🌑تقدیم به جناب مهندس سید حسین حسینی که در روز عید غدیر " الهه " ی جوان خود را در خاک به خدا سپرد!!
از عرش فرشته ی شهیر آمده است
شد هدیه ستان ! چه بی نظیر آمده است!
وقت است " الهه " را توتقدیم کنی!
سیِّد ! به علی عید غدیر آمده است !!
مهدی مرتضوی درازکلا بابل
دوشنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۱
@mortazavipoem
از عرش فرشته ی شهیر آمده است
شد هدیه ستان ! چه بی نظیر آمده است!
وقت است " الهه " را توتقدیم کنی!
سیِّد ! به علی عید غدیر آمده است !!
مهدی مرتضوی درازکلا بابل
دوشنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۱
@mortazavipoem
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
اگر به پایِ مَه و مهر در جهان گردیم/
به صد چراغ نیابیم آنچه گُم کردیم/
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
سوگباد به خانواده هایِ ارجمندِ حسینی؛
شهیری و نوروزی........
پیام بسیار درد انگیز و مویه خیز است...
در نقطه یِ عطفِ هُرمِ تموزِ دَم سوز؛
مادری جوان و مهربانویی مهربان در
فراسویِ آسمانِ عاطفت با فرشتگانِ
سعادت همنشین شده که نبودِ شفقتِ
مادرانه اش را هیج بودی پُر نمی کند...
آرتادُختِ دلبندِ جناب مهندس حسینی؛
پسرداییِ گرامی ام؛ محنت سرایِ سپنج
را بدرود گفت و چهره در پرده یِ خاکِ
تیره کشید؛ ژرفایِ این رویداد به اندازه
ایست که خامه از نوشتار و زبان از گفتار
به ستوه می آید و تنها می توانیم در
اندوهِ سُترگِ آن مهربانویِ بزرگ با شما
دانشی مردِ فرزان دل؛ مهربان مهندس
حسینیِ گرامی؛همدلی و همدردی نماییم
و به آرامشِ و شکیبایی تان بهمراهِ
خانواده یِ سوگوار بویژه همسرِ داغدیده
آرمان داشته باشیم.......
اندوهتان کاسته باد..........
و سرایِ جاویدش آباد..........
همبسته یِ سوگوارت؛داریوشِ مرتضوی
اگر به پایِ مَه و مهر در جهان گردیم/
به صد چراغ نیابیم آنچه گُم کردیم/
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
سوگباد به خانواده هایِ ارجمندِ حسینی؛
شهیری و نوروزی........
پیام بسیار درد انگیز و مویه خیز است...
در نقطه یِ عطفِ هُرمِ تموزِ دَم سوز؛
مادری جوان و مهربانویی مهربان در
فراسویِ آسمانِ عاطفت با فرشتگانِ
سعادت همنشین شده که نبودِ شفقتِ
مادرانه اش را هیج بودی پُر نمی کند...
آرتادُختِ دلبندِ جناب مهندس حسینی؛
پسرداییِ گرامی ام؛ محنت سرایِ سپنج
را بدرود گفت و چهره در پرده یِ خاکِ
تیره کشید؛ ژرفایِ این رویداد به اندازه
ایست که خامه از نوشتار و زبان از گفتار
به ستوه می آید و تنها می توانیم در
اندوهِ سُترگِ آن مهربانویِ بزرگ با شما
دانشی مردِ فرزان دل؛ مهربان مهندس
حسینیِ گرامی؛همدلی و همدردی نماییم
و به آرامشِ و شکیبایی تان بهمراهِ
خانواده یِ سوگوار بویژه همسرِ داغدیده
آرمان داشته باشیم.......
اندوهتان کاسته باد..........
و سرایِ جاویدش آباد..........
همبسته یِ سوگوارت؛داریوشِ مرتضوی
Forwarded from حسن قربانی گل باغدشتی
گُلچینِ زمانه دستش اندر کار است
در چیدنِ گُل مَهارتش بسیار است
امروز، گلی به دستِ وی پَرپَر شد
کز غم دل و دیدگانِ ما خونبار است
خداوند به خانواده بویژه مادرش صبر بده
در چیدنِ گُل مَهارتش بسیار است
امروز، گلی به دستِ وی پَرپَر شد
کز غم دل و دیدگانِ ما خونبار است
خداوند به خانواده بویژه مادرش صبر بده
صد خانه ز رفتنت دگرگون شده است/
صد دیده و دل ز داغ تو خون شده است/
پرواز سریع نیک خویان جهان/
از روی زمین شبیه قانون شده است.
