اشعار شیدایی
108 subscribers
60 photos
11 videos
1 file
2 links
مجموعه اشعار سید حسین حسینی
Download Telegram
دوبیتی زیبا، سروده پسرعمه شاعرم،
مهندس داریوش مرتضوی🖤🖤🖤
سلام یاران باصفا گروه دبستانی روزگار به کام
مخصوصا اقای مهندس حسینی که داغ برادر دیده است یک دوبیتی تقدیمشان میکنم
دلم درزیرابرآرزو مرد
نهال عمرمن افسرد٬افسرد
نه امیدی نه پیوندی برادر
بهارزندگی پژمرد٬پژمرد

خداوند به قلبتان ارامش ببخشد

(از جانب دوست مهربانم
جناب دبیر شفیق،آقای جانبرار زاده عزیز)

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
دانی چی کسی روز تورا می فهمد؟
با گریه تو سوز تو را می فهمد؟
هر کس که غم برادری می بیند
دلتنگی امروز تو را می فهمد
.
از طرف دوست عزیزم
مهندس محمد فرخی درازکلا

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
با رفتنِ او برای تو سر نشود
این عضه ترا دوباره باورنشود
در بینِ تمام درد هایِ عالم
هیچ عضه وغم داغِ برادر نشود !

سروده بسیار زیبا واحساسی خواهر خوبم، سرکار خانم رقیه فرخی،

همسر پسرعمه ادیب و دانشورم مهندس داریوش مرتضوی و خواهر دوست صمیمی شاعرم مهندس محمد
فرخی
🖤🖤🖤🖤🖤🖤
وسپاس بیکران از خواهرانه عاطفی ایشان
🙏🙏🙏🙏🙏

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
وَ مرگ، در خَم ِ این کوچه در کمین ِ من است /
وَ این، نهایت ِ تمکین ِ سرزمین ِ من است /

هزار وادی و صدها سفر ، که مانده هنوز /
رسید نوبت ِ راهی که ، آخرین ِ من است /
******** ( م_ح_نسیم )

دوست و .... جناب آقای حسینی عزیز ،
سخت است ندیدن ِ کسی که از آغاز زندگی در کنارت بوده،همراهت بوده، وحضورش پشتوانه ای است برای تفسیرِ معنای خانواده .
غم جانکاهی است، که علاجی جز صبر و بردباری، برای آن متصوّر نتوانیم شد .
ما نیز در غم شما شریک خواهیم بود و افسوس که خدمتی بسزا تر از دستان ِ ناتوانمان بر نمی آید .

رفیق بود و برادر ، عزیز بود و شریف /
زمانه دشمن ِ غدّار و ما، ضعیف و ظریف/

ورای طاقتِ ما بود، این حدیث فراق /
وَ گاه ، حمله شدید است و ،ما نِه ایم حریف/
(م_ح_نسیم)
🖤🖤🖤

دلنوشته و از دل سروده دوست و همکار نازنینم، شاعر خوش ذوق خطه گیلان
استاد محمدحسین حسنی(م-ح-نسیم)


👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
  🖤🖤در سوگ برادر🖤🖤

بهاروجسم نزارت،من وامیدوتجاهل

خیال باطل بلبل به عمردائمی گل

حدیث صبح جدائی وبغض و حسرت واندوه

غریومرگ وخداحافظی و دست تطاول

تومست وعده خورشید و داس ماتمت اما،

برید از من وامانده پای لنگ تحمل

چه قالبی که تهی شد!چو دیدمت که نماندی!

به وقت بدرقه با شاخه های خیس گلایل

امید،حضرت پروردگار تا به تو گیرد

به منتهای تساهل به فضل، راه تعامل

دوبال داد ترا برد سوی دشت شهودش 

ترا به کوچ فراخواند و من به بند تجمل

 ترا مسافر صحرای رنگ و نور و نظرکرد

کجا توان کشم آن عرصه را  به قاب تخیل

چه کرد بادل واحساس من غروب نگاهت!

