اشعار شیدایی
108 subscribers
60 photos
11 videos
1 file
2 links
مجموعه اشعار سید حسین حسینی
Download Telegram
شاعر ‏سرکار خانم مریم بیژنی،جاری الهه خانم
Forwarded from کانال شمس حسینی (شمس حسيني)
هوا ته که دنی دم دارنه دوننی
دتا چش میایی نم دارنه دوننی
مثل ته من هزار هزار بوینم
اللهه ای تره کم دارنه دوننی
شمس حسینی
Forwarded from کانال شمس حسینی (شمس حسيني)
آفتاب مار بورده شو بیه نمویی
مه دل تسه کهو بیه نمویی
ای شو بیا من و غم تا صواحی
بیته مه کشه خو بیه نمویی
شمس حسینی
Forwarded from کانال شمس حسینی (شمس حسيني)
من ای چتی امشو شو هاکنم شو
تا که ته پیرهن بو هاکنم بو
شو تا صب برمه برمه چش براهی
کنه بالشت سر خو هاکنم خو؟؟
شمس حسینی
آتشی افتاد در دل خانه وکاشانه را
رفت تا پَژمُردصحن ودامن ِگلخانه را

بی خبرآمدسوا کردوگرفت وپَرکشید
برد او رندانه باخود دختر دُردانه را

بُرداوراتاکه آنجامجلس آرائی کند
گوشه ِچشمی ندیدآشوب این ویرانه را؟

مرغ دل کوکوزنان خواهد گریزد از قفس
کِی توان باورنمایم کوچ آن پروانه را؟

باتو ای جانم چه ازراز ِنَهان بگشوده اند؟
سَرکشیدی بی تامل تا تَه ِ پیمانه را

بگذرد بسیارو آیند و روند و بگذرند
تاکه دنیا باز بیند چون توئی فرزانه را
وه! چه ها کردی! چه بودی!این چه وقت اوج بود؟
آشناراجای خود،هم سوختی بیگانه را

یا ببر یا باز آی وگو که در خوابیم ما!
یاخداصبری دهد این اُستُن ِحَنّانه را !

پدر دل شکسته ات🖤💔


👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
نماشتِه سر، مـــــــــه دل بَیّه هوایی
مه چش چش خو نَشییِه تا صواحی
خَور بیــــــــــــــــاردنه سَیّد الهـــــه
غــــــــــــدیرِ خُمِ روز بَیِّه الــــهــــی

قاسمعلی علی زاده افروزی

1401/4/28



👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
...پیشکشی‌ست به روح بلند و ملکوتی‌ اش. . .

دیشب قلم به دست گرفتم جنون رسید
هم جنسِ ناله‌ای که شب از بیستون رسید
شیرین سرانه در طلب جامِ می شدم
دردا که این پیاله‌ی آخر به خون رسید

یا ایهاالغزل تو بگو شرح چون کنم
این داغ را چگونه زجانم برون کنم
با یک دمِ مسیح اگر زنده میشدی
شرح عزا و گریه‌ی حواریون کنم

ما یک جهانِ مرده پرستیم بعدِ تو
دشنه غلافِ غنچه به دستیم بعدِ تو
میزانِ معرفت زِ تو خواندیم و ای دریغ
با گریه بر مزار نشستیم بعد تو

دیشب غمم به ظرفیت آسمان نبود
میلِ چمن به جانبِ سروِ چمان نبود
"دیشب دوباره از تو چه پنهان دلم گرفت
احساس در الـهه‌ی نـــاز ِ بنان نبـود"
در شعرِ من شکفت اگر خنده‌ای شکفت
لبخند بی ریایِ زنی مثل آن نبود

در کارِ خیر واله و شیداش می‌شدی
لبخند را بهانه‌ی زیباش می‌شدی
مادر اگر نشانه‌ی یک استعاره بود
تو مستعارِ زحمت دنیاش می‌شدی

حس میکنم که طاقتِ دنیا به تنگ شد
طعمِ شرابِ زندگی ام چون شرنگ شد
یادت بخیر حضرت مادر که بعدِ تو
نَبوَد مجال،شیشه صبرم به سنگ شد

لب برنهادی بر لب و خاموش گشته‌ای
بانگِ رحیل و نغمه‌ی چاوُوش گشته ای
ما را سیاوُوشانه نهادی شرر به جان
آتش برای سوگ سیاووش گشته ای

