اشعار شیدایی
108 subscribers
60 photos
11 videos
1 file
2 links
مجموعه اشعار سید حسین حسینی
Download Telegram
Forwarded from دکتر شهابی
روزز نامه ابتکار. سه شنبه ۱۷ امرداد ۱۴۰۲- هشتم اوت ۲۰۲۳ صفحه اول. یادداشت روز

مراسم سالگرد و فرهنگ کتابخوانی

سیف الرضا شهابی


چندی قبل به مراسم سالگرد مرحومه خانم سیده الهه حسینی رفته بودم خانمی جوان که با داشتن دو فرزند خردسال در سال گذشته ظاهرا به خاطر کم توجهی در تزریق واکسن کووید ۱۹ فوت کرده بود .
در مراسم ضمن تلاوتی از آیات شریفه قران و سخنرانی و خواندن شعر و مداحی ، از نکات قابل توجه، حرکتی فرهنگی که از سوی خانواده متوفی انجام گرفته بود و نظیر آن را تاکنون ندیده بودم .
برای رشد فرهنگ کتابخوانی حدود چهارصد جلد کتاب با عناوین و موضوعات متفاوت در روی میزی در کنار سالن اجتماعات چیده بودند تا شرکت کنندگان در مراسم به فراخور موضوع مورد علاقه اشان کتابی را بردارند و با انتقال به منزل مطالعه کنند .
گذشته از این که عده ای که از ظاهر شان مشخص بود چندان اهل مطالعه نیستند و از رایگان بودن کتاب ها سو استفاده کردند و به جای دریافت یک جلد ، چندین جلد را همراه خود بردند ولی در مجموع چیزی از اقدام مثبت و تحسین بر انگیز و نیت خیر صاحب عزا نمی کاهد . قطعا اجر معنوی توزیع کتاب در قالب اقدامی فرهنگی خیلی بیشتر از هزینه های جانبی و غیر مفیدی است که در چنین مراسمات انجام می گیرد.
در صفحه اول کتاب های اهدایی برای توضیح هدفشان از این اقدام، مطالب زیر به صورت چاپ شده نوشته شده بود :
“ دختر عزیز تر از جانم الهه جان
بر آن شدیم در اقدامی بدیع و برخلاف آداب و عادات برای نکو داشت یاد و خاطرت به جهت علاقه وافرت به کتابخوانی در سالروز سفرت به دیار جاودانگی ، به مهمانان ارجمند حاضر در مجلس یادبود کتاب تقدیم کنیم .
طیف کتاب های انتخابی از همان دستی است که به آن‌ها علاقه داشتی
از آنجا که همواره دنبال دانستن بودی و آفت انسان را در جهالت می دیدی و کمتر اتفاق می افتاد که تو را از کتاب جدا ببینم و به همین علت بود که در دهه های دوم و سوم عمر پر بارت به دور از نمایش های مرسوم عامه پسند که در آن ها لایه های خصوصی زندگی به تصور کشیده می شود در صفحه مجازی شخصی ات فقط دوازده کتاب را معرفی نموده ای تا این مهم را به ما یاد آوری کنی که
علم دریایی است بی حد و کنار
طالب علم است غواص بحار
گر هزاران سال باشد عمر او
می نگردد سیر او از جستجو
هم سیوال از علم خیزد هم جواب
هم چنانکه خار و گل از خاک و آب
