شعر و غزل
2.1K subscribers
704 photos
12 videos
2 files
75 links
برای ارتباط با مدیر کانال ب آیدی زیر مراجعه کنید
.
.
.
.
.
.
.
.





ایدی ادمین👇.

@Aminoptical1923
Download Telegram
می‌خواستم ببوسمت، ايمان نمی‌گذاشت
ترس از فرشته‌های نگهبان نمی‌گذاشت!

می‌خواستم بغل کُنَمَت تنگ و تنگ‌تر
اما لهیبِ شعلهٔ سوزان نمی‌گذاشت!

باید خدا که عاقل و خوب است، اینقَدَر
اعجاز توی طرز نگاهَت نمی‌گذاشت!

یا سیبِ گونه‌های تو را کال می‌کشید
یا در دهانم این‌همه دندان نمی‌گذاشت!

مثلِ نمازهای قضایی شدم که تو
می‌خواستی بخوانی و شیطان نمی‌گذاشت!

می‌خواستم ببوسم و می‌خواستی، اگر
تردید توی دامنِ انسان نمی‌گذاشت!

#عذرا_هندالی
@shear
تلخ است روزگار، مگر با  بهانه‌ای
پیدا کنیم دلخوشی کودکانه‌ای

ای عشق! سر بزن به دل سنگ من که گاه
روید ز سنگ‌فرش خیابان جوانه‌ای

گر چشم دوختم به تماشای این و آن
می‌خواستم که از تو بیابم نشانه‌ای

هر جا که خیره می‌شوم انگار عکس توست
ماراکشانده‌ای به چه تاریک خانه‌ای

از جور روزگار کسی بی‌نصیب نیست
دیوانه‌ای گرفته به کف تازیانه‌ای

#فاضل_نظری
@shear
بسم الله الرحمن الرحیم

آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه
حرم برای تو شه کرم می سازه

آخر یه روز مهدی برات ضریح می سازه
مثل ضریح شش گوشه بهش می نازه.

هشتم شوال سالروز تخریب قبور ائمه بقیع علیهم السلام بر تمامی شیعیان تسلیت باد.
.
سر و سامـان بدهے‌ یا سر و سامـان ببرے
‌قلب من سوے‌ شمـا میل تپیدن دارد

حُسِین‌جان♥️


#سلام_صبحتون_حسینی
من گم شده‌ام هرچه بگردی خبری نیست
جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست

یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم
دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست

دلگیرم از این شهر پس از من که هوایش
آن گونه که در شأن تو باشد بپری نیست

هر جا نکنی باز، سر درد دلت را
چون دامن تر هست ولی چشم تری نیست

ای كاش که مى گفت نگاه تو، بمانم
این لحظه که حرفت سند معتبری نیست

دل خوش نکنم پشت وداع تو سلامی ست
یا پشت خداحافظی من سفری نیست؟

من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم
در بسته شد آنگونه که انگار دری نیست

ای كاش کسی باشد و کابوس که دیدی
در گوش تو آرام بگوید «خبری نیست»

یا در وسط حالت تردید بگوید
دستان من اینجاست ببین دردسری نیست

#مهدی_فرجی
@shear
🌾

به دیدارم نمی‌آیی چرا؟ دلتنگ دیدارم
همین بود اینکه می گفتی وفادارم وفادارم؟

تو آن لیلا که لیلا هم بیابانگرد عشقت شد
من آن مجنون که مجنون نیز حیران مانده در کارم

برای هر طبیبی قصه‌ام را شرح دادم گفت:
چه می‌خواهی؟ که من خود عاشقم، من خود گرفتارم !

از آن گیسو که در دست رقیبان رایگان می گشت
اگر یک تار مو هم می فروشی، من خریدارم !

زمانی سایه‌ام بر خاک و حالا سایبانم خاک !
مرا در آسمان می‌جویی و من زیر آوارم


#سجاد_سامانی
🌾

اردیبهشت یعنی مانند بهشت...
یعنی چیزی شبیه آغوشت!