که برد حوصله از من به وقت شعر وتغزل

زیاد،دور نبینم که جان به جان !بسپارم

خوش آن زمان رهائی،خوش آن زمان تقابل

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

عصر تابستانی و باران خوش است
دیدن یاران و نزدیکان خوش است

گرم صحبت با رفیقی، نرم نرم
راه رفتن بالب خندان خوش است

یاکنار پنجره با همدمی
میزبان باشی و اومهمان خوش است

قافیه گوید- اگر دارد ضرر-!
چایی لب سوز لاهیجان خوش است

من نمی گویم چه خوب است وچه بد
گربگیری زندگی آسان خوش است

غصه دیروز وفردا رانخور
گویمت خوش باش چون الان خوش است


👇 @sheidaaaaa 👇
🖋 📖 مجموعه اشعارس ح حسینی
بیا و عاشقی از سر بگیر، دلبندم /
ببین که مانده ام اینجا کنار سوگندم/

تو عهد بستی و رفتی و قول بشکستی/
همیشه من به قراری که بود، پابندم /

کنون که چوبِ حراج می زنند به دل/
هنوز در پی ِ تفهیم ِ چونم و، چندم /

از ابتدا نرسیدم، به هیچ می رفتم /
به آخرین دَم ِ یک انتحار، مانندم /

رسیده ام به ته ِ خط که روی ناچاری/
به میله های قفس هم دخیل می بندم /

نشد که خوب بفهمم در این پر از ابهام/
به شکل ِ واهی و گنگ ِ چه چیز می خندم ؟/

حضورِ حجم ِ تو ماسیده روی لبهایم /
شکسته بسته ی واگویه های لبخندم /

نه خوش به خاطره هایم، نه دل به آمالم/
فقط به خواسته های بعید، خرسندم /

جهات اربعه ام ، میله های طولانی /
چه از عروج بگویم، منی که در بندم؟/

کنون که آب گذشته است از سرم دیگر/
چه احتیاج به حرف و نصیحت و پندم؟/

چقدر از بد ِ تدبیر ِ خویش دلگیرم !/
بیا و عاشقی از سر بگیر دلبندم /

*****
محمدحسین حسنی (م_ح_نسیم)
آبان ۹۸
@HossainHassani
Forwarded from اشعار شیدایی
صبح است ، بیا، اخم ز رخ بازکنیم
با نام خدا روز خود آغاز کنیم
بر دوست سلامی به صداقت گوییم
بر بال ادب نشسته پرواز کنیم
 
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

باران و پاکی
دست ِ باران به سَر ِ زلف گلایٌل زیباست!

عشوهٔ ناروَن و نغمهٔ بلبل زیباست!

مثل اشکی که بشوید غم دنیایی دل

غنچه لب وا کندو قهقهه گل زیباست!

بشکُفد خنده اگر از لب ِ خشک ِ اَترَک،

بشکندبغض ِتَرَک خوردهٔ زابٌل زیباست!

اصفهان زنده شود باز به لطف ِ نَفَسش

زنده رودش به درشتی وتطاول زیباست!

می شود شُسته غم ِ باغ بهشت ِ شیراز

قطرهٔ سربی ِآن بر رُخ ِ سنبل زیباست!

قزل اوزن به خروش آید وغردکارون

کرخه جوشان شود وبگذری از پل زیباست!

در دلِ همهمهٔ ابر و غریو ِ طوفان

رقص ِباران،دل ِشب،در دل ِبابُل زیباست!

می دهد جان،همه کس را،همه جاراباران،

که بباردچه به یزدو چه آمل زیباست!

بگذارید ازاین آب وعطش درگذرم!

گاه ،تصویر ِتجمّل، به تخیل زیباست!

وه!چه می شدکه دل از بغض وحسدخالی بود

با خلائق به مدارا و تساهل زیباست

خانه هابی درودیوار تماشائی بود!

کوچه ها بی عَسَس وچشم وقَراول زیباست!

کاش وصد کاش،دوتا گوش دگرمارا بود

زندگانی به تراضی و تعامل زیباست!

باشکوه است بزرگی که بزرگی دارد!

مرد را وقت ِخطر،صبر وتحمّل زیباست...

شعر،آنگاه برآید که نباشد غم ِ کَس

آن زمان گر بنشینی به تغزّل زیباست!

خاطر ِراحت وحُسن اثر ِطبع ِ خدا

طلَبد یار، مقابل، که تقابُل زیباست!