ما اسم این اقدام را “ پویش الهه “ نام می نهیم و امیدواریم روزی این حرکت به جای رسوم کم اثر فراگیر شود و سنت کتابخوانی که فضیلتی فراموش شده جامعه ما است ، با اقداماتی مشابه ، گسترش یابد
مادر و پدر دلتنگت “
کتابخوانی فضیلتی است که از دیر باز در جامعه ما فراموش شده و حتی افراد با سواد ترجیح می دهند کمتر مطالعه کنند در صورتیکه با مطالعه هر کتاب به بسیاری از مسائل آگاهی پیدا می کنیم .
راه های گوناگون برای تشویق جامعه به مطالعه و توسعه کتابخوانی وجود دارد از جمله : اهدا کتاب در دیدارها به جای گل یا شیرینی و امثالهم، یکی از راه های توسعه کتابخوانی هم این است در مراسمات مختلف به جای هزینه های گزاف و کم اثر کتاب توزیع شود. ورود کتاب به هر خانه فضای آن خانه را تغییر خواهد داد و مشوقی برای مطالعه خواهد شد و نه یک نفر ، بلکه چندین نفر می توانند از یک کتاب استفاده کنند و جلوه ای خاص به فضای فرهنگی خانه می بخشد .
چه خوب است همه ما تصمیم بگیریم اهدا کتاب را اولویت نخست در روابط اجتماعی قرار بدهیم.
*زندگی چیست* بسته ای مبهم
خوشی و ناخوشی تنیده به هم
پهنه ناتراز و نامحدود
چوغباری مچاله در مه و دود
اول و انتهای آن تاریک
وسطش راه کوره ای باریک
دفتری بی شروع و بی پایان
سرکشی بد عنان و بی پالان!
این عجوزعروس صد داماد
نکند قلب شوهری را شاد!
مهرو کابین او غم و رنج است
فایده اش سه،هزینه اش پنج است
نه فقیر از نداری اش خشنود
نه غنی بی خطر به عیش آسود
آن یکی کو حریص بود به خورد
از طعام وشراب بهره نبرد
وآن که پر کرد دخل وانبانش
صد خلل آفرید در جانش
تا که شد گرم خانه ای به صفا
سرد کردش به زمهریر عزا
گر دهد خوب، خوبتر!ببرد
به کَتَش هیچ خواهشی نرود
اگر ایمن کند ترا ز گزند
یا که مهلت دهد به عمر بلند
نوحه خوان می شوی عزیزان را
درسها می دهی تو باران را!
یاکه در کودکی وفصل شباب
جمع آرد حساب توبه شتاب
رفتنت مایه غم دگران
گریه و مویه شبانگاهان
هرچه گشتم ندید ه ام یکجا
خوشی و مال و راحت دنیا
چشم تنگی کند به لبخندی
دشمن دوستی ودلبندی
قاتل صلح وطالب جنگ است
عجبا این چه رنگ وا رنگ است!
مختصر می کنم من القصه
تا قیامت به پاست این غصه
.
.
.
لیک ماییم و جبر وقدر حضور
نتوان ماند وروگرفت از نور
نور، مهر است وصلح و لطف و امان
دیدن خنده بر لب دگران
حذر از من به مانظر کردن
کار سخت زخود گذرکردن
آدمیزاده ایم و انسانیم
پس بر این عهد خویش می مانیم
نسزد آدم کمی باشیم!
یا کم از حد آدمی باشیم!
قصه ها را از عاشقی جوییم
غصه ها را به معرفت پوییم
چاره چون غیر هم صدایی نیست
گاه راهی به جز جدایی نیست!
دل نبندیم بر زیاد وکمش
صبر سازیم بر قضا و غمش