#طاهره_اباذری_هریس
شب👋⭐️
بهانه ی قشنگی ست⭐️
برای سکوت🫢
شب، طبیعت هم ساکت است🌳
و به صدای خدا گوش می دهد
سکوت کنیم🫡
تا صدای خدا را بشنویم

شبتون زیبا🌳
کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود
و دلم پیش کسی غیر خداوند نبود

آتشی بودی و هر وقت تو را می‌دیدم
مثل اسپند دلم جای خودش بند نبود

مثل یک غنچه که از چیده شدن می‌ترسید
خیره بودم به تو و جرأت لبخند نبود

هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم
کم نشد فاصله؛ تقصیر تو هرچند نبود

شدم از «درس» گریزان و به «عشقت» مشغول
بین این دو چه کنم نقطه‌ی پیوند نبود

مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت
جای آنها که به دنبال تو بودند نبود

بعد از آن هر که تو را دید رقیبم شد و بعد
اتفاقی که رقم خورد خوشایند نبود

آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته!
کاش نقاش تو این قدر هنرمند نبود

#کاظم_بهمنی
@shear
🌾

اینجا هوای خانه کثیف است بی شما
هر شب بساط غصه ردیف است بی شما

قلبم علاوه بر همه ی حمله های تند
در گیر و دار درد خفیف است بی شما

اعصاب خط خطی شده ام زار و زخمی و
در آرزوی دست لطیف است بی شما

شادی از آشیان دلم کوچ کرده است
سنگ غم است و دل که ظریف است بی شما

روز و شبی که می گذرد سخت خالی و
دور از خیالهای شریف است بی شما

با واژه های حافظ و سعدی هم این غزل
سطحی و سرد و تلخ و ضعیف است بی شما


#جواد_مزنگی
@shear
سلام دوستان میخوایم مجدد شعر و عاشقی شروع کنیم😍 حمایت میکنید؟🫶
public poll

آره با قدرت شروع کن ❤️😍 – 74
👍👍👍👍👍👍👍 93%

بیخیالشو حالشو نداریم 😔 – 3
▫️ 4%

تا ببینیم چی میشه😄 – 3
▫️ 4%

👥 80 people voted so far.
🌾

نبین به چهره جوان مانده ام دلم پیر است 
من از شکست و شکست از صدای من سیر است

تو را قسم به عزیزت که پیش من دیگر 
نگو که شیر اگر پیر هم شود شیر است 

کسی مرا نپسندید و باز می چرخم
که این حکایت تلخ چراغ آژیر است 

چه قدر خاطره ی ناتمام دارم من!
که اسم تک تکشان حکمت است و تقدیر است

مرا امید به یک اتفاق تازه نده
برای خیلی از این اتفاق ها دیر است 

من از نماز به این نکته اش رسیدم که
سلام وقت خداحافظی چه دلگیر است !

#سیدسعیدصاحب_علم
@shear
🌾@shear

من روزگار غربتم را دوست دارم
اين حس و حال و حالتم را دوست دارم

يك عكس كوچك توى جيبِ كيفِ پولم
تنها ترين هم صحبتم را دوست دارم

بر عكس آدم هاى دل بسته به دنيا
هر تيك و تاکِ ساعتم را دوست دارم

امشب دوباره خاطرت مهمان من بود
مهمانى بى دعوتم را دوست دارم

هر چند باعث مى شود هر شب ببارم
اما دل كم طاقتم را دوست دارم

عادت شده اين گريه هاى بى تو ، هرچند
مى خندى امّا عادتم را دوست دارم


#سید_تقی_سیدی
@shear
همراه خود نسیم صبا می برد مرا
یا رب چو بوی گل به کجا می برد مرا