"باران به دامن است هوای گرفته را"
کاندر عزای آن گلِ بر باد رفته را
سوگند میخورم به مرامِ پرندگان
با او غمی نبود دو بالِ شکسته را

دارد زمان به پایِ مکان گریه میکند
بلبل ز داغِ سرو چمان گریه می کند
دردِ دل مرا اگر استاد می کشید
مثلِ غروب فرشچیان گریه می کند

این بار قرعه‌ی اَجل آمد به نام ما
نگذاشت زندگی شود آخر به کامِ ما
مرغِ سحر دوباره بیا ناله سر کن و
جز ناله نیست در غم ما التیام ما
در وصف تو دگر چه بگویم مجال کو
حافظ بگیر رشته شعر از کلام ما
"هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق"
"ثبت است بر جریده‌ی عالم دوام ما"

علی جوادی

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
ای دوست چه سخت،امتحانم کردی!
بر مرگ عزیز، نوحه خوانم کردی

داغی که به دل مرانهادی!دیدم،
انگشت نمای این وآنم کردی!

آوار غمش شکست پشتم را،هم
بر لشکر غم نگاهبانم کردی

خواهم نشود برای خلقی دیگر
آنی که به اهل و دودمانم کردی!

باخون جگر هرآنچه کِشتَم، بُردی
یک خرمن سوخته  ازآنم کردی!

باشد خبر خوشی برای من اگر،
گویند:که قصد ِقبض ِجانم کردی!

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
بعد تو "کوچه گل" کوچه پژمردن هاست!
آنچه در کوچه ببینی ، کجی گردن هاست

بعد تو "پنجره شهر" عجب دلگیر است!
خانه ات محفل دلتنگی و غم خوردن هاست

بعد تو خنده دگر روی لبی زیبا نیست!
آنچه زیباست خیال تو و دل بردن هاست!

دوستان هیچ! که بیگانه به سوگ تو نشست!
یاد تو مانع هرگونه دل آزردن هاست

وای این تیر! چه خون از رگ گل جاری کرد!
تیر وگرماش بلی!مانع گل کردن هاست!

گُل زدی خواهر من خوب به دروازه عشق
گُل زدن لازمه وشرط همه بردن هاست!

همه چون یاد تو در شهر به نیکی کردند،
رفتنت خاتمه ِ غائله ِمُردن هاست!

برادر دل شکسته ات، مهدی

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
غمی دارم فراوان،
سینه را خواهد که بشکافد ولی افسوس نتواند.
هواتار ونفس تنگ است،
سنگین است و
دل خواهدجَهَد
از داخل این دخمه ِسوزان و
جان خواهد کند پرواز از این کهنه مَغاک ِ سرد ِغمناک ِ نفس بُرّان.

میان زندگی بامرگ ماندن را که میداند؟
وَ میخواهم نداند تلخی وتنگی و دشواری ِ بودن، بی عزیزش را
خدایا تا دم آخر
وَ
هرکس هم که باشد من همین را باز می خواهم!

من اینجا شیوه ِ جانکاه ِ ماندن
در فراق ِمیوه ِجان ِعزیزم
را تنفس می کنم با  گریه های بی صدا،
آرام با یک چهره دیگر
مبادا آنچه میگویندشاید:
گریه مردی که باید آسیاب خانه راچون سنگ زیرین پرتوان باشد،
شود آوار برجان عزیزانش.
من اینجا بی دلیل از روی ناچاری ریاکاری کنم باتلخ' لبخندی، مبادا سست گردد پای همراهان من در این گذرگاه ِ هَراس انگیز!
گذرگاه مخوف ِحسّ دل تنگی به دیدار گل ِرویی که تکرارش به وقت صبح،
عصرو
شام،
حتی نیمه شب،
قاب ِخیالت را به هم می ریزد و
انگار دنیا را برایت می کندصدهابرابربدتراز زندان....

به هرجاو به هر چیزی که می آید به چشم وگوش و یاد و دل به سوی 
ذهن، چون بویی که از عطر ِ گُلی در یاد می ماند،
   کُنَد از حس و حال و یادگاری های رشک انگیز او درجان من تکرار
و
این تکرارها هر گاه،
روز و شب،
شود آوار بر جانم
وَ
چون بَختَک،
سر راه ِنفس را سخت می گیرد که صد ایکاش میشد می گرفت و می برید این معبرِ تنگ ِتنفّس را!