👇 @sheidaaaaa 👇

🖋 📖 سیدحسین حسینی
به شاعرارجمند جناب مهندس
سید حسین حسینی که دوسال قبل ،در عید غدیرو در ۲۶تیرماه،الهه ی خلدآشیانش را از دست داد !!

تیر در راه و نشانش سیّد!
تیر، آمد به زبانش سید

این قضایِ بدِ سرگردان را-
تو بکن خلع کمانش سید!

ای بلاچین! " به عمل بدکردی
داد ازدست جوانش سید

دلِ گِل سوخت ولی چاره نداشت!
نکند آه نهانش ، سیّد!

آن " الهه " شده هدیه به غدیر
سبز چون فاطمه (ع) خوانش سید!

داشت سیرت به تمامی عرشی
بُرده ای اوج ِمکانش سید!

توسنِ چرخ که بد کرد به تو-
تا قیامت بدوانش سید!

"سائلِ فاتحه و یاسین است"۱
صلواتی به روانش...  سیّد!!

مهدی مرتضوی درازکلا    بابل
دوشنبه بیست و هشتم خرداد     ۱۴۰۳ش
روز عید قربان
@mortazavipoem
۱-از پروین اعتصامی است
بی تو  نه تُرنجِ شهرِ بابل گل داد

نه بیشه ی آمل سمن و سنبل داد

نه قاصدک از غمت در آغازِ بهار

ما  را  خبر از   آمدنِ   بلبل  داد

سروده شاعر ارجمندرباعی سرا استادحسن قربانی گل باغدشتی،

به مناسبت ۲۶ تیر دومین سالروز سفر فرشته زمینی مان به دیار جاودانگى .
روحش شاد، یادش جاودان
🖤💔🖤💔🖤💔🖤💔

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
Forwarded from اشعار شیدایی
💚💚💚💚💚💚💚💚
سروده ای قدیمی در وصف وطن

"ایران"
میهنم ای مهد مجد و منزلت
از تو معنا شد مرام و معر فت
بهره برد آزادگی از نام تو
قطره ای نوشیده سرو از جام تو
هست خاک دشت و کوهت مردخیز
مردمی آزاد و اهریمن ستیز
شیر زنهایت نجیب و باوقار
یار همسر،وقت سختی،گاه کار
قدمت تاریخ راباشی محک
نسبتت با آن چو آب است و سمک
نیست مانندت دیاری درجهان
گرم و سرد و معتدل دریک زمان
کس ندید ازتو خطر بر دیگران
کهتری راچون که دانستی گران
تازی و رومی،غز و ترک و تتار
بیخود از خود یافت نزد تو قرار
هر که آمد رنگ و بوی تو گرفت
پارسی شد خلق و خوی نو گرفت
از خلیج فارس تا بحر خزر
غرب و شرقت زیر و بالا سر به سر
شهر وده نقطه به نقطه کو به کو
هست هرجایش به جای خود نکو
جنگل و دشت شمالت بی نظیر
پر ز زیبایی است شبهای کویر
سر فرازی دماوند و سهند
غربت هامون که شد اینک به بند
تخت جمشید و تکاب و بیستون
غار و قلعه چشمه های گونه گون
غرش کارون و بغض زنده رود
جوشش دز، پیچش زرینه رود
رقص ابرت بر فراز مرغزار
نغمه بلبل به روی شاخسار
باغ وبستانت همیشه پر ثمر
کشتزارانت، همه پر بار وبر
اصفهان نصف جهانش نام شد
اختر زیبایی اش بر بام شد
یک جهان می ارزد آن شیراز تو
کز لب حافظ سرود آواز تو
مشهد اما هست مارا همچو جان
می برد دیدار آن از کف عنان
در کنارنقشه شد جایش اگر
خال کنج لب برد دل بیشتر
مختصر کردم نکردم من بیان
از قم وتبریز و یزد و زاهدان...
مردمانی بامرام مختلف
دشمن دشمن ، به خویشان منعطف
کرد و ترک ولر، بلوچ و ترکمن
هم نوا مانند یک جان دربدن
بختیاری، گیلک و تات و عرب
بارک الله این همه همت عجب
گر نیامد نام دیگر درمیان
قافیه تنگ و زمان تنگ و زبان!
اسم تو " شیدا " اگر خواند بهشت
می شود آیا خطا بر او نوشت؟

@sheidaaaaa
مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست!
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
Forwarded from اشعار شیدایی
    ❤️❤️ "خون خدا"❤️❤️

چگونه می شود آخر که دلبری نکنم؟
وبر قبیله عشاق، سروری نکنم؟

چو ادعای بزرگی کنندعیاران،
چرا نشینم و دعوای رهبری نکنم؟

نگاه لعبت من کیمیای اعجاز است
در این معاشقه سودای مسگری نکنم!

نخواه! تاکه شود عرضه مذهب سالوس،
در این معامله من طرح کافری! نکنم،

هر آینه که شود صحبت شرافت اگر،
در این میانه چرا عزم مهتری نکنم؟

کدام اسوه واسطوره را اگر گفتی،
به خوان شهرت خود ذره پروری نکنم؟

به روی تخت شرافت نشستم و هرگز
برای عمر دوروزه قلندری نکنم!

چونقل بذل تن وجان وعرض و ناموس است
من از همه سرم اصلا برابری نکنم!

جزاز طریق من هرگزرفیق من نرود!
که درطریقت حق کارسرسری نکنم!

به نام، "خون خدایم"به نام او سوگند!
عدول از خط و مُهر پیمبری نکنم...

سخن به صدق وبه انصاف گفته ای "سید"
چگونه کار تورا خوب داوری نکنم؟

صله رواست به شعرت،اگرچه خودگوئی:
"که در مشاعره! دعوی شاعری نکنم"!



👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
👏3
هفته نامه وزین زیتون
👏3
دختر نازنینم:۲۶ تیرماه،در سومین سالگرد پرکشیدنت به وادی حیرت و جاودانگی، مانند همیشه و تا دیدار جمالت،بسیار دلتنگ توام،
عزیز دردانه من💔💔💔💔💔

آتشی افتاد در دل خانه وکاشانه را
رفت تا پَژمُردصحن ودامن ِگلخانه را

بی خبرآمدسوا کردوگرفت وپَرکشید
بُرد او رِندانه باخود دخترِ دُردانه را

بُرداوراتاکه آنجامجلس آرائی کند
گوشه ِچشمی ندیدآشوب این ویرانه را؟

مرغ دل کوکوزنان خواهد گریزد از قفس
کِی توان باورنمایم کوچ آن پروانه را؟

باتو ای جانم چه ازراز ِنَهان بگشوده اند؟
سَرکشیدی بی تامل تا تَه ِ پیمانه را

وه چه ها کردی! چه بودی!این چه وقت اوج بود؟
آشناراجای خود،هم سوختی بیگانه را

بُگذرد بسیار و آیند و روند و بگذرند!
چشم دنیا تا ببیند چون توئی فرزانه را

یا بِبَر یا باز آی وگو که در خوابیم ما!
یاخداصبری دهد این اُستُن ِحَنّانه را !

پدر دل شکسته ات🖤💔


👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
😢3
امروز ۲۵ آبان و فردا ۲۶ آبان یادآور دو ضایعه سخت و فراموش نشدنی برای من در دوسال متوالی است، در ۲۵ آبان سال ۱۳۹۵ مادر نازنینم - کسی که باشیره جانش به من زندگی بخشید- و در ۲۶ آبان سال ۱۳۹۶ مادر همسر مهربانم- هم او که با عصاره مهرش مرا وابسته محبتش کرد-را از دست دادم،روح هر دو عزیز دلم شاد و بهشت برین جایشان باد.💔🖤💔
           
بی تو هوا دم دارد آخر مادرمن
ابر دلم نم دارد آخر مادرمن
جمعی که مثل تویکی باخود ندارد
حتما یکی کم دارد آخر مادرمن
تاریک وتاراست آسمان خاطرمن
چون گرد ماتم دارد آخر مادرمن
دشت بهشتی را که بر من بی تو بخشند
حکم جهنم دارد آخر مادرمن
عیدوعزاوجشن وماتم بی وجودت
حزن محرم دارد آخر مادرمن
هرم نفسهایت نشان از معجزات
عیسای مریم دارد آخر مادرمن
درجبهه مهر و وفا عشق توجادر؛
خط مقدم دارد آخر مادر من
امروز طوفانی است حال ساحل دل،
غوغای مبرم دارد آخر مادرمن،
نام تو بر لبهای من جاری چو رود است
ذکر دمادم دارد آخر مادر من

             🌷🌷🌷🌷🌷🌷
👇 @sheidaaaaa 👇

🖋 📖  مجموعه اشعار سید حسین حسینی
👏4
«نوای غم»
درسوگ فرشته معصوم،ساجده جان
که تنها پانزده بهار عمر را پشت سر گذاشت!

ساجده، یکتای من ، تنهای من
شام تیره بی تو شد دنیای من
از چه از ما دل بریدی دخترم
دوریت هرگز نگردد باورم
کوه غم بر جان ما آوار شد
بین ما فرسنگها دیوار شد
دیدمت با حکم حکمت تاختی
طرح دیگر با  رفیق انداختی
نوجوانی و سفرهای دراز
دوری و پرواز پرسوز وگداز،
تو نگفتی، انتخابت زود بود؟
هرچه را اندوختم شد کوه دود؟
یا ندیدی بی قراری   پدر؟
چشمهای تر، نگاه سوی در؟
آ و آه وناله مادر ببین
اشک و خون دیده اش باهم عجین!...
باز آمد صبح و راه آشنا
کیف وکفشت جفت، می خواند ترا
توبیا که خانه دلتنگت شود!
باز کوچه مست آهنگت شود
با غروبت خانه بوی نم گرفت
مرغ بختمان نوای غم گرفت
باز شب شد، خواب بی تو خواب نیست
خواب نه، جز اضطراب ناب! نیست
چادر وسجاده افتاده جدا
پس کجا رفتی نمی آیی چرا
....آنچه مارا می کند امیدوار
که خدا بخشد به ما روزی قرار..