👇 @sheidaaaaa 👇

🖋 📖 مجموعه اشعارسیدحسین حسینی
رباعی جدید 🌹🌺🌹🌺


آهنگ ِ نسیم و شاخساران رقصان
ذرّاتِ وجود ، مست و خندان ، رقصان

در مذهبِ ما رقص حرام است، ولی---
جمعیّتِ واژگانِ قرآن ، رقصان !!

مهدی مرتضوی درازکلا بابلکنار
دوشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۹
@mortazavipoem 🌹🌺🌹🌺
Forwarded from فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لوریس چکناوریان
"شب قبل از عاشورا"
ارکستر سمفونیک البرز
و گروه کر فیلارمونیک ایران



#فرهیختگان ندای آگاهی
استاد صدا و آواز ایران، به آسمان پرکشید وخدائی شد.
روحش شاد،نام و یادش ماندگار🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
به بهانه چهارمین وسومین سالروز درگذشت مادرزحمتکش وعزیز
و
مادر همسرمهربانم که ۲۵ و ۲۶ آبانماه مرغ جانشان از کالبد تن به سمت بی نهایت رفت وخدائی شد،
روحشان شاد
و
یادشان مانا باد.
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤👇
Forwarded from اشعار شیدایی
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤

به یاد مادر

بی تو هوا دم دارد آخر مادرمن
ابر دلم نم دارد آخر مادرمن
جمعی که مثل تویکی باخود ندارد
حتما یکی کم دارد آخر مادرمن
تاریک وتاراست آسمان خاطرمن
چون گرد ماتم دارد آخر مادرمن
دشت بهشتی را که بر من بی تو بخشند
حکم جهنم دارد آخر مادرمن
عیدوعزاوجشن وماتم بی وجودت
حزن محرم دارد آخر مادرمن
هرم نفسهایت نشان از معجزات
عیسای مریم دارد آخر مادرمن
درجبهه مهر و وفا عشق توجادر؛
خط مقدم دارد آخر مادر من
امروز طوفانی است حال ساحل دل،
غوغای مبرم دارد آخر مادرمن،
نام تو بر لبهای من جاری چو رود است
ذکر دمادم دارد آخر مادر من

             🌷🌷🌷🌷🌷🌷
👇 @sheidaaaaa 👇

🖋 📖  مجموعه اشعار سید حسین حسینی
🌺🌺🌺🌺🌼🌼🌺🌺🌺


جان به قربان قیام و قامت رعنای تو

عالمی یک دل نه،صددل واله وشیدای تو

دربه در،خانه به خانه،دسته دسته،دَم به دَم

صف به صف ، محو تماشای بَروبالای تو

پُشته پُشته کُشته افتاد از کمند ِ غَمزه ات

ملتی مبهوت ِ دانایی و حُسن رای تو

مدّتی گم کرد دل،هم خویشتن راهم تورا

غیب شدوقتی چوخود رایافت.،ردپای تو

هرچه رادارم دهم تااینکه بینم لحظه ای

حس و حال دلکش و پنهانی و پیدای تو

آن چه ازامروزودیروزت شنیدم قصه شد

دلخوشم اما به شوق ِ دیدن ِ فردای تو

کس در این بازار ِعیّاران ، ندارد اعتبار

می دهم بی ادعا سَر بر سَر ِسودای تو

روزها را با مرور خاطراتت سَر کنم

تا درآید بلکه روزی نام من از نای تو

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇
🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
Forwarded from اشعار شیدایی
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

"هم کلاسی ها"