که میداند چه آمد بر سرم؟
صدبار نه بلکه هزاران بار بالاتر امید وآرزو دارم،
کسی هرگز نداند
انعکاس ِاین غریو ِشوم را از نای دیو ِبدسرشت ِمرگ ِبی هنگام و آنی،
مرگ ِ فرزند جوانش،
تانبود ِهیچ علت،جزلجاجت،جز جمود وجهل و خودخواهی که بازی می کندباجان انسان،
ازسر ِکوتاهی وغفلت،
تجارت تاکه اندوزد
ریالی بیشتر،
یابرسر ِ اِثبات ِخود......
بگذار وبگذر.........

باز اما من قراری داشتم،
  تااین که سرتاپا شوم تسلیم،
با هر آن چه او خواهد ،
که خود داده است وخود بستاند از من
او که دادار ِکریم است ورحیم ودوستدار ِبندگان خود،
ولی بابازی ِبازیگران ِمست
از میل و هوا و های و هوی بدسرانجامی که در دل داشته،
در سَر گرفته باد بدمستی.. چه گویم؟
...بازهم بگذار و بگذر......

جان من: القصه بشنو،
تاگلی برشاخ می روید،
تَذَروی نغمه می خواند،
صدای خنده های کودکی پرمیکند صحن و رواق زندگانی را،
نفس بایدکشیدو بودوشدپیگیر راه او به پاکی دیدن وپاکی سخن گفتن،
نگاه خیرخواهی داشتن،
پاکی عمل کردن،
که بایدزنده مانَداین نگاه پاک ِانسان آفرین وبارها تکثیر گردد،
تا بیایدجان ِپاک دیگری یاپاک جانانی شبیه او،
که این حال و هوا بسیار محتاجِ وجود ِنازنینان  مثل آن پاک ِ نجیب ِ پارسا باشد.
روانش شادمان ونام ویادش  ماندنی بادا!
🌑🌑🌑🌑🌑



👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
تو رفتی در نبودت شهر تنها شد، چه تنهایی!
و تابستان اینجا فصل سرما شد ،چه سرمایی!

میان قلبهای دوستانت یک تَرَک افتاد!
گلستان عزیزان مثل صحرا شد، چه صحرایی!

تمام روزهای بعد تو کوتاه و دلگیرند!
وشبهای پس از تو عین یلدا شد، چه یلدایی!

میان باغ و گُل ها دیده در خوابش ترا مادر
تمام خوابهایش شکل رویا شد، چه رویایی!

نگاهش بر نگاه افتاد و از عمق وجود خود
خدا بر بنده اش انگار شیدا شد، چه شیدایی!

ترا هر کودکی با چشمهای خیس می خواند
نبودی تا ببینی شهر تنها شد، چه تنهایی!

مهندس محمد فرخی


👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
سوزدلی است که تقدیم می کنم به دوست ارجمندم دبیر پاکدل و بااخلاق جناب آقای فریدون رضازاده
که در فاصله کوتاهی از درگذشت الهه جانم،در فقدان جوان برومندش آقامحمد عزیز به سوگ نشسته است.
هردو عزیز تنها سی بهارازعمرشان را دیده بودند.روانشان شاد باد.
🖤🖤🖤

بِرار بَدی فَلِک چیکار هاکِردِه؟
اَمِه سَرغِصه رِه آوار هاکردِه!
خنده رِه تِکِ سَر هومار هاکِرده!
تیر'بَزوهِه خارِه شکار هاکِردِه!

زِهِلِّه بِیاردِه روجا بَهیته!
تِه جا ریکا مِه جا کیجا بهیتِه!

بِرار، دِلِ دِلِه خون دَکِتِه خون!
چِشِه حَسری بَهِیِه سونِ اِندون!
بیخویی لینگ نَشِسِّه، بَیِّه مِهمون!
اَمِسِّه اَتّائِه صبح و نِماشون!

چِتی وِنِه بورِن باقیِ را رِه
کَتِل پِشتِ کَتِل، تاریکاتارِه

وَچونِه غم اَمارِه دور هاکِردِه!
بموچِنگوم بَزوماهورهاکِردِه!
قِرارا نَقشِه رِه ناجور هاکِردِه!
شِه تَل' بِیِه، بَهیتِه شور هاکِردِه!