سوی دیار صبح رود کاروان شب
باد فنا به ملک بقا می برد مرا

#رهى_معيرى

درود و صبحتان بخیر و روزتان شاد در پرتو مهر الهی
@shear
🍁@shear

كج مي كنم از راه تو هر بار راهم را
تا ديدنت يادم نيارد اشتباهم را

هرچند طوفان ديده ام ، وقت نسيم صبح
محكم نگه مى دارم از ترست كلاهم را

تو انعكاس ماه بودى بر دل بركه
گم كردم از هول تماشاى تو ماهم را

با رفتنت هم خواب را از چشم من بردى
هم از لبم لبخند هاى گاه گاهم را

مردم گمان بر زلف تو بردند هر جا من
توصيف كردم قامت بخت سياهم را

از غصه مى گردد مكدّر خاطرش وقتى
با آينه گـــــويم اگر يك لـــــحظه آهم را

طبع لطيفم را مپندار از سر ضعف است
پشـــت غزل هايم نــمى بينى سلاحــــم را

خونخواه من كارش به چشمان تو مى افتد
دنبال اگر گيرد شبى رد نگاهم را


#محمد_شیخی
@shear
🌾@shear

دوباره شب شد و باید تو را بهانه کنم
تو را بهانه ی یک شعر عاشقانه کنم

همیشه بین تو با من زمان به قهر گذشت
گلایه از تو چرا؟ باید از زمانه کنم

دگر‌‌ به سینه ی من باز بر نخواهد گشت
اگر که سوی تو دل را دمی روانه کنم

برای اینکه به خانه به عشق برگردم
تو ای ستاره ی قطبی تو را نشانه کنم

پس از تو لانه ی‌ من هم به دست باد افتاد
بیا که گوشه ی آغوشت آشیانه کنم

بیا که با تو کمی درد دل کنم امشب
کنار من بنشین تا انار دانه کنم

شبیه موی تو شب های سرد طولانی ست
به انتها نرسد هر چقدر شانه کنم


#محمد_شیخی
@shear
📚 #کتاب_شب 🎧

کتاب: #انجمن_قتل_پنجشنبه‌ها
نویسنده: #ریچارد_آزمن
راویان: بهرام سروری نژاد، شیرین سپه‌راد
قسمت: اول
@shear
در یک دهکده‌ی آرام بازنشستگی، چهار دوست عجیب هر هفته جمع می‌شوند تا درباره‌ی جنایت‌های حل‌نشده صحبت کنند. آنها خود را عضو انجمن قتل پنجشنبه‌ها می‌خوانند. در ابتدا شاید بررسی پرونده‌های قدیمی برای سرگرمی بوده باشد، اما وقتی قتلی واقعی اتفاق می‌افتد، آنها تصمیم می‌گیرند در پیدا کردن قاتل و اجرای عدالت، به پلیس کمک کنند.

🌹 @shear
🌾@shear

با اجازه غزلى تازه فدايت كردم
بر سر سجده نه در شعر, دعايت كردم

با اجازه ز همه دست كشيدم امشب
و تو را از وسط جمع سوايت كردم

با اجازه ز تو و چشم و لبت مى گويم
چه كنم دست خودم نيست هوايت كردم

با اجازه تو طبيبى و منم باز مريض
تو بزن بوسه بگو باز دوايت كردم

با اجازه به خيالات خودم مى پيچم
مثلا بودى و اين بار صدايت كردم

با اجازه ز شما و بى اجازه ز همه
بوسه بر شعر زدم باز دعايت كردم

سلام صبح بخیر

#علیرضا_آذر
@shear
🌾@shear

گفتم فراق را به صبوری دوا کنم
صبرم زیاد نیست، چرا ادعا کنم؟

بوسیدمش ز دور و چنین مستم از غرور
گر بوسه بر لبش بگذارم چه‌ها کنم

گفتم به قول خویش وفا کن، جواب داد
کی قول داده‌ام که بخواهم وفا کنم؟

بیم فراق دارم و باید به شوق وصل
شب تا سحر نماز بخوانم، دعا کنم ...

اشکی نمانده‌است که جاری کنم ز چشم
جانی نمانده‌است که دیگر فدا کنم

ای عشق، من که عقل خود از دست داده‌ام،
دیوانه‌ام مگر که تو را هم رها کنم؟

زاهد به ذوق آمده از شعر من ولی
ننگا به من که ذوقی از این مرحبا کنم


#سجاد_سامانی
@shear