرازت پّروبال
دیواسپیـدت دماوند بلـند.
دیده بانت تاکنــــــــــــــددفع گزند
موج دریای توباشـد دیدنی
هم کنارســـاحلش بنشــستنی
جنگلت انبوه وسبـــــزوبی خـــزان پیرگردداز تماشــــــــــایش جوان
عقــل شد مدهوش عطـــــــرباغ تو مانده نقل ازوصـف داغ وراغ تو چشـــــم مست نم نم بارانیــت ای دوصد دلبستــگی ارزانیت آفتابت رام و نرم وســـــــــازگار ماهتابت باب طبـــــع وخوشگوار شد برنجت شهره ارچه گشت رنج دسترنج زارع تو جـــای گنــــج
پرتقال ومــــــــرغ وچای وخاویار لوبیـــا و سیـــــر وماهی وانار
شـهروند ت واله وپا بستـــه ات رهگذرصددل شود وابستـه ات
گشت تاریخ وطن با توعجیــــــــن برچنین پیشیـــــنه صـــــدهاآفرین شیرزنهایت عفیــف ومعتقـــد یارهمســــردرهزیِنـــــــــه مقتصد
مردمانت کاردان و سـخت کوش مومن وآزاده وبافـَـرّوهوش
خاست ازتوبس طبیب وبس خطیب
شاعرونقاش وخطاط وادیب
فضل وفیض وفلسـفه ،فقه وفنــون خط وشعروصوت ونقش گونه گون
عالم ومفتــــیّ واستـــــاد هنـــــــر پیشگام مـــــــردم وصــاحب نظر...
اهل علم و اهل دین ومعـرفت قهرمان وپهلوان خوش صفت
خیرین پاکدست پاکبــاز بهرخدمت از تظاهــر بی نیاز من نگفــتم از مشاهیر دگــر
ورنه کاغذلازم آید ســـربسر
ناســـرودم نام گردان رشــــــــــید گشته بهر مکتب ومیهـــــن شهیــد
گربخواهم جملـــه راسازم خطاب لاجرم هفتــاد من گرددکتـاب
مشکل دیگــر بدان از قافیه است بس سران ورنه که دراین ناحیه است
هم نخواندم از نقـاط دیدنـــی شهر هاو نکـــته های خواندنی
چشمه های آبگرمش رانـــگر شدپذیرای مسـافر سـربـسر
جوله،کِتراوکـَــچِه،کیله،کلِز ازهــنرباچوب باشد نی فلــز
چنته وکرچال وجاجیـم و نمد دانه پاش وموج وایزاروســــبد
شنبه تا پنـجشنبه بازارش نــگر جمعه بازارش بود وضـع دگر
مدفن احبــاب واولادرسول دسته دسته میکند زائر قبول
خوانـــش نوروزخوان وقـــت بهار میدهد سوز زمستان رافـــــرار
برفچال وبیست وشــش از عَیـــدِِما ســُــــــنّت نورِگَوَن هم در نــَـــوا
نخل گــــــردانی وفال چــــــلّه شو کشتی لوچو، پـس از فــصل درو
تیرگان ومهرگان،اسفنـــدگان هــــست جشن مردم مازندران
نی نوازانت ز نِی،باشــــــور وحال پاک گردانند ازخــاطر ملال
با رفاقت ،درکنــــارمازنی
مُتــّــفِق ازترک وکــردو ارمنی
مشـهدی ،گرجی وگیلک،ترکمـــــن جمــــلگی مانند یکــجان در بدن
پس چه جرات تاکه من وصفت کنم بســــــته ودر حلقه ی حرفت کنم
آ خرشعرم تویی مثــل بهشت بارالها نیک گردان سرنوشـــــت
عجز(شیدا)راتوبخشـــــــــــــا مازنی ازدیارت گر کم آمد خوانــــــدنی
🖋 @sheidaaaaa
مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
اشعار شیدایی:

زادگاهم بابل كنار

صدسلام ای پرده ی خوشرنگ،نقــــش کردگار

کوی نارنج وبرنج ورنج وگنج و كشت وکار

صد درود ای وادي ايمــــــــــان وآداب وادب

قاب مینــــو،رشک عالم،خطــه ی بابل کنار

یکطرف ، سر رابه کوه وابروجنگل سـوده ای

وان طرف، پایت میان تلّ و دشت وکشـتزار

یکطرف، دررقصِ ابر ومِه،جمالت دیدنی است

وان طرف،درجشن ِ موج وپیچ وتابِ جویبار

عالَم ازحُســـنت سرانگشـــــــتِ تعجب بردهان

نوعروسی را که شد مازندران، آییــــنه دار

شــــیرزنهایت نجــیب وپرتلاش ومعتـــــــــقد

مردمانت مؤمن وکوشــــا وصاحب ابتـــکار

زادگان پاکت،اهل علـــــــــم وفنّ وکسـب وکار

اولـــین مدرسه،درآبادیت شـــــــــــد برقرار*

باغــــهایت پرثمـــــــر،بامیـوه های گونه گون

پرتقال وسیب وبه،لیـــــــــمو ونارنگی ونار

عطــرِنارنجت،گهِ بشکوفه اش بوییــدنی است

زنده ســازد مردگان راباز، گاه احتـــــضار

عُـذرِ"شیـــــدا"راپذیـــــراباش وازوي درگـذر

زانکه وصفت او نموده لاجــــرم دراختصار

توضيح اينكه اولين دبستان كلاسيك براي اولين بار در ايران در مركز اين دهستان به نام (درازکلا) در سال 1313 تاسیس شد.

🖋 @sheidaaaaa
مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
اجرای بسیار دلنشین غزل" بی تو" باصدای هنرمند ارزشمند صداپیشه گرامی دوست و همکار نازنینم جناب آقای بهزاد نعیمی خواه🍒🍒❤️❤️🍒🍒
Forwarded from بِه صِدا
"بی‌ تو"
از مجموعه اشعار سیدحسین حسینی(شیدا)

@sheidaaaaa
@BehSeda36
Forwarded from 1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینا دانشجوهای رشته زبان فارسی یکی از دانشگاه های آمریکا هستن که شعر «جان جهان» از مولانا و از ساخته های استاد پرویز مشکاتیان رو به این زیبایی اجرا کردن و فارسی زبان نیستن!

Channel: @BidarBash1
گفت روز محاسبه ،فردا
چه کنی عرضه پیشگاه خدا؟
گفتم آخرنمی دهد، گیرد،
پیش دارا رود چو مرد گدا
 
🖋 @sheidaaaaa
مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
دلاخون گریه کن دنیا غمین است
زمان اشک وآه مومنین است
قلم گیروبه لوح دل رقم زن
که برمولا حسینم اربعین است

سیدحسین حسینی(شیدا)
@sheidaaaaa
" رضای حضرت دوست"

رضا ، که داد رضا بر رضــای حضرت دوست
گذاشت جان وسرش برسَــرِ اطاعت دوست

🖋 @sheidaaaaa
مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)