*
در راه خدا خوب رعایت کردی/
از کودک بیکاره حمایت کردی/
شاید که خدا برای خود ساخت تورا/
وقتی که تورا خواند اجابت کردی/
**
نماشون اَبر واری برمه کمبه/
صواحی بی قراری برمه کمبه/
چِتی مه شو بونه روزه ندوندی/
همش درمه تناری برمه کمبه/
***
مه چش بی ته دیگه خو ره نخوانه/
ونوشه یِ بِک و بوره نخوانه/
ته مار بوردی اتا اِفتاب واری/
دیگه بی ته مه چش سوره نخوانه.
***
سلام به دوست بسیار عزیز و ارزشمندم مهندس حسینی و تقدیم به روح خواهر زاده آسمانیم.
(مهندس محمد فرخی)
صد دیده و دل ز داغ تو خون شده است/
پرواز سریع نیک خویان جهان/
از روی زمین شبیه قانون شده است.
*
در راه خدا خوب رعایت کردی/
از کودک بیکاره حمایت کردی/
شاید که خدا برای خود ساخت تورا/
وقتی که تورا خواند اجابت کردی/
**
نماشون اَبر واری برمه کمبه/
صواحی بی قراری برمه کمبه/
چِتی مه شو بونه روزه ندوندی/
همش درمه تناری برمه کمبه/
***
مه چش بی ته دیگه خو ره نخوانه/
ونوشه یِ بِک و بوره نخوانه/
ته مار بوردی اتا اِفتاب واری/
دیگه بی ته مه چش سوره نخوانه.
***
سلام به دوست بسیار عزیز و ارزشمندم مهندس حسینی و تقدیم به روح خواهر زاده آسمانیم.
(مهندس محمد فرخی)
🥀🥀🥀🥀🥀🥀
تقدیم
به روح پاک الهه نازنین فرزند دلبند جناب سید حسین حسینی
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
یک شب آمد با قساوت خرمنم را باد برد
نانجیبانه مرا آن نانجیب از یاد برد
موج پشت موج سرکوبید روی سینه ام
رو به غرقابی بزرگ از ساحل آزاد برد
سیل شد هر نم نم باران به روی خانه، ا م
سیل ویرانگر مرا از منزل آباد برد
آنکه پروردم به جان ،ای وای از من دور شد
باغ گلهای مرا باد خزان ای داد برد
آنچه را که داد با نامهربانی پس گرفت
هرکه را مهرش درون سینه ام افتاد برد
آنکه عمری مهربانانه به گوشم خواند .حیف
بی وفایی پیشه کرده ست و مرا ازیاد .برد,
عطیه مرتضوی
🥀🥀🥀🥀🥀
تقدیم به دوست و خواهر م
صدیقه عزیزِ محزون
🥀🥀🥀🥀🥀🥀
چگونه دلتنگ نباشم
وقتی
نبودنت همه جای این خانه ماسیده است
چگونه بگذرم
از روز هایی که همپای چشمانم دلتنگ است
به خيابان ميزنم
اسمت را از هر رهگذري ميشنوم
شهر عطر تو را ميدهد
بر ديوارها عكس توست
جواب کودکت را چه بدهم نوگل پژمرده ام
كاش جهان متوقف ميشد
کاش
ساعت بر می گشت
عطیه مرتضوی
https://t.me/atiye_mortazavi_95
تقدیم
به روح پاک الهه نازنین فرزند دلبند جناب سید حسین حسینی
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
یک شب آمد با قساوت خرمنم را باد برد
نانجیبانه مرا آن نانجیب از یاد برد
موج پشت موج سرکوبید روی سینه ام
رو به غرقابی بزرگ از ساحل آزاد برد
سیل شد هر نم نم باران به روی خانه، ا م
سیل ویرانگر مرا از منزل آباد برد
آنکه پروردم به جان ،ای وای از من دور شد
باغ گلهای مرا باد خزان ای داد برد
آنچه را که داد با نامهربانی پس گرفت
هرکه را مهرش درون سینه ام افتاد برد
