❤8
خبرگزاری تسنیم
تأیید ربایش و قتل حمیدرضا رجبزاده 🔸 در پی انتشار اخباری درباره ناپدیدشدن فردی به نام حمیدرضا رجبزاده و ارسال ویدئویی برای خانواده وی، پیگیری موضوع از مقامات مطلع در دستور کار خبرنگار تسنیم قرار گرفت. 🔹 یک منبع آگاه در گفتوگو با خبرنگار تسنیم، با تأیید…
خوش است شیعهی حیدر شبیه مولایش
کند به شربت احلیٰ من العسل افطار
شهادتاست نشان هر آنکسی که شده
به « لا یبایع » از خواب زندگی بیدار
کند به شربت احلیٰ من العسل افطار
شهادتاست نشان هر آنکسی که شده
به « لا یبایع » از خواب زندگی بیدار
#شعریار | #شهریار_بصیری
@sheariar
💔11❤6
بدان که حب جاه و شهرت، از مهلکات عظیمه، و طالب آن، طالب آفات دنیویه و اخرویه است و کسی که اسم او مشهور و آوازه او بلند شد، کم می شود که دنیا و آخرت او سالم بماند، مگر کسی را که خداوند عالم به حکمت کامله خود به جهت نشر احکام دین برگزیده باشد.
در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسی است
آن به کزین گریوه سبکبار بگذری
در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسی است
آن به کزین گریوه سبکبار بگذری
#ملا_احمد_نراقی | #معراج_السعادة
@sheariar
❤7
شکستم ناگهان آیینهی مهتاب را با مشت
رگ شب را زدم با تکههایش، نور جاری شد
تمام روزها را روی هم انباشتم چون موج
فشردم خوشهی خورشید را انگور جاری شد
رگ شب را زدم با تکههایش، نور جاری شد
تمام روزها را روی هم انباشتم چون موج
فشردم خوشهی خورشید را انگور جاری شد
#شعریار | #شهریار_بصیری
@sheariar
💔5❤3
زمین را مثل توپی با خودش رودِ زمان میبرد
دهان دشتها از تشنگی بوی علف میداد
همان روزی که ابراهیم از معبود بت میساخت
خدا روح مرا در آتش نمرود تَف میداد
دهان دشتها از تشنگی بوی علف میداد
همان روزی که ابراهیم از معبود بت میساخت
خدا روح مرا در آتش نمرود تَف میداد
#شعریار | #شهریار_بصیری
@sheariar
💔4❤3
مال کسی نبود دلش، وقف عام بود
مریم نبود، جلوهگریّ قطام بود
#شعریار | #شهریار_بصیری
@sheariar
مریم نبود، جلوهگریّ قطام بود
#شعریار | #شهریار_بصیری
@sheariar
قطام گفت: «چه چيز را مهریه من قرار مىدهى؟»
ابن ملجم گفت: «هرچه را بخواهى آمادهام آن را بپردازم»
قطام گفت: «مهریه من عبارت است از سه هزار درهم و يك كنيز و يك غلام و كشتن على بن ابىطالب»
❤13💔4🔥1😍1
حال دلم برای خدا هم مهم نبود
انسان در این زمانه فقط سازهای گِلیست
هر قدْر میدویم برنده نمیشویم
ما اسبهای باری و دنیا شبیه پیست
عشقِ تو نیز مانع ویرانیام نشد
دیدی که مرهم سرطان چسب زخم نیست؟
انسان در این زمانه فقط سازهای گِلیست
هر قدْر میدویم برنده نمیشویم
ما اسبهای باری و دنیا شبیه پیست
عشقِ تو نیز مانع ویرانیام نشد
دیدی که مرهم سرطان چسب زخم نیست؟
#شعریار | #شهریار_بصیری
@sheariar
❤17💔5😍2🕊1
😎4
شاید بشود گفت اخوانیه؛
شیر سنگیّ بارگاهت شد، قلهی شیرباد بینالود
دولت حُسن تو جهانگیر است، به خراسان نمیشود محدود
نَسَبت نور بوده پشت به پشت، آسمان را گرفتهای در مشت
مرگ روزی تو را نخواهد کشت، نام نیک است تا ابد محمود
درد آمد که مردتر بشوی، تکیهگاه دل پدر بشوی
مرد بودی که گریه میکردی، چیست دریا بدون ریزش رود؟
