اشعار شیدایی
108 subscribers
60 photos
11 videos
1 file
2 links
مجموعه اشعار سید حسین حسینی
Download Telegram
Forwarded from اشعار شیدایی
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

هرجا و هردم نام ِتو،
باخویش نجوامی کنم
آن نیمه ی گم کرده ی
خود در توپیدامی کنم
خواهم به وقت ِدیدنت،
گویم فراوان گفتنی
تاروبروباتوشوم،
این پا وآن پا می کنم
گفتم که این سِرّ ِ نهان،
باید کنم برتو عیان ،
گیرد خجالت دامنم،
امروزوفردامی کنم
سرمی نهم پایت نگویم این کنم یاآن کنم
گراین کنم یعنی
ارادت برتوحاشامی کنم
آنچه که مجنون خواندبر
لیلی به آوازبلند
من با زبان ِ بی زبانی
جمله معنامی کنم
بارمزورازو رمل و
اصطرلاب وجبروهندسه،
دلدادگان ِ سِحر ِ
چشمان ِتواحصامی کنم
شهره به کوه و دشت شد،
شب نامه شیدایی ام
این اتهام واردی
باشد که امضامی کنم
گویندمَردُم ازچه رو،
باخودستم کاری کنی؟
عُمری است بااین شیوه من
باخویشتن تامی کنم


👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عیدمبعث رسول مکرم اسلام ص مبارکباد
Forwarded from اشعار شیدایی
بیاساقی به رقص آور به مجلس صاف صهبا را

که از خاطر برد بی شکوه تلخی بلایا را

غریوی! قاتلی! دیوی به جان خلق می غرد!

بیاموزد به چنگیزمغول آیین یغما را

به کنجی هرکسی آرام،نفخ صور لازم شد؟

رسیدآیا به آخر ای حریفان کار، دنیا را؟

رقیبی بی بدیل و دشمنی بدخو و بدهیبت

به غارت می برد هر شهر وده،هم کوه و دریا را

چه گویم؟ از چه نالم؟غم خورم،از دیده خون بارم

که کرداز یار و همراهان و فرزندان جدامارا

بهاراست و من از همسایه حالش را نمی پرسم!

کسی جرات ندارد پیش گیرد راه صحرا را

طبیب و دردمند و عالم و عامی نمی  بیند!

مراعات النظیری شد! نفهمد پیر و برنارا

سمند تیز تک دارد به زیر ران و می تازد

به یک شب راه طولانی برلن تا بخارا را

عروسی و عزا خاموش و یار از یار غافل هم،

به تعطیلی کشاندازکینه بازار تماشا را

چه سری هست؟مشکل کو؟چه آمد برسرآدم!

همه در ظاهر امرند و کم دانند معنا را

"بلاچین"* یا"بلاکین"**همتی خواهد که بربندد

سر راه کووید نوزده نوعی کرونا را

نگفتم آنچه باماکرد جز یک بیت از دیوان

توخود می خوان از این ناگفته باقی قضایارا

اگرچه بی سبب دفع خطر نامحتمل باشد

خدایا از تو می خواهیم حل این معمارا

*دوست شاعر وادیب هم دیار،استادمهدی مرتضوی نام آن را بلاچین -بلائی که از چین آمده-پیشنهاددادند که بسیارخوش مسماست.
**بلاکین،این هم برای آنانی که آنرا بیو تروریسم -بلائی که از دشمن است-می دانند.
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀

درجریان خانه نشینی اجباری اخیر که دیدار عزیزان
را ناممکن کرد،دخترم، عزیز دلم قطعه شعر زیبائی از یک شاعر محترم را با این مطلع درگروه تلگرامی خانواده قرار داد:
من دلم لک زده دیدار عزیزانم را
یاکه بوسیدن دستان پدر جانم را
و....

من بسیار دلتنگ، بلافاصله این غزل را سرودم وتقدیم می کنم به دخترم،دخترانم ، پسرم ونوه هایم که امسال سال نو را بدون آنان سرکردم .
 

دخترم باز تورا تنگ،بغل خواهم کرد
بغض خود با شعف و خنده بدل خواهم کرد

دهنم را به سپاس صحت و صحبت تو
نزدایزد،شکرین مثل عسل خواهم کرد

مدعی خواست اگر دیر شود این دیدار
شک نکن شیر اگر بود جدل خواهم کرد

دفتر شعر تو با درد دل وخاطره، پر
از رباعی و دوبیتی وغزل خواهم کرد

گربگویند میسر نشود این دیدار
از خدا ،حتم، تقاضای اجل خواهم کرد

غصه آخر شود و آخر این غائله، رقص
من از این سوی به آن سوی محل خواهم کرد.😔😔😔


👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
🧚‍♀🧚‍♂🧚‍♀🧚‍♂🧚‍♀🧚‍♂🧚‍♀🧚‍♂
...وباز قصه پرغصه دوری از عزیزان
درپی همه گیری ویروس کرونا،
در ارتباط تصویری با خانواده پسرم نوه گلم -سارای چهار ساله-بغضش ترکید وگریان بهانه مارا کرد.
واین ماجرای این روزهای همه ساراهاست،
تقدیم به همه آنها وبا امید به دفع خطراین بیماری در دنیا