هرجا اِشِمبی وِشونِه نِشونِه!
وِشونِه یاد اَمِه پیش اِنه شونِه!

پِسِرتِه قامِتا تِه هِمِّتِ دور
تِه مَظلومِیِّتا تِه غِرِتِه دور
دِتِرتِه صُحبِتا ته صورِتِ دور
تِه طاقِت کِه نِدارنِه قِمِتِ دور

شِمِه کِچ کِچکه وَچونِه بِلارِه
شِمه گُم بَئی اَرمونِه بلارِه

اِسا غَم با اَما دارنِه رِفاقت!
اَمارِه وِل نَکِندِه اَتّا ساعِت
وِنِه دَیِّن بِیاردِن صبرا طاقِت
بَوینیم تا چِه بونه این حکایِت

اگِر خِدا خواسِّه اَما بَموندیم!
شِه وَرکائونِسِّه لالا بَخوندیم!


👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
به شاعر ارجمند جناب مهندس سید حسین حسینی که الهه ی عزیز ش را در روز عید غدیر به خدا سپرد🌑🌑🌑


الهه " بال گشودوبه لا مکان پیوست!
بدون پرده بگویم به آسمان پیوست!!

به دست چرخ گزینش شدو پسندآمد
ازین زمانه به دنیای بی زمان پیوست!!

به زیر پای الهه بهشت واجب شد
ازین سراچه ی ترکیب به جنان پیوست!

شبیه نقطه ی نوری، ستاره شد آخر
فرشته گشت خرامان به کهکشان پیوست

چو رود رفت به دریا بگو چه پیش آمد؟!
چه شد اگر گل سرخی به بوستان پیوست؟!!
دریغ عالم و آدم زغم سیه پوشند
خلاصه روح درخشان به بی نشان پیوست!!

مهدی  مرتضوی درازکلا      بابل
چهارشنبه بیست وهشتم  تیر۱۴۰۱
@mortazavipoem
غزلی از سرکار خانم مریم بیژنی(جاری الهه جانم) که در مراسم سالگردش قرائت شد:
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
تو که راهی شدی،نمی فهمی
معنیِ بی قرار،یعنی چه؟!

تو سبکباری و،نمی دانی
شانه ی زیرِ بار،یعنی چه!

نورِ چشمانِ آسمانیِ تو
برنتابید،رنگِ دنیا را

مژه هایت، به ما نشان دادند
آسمان در حصار ،یعنی چه!

مادرت خواب دیده خندانی
دیده آموزگارِ قرآنی

شک ندارم که خوب میدانی
حکمتِ کردگار ،یعنی چه!

بی نوا، مثل شمع می سوزد
داغِ تو،حل نمی شود هرگز

مادرِ داغدیده،می فهمد
آهِ او بر مزار،یعنی چه؟!

پدرت هست ،غم مخور جانم
مثلِ کوهی،صبور و پابرجا

گرچه او بعدِ رفتنت فهمید
بغضِ تحتِ فشار،یعنی چه!

با تمام وجود ، حس کردند
طعم دلتنگی و، ندیدن را،

خواهرانت چه خوب، فهمیدند
اشکِ بی اختیار،یعنی چه!

قاب عکس تو را برادر با،
اشک چشمان خویش می شوید

بی وفا خواهرش چه می داند
حسرت بیشمار یعنی چه!

پسرت هم ،بدونِ دستانت
اولین گام خویش را ،برداشت

آه !بهتر که او نمی داند
معنیِ یادگار ، یعنی چه!

دخترت با سواد شد اما
مشق مادر به قلبش آتش زد

وای تینا چه زود فهمیده
معنی داغدار یعنی چه!

فارغ از حال و روز این دنیا،
محوِ یارِ بهشتی ات هستی؟!

مطمئنم که خوب میدانی
عشق پروردگار، یعنی چه!

باغت آنجا شکوفه باران است؟
باغت اینجا ولی،چه عرض کنم!؟

خوش به حالت که تو نمی‌فهمی
تلخی نوبهار یعنی چه!

چه بگویم من از ،متانت تو
از نگاهت حیا خجل می شد

وه !چه زیبا نشانمان، دادی
بانوی باوقار ، یعنی چه!