آنکه عمری مهربانانه به گوشم خواند .حیف
بی وفایی پیشه کرده ست و مرا ازیاد .برد,
عطیه مرتضوی
🥀🥀🥀🥀🥀
تقدیم به دوست و خواهر م
صدیقه عزیزِ محزون
🥀🥀🥀🥀🥀🥀
چگونه دلتنگ نباشم
وقتی
نبودنت همه جای این خانه ماسیده است
چگونه بگذرم
از روز هایی که همپای چشمانم دلتنگ است
به خيابان ميزنم
اسمت را از هر رهگذري ميشنوم
شهر عطر تو را ميدهد
بر ديوارها عكس توست
جواب کودکت را چه بدهم نوگل پژمرده ام
كاش جهان متوقف ميشد
کاش
ساعت بر می گشت
عطیه مرتضوی
https://t.me/atiye_mortazavi_95
ته پره و ماره چش خونابه بَیه
ز داغ نازنین الهه بَیه
ته بوردن بئیه آوار واری
ماره سره چه زود خرابه بَیه
...روحشان شاد و جایش مینو.....رقیه فرخی.🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
ز داغ نازنین الهه بَیه
ته بوردن بئیه آوار واری
ماره سره چه زود خرابه بَیه
...روحشان شاد و جایش مینو.....رقیه فرخی.🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
Forwarded from کانال شمس حسینی (شمس حسيني)
ته سرپیشه کوتر بومه دگردی
امیره شه گوهر بومه دگردی
ککی ماره واری پیجمه ته دور
بد جوری کوره گر بومه دگردی
شمس حسینی
امیره شه گوهر بومه دگردی
ککی ماره واری پیجمه ته دور
بد جوری کوره گر بومه دگردی
شمس حسینی
Forwarded from کانال شمس حسینی (شمس حسيني)
هوا ته که دنی دم دارنه دوننی
دتا چش میایی نم دارنه دوننی
مثل ته من هزار هزار بوینم
اللهه ای تره کم دارنه دوننی
شمس حسینی
دتا چش میایی نم دارنه دوننی
مثل ته من هزار هزار بوینم
اللهه ای تره کم دارنه دوننی
شمس حسینی
Forwarded from کانال شمس حسینی (شمس حسيني)
آفتاب مار بورده شو بیه نمویی
مه دل تسه کهو بیه نمویی
ای شو بیا من و غم تا صواحی
بیته مه کشه خو بیه نمویی
شمس حسینی
مه دل تسه کهو بیه نمویی
ای شو بیا من و غم تا صواحی
بیته مه کشه خو بیه نمویی
شمس حسینی
Forwarded from کانال شمس حسینی (شمس حسيني)
من ای چتی امشو شو هاکنم شو
تا که ته پیرهن بو هاکنم بو
شو تا صب برمه برمه چش براهی
کنه بالشت سر خو هاکنم خو؟؟
شمس حسینی
تا که ته پیرهن بو هاکنم بو
شو تا صب برمه برمه چش براهی
کنه بالشت سر خو هاکنم خو؟؟
شمس حسینی
آتشی افتاد در دل خانه وکاشانه را
رفت تا پَژمُردصحن ودامن ِگلخانه را
بی خبرآمدسوا کردوگرفت وپَرکشید
برد او رندانه باخود دختر دُردانه را
بُرداوراتاکه آنجامجلس آرائی کند
گوشه ِچشمی ندیدآشوب این ویرانه را؟
مرغ دل کوکوزنان خواهد گریزد از قفس
کِی توان باورنمایم کوچ آن پروانه را؟
باتو ای جانم چه ازراز ِنَهان بگشوده اند؟
سَرکشیدی بی تامل تا تَه ِ پیمانه را
بگذرد بسیارو آیند و روند و بگذرند
تاکه دنیا باز بیند چون توئی فرزانه را
وه! چه ها کردی! چه بودی!این چه وقت اوج بود؟
آشناراجای خود،هم سوختی بیگانه را
یا ببر یا باز آی وگو که در خوابیم ما!
یاخداصبری دهد این اُستُن ِحَنّانه را !