ای عزیز دلم برادر جان، یوسفِ کیستی که در کنعان
نه فقط آفتاب و کوکب و ماه، سجده میکرد سوی تو مسجود
واژهای در خور کمالت نیست، هیچ حرفی در اعتدالت نیست
بارها دیدمت ولی هربار، پیش تو عمر خضر هم کمبود
شیر سنگیّ بارگاهت شد، قلهی شیرباد بینالود
دولت حُسن تو جهانگیر است، به خراسان نمیشود محدود
نَسَبت نور بوده پشت به پشت، آسمان را گرفتهای در مشت
مرگ روزی تو را نخواهد کشت، نام نیک است تا ابد محمود
درد آمد که مردتر بشوی، تکیهگاه دل پدر بشوی
مرد بودی که گریه میکردی، چیست دریا بدون ریزش رود؟
ای عزیز دلم برادر جان، یوسفِ کیستی که در کنعان
نه فقط آفتاب و کوکب و ماه، سجده میکرد سوی تو مسجود
واژهای در خور کمالت نیست، هیچ حرفی در اعتدالت نیست
بارها دیدمت ولی هربار، پیش تو عمر خضر هم کمبود
#شعریار | #شهریار_بصیری
@sheariar
🔥6❤5
یه تشکر ویژهای هم بکنم از اون عزیزی که تمام پیامهای کانال منو ذخیره میکنه👌
فقط قول بده اگه روزی کانالم به مشکل خورد و پیاماش پاک شد، مواردی که ذخیره کردی رو برام بفرستی :)
فقط قول بده اگه روزی کانالم به مشکل خورد و پیاماش پاک شد، مواردی که ذخیره کردی رو برام بفرستی :)
❤13👏4🥰2❤🔥1
Forwarded from عباس تافته
❤4👏2💘1
غزل شماره ۱۳:
*کدام می که پس از مستیَم خمار نداد؟
چو شیشه در ته هر خنده شیونیست مرا
بیا ز محنت جان کندنم خلاصی ده
که دم زدن ز فراق تو مردنیست مرا
غزل شماره ۱۶:
خانهٔ ما خاکساران بر سر راه بلاست
شب نمیسوزد چراغ از پستی دیوار ما
غزل شماره ۱۸:
هزار گونه شکایت به ضمن خاموشیست
به نالهای که ندارد اثر چه کار مرا
چو حُسن تو به کسی در جهان نمیمانم
غریب در وطنم با سفر چه کار مرا
غزل شماره ۱۹:
خود از محبت جانان به خود حسد دارم
ز رشگ غیر کنون برگذشته کار مرا
غزل شماره ۲۳:
بلا مقام مرا پیش ازین نمیدانست
غم تو کرد درین شهر رو شناس مرا
غزل شماره ۲۵:
جرم مناست پیش تو گر قدر من کم است
خود کردهام پسند خریدار خویش را
ای دل مجو نجات، که صیادپیشگان
در دام میکُشند گرفتار خویش را
غزل شماره ۲۸:
فراق دوستان بسیار پیش آمد دل ما را
غمِ بیرون گرفت از ما هوای منزل ما را
غزل شماره ۳۵:
*موریم و در گذار شکر اوفتادهایم
در راه پایمال شود کاروان ما
*تا با نصیب ساختهایم از حلاوتی
همچون رطب شکافتهاند استخوان ما
غزل شماره ۳۶:
چو پیدا گردم از راهی، چنان یاران رمند از من
که بدمستی میان جمع هشیاران شود پیدا
غزل شماره ۳۷:
تمنّایش چو گردد گِرد خاطر مضطرب گردم
چو محتاجی که گردد در سرایش میهمان پیدا
بغل از نامهٔ احباب پُر کرد و نمیخواند
که میترسد شود مکتوب من هم در میان پیدا
غزل شماره ۴۲:
ما نخل ماتمیم «نظیری» ز ما حذر
غمگین شود کسی که بوَد در پناه ما
غزل شماره ۴۵:
*دل در امید مرهم و این آهوان مست
ریزند بر جراحت ما مُشک سوده را
غزل شماره ۴۶:
*از کنایت، گاه مستی منع آن لب چون کنم؟
میچکد بیخود حلاوت قند آب آلوده را
غزل شماره ۴۸:
گر رود عشق از مزاج پیر لذّت کی رود؟
بوی مِی باقی بوَد چون بشکنی پیمانه را
غزل شماره ۵۰:
عزیزان دیده از خاکسترم سازند نورانی
تو شمع بزم خلوت میکنی پروانهٔ خود را
#نظیری_نیشابوری
@sheariar
*ابیات ستاره دار علی الظاهر نیاز به توضیح دارن
🔥5