ای الهه ؛تو زنده ای زیرا
دل توزنده شد به عشق خدا

بعدِ یک سال ،خوب فهمیدیم
معنی ماندگار یعنی چه؟


👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
Forwarded from دکتر شهابی
روزز نامه ابتکار. سه شنبه ۱۷ امرداد ۱۴۰۲- هشتم اوت ۲۰۲۳ صفحه اول. یادداشت روز

مراسم سالگرد و فرهنگ کتابخوانی

سیف الرضا شهابی


چندی قبل به مراسم سالگرد مرحومه خانم سیده الهه حسینی رفته بودم خانمی جوان که با داشتن دو فرزند خردسال در سال گذشته ظاهرا به خاطر کم توجهی در تزریق واکسن کووید ۱۹ فوت کرده بود .
در مراسم ضمن تلاوتی از آیات شریفه قران و سخنرانی و خواندن شعر و مداحی ، از نکات قابل توجه، حرکتی فرهنگی که از سوی خانواده متوفی انجام گرفته بود و نظیر آن را تاکنون ندیده بودم .
برای رشد فرهنگ کتابخوانی حدود چهارصد جلد کتاب با عناوین و موضوعات متفاوت در روی میزی در کنار سالن اجتماعات چیده بودند تا شرکت کنندگان در مراسم به فراخور موضوع مورد علاقه اشان کتابی را بردارند و با انتقال به منزل مطالعه کنند .
گذشته از این که عده ای که از ظاهر شان مشخص بود چندان اهل مطالعه نیستند و از رایگان بودن کتاب ها سو استفاده کردند و به جای دریافت یک جلد ، چندین جلد را همراه خود بردند ولی در مجموع چیزی از اقدام مثبت و تحسین بر انگیز و نیت خیر صاحب عزا نمی کاهد . قطعا اجر معنوی توزیع کتاب در قالب اقدامی فرهنگی خیلی بیشتر از هزینه های جانبی و غیر مفیدی است که در چنین مراسمات انجام می گیرد.
در صفحه اول کتاب های اهدایی برای توضیح هدفشان از این اقدام، مطالب زیر به صورت چاپ شده نوشته شده بود :
“ دختر عزیز تر از جانم الهه جان
بر آن شدیم در اقدامی بدیع و برخلاف آداب و عادات برای نکو داشت یاد و خاطرت به جهت علاقه وافرت به کتابخوانی در سالروز سفرت به دیار جاودانگی ، به مهمانان ارجمند حاضر در مجلس یادبود کتاب تقدیم کنیم .
طیف کتاب های انتخابی از همان دستی است که به آن‌ها علاقه داشتی
از آنجا که همواره دنبال دانستن بودی و آفت انسان را در جهالت می دیدی و کمتر اتفاق می افتاد که تو را از کتاب جدا ببینم و به همین علت بود که در دهه های دوم و سوم عمر پر بارت به دور از نمایش های مرسوم عامه پسند که در آن ها لایه های خصوصی زندگی به تصور کشیده می شود در صفحه مجازی شخصی ات فقط دوازده کتاب را معرفی نموده ای تا این مهم را به ما یاد آوری کنی که
علم دریایی است بی حد و کنار
طالب علم است غواص بحار
گر هزاران سال باشد عمر او
می نگردد سیر او از جستجو
هم سیوال از علم خیزد هم جواب
هم چنانکه خار و گل از خاک و آب
ما اسم این اقدام را “ پویش الهه “ نام می نهیم و امیدواریم روزی این حرکت به جای رسوم کم اثر فراگیر شود و سنت کتابخوانی که فضیلتی فراموش شده جامعه ما است ، با اقداماتی مشابه ، گسترش یابد
مادر و پدر دلتنگت “
کتابخوانی فضیلتی است که از دیر باز در جامعه ما فراموش شده و حتی افراد با سواد ترجیح می دهند کمتر مطالعه کنند در صورتیکه با مطالعه هر کتاب به بسیاری از مسائل آگاهی پیدا می کنیم .
راه های گوناگون برای تشویق جامعه به مطالعه و توسعه کتابخوانی وجود دارد از جمله : اهدا کتاب در دیدارها به جای گل یا شیرینی و امثالهم، یکی از راه های توسعه کتابخوانی هم این است در مراسمات مختلف به جای هزینه های گزاف و کم اثر کتاب توزیع شود. ورود کتاب به هر خانه فضای آن خانه را تغییر خواهد داد و مشوقی برای مطالعه خواهد شد و نه یک نفر ، بلکه چندین نفر می توانند از یک کتاب استفاده کنند و جلوه ای خاص به فضای فرهنگی خانه می بخشد .
چه خوب است همه ما تصمیم بگیریم اهدا کتاب را اولویت نخست در روابط اجتماعی قرار بدهیم.
*زندگی چیست* بسته ای مبهم
خوشی و ناخوشی تنیده به هم
پهنه ناتراز و نامحدود
چوغباری مچاله در مه و دود
اول و انتهای آن تاریک
وسطش راه کوره ای باریک
دفتری بی شروع و بی پایان
سرکشی بد عنان و بی پالان!
این عجوزعروس صد داماد
نکند قلب شوهری را شاد!
مهرو کابین او غم و رنج است
فایده اش سه،هزینه اش پنج است
نه فقیر از نداری اش خشنود
نه غنی بی خطر به عیش آسود
آن یکی کو حریص بود به خورد
از طعام وشراب بهره نبرد
وآن که پر کرد دخل وانبانش
صد خلل آفرید در جانش
تا که شد گرم خانه ای به صفا
سرد کردش به زمهریر عزا
گر دهد خوب، خوبتر!ببرد
به کَتَش هیچ خواهشی نرود
اگر ایمن کند ترا ز گزند
یا که مهلت دهد به عمر بلند
نوحه خوان می شوی عزیزان را
درسها می دهی تو باران را!
یاکه در کودکی وفصل شباب
جمع آرد حساب توبه شتاب
رفتنت مایه غم دگران
گریه و مویه شبانگاهان
هرچه گشتم ندید ه ام یکجا
خوشی و مال و راحت دنیا
چشم تنگی کند به لبخندی
دشمن دوستی ودلبندی
قاتل صلح وطالب جنگ است
عجبا این چه رنگ وا رنگ است!
مختصر می کنم من القصه
تا قیامت به پاست این غصه
.
.
.
لیک ماییم و جبر وقدر حضور
نتوان ماند وروگرفت از نور
نور، مهر است وصلح و لطف و امان
دیدن خنده بر لب دگران
حذر از من به مانظر کردن
کار سخت زخود گذرکردن
آدمیزاده ایم و انسانیم
پس بر این عهد خویش می مانیم
نسزد آدم کمی باشیم!
یا کم از حد آدمی باشیم!
قصه ها را از عاشقی جوییم
غصه ها را به معرفت پوییم
چاره چون غیر هم صدایی نیست
گاه راهی به جز جدایی نیست!
دل نبندیم بر زیاد وکمش
صبر سازیم بر قضا و غمش