من به قربان بغض سنگینت
و نگاه همیشه شیرینت

 دخترای نازدانه بابا
 زندگی را بهانه بابا

روی ماهت چرا مکدر شد؟
جانم !آیا جهان به آخر شد؟

 همه دردت به جان خریدارم
شد سراپا خیال تو کارم

 تاتو بغضت شکست نالیدم
غم به جانم نشست! من دیدم

من نبینم غبار روی تو را
شورش و اغتشاش موی تو را

تو بخندی جهان همه خنده است!
 خنده نه !این صدای آینده است!

 پا به پای تو می دود پیچک
 نسترن بر تو میزند چشمک

دور باد از توغم بیا و بخند
تاکه جان را به جان دهد پیوند....


چه بگویم چرا گریزانم؟
 چه کنم دوری عزیزانم

 چه شد این فاصله پدید آمد
 تاکه این علت جدید آمد

 دخترم سر شود زمان گریز
 نوبهار آید از پس پاییز

میرود شام تار و تیره و سرد
 سرشود  روزگار دوری و درد

باز آید که دور هم باشیم
 فارغ از بغض و درد و غم باشیم

می رسد باز موسم گل گشت
سفر از نو به نور و بانه و رشت

پابه پای تو می کنم پرواز
با نوای تو سر دهم آواز....


باز ما خوی آدمی! گیریم
غم مردم به خود نمی گیریم

می رود بازیادمان دیروز
بدتر از قبل، قوز بالا قوز

باخود و باخدا ومخلوقش
می کنیم آن: که باد با آتش

حیف یک جو مروت وانصاف
می شود گرم ،جمع اهل خلاف

باز جنگ و گلوله و کشتار
قصه پرملال کودک کار

باز انسان و خوی خودخواهش
بازتخریب کوه و دریایش،

کی کند فهم این فراز و فرو
روزی از نو و باز روز از نو....

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
*******************
*******************
حکایت

گویند قاآنی غزل می گفت.
روزی درسفر باکشتی بودکه کارگر کشتی یکی ازغزلیات سعدی را به آواز بلند خواند.
چون به این بیت رسید:
ببند یک نفس ای آسمان دریچه صبح
بر آفتاب که امشب خوش است باقمرم

قاآنی چنان به وجد می آید که دیوان غزل خود را درآتش گلخن کشتی می اندازد.

وسعدی راست گفته است که:

برحدیث من و حسن تو نیفزاید کس
حد همین است سخندانی و زیبایی را

یاد خداوند کلام سعدی شیرین سخن
گرامی باد.

@sheidaaaaa

🖋 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏سره که مار دنیه سو ندارنه
ونه لکایی سرسم بو ندارنه
شو که ونه خیال کفنه مه سر
ناختی گیرما چش خوندارنه
شمس حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
🍀🌺🍀🍀🍀🌺🍀

سروده ای قدیمی تردر استقبال از
"ماه مبارک رمضان"


گل بریزید و بپاشید گلاب
نوبپوشید و ببندید خضاب
رخ خودکرده عیان ماه حساب
پرده راکند و پس افکنده نقاب
دیدنش برده زکف طاقت وتاب

بارک الله به جمالش صَلَوات

🌺🍀🍀🍀🌺

رَمَضان،ماه ِ خداوند رسید
مژده آن اختر ِ تابنده دمید
همه خندان چه سیاه وچه سفید
مردوزن،مُفتی ومُحتاط ومُرید
تهنیت بر همه، این بخت ِ سعید

هم به بَدْرو به هلالش صَلَوات

🌺🍀🍀🍀🌺

مومنین، موعد ِ احسان آمد
ماه ِ اِطعام ِ یتیمان آمد
دردهارا، همه درمان آمد
فُرصتِ توبه وجُبران آمد
بخشش از خالق ِ منّان آمد

به سَخاوبه خصالش صَلَوات

🌺🍀🍀🍀🌺

طُرْفه ماهی که چنان آبِ حیات
مُرده را زنده کند بعد ِ مَمات
روح را صاف کند صوم وصَلات
شبِ قَدرش که رفیع الدرجات،
آید از عرش مَلک با بَرَکات

قَدر ِ قَدر ِ متَعالش صَلَوات

🌺🍀🍀🍀🌺

وَه چه زیباست دعای سَحَرش
وقت ِ افطار واذان و اثرش
خَتم ِ قرآن وخدا ونَظَرش
سوره ِشمس وضُحی وقَمرش
صبح وظهروشب وعصروسَهَرش