پدر دل شکسته ات🖤💔
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
رفت تا پَژمُردصحن ودامن ِگلخانه را
بی خبرآمدسوا کردوگرفت وپَرکشید
برد او رندانه باخود دختر دُردانه را
بُرداوراتاکه آنجامجلس آرائی کند
گوشه ِچشمی ندیدآشوب این ویرانه را؟
مرغ دل کوکوزنان خواهد گریزد از قفس
کِی توان باورنمایم کوچ آن پروانه را؟
باتو ای جانم چه ازراز ِنَهان بگشوده اند؟
سَرکشیدی بی تامل تا تَه ِ پیمانه را
بگذرد بسیارو آیند و روند و بگذرند
تاکه دنیا باز بیند چون توئی فرزانه را
وه! چه ها کردی! چه بودی!این چه وقت اوج بود؟
آشناراجای خود،هم سوختی بیگانه را
یا ببر یا باز آی وگو که در خوابیم ما!
یاخداصبری دهد این اُستُن ِحَنّانه را !
پدر دل شکسته ات🖤💔
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
نماشتِه سر، مـــــــــه دل بَیّه هوایی
مه چش چش خو نَشییِه تا صواحی
خَور بیــــــــــــــــاردنه سَیّد الهـــــه
غــــــــــــدیرِ خُمِ روز بَیِّه الــــهــــی
✍قاسمعلی علی زاده افروزی
1401/4/28
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
مه چش چش خو نَشییِه تا صواحی
خَور بیــــــــــــــــاردنه سَیّد الهـــــه
غــــــــــــدیرِ خُمِ روز بَیِّه الــــهــــی
✍قاسمعلی علی زاده افروزی
1401/4/28
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
...پیشکشیست به روح بلند و ملکوتی اش. . .
دیشب قلم به دست گرفتم جنون رسید
هم جنسِ نالهای که شب از بیستون رسید
شیرین سرانه در طلب جامِ می شدم
دردا که این پیالهی آخر به خون رسید
یا ایهاالغزل تو بگو شرح چون کنم
این داغ را چگونه زجانم برون کنم
با یک دمِ مسیح اگر زنده میشدی
شرح عزا و گریهی حواریون کنم
ما یک جهانِ مرده پرستیم بعدِ تو
دشنه غلافِ غنچه به دستیم بعدِ تو
میزانِ معرفت زِ تو خواندیم و ای دریغ
با گریه بر مزار نشستیم بعد تو
دیشب غمم به ظرفیت آسمان نبود
میلِ چمن به جانبِ سروِ چمان نبود
"دیشب دوباره از تو چه پنهان دلم گرفت
احساس در الـههی نـــاز ِ بنان نبـود"
در شعرِ من شکفت اگر خندهای شکفت
لبخند بی ریایِ زنی مثل آن نبود
در کارِ خیر واله و شیداش میشدی
لبخند را بهانهی زیباش میشدی
مادر اگر نشانهی یک استعاره بود
تو مستعارِ زحمت دنیاش میشدی
حس میکنم که طاقتِ دنیا به تنگ شد
طعمِ شرابِ زندگی ام چون شرنگ شد
یادت بخیر حضرت مادر که بعدِ تو
نَبوَد مجال،شیشه صبرم به سنگ شد
لب برنهادی بر لب و خاموش گشتهای
بانگِ رحیل و نغمهی چاوُوش گشته ای
ما را سیاوُوشانه نهادی شرر به جان
آتش برای سوگ سیاووش گشته ای
"باران به دامن است هوای گرفته را"
کاندر عزای آن گلِ بر باد رفته را
سوگند میخورم به مرامِ پرندگان
با او غمی نبود دو بالِ شکسته را
دارد زمان به پایِ مکان گریه میکند
بلبل ز داغِ سرو چمان گریه می کند
دردِ دل مرا اگر استاد می کشید
مثلِ غروب فرشچیان گریه می کند
این بار قرعهی اَجل آمد به نام ما
نگذاشت زندگی شود آخر به کامِ ما
مرغِ سحر دوباره بیا ناله سر کن و
جز ناله نیست در غم ما التیام ما
در وصف تو دگر چه بگویم مجال کو
حافظ بگیر رشته شعر از کلام ما
"هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق"
"ثبت است بر جریدهی عالم دوام ما"
علی جوادی
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
دیشب قلم به دست گرفتم جنون رسید