👇 @sheidaaaaa 👇

🖋 📖 سیدحسین حسینی
به شاعرارجمند جناب مهندس
سید حسین حسینی که دوسال قبل ،در عید غدیرو در ۲۶تیرماه،الهه ی خلدآشیانش را از دست داد !!

تیر در راه و نشانش سیّد!
تیر، آمد به زبانش سید

این قضایِ بدِ سرگردان را-
تو بکن خلع کمانش سید!

ای بلاچین! " به عمل بدکردی
داد ازدست جوانش سید

دلِ گِل سوخت ولی چاره نداشت!
نکند آه نهانش ، سیّد!

آن " الهه " شده هدیه به غدیر
سبز چون فاطمه (ع) خوانش سید!

داشت سیرت به تمامی عرشی
بُرده ای اوج ِمکانش سید!

توسنِ چرخ که بد کرد به تو-
تا قیامت بدوانش سید!

"سائلِ فاتحه و یاسین است"۱
صلواتی به روانش...  سیّد!!

مهدی مرتضوی درازکلا    بابل
دوشنبه بیست و هشتم خرداد     ۱۴۰۳ش
روز عید قربان
@mortazavipoem
۱-از پروین اعتصامی است
بی تو  نه تُرنجِ شهرِ بابل گل داد

نه بیشه ی آمل سمن و سنبل داد

نه قاصدک از غمت در آغازِ بهار

ما  را  خبر از   آمدنِ   بلبل  داد

سروده شاعر ارجمندرباعی سرا استادحسن قربانی گل باغدشتی،

به مناسبت ۲۶ تیر دومین سالروز سفر فرشته زمینی مان به دیار جاودانگى .
روحش شاد، یادش جاودان
🖤💔🖤💔🖤💔🖤💔

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی