❤2👍1
لأنني أبحر في عينيك
قلت لهم رأيتُ كل شيء
في الخطوة الأولى من المسافة!
چون در چشمان تو دریانوردی میکنم
به آنها گفتم همه چیز دیدم
در نخستین گام از راه دراز!
ترجمه: محمد حمادی
@sheeremast
قلت لهم رأيتُ كل شيء
في الخطوة الأولى من المسافة!
چون در چشمان تو دریانوردی میکنم
به آنها گفتم همه چیز دیدم
در نخستین گام از راه دراز!
ترجمه: محمد حمادی
@sheeremast
❤2🔥2👏1
❤3👎1
❤3🥰1🤮1
❤1🔥1
❤3🔥1
❤3🔥1
لَيلٌ حِجابُكِ حَولَ وجهِكِ قد سَجا
فعَجِبتُ إذْ جُمِعَ الضِّياءُ مَع الدُّجى
شبِ حجابِ تو گردِ رُخات هويدا شد
به شگفت آمدم از جمعِ نور و تاریکی
ترجمه: محمدحمادی
@sheeremast
فعَجِبتُ إذْ جُمِعَ الضِّياءُ مَع الدُّجى
شبِ حجابِ تو گردِ رُخات هويدا شد
به شگفت آمدم از جمعِ نور و تاریکی
ترجمه: محمدحمادی
@sheeremast
❤1🔥1
وقتی ناراحتت میکنه بعد دلیلش رو می پرسه بهش بگو:
چرا از زخم دل ، زور کمان خود نمیپرسی؟
حزین لاهیجی
@sheeremast
چرا از زخم دل ، زور کمان خود نمیپرسی؟
حزین لاهیجی
@sheeremast
❤1🔥1
روح من در گروِ زمزمهای شیرین است
من دگر نیستم، ای خواب برو، حلقه مزن
این سکوتی که ترا میطلبد نیست عمیق
وه که غافل شدهای از دل غوغایی من
میرسد نغمهای از دور به گوشم، ای خواب
مکن، این نغمهء جادو را خاموش مکن:
زلف، چون دوش، رها تا به سرِ دوش مکن
ای مه امروز پریشانترم از دوش مکن
مهدی اخوان ثالت
@sheeremast
من دگر نیستم، ای خواب برو، حلقه مزن
این سکوتی که ترا میطلبد نیست عمیق
وه که غافل شدهای از دل غوغایی من
میرسد نغمهای از دور به گوشم، ای خواب
مکن، این نغمهء جادو را خاموش مکن:
زلف، چون دوش، رها تا به سرِ دوش مکن
ای مه امروز پریشانترم از دوش مکن
مهدی اخوان ثالت
@sheeremast
❤1🔥1
لقد نفدت أحجاري!!
وبئر صمتكِ ما تزال عميقة..
سنگهایم تمام شد!
چاه سکوتات اما همچنان عمیق..
ترجمه: محمد حمادی
@sheeremast
وبئر صمتكِ ما تزال عميقة..
سنگهایم تمام شد!
چاه سکوتات اما همچنان عمیق..
ترجمه: محمد حمادی
@sheeremast
🔥2❤1
❤3🔥1
دلبرم ،
رخ ڪَشاده می آید
تاب در زلف داده ، می آید
اے عجب
چشم اوست مست و خراب
وز لبش ،
بوے باده می آید ...!!
حضرت عطار
@sheeremast
رخ ڪَشاده می آید
تاب در زلف داده ، می آید
اے عجب
چشم اوست مست و خراب
وز لبش ،
بوے باده می آید ...!!
حضرت عطار
@sheeremast
❤1🔥1
🥰2❤1
كلَّ هذا الليل لَمْ يَعد كافياً لأحلامي!
تمام این شبْ دیگر کفافِ رویاهایم را نمیدهد!
ترجمه: محمد حمادی
@sheeremast
تمام این شبْ دیگر کفافِ رویاهایم را نمیدهد!
ترجمه: محمد حمادی
@sheeremast
🔥3❤1🥰1
عشق را چگونه میشود نوشت
در گذر این لحظات پرشتاب شبانه
که به غفلت آن سوال بیجواب گذشت
دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است
وگرنه چشمانم را میبستم و
به آوازی گوش میدادم که در آن دلی میخواند
من تو را
او را
کسی را دوست میدارم...
حسین پناهی
@sheeremast
در گذر این لحظات پرشتاب شبانه
که به غفلت آن سوال بیجواب گذشت
دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است
وگرنه چشمانم را میبستم و
به آوازی گوش میدادم که در آن دلی میخواند
من تو را
او را
کسی را دوست میدارم...
حسین پناهی
@sheeremast
❤2🔥1
❤1🔥1
❤1🔥1
از تو تنها خواهشم، مرگم به دستان تو بود
غیر از این دیگر دلم از تو تقاضایی نکرد...
مرضیه فرمانی
@sheeremast
غیر از این دیگر دلم از تو تقاضایی نکرد...
مرضیه فرمانی
@sheeremast
❤2🔥1🥰1
❤1🔥1🥰1