بامدد از رب رحمان ودود
فصل ناب تازه ای خواهم گشود
حرف دل در نظم آوردم پدید
بابیانی تازه و شرحی جدید
هرورق از دفتر آن رنگ ،رنگ
سطروجمله ،نکته وحرفش قشنگ
سرگذشت نونهالانی به چند
داستان اشک وخشم و نوش خند
قصه ایام ناب سادگی
قهر و خشم و آشتی، دلدادگی
صحبت دستان پاک وچشم پاک
در رفاقت سینه صاف وچاک چاک
گاه بی هر علتی خندان شدن
یا پی تاثیر دل گریان شدن
داستان آرزوهای بلند
تاکشدآن را به هرزحمت به بند
خردی و ایمان و عزم استوار
باهم آمد خوب یکجا درکنار
**
روستایی زادگانی خوش سرشت
در دهی افتاده در کنج بهشت
در دیاری در دل مازندران
نام آن بابل کنار جاودان
قدر یک پنجاه سالی پیش تر
چند دختر،بیشتر اماپسر
سالهای ابتدای مدرسه
غرق در حال وهوای مدرسه
درکنار هم به صد شوق وتلاش
روی تختی ،چوب بد نقش وتراش
باهم اما دل پراز بیم وامید
بلکه دستی هم به خرمایی رسید !!!
در رقابت ،موقع آموختن
در رفاقت، وقت رنج و سوختن
گیرداین یک درمصیبت دست او
هست این یک متصل با هست او
هم کلاسی هاشبیه یکدگر
درلباس و پای پوش و موی سر
فخر وکبر وبرتری معنا نداشت
در دل ما خودپسندی جا نداشت
آن اگر ،با این یکی تندی نمود
زود زنگار از دل او می زدود
دختران آرام وباشرم وحیا
سربه کار درس، پر هول و ولا
باوقار وپرصلابت، با ادب
غیراز این گر بود می گفتم:عجب!
آن طرف اماپسرها تخس و تیز
این طرف تا آنطرف در جست وخیز
کیف و کوله نه ! مشما داشتیم
کنیه های بامسما داشتیم
پول توجیبی کجابوده رواج؟
فقر بود و منتهای احتیاج
زندگی را این همه سختی نبود
فقر هم معنای بدبختی نبود
فقر بود وزندگانی ساده بود
سفره دل باز و ول افتاده بود
دست،خالی،دیده دل سیر بود
باطن این کودک ما پیر بود
تکه نانی را که مادر پخت شب
بود باما بی خورشت و بی رطب
بارفیقان سفره ای انداختیم
باهمان نرد رفاقت باختیم
زود از خوردن عقب جستیم تا،
بلکه باشد بر رفیقی اشتها
چشم دل سیراست گر خالی است دست
تاکه چشم از نوررحمت هست مست
****
برسرما سایه آموزگار
چتر رحمت شدز بالا برقرار
دانش آموزان سراپاجمله گوش
در نیوش صحبتش کامل به هوش
حرف استاد ادب باید شنید
تا که از دام خطر بهتر رهید
راه را از پیر راه آموختن
هست راه درز فتنه دوختن
خضر باید تایکی موسی شود
بی دلیل راه کی عیسی شود؟
آنکه عالم مست چشم مست اوست
هست این پست وبلند از هست اوست
آنکه نامش میم و حا و میم و دال(ص)
مهر او مفتاح بر مهر سوال
گفت:حق،اکنون بخوان با نام من
جان خود راپر نما از جام من
او به هم چون خواندنی تعلیم شد
تاچنین محبوب صد اقلیم شد
***
یاد باد آن روزگاران قدیم
دوستان و هم قطاران قدیم
یاد باد آن قلبهای مهربان
سینه بی کینه از جور زمان
یاد باد آنان که بگشودندپر
شاهدان حاضر وجاوید اثر
یاد آن ایام خردی وصفا
مهربانی ،همدلی،عشق و وفا
یاد صف،یاد سرود و یاد صبح
سردی وسوز و صدای باد صبح
مبصرو حاضر غیاب و دفترش
اولش برپا و برجا آخرش
روز بارانی مرا آمد نظر
بود آقای معلم پیش در
دست های سرخ باران خورده ام
دفتر مشق در آب افتاده ام
تا که خندان از فراز آمد فرود
ترس از تنبیه،از ذهنم زدود
وقت پرسش،ماجرایی داشتیم
پیش خود هول و ولایی داشتیم
پای تخته، اضطراب و ترس وشوق
به به آموزگار و حس و ذوق
با تکان دست و لب،ابرو و سر
می شدیم از پاسخ پرسش، خبر
باز آمد زنگ انشایی دگر
هرکسی شد در تمنایی دگر
دیگر آمد خاطرم زنگ سرود
شادمان،استاد ما کرده ورود
جدول ضرب و حساب و هندسه
بوده جمعمان ،ده وپنجاه وسه
دفتر مشق وقلم ، کهنه کتاب
زنگ پایانی ،تقلا وشتاب
آخرسال است و وقت امتحان
هرکه هرچه کاشت بردارد بدان