به ظهور وبه زوالش صَلَوات

🌺🍀🍀🍀🌺

میکنم نزد ِ خدا شکر وسُجود
به زبان و قلم و شعر وسرود
که به من داده دگرباره وجود
رَمَضان ِ دگری چهره گشود
تا زخوانش ببرم بهره وسود

به عطا وبه مجالش صَلَوات

🌺🍀🍀🍀🌺
۰
سَهَر=شب زنده داری

👇👇 @sheidaaaaa 👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
Forwarded from اشعار شیدایی
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

صبح بهاری بارانی

صبح بهار و بارش باران و رقص باد

عطر شکوفه های پراکنده روی آب

شوق وصال و لحظه دیدار روی دوست

برد ازخیال،لذت شیرین خواب ناب

در های و هوی و زوزه طوفان به دلبری

باعشوه شد چنار و صنوبر به پیچ و تاب

ابر آنچنان دوید و برآشفت و غره شد

درحیرتندازسر این قصه شیخ وشاب

ترشد عذار نسترن و خنده زد به ناز

باقطره های سربی باران رخش خضاب

بلبل مردداست به پرواز و گشت و دشت

قمری به روی شاخه زند چشم خودبه خواب

توصیف این طراوت اگر خواستی به شعر

درمانده ام چه گویمت ای نازنین جواب

در کشف رازخالق این نقش خوش
نگار

دیدم زهر طرف به من اینگونه شد خطاب:

احصای رحمتش نتوان کرد دربیان

انشای نعمتش شود افزون ز صد کتاب

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁

بردی از من دل ودین،پیشکشت

باور و عقل و یقین ،پیشکشت

نیمه جانی و من وکنج جنون

سهم این خاک نشین ،پیشکشت

همه جا تنگ و تنفس، دشوار

آسمان تا به زمین ، پیشکشت

باختَم، آخرت و دنیا را

بردی هم آن وهم این،پیشکشت

هرچه زیباست برازندهً تو

زیرتر تا زبرین،پیشکشت

توسوار و من ِ وامانده پِیَت

مَرکب وچکمه وزین،پیشکشت

نیست سرمایه به نقدم ،اما

کابل و تبت و چین ،پیشکشت

من که باشم که دلالت کنمت

آنچه خواهی بگزین ،پیشکشت

من که عمری است گرفتار توام

این گواهی است ببین، پیشکشت

تو نخواهی نزنم لب به سخن

این زبان شکرین ،پیشکشت

🍁🍁🍁🍁🍁🍁


👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
🌱🌱🌿🌿🌾🌾

سِحر ِ سَحَر

شب وسِحر ِ سَحَر و زمزمه و سوز ِ دُعا

دیده نمناک ودل آشفته و سر پر غوغا

خجلم ازخود وخود کرده و خودخواهیها

که کجا رفت وفا و که کجارفت حیا؟

دلخوش اما به نگاهی زسر ِخوف ورجا

پیش معبود، سر افکنده و زار آمده ام

🌲🌲🌲

روزگاری است که من رهرو ِخطّ خطرم

راهی ِ بی خبر ِ بی هنر ِ این سفرم

مست ِ لایعقل وخمّار وشر این گذرم

هرچه راعقل به من گفت بکن،برحذرم

به سبکساری و سُستی و جنون مفتخرم

خسته از خانه به دوشی به قرار آمده ام

🌲🌲🌲

راه گم کردم و در چاه ِ هوس افتادم

طَمَع ِ طعمه کشاندم ،به قفس افتادم

برسر ِدیگ هوا مثل ِ مگس افتادم

شهد،ناخورده ام اما زنفس افتادم

مجتهد هیچ!هم از چشم عسس افتادم

حکم ِ من دِه که زدستش به فرارآمده ام

🌲🌲🌲

چشم دل هیچ ندید این همه زیبایی را

عشق وایثارو قراردل وشیدایی را

چرخش چرخ وخَمِ گنبد ِ مینایی را

باغ وراغ و چمن ودشت تماشایی را

رفت وبگزید،غلط ! گوشه تنهایی را

باز دلتنگ ِ تماشای نگار آمده ام

🌲🌲🌲

من که صد بار ِدگر آمدم ومیدانم!

که چه ها می کشم از دست دل لرزانم

به نگاه و نمکی داده هدر ایمانم

کمکم کن که ندانم چه شود پیمانم

چشم دارم به تو و منتظر احسانم

دست ، خالی و به امید شکار آمده ام

🌲🌲🌲


👇 @sheidaaaaa 👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی
برادر عزیزم، روحت شاد🖤🖤🖤
به شاعر فرهیخته ی داغدار برادر
جناب مهندس سید حسین حسینی

ای وای نصیب ما دوباره غم شد
آن قامت شاعر برادر خم شد

ای وای که سبزپوشی از جنس حسن--
یک سیّد و نورِ دین ز عالَم کم شد !!

مهدی مرتضوی درازکلا
Forwarded from داریوش مرتضوی
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴

سرانجام بستر بود تیره خاک/

بپرّد روان سویِ یزدانِ پاک/

🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴

آوخ که زمانه رسمِ چنگیزی کرد/

دستش به حسن رسید و خونریزی کرد/

غافل زدلِ کسان و همبستانش/

حالِ همه را خراب و پاییزی کرد/

روانش به سرایِ مینو باد..........
دوبیتی زیبا، سروده پسرعمه شاعرم،
مهندس داریوش مرتضوی🖤🖤🖤
سلام یاران باصفا گروه دبستانی روزگار به کام
مخصوصا اقای مهندس حسینی که داغ برادر دیده است یک دوبیتی تقدیمشان میکنم
دلم درزیرابرآرزو مرد
نهال عمرمن افسرد٬افسرد
نه امیدی نه پیوندی برادر
بهارزندگی پژمرد٬پژمرد

خداوند به قلبتان ارامش ببخشد

(از جانب دوست مهربانم
جناب دبیر شفیق،آقای جانبرار زاده عزیز)

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
دانی چی کسی روز تورا می فهمد؟
با گریه تو سوز تو را می فهمد؟
هر کس که غم برادری می بیند
دلتنگی امروز تو را می فهمد
.
از طرف دوست عزیزم
مهندس محمد فرخی درازکلا

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
با رفتنِ او برای تو سر نشود
این عضه ترا دوباره باورنشود
در بینِ تمام درد هایِ عالم
هیچ عضه وغم داغِ برادر نشود !

سروده بسیار زیبا واحساسی خواهر خوبم، سرکار خانم رقیه فرخی،

همسر پسرعمه ادیب و دانشورم مهندس داریوش مرتضوی و خواهر دوست صمیمی شاعرم مهندس محمد
فرخی
🖤🖤🖤🖤🖤🖤
وسپاس بیکران از خواهرانه عاطفی ایشان
🙏🙏🙏🙏🙏

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
وَ مرگ، در خَم ِ این کوچه در کمین ِ من است /
وَ این، نهایت ِ تمکین ِ سرزمین ِ من است /

هزار وادی و صدها سفر ، که مانده هنوز /
رسید نوبت ِ راهی که ، آخرین ِ من است /
******** ( م_ح_نسیم )

دوست و .... جناب آقای حسینی عزیز ،
سخت است ندیدن ِ کسی که از آغاز زندگی در کنارت بوده،همراهت بوده، وحضورش پشتوانه ای است برای تفسیرِ معنای خانواده .
غم جانکاهی است، که علاجی جز صبر و بردباری، برای آن متصوّر نتوانیم شد .
ما نیز در غم شما شریک خواهیم بود و افسوس که خدمتی بسزا تر از دستان ِ ناتوانمان بر نمی آید .

رفیق بود و برادر ، عزیز بود و شریف /
زمانه دشمن ِ غدّار و ما، ضعیف و ظریف/

ورای طاقتِ ما بود، این حدیث فراق /
وَ گاه ، حمله شدید است و ،ما نِه ایم حریف/
(م_ح_نسیم)
🖤🖤🖤

دلنوشته و از دل سروده دوست و همکار نازنینم، شاعر خوش ذوق خطه گیلان
استاد محمدحسین حسنی(م-ح-نسیم)


👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)
  🖤🖤در سوگ برادر🖤🖤

بهاروجسم نزارت،من وامیدوتجاهل

خیال باطل بلبل به عمردائمی گل

حدیث صبح جدائی وبغض و حسرت واندوه

غریومرگ وخداحافظی و دست تطاول

تومست وعده خورشید و داس ماتمت اما،

برید از من وامانده پای لنگ تحمل

چه قالبی که تهی شد!چو دیدمت که نماندی!

به وقت بدرقه با شاخه های خیس گلایل

امید،حضرت پروردگار تا به تو گیرد

به منتهای تساهل به فضل، راه تعامل

دوبال داد ترا برد سوی دشت شهودش 

ترا به کوچ فراخواند و من به بند تجمل

 ترا مسافر صحرای رنگ و نور و نظرکرد

کجا توان کشم آن عرصه را  به قاب تخیل

چه کرد بادل واحساس من غروب نگاهت!

که برد حوصله از من به وقت شعر وتغزل

زیاد،دور نبینم که جان به جان !بسپارم

خوش آن زمان رهائی،خوش آن زمان تقابل

👇👇👇 @sheidaaaaa 👇👇👇

🖋 📖 مجموعه اشعار سید حسین حسینی (شیدا)