🖤💔🖤💔🖤💔

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
👏5
            
تقدیم به همه معلمان پاک نهاد و به امید سلامتی مدیر دلسوز ونیک مرام و معلم صمیمی ومهربان دوران تحصیلات مدرسه ام، استادان جناب یحیی ابراهیمی و جناب چنگیز امین زاده که به حد وسع خود، از علم و اخلاقشان آموختم.

معلم
خواستم تا قلم زنم با دل!
 مرغ احساس را دهم پرواز        
گفت عقلم پس از خدا که کنم،
شعر خود را به نام تو آغاز!  

میم اسمت نشان «معرفت» است
«عشق»، از عین نام تو ریزد
لام،«لبخند و لحن دلجویت»
از کلام تو «معجزه» خیزد!

دستهایت رفیق نیمکت و
آشنای قدیم تخته سیاه
خسته ازکاری و ولی خشنود
که کلام تو شد نشانه ی راه

تو به من واژه را شناساندی
با تومن تا به هر کجا رفتم!
پا به پا، پله پله،بالاتر،
پیش تر، تا خود خدارفتم!

گفته بودی کلاس یعنی راه
گفته بودی کتاب یعنی نور،
عقل را،حس ودید و باطن را
گفته ای می کند تعصب،کور

گفته ای
راستی است راه نجات
 سخت، از کینه و حسد بگریز
دور شو دور، از دروغ و ریا
آشتی جو نه راه جنگ وستیز

گفته بودی همه به گوش وبه هوش!
برتر از گوهر است شرم و ادب!
ارزش آدمی به دانش اوست
نه به سرمایه و تبار و نسب...

کاش می
شد دوباره برگردی
تا بخوانم بلند، شعر و سرود،
به تو از عمق جانمان گوییم،
سر صف،جملگی سلام و درود

حیف پاییزو ماه مهر قدیم
کاش می شد مداد را بویید!
به همان میل و اشتیاق و امید
کاش می شد کتاب رانوشید!

شود آیا دوباره بر گردم
به حیاط شلوغ  مدرسه؟
شیطنت،قهر و آشتی، لبخند
دل خوشی های آخر قصه!...

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
👏8👌1
🌺🌺🌺🌺🌺
                 معلم
خواستم تا قلم زنم با دل!
 مرغ احساس را دهم پرواز        
گفت عقلم پس از خدا که کنم،
شعر خود را به نام تو آغاز!  

میم اسمت نشان «معرفت» است
«عشق»، از عین نام تو ریزد
لام،«لبخند و لحن دلجویت»
از کلام تو «معجزه» خیزد!

دستهایت رفیق نیمکت و
آشنای قدیم تخته سیاه
خسته ازکاری و ولی خشنود
که کلام تو شد نشانه ی راه

تو به من واژه را شناساندی
با تومن تا به هر کجا رفتم!
پا به پا، پله پله،بالاتر،
پیش تر، تا خود خدارفتم!

گفته بودی کلاس یعنی راه
گفته بودی کتاب یعنی نور،
عقل را،حس ودید و باطن را
گفته ای می کند تعصب،کور

گفته ای
راستی است راه نجات
 سخت، از کینه و حسد بگریز
دور شو دور، از دروغ و ریا
آشتی جو نه راه جنگ وستیز

گفته بودی همه به گوش وبه هوش!
برتر از گوهر است شرم و ادب!
ارزش آدمی به دانش اوست
نه به سرمایه و تبار و نسب...

حیف پاییزو ماه مهر قدیم
کاش می شد مداد را بویید!
به همان میل و اشتیاق و امید
کاش می شد کتاب رانوشید!

کاش می
شد دوباره برگردی
تا بخوانم بلند، شعر و سرود،
به تو از عمق جانمان گوییم،
سر صف،جملگی سلام و درود

شود آیا دوباره بر گردم
به حیاط شلوغ  مدرسه؟
شیطنت،قهر و آشتی، لبخند
دل خوشی های آخر قصه!...