هم جنسِ نالهای که شب از بیستون رسید
شیرین سرانه در طلب جامِ می شدم
دردا که این پیالهی آخر به خون رسید
یا ایهاالغزل تو بگو شرح چون کنم
این داغ را چگونه زجانم برون کنم
با یک دمِ مسیح اگر زنده میشدی
شرح عزا و گریهی حواریون کنم
ما یک جهانِ مرده پرستیم بعدِ تو
دشنه غلافِ غنچه به دستیم بعدِ تو
میزانِ معرفت زِ تو خواندیم و ای دریغ
با گریه بر مزار نشستیم بعد تو
دیشب غمم به ظرفیت آسمان نبود
میلِ چمن به جانبِ سروِ چمان نبود
"دیشب دوباره از تو چه پنهان دلم گرفت
احساس در الـههی نـــاز ِ بنان نبـود"
در شعرِ من شکفت اگر خندهای شکفت
لبخند بی ریایِ زنی مثل آن نبود
در کارِ خیر واله و شیداش میشدی
لبخند را بهانهی زیباش میشدی
مادر اگر نشانهی یک استعاره بود
تو مستعارِ زحمت دنیاش میشدی
حس میکنم که طاقتِ دنیا به تنگ شد
طعمِ شرابِ زندگی ام چون شرنگ شد
یادت بخیر حضرت مادر که بعدِ تو
نَبوَد مجال،شیشه صبرم به سنگ شد
لب برنهادی بر لب و خاموش گشتهای
بانگِ رحیل و نغمهی چاوُوش گشته ای
ما را سیاوُوشانه نهادی شرر به جان
آتش برای سوگ سیاووش گشته ای
"باران به دامن است هوای گرفته را"
کاندر عزای آن گلِ بر باد رفته را
سوگند میخورم به مرامِ پرندگان
با او غمی نبود دو بالِ شکسته را
دارد زمان به پایِ مکان گریه میکند
بلبل ز داغِ سرو چمان گریه می کند
دردِ دل مرا اگر استاد می کشید
مثلِ غروب فرشچیان گریه می کند
این بار قرعهی اَجل آمد به نام ما
نگذاشت زندگی شود آخر به کامِ ما
مرغِ سحر دوباره بیا ناله سر کن و
جز ناله نیست در غم ما التیام ما
در وصف تو دگر چه بگویم مجال کو
حافظ بگیر رشته شعر از کلام ما
"هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق"
"ثبت است بر جریدهی عالم دوام ما"
علی جوادی
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
ای دوست چه سخت،امتحانم کردی!
بر مرگ عزیز، نوحه خوانم کردی
داغی که به دل مرانهادی!دیدم،
انگشت نمای این وآنم کردی!
آوار غمش شکست پشتم را،هم
بر لشکر غم نگاهبانم کردی
خواهم نشود برای خلقی دیگر
آنی که به اهل و دودمانم کردی!
باخون جگر هرآنچه کِشتَم، بُردی
یک خرمن سوخته ازآنم کردی!
باشد خبر خوشی برای من اگر،
گویند:که قصد ِقبض ِجانم کردی!
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
بر مرگ عزیز، نوحه خوانم کردی
داغی که به دل مرانهادی!دیدم،
انگشت نمای این وآنم کردی!
آوار غمش شکست پشتم را،هم
بر لشکر غم نگاهبانم کردی
خواهم نشود برای خلقی دیگر
آنی که به اهل و دودمانم کردی!
باخون جگر هرآنچه کِشتَم، بُردی
یک خرمن سوخته ازآنم کردی!
باشد خبر خوشی برای من اگر،
گویند:که قصد ِقبض ِجانم کردی!
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
بعد تو "کوچه گل" کوچه پژمردن هاست!
آنچه در کوچه ببینی ، کجی گردن هاست
بعد تو "پنجره شهر" عجب دلگیر است!
خانه ات محفل دلتنگی و غم خوردن هاست
بعد تو خنده دگر روی لبی زیبا نیست!
آنچه زیباست خیال تو و دل بردن هاست!
دوستان هیچ! که بیگانه به سوگ تو نشست!
یاد تو مانع هرگونه دل آزردن هاست
وای این تیر! چه خون از رگ گل جاری کرد!
تیر وگرماش بلی!مانع گل کردن هاست!
گُل زدی خواهر من خوب به دروازه عشق
گُل زدن لازمه وشرط همه بردن هاست!
همه چون یاد تو در شهر به نیکی کردند،
رفتنت خاتمه ِ غائله ِمُردن هاست!