****
صدسلام و صدسپاس و صد درود
ورد من شد در قیام و درقعود
برمعلم ها،مدیران،مهتران
پیشخدمت پیرمردمهربان
جد و جهدوسعی بابای شریف
مهر و لطف مادر آن روح لطیف،
زارع وبقال ومردکارگر
کفش دوز ونانوا ونامه بر،
عالم وصنعتگرو خدمت رسان
درزی وبنا ،پزشک و باغبان
گر نمی کردند باخود اتفاق
کی شد انجام الغرض این اتفاق
اینکه بخشیده است برما اعتبار
غیر لطف حق و سعی وجد وکار،
حاصل ایثار این مجموعه است
این عمارت ورنه یک مخروبه است
رحمت بی حدنثار مرده اش
صد هزاران مرحبا بر زنده اش
شکر ایزدگوی "سید" دم به دم
زانکه تقدیرت زداین گونه رقم




🖋 📖 مجموعه اشعار س ح حسینی
@sheidaaaaa
جهت عرض دلتنگی وتجدید خاطرات دورهمی های چند سال اخیر هم کلاسی های حدود پنجاه سال جلوتر دبستانی،
والا تکراری است.👆👆👆👆
...آخر عشق و اول دفتر
بعد رب توانگر داور
بر سر طاق دل نوشته به زر
نام والای "حضرت مادر"...

روز مادر و روز زن بر همه مادران
وزنان مبارک باد .❤️❤️❤️

👇 @sheidaaaaa 👇
🖋 📖 مجموعه اشعارس ح حسینی
Forwarded from اشعار شیدایی
🌻🌻🌺🌺🌺🌺🌻🌻

صدای نفس بهار

رویید گل، خندید بلبل ،رفت سرما

بشکفت خاک وشد مساعد حال ِصحرا

بعدازسکوتی سرد،شد جنگل هوایی

زد دست ِ رَد برسینهٔ سُستی چه زیبا

خورشید آمد با تأنّی از پس ِ ابر

بُرد ازصرافت قُوْت ِ سرما را به یغما

آواز دارد بر لب از مستی کبوتر

گوید مبارک باد، دائم مرغ ِ مینا

دنیای رنگ آورده یک دنیا طراوت

شد غنچه های رنگی ِ آلو شکوفا

پُرآب شد رود و سرایـَد با تلاطم:

ای خوش به حال ِکشتزاروباغ ودریا

قمری به رقص آمد سرودعشق خوانَد

شاید کند همتای خود با عشوه پیدا

سهل است دیدن دردل ِ دشت وبیابان

با قطره های سُربی ِ باران خدا را

..صد حرف دارد بازبان بی زبانی

یک قاب عکس ِمانده بر دیوار،تنها

می تازد از شوق اجل ،ارابه عمر

بایدکه اسباب سفر سازی مهیا

زیباست کنجی ورفیقی و سرودی

دارد غزلهایم نشان از این تمنا

دوری دگربگذشت وسالی دیگرآمد

ای وای اگرمانـَد زما الّا دریغا!


👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
بهاریه

عید ۱۴۰۰ مبارک

ازنسیم کوچه ی دلخواه پرچین سبز شد
کفربرف ویخ فراری،هرطرف دین سبزشد

ازنفس های مسیح زندگی بخش بهار---
ازهمین مازندران تاچین وماچین سبزشد!

سیّدی سرسبز گویی کرد بردنیا دعا
آسمان شدسبزوخاک خشک زیرین سبزشد!
هفت وادی رابه همّت پشت سر بُگذاشتیم
برستیغ قاف جانان هفتمین سین سبزشد

بادهاکردندفرهادی، به اعجازِبهار---
گُل دمیدولحظه های عشق شیرین سبزشد!!
تاکه فروردین به شیپورجوانه بردمید---
برگ شاخه گشت سرداری که برزین سبز شد!!

شاعر : مهدی مرتضوی درازکلا
بابل اول فروردین ۱۴۰۰ 🌹🌺❤️❤️
@mortazavipoem