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
👏8👌1
Forwarded from تماشا
به دوست بزرگوار جناب مهندس حسین حسینی(شیدا) که همچنان سوگوار الهه‌اش می باشد.



ای مهربان‌ترین من ای جان راستین
رفتی، هزار بار دلم ریخت بر زمین

رفتی، هزار مرتبه در خود شکسته‌ام
پیشانی من است که هی، می‌خورد به چین

بر شانه‌های من غم بسیار ریخته
آه از دلم که می‌خورد از زندگی کمین

آه ای "الهه" بغض مرا همچنان بخوان
آه ای "الهه" داغ مرا همچنان ببین

"شیدایی‌ام" به کار نیامد، نگاه کن
تصویر اشک‌های مرا روی آستین

"صدّیقه‌ی" زمانه‌ی ما بودی و هنوز
دارم به یاد روی تو جان و دلی حزین

حالا من و حکایت دنباله‌دار من
حالا من و روایت این بغض آتشین

سوگند می‌خورم که در آیینه‌ای که نیست
تصویر چشم‌های تو بوده‌ست بهترین

حالا تو نیستی، به دلم می‌کنم نگاه
دارم به بیقراری خود همچنان یقین

از پنجره به کوچه‌ی خود خیره می‌شوم
دنیای بی تو مثل خرابه‌ست، نازنین

تقدیر من شده‌ست همین زرد رویی‌ام
تقویم را ببین که بهار من است، این

بر من که ذرّه، ذرّه به یاد تو سوختم
بیداد روزگار چه کرده؟ بیا، ببین

از دست روزگار در آن روز ناگزیر
آیینه‌ی تو بود که افتاد بر زمین



شعبان کرم‌دخت
       پاییز. ۱۴٠۴
       بابلسر
       کانال شعر من

@karamdokht
😢4🕊1
❤️پدر ❤️

کار، بی مدعا کند بابا
نه به قصد ریا کند بابا!

دختری یاپسر،ندارد فرق
جان برایت فداکند بابا

گرد غم تابه روی تو بیند!
گره از چهره واکند بابا

کیمیا را نخوانده! مس را نه،،.
خاک را هم طلا کند بابا

نیست پیغمبراو ولی دیدم!
شبه اعجازها کند بابا

اتفاقا اگر ادا ننمود
مهربانی، قضا کندبابا!

خستگی را به سخره می گیرد
کی به آن اعتنا کند بابا!

تاعزیزش غمی به دل گیرد
چه قیامت به پا کند بابا!

پیش مادر که مهر رخشان است
چون قمر اقتدا کند بابا....

خواهم از جان دوام وعزت تو
آنچه خواهی، خدا کند، بابا

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
👏6👍2🙏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعر خوانی ام در مراسم تجلیل از برادر بزرگ و پدر مقامم استاد شمس الدین حسینی
که به همت انجمن تبری سرایان استان مازندران، انجمن شعر درنا و اداره فرهنگ و ارشاد فریدونکنار برگزار شد.

👇👇👇 @sheidaaaaa
👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
👏4🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعر خوانی ام در مراسم تجلیل از برادر بزرگ و پدر مقامم استاد شمس الدین حسینی
که به همت انجمن تبری سرایان استان مازندران، انجمن شعر درنا و اداره فرهنگ و ارشاد فریدونکنار برگزار شد. قسمت ۲

👇👇👇 @sheidaaaaa
👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
👏5🙏2
...یک حرف بس است!

از حسین بن علی به محمد (حنفیه) پسر علی و هر کس از قبیلهٔ بنی‌هاشم که نزد اوست.

بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
امّا بَعد: فَکانَّ الدُّنیا لَمْ تَکُنْ وَ کانَّ الْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ وَ السَّلام.

«به نام خدای بخشندهٔ مهربان

باری، گویی هرگز دنیایی نبوده و گویا هماره آخرت است. بدرود.»

با تسلیت شهادت وپاسداشت یاد ونام آزاده ترین انسان تاریخ حضرت امام حسین (ع)
🖤🖤🖤🖤🖤

👇
@sheidaaaaa 👇
🖋 📖مجموعه اشعار سید حسین حسینی
🙏4