برادر دل شکسته ات، مهدی
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
آنچه در کوچه ببینی ، کجی گردن هاست
بعد تو "پنجره شهر" عجب دلگیر است!
خانه ات محفل دلتنگی و غم خوردن هاست
بعد تو خنده دگر روی لبی زیبا نیست!
آنچه زیباست خیال تو و دل بردن هاست!
دوستان هیچ! که بیگانه به سوگ تو نشست!
یاد تو مانع هرگونه دل آزردن هاست
وای این تیر! چه خون از رگ گل جاری کرد!
تیر وگرماش بلی!مانع گل کردن هاست!
گُل زدی خواهر من خوب به دروازه عشق
گُل زدن لازمه وشرط همه بردن هاست!
همه چون یاد تو در شهر به نیکی کردند،
رفتنت خاتمه ِ غائله ِمُردن هاست!
برادر دل شکسته ات، مهدی
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
غمی دارم فراوان،
سینه را خواهد که بشکافد ولی افسوس نتواند.
هواتار ونفس تنگ است،
سنگین است و
دل خواهدجَهَد
از داخل این دخمه ِسوزان و
جان خواهد کند پرواز از این کهنه مَغاک ِ سرد ِغمناک ِ نفس بُرّان.
میان زندگی بامرگ ماندن را که میداند؟
وَ میخواهم نداند تلخی وتنگی و دشواری ِ بودن، بی عزیزش را
خدایا تا دم آخر
وَ
هرکس هم که باشد من همین را باز می خواهم!
من اینجا شیوه ِ جانکاه ِ ماندن
در فراق ِمیوه ِجان ِعزیزم
را تنفس می کنم با گریه های بی صدا،
آرام با یک چهره دیگر
مبادا آنچه میگویندشاید:
گریه مردی که باید آسیاب خانه راچون سنگ زیرین پرتوان باشد،
شود آوار برجان عزیزانش.
من اینجا بی دلیل از روی ناچاری ریاکاری کنم باتلخ' لبخندی، مبادا سست گردد پای همراهان من در این گذرگاه ِ هَراس انگیز!
گذرگاه مخوف ِحسّ دل تنگی به دیدار گل ِرویی که تکرارش به وقت صبح،
عصرو
شام،
حتی نیمه شب،
قاب ِخیالت را به هم می ریزد و
انگار دنیا را برایت می کندصدهابرابربدتراز زندان....
به هرجاو به هر چیزی که می آید به چشم وگوش و یاد و دل به سوی
ذهن، چون بویی که از عطر ِ گُلی در یاد می ماند،
کُنَد از حس و حال و یادگاری های رشک انگیز او درجان من تکرار
و
این تکرارها هر گاه،
روز و شب،
شود آوار بر جانم
وَ
چون بَختَک،
سر راه ِنفس را سخت می گیرد که صد ایکاش میشد می گرفت و می برید این معبرِ تنگ ِتنفّس را!
که میداند چه آمد بر سرم؟
صدبار نه بلکه هزاران بار بالاتر امید وآرزو دارم،
کسی هرگز نداند
انعکاس ِاین غریو ِشوم را از نای دیو ِبدسرشت ِمرگ ِبی هنگام و آنی،
مرگ ِ فرزند جوانش،
تانبود ِهیچ علت،جزلجاجت،جز جمود وجهل و خودخواهی که بازی می کندباجان انسان،
ازسر ِکوتاهی وغفلت،
تجارت تاکه اندوزد
ریالی بیشتر،
یابرسر ِ اِثبات ِخود......
بگذار وبگذر.........
باز اما من قراری داشتم،
تااین که سرتاپا شوم تسلیم،
با هر آن چه او خواهد ،
که خود داده است وخود بستاند از من
او که دادار ِکریم است ورحیم ودوستدار ِبندگان خود،
ولی بابازی ِبازیگران ِمست
از میل و هوا و های و هوی بدسرانجامی که در دل داشته،
در سَر گرفته باد بدمستی.. چه گویم؟
...بازهم بگذار و بگذر......
جان من: القصه بشنو،
تاگلی برشاخ می روید،
تَذَروی نغمه می خواند،
صدای خنده های کودکی پرمیکند صحن و رواق زندگانی را،
نفس بایدکشیدو بودوشدپیگیر راه او به پاکی دیدن وپاکی سخن گفتن،
نگاه خیرخواهی داشتن،
پاکی عمل کردن،
که بایدزنده مانَداین نگاه پاک ِانسان آفرین وبارها تکثیر گردد،
تا بیایدجان ِپاک دیگری یاپاک جانانی شبیه او،
که این حال و هوا بسیار محتاجِ وجود ِنازنینان مثل آن پاک ِ نجیب ِ پارسا باشد.
روانش شادمان ونام ویادش ماندنی بادا!
🌑🌑🌑🌑🌑
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
سینه را خواهد که بشکافد ولی افسوس نتواند.
هواتار ونفس تنگ است،
سنگین است و
دل خواهدجَهَد
از داخل این دخمه ِسوزان و
جان خواهد کند پرواز از این کهنه مَغاک ِ سرد ِغمناک ِ نفس بُرّان.
میان زندگی بامرگ ماندن را که میداند؟
وَ میخواهم نداند تلخی وتنگی و دشواری ِ بودن، بی عزیزش را
خدایا تا دم آخر
وَ
هرکس هم که باشد من همین را باز می خواهم!
من اینجا شیوه ِ جانکاه ِ ماندن
در فراق ِمیوه ِجان ِعزیزم
را تنفس می کنم با گریه های بی صدا،
آرام با یک چهره دیگر
مبادا آنچه میگویندشاید:
گریه مردی که باید آسیاب خانه راچون سنگ زیرین پرتوان باشد،
شود آوار برجان عزیزانش.
من اینجا بی دلیل از روی ناچاری ریاکاری کنم باتلخ' لبخندی، مبادا سست گردد پای همراهان من در این گذرگاه ِ هَراس انگیز!
گذرگاه مخوف ِحسّ دل تنگی به دیدار گل ِرویی که تکرارش به وقت صبح،
عصرو
شام،
حتی نیمه شب،
قاب ِخیالت را به هم می ریزد و
انگار دنیا را برایت می کندصدهابرابربدتراز زندان....
به هرجاو به هر چیزی که می آید به چشم وگوش و یاد و دل به سوی
ذهن، چون بویی که از عطر ِ گُلی در یاد می ماند،
کُنَد از حس و حال و یادگاری های رشک انگیز او درجان من تکرار
و
این تکرارها هر گاه،
روز و شب،
شود آوار بر جانم
وَ
چون بَختَک،
سر راه ِنفس را سخت می گیرد که صد ایکاش میشد می گرفت و می برید این معبرِ تنگ ِتنفّس را!
که میداند چه آمد بر سرم؟
صدبار نه بلکه هزاران بار بالاتر امید وآرزو دارم،
کسی هرگز نداند
انعکاس ِاین غریو ِشوم را از نای دیو ِبدسرشت ِمرگ ِبی هنگام و آنی،
مرگ ِ فرزند جوانش،
تانبود ِهیچ علت،جزلجاجت،جز جمود وجهل و خودخواهی که بازی می کندباجان انسان،
ازسر ِکوتاهی وغفلت،
تجارت تاکه اندوزد
ریالی بیشتر،
یابرسر ِ اِثبات ِخود......
بگذار وبگذر.........
باز اما من قراری داشتم،
تااین که سرتاپا شوم تسلیم،
با هر آن چه او خواهد ،
که خود داده است وخود بستاند از من
او که دادار ِکریم است ورحیم ودوستدار ِبندگان خود،
ولی بابازی ِبازیگران ِمست
از میل و هوا و های و هوی بدسرانجامی که در دل داشته،
در سَر گرفته باد بدمستی.. چه گویم؟
...بازهم بگذار و بگذر......
جان من: القصه بشنو،
تاگلی برشاخ می روید،
تَذَروی نغمه می خواند،
صدای خنده های کودکی پرمیکند صحن و رواق زندگانی را،
نفس بایدکشیدو بودوشدپیگیر راه او به پاکی دیدن وپاکی سخن گفتن،
نگاه خیرخواهی داشتن،
پاکی عمل کردن،
که بایدزنده مانَداین نگاه پاک ِانسان آفرین وبارها تکثیر گردد،
تا بیایدجان ِپاک دیگری یاپاک جانانی شبیه او،
که این حال و هوا بسیار محتاجِ وجود ِنازنینان مثل آن پاک ِ نجیب ِ پارسا باشد.
روانش شادمان ونام ویادش ماندنی بادا!
🌑🌑🌑🌑🌑
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی