شعر و غزل
2.1K subscribers
704 photos
12 videos
2 files
75 links
برای ارتباط با مدیر کانال ب آیدی زیر مراجعه کنید
.
.
.
.
.
.
.
.





ایدی ادمین👇.

@Aminoptical1923
Download Telegram
با فلسطین نسبتی دیرینه دارد قلب من

چون ازآن روزی که یادم هست در اشغال توست

#علی_فردوسی
🍁

برکه بودم در خیالم شوق ماندن داشتم
بر تنم تصویر ماهش را نگه می داشتم

رفت و بی او مرگ هم جویای حال ما نشد
زنده بودن را چنین مشکل نمی پنداشتم

گفت بعد از من به دنبال کسی دیگر بگرد
کاش بعد از رفتن او پای گشتن داشتم

با تمام شهر اگر ناسازگاری کرده ام
جای او را در دلم خالی نگه می داشتم

دوست ها را حذف کردم تک تک از تنهایی ام
جا برای هیچ کس جز یاد او نگذاشتم

وصل او را از خدا می خواستم تا قبل از این!
کودکش را دیدم و
دست از دعا برداشتم


#علی_صفری
@shear
کمالِ زور ما در گریه زاری می شود پیدا
که سرسبزی پس از ابر بهاری می شود پیدا

چنان طفلی که بعد از جنبش گهواره می خوابد
قرار ای دوست بعد از بی قراری می شود پیدا

دو روزی صبر کن چون غوره تا گردی شراب ناب
که بُرد آخر به شرط بُردباری می شود پیدا

اگر‌ که جام خالی داشتی پُر می‌کند ساقی
ببین دارایی اینجا در نداری می شود پیدا

حجابی نیست سالک را در اینجا بدتر از "هستی"
اگر رستی ز هستی، رستگاری می شود پیدا

جهان کوچک تر است از آن‌ که عصیان را بپوشانی
همان جا که گمانش را نداری می شود پیدا

#عاصی_خراسانی
@shear
اول صبح لبت هست عسل یعنی چه؟

تن من پیش تو فهمید بغل یعنی چه!

میدهی بوسه پس از بوسه پس از بوسه چه خوب

به من آموخته ای رد و بدل یعنی چه!

#آرش_دارایی

@shear
لبخند زدی فکر انار از سرم افتاد
لرزیدم و از شانه ی من ارگ بم افتاد

تا چشم گشودم دلم از شوق تو سر رفت
تا پلک زدی حادثه ها پشت هم افتاد

تا بافه ی گیسوی تو در باد رها شد
در کار گره خورده ی ما پیچ و خم افتاد

با سر نخ یک بوسه به دنبال تو آمد
این کودک یک ساله که در هر قدم افتاد

بعد از تو که طنازترین فاتح قرنی
این قلعه ی ویران شده در دست غم افتاد

بر سنگ مزارم بنویسید فقط «عشق»
ای عشق! بیین نام خودم از قلم افتاد

#عبدالحسین_انصاری

@shear
🍁

"دوستت دارم"
در زبان مردان
شکل های مختلفی دارد!
بعضی ها با یک شاخه گل
بعضی ها با یک چشمک در یک مهمانی شلوغ
برخی با بوسه ای آتشین در نیمه های شب
عده ای با گفتنِ "خانم، آستینم را تا میزنی؟"
اما فقط تعداد اندکی از آنها
به جای گفتن "دوستت دارم"
برای معشوقه شان شعر میسرایند...
با این تفاوت که میخواهند تمام دنیا
از این دوست داشتن باخبر شوند...!


#فریبرز_پورشفیع
@shear
هر لحظه بی تو بودن من، سالها گذشت

من از تمام مردم دنیا مسن ترم

#حسین_زحمتکش
@shear
🍁

كج مي كنم از راه تو هر بار راهم را
تا ديدنت يادم نيارد اشتباهم را

هرچند طوفان ديده ام ، وقت نسيم صبح
محكم نگه مى دارم از ترست كلاهم را

تو انعكاس ماه بودى بر دل بركه
گم كردم از هول تماشاى تو ماهم را

با رفتنت هم خواب را از چشم من بردى
هم از لبم لبخند هاى گاه گاهم را

مردم گمان بر زلف تو بردند هر جا من
توصيف كردم قامت بخت سياهم را

از غصه مى گردد مكدّر خاطرش وقتى
با آينه گـــــويم اگر يك لـــــحظه آهم را

طبع لطيفم را مپندار از سر ضعف است
پشـــت غزل هايم نــمى بينى سلاحــــم را

خونخواه من كارش به چشمان تو مى افتد
دنبال اگر گيرد شبى رد نگاهم را


#محمد_شیخی
@shear
☃️

نسیمی بافه های گیسوانم را رها کرده
خدا با بی قراری سرنوشتم را بنا کرده

همیشه معتقد بودم که عشق افسانه ای واهی است
ولی انگار حالا در دلم آتش به پا کرده

پشیمان است هرکس عشق را پنهان نگه دارد
پشیمان تر کسیکه عشق خودرا برملا کرده

مگو با هیچ کس راز دلت را ...زود می میرد
گل سرخی که مشتش را برای خلق وا کرده

زمین هم دوست دارد درکنار آسمان باشد
ولی تنها به یک دیدار از دور اکتفا کرده

تو روز آخر اسفند ، من آغاز فروردین
خدا ما را به همدیگر رسانده یا جدا کرده..؟



#طیبه_عباسی
☃️

ای فصل غیر منتظر داستان من!
معشوق ناگهانی دور از گمان من

ای مطلع امید من ای چشم روشنت
زیبا ترین ستاره ی هفت آسمان من

ای در فصول مرثیه و سوگ باز هم
شوقت نهاده قول و غزل بر زبان من

با من بمان و سایه ی مِهر از سرم مگیر
من زنده ام به مهر تو ای مهربان من!

کی می رسد زمان عزیز یگانگی
تا من از آن تو شوم و تو از آن من


#حسین_منزوی
@shear
می‌خواستم ببوسمت، ايمان نمی‌گذاشت
ترس از فرشته‌های نگهبان نمی‌گذاشت!

می‌خواستم بغل کُنَمَت تنگ و تنگ‌تر
اما لهیبِ شعلهٔ سوزان نمی‌گذاشت!

باید خدا که عاقل و خوب است، اینقَدَر
اعجاز توی طرز نگاهَت نمی‌گذاشت!

یا سیبِ گونه‌های تو را کال می‌کشید
یا در دهانم این‌همه دندان نمی‌گذاشت!

مثلِ نمازهای قضایی شدم که تو
می‌خواستی بخوانی و شیطان نمی‌گذاشت!

می‌خواستم ببوسم و می‌خواستی، اگر
تردید توی دامنِ انسان نمی‌گذاشت!

#عذرا_هندالی
@shear
تلخ است روزگار، مگر با  بهانه‌ای
پیدا کنیم دلخوشی کودکانه‌ای

ای عشق! سر بزن به دل سنگ من که گاه
روید ز سنگ‌فرش خیابان جوانه‌ای

گر چشم دوختم به تماشای این و آن
می‌خواستم که از تو بیابم نشانه‌ای

هر جا که خیره می‌شوم انگار عکس توست
ماراکشانده‌ای به چه تاریک خانه‌ای

از جور روزگار کسی بی‌نصیب نیست
دیوانه‌ای گرفته به کف تازیانه‌ای

#فاضل_نظری
@shear
بسم الله الرحمن الرحیم

آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه
حرم برای تو شه کرم می سازه

آخر یه روز مهدی برات ضریح می سازه
مثل ضریح شش گوشه بهش می نازه.

هشتم شوال سالروز تخریب قبور ائمه بقیع علیهم السلام بر تمامی شیعیان تسلیت باد.
.
سر و سامـان بدهے‌ یا سر و سامـان ببرے
‌قلب من سوے‌ شمـا میل تپیدن دارد

حُسِین‌جان♥️


#سلام_صبحتون_حسینی
من گم شده‌ام هرچه بگردی خبری نیست
جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست

یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم
دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست

دلگیرم از این شهر پس از من که هوایش
آن گونه که در شأن تو باشد بپری نیست

هر جا نکنی باز، سر درد دلت را
چون دامن تر هست ولی چشم تری نیست

ای كاش که مى گفت نگاه تو، بمانم
این لحظه که حرفت سند معتبری نیست

دل خوش نکنم پشت وداع تو سلامی ست
یا پشت خداحافظی من سفری نیست؟

من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم
در بسته شد آنگونه که انگار دری نیست

ای كاش کسی باشد و کابوس که دیدی
در گوش تو آرام بگوید «خبری نیست»

یا در وسط حالت تردید بگوید
دستان من اینجاست ببین دردسری نیست

#مهدی_فرجی
@shear
🌾

به دیدارم نمی‌آیی چرا؟ دلتنگ دیدارم
همین بود اینکه می گفتی وفادارم وفادارم؟

تو آن لیلا که لیلا هم بیابانگرد عشقت شد
من آن مجنون که مجنون نیز حیران مانده در کارم

برای هر طبیبی قصه‌ام را شرح دادم گفت:
چه می‌خواهی؟ که من خود عاشقم، من خود گرفتارم !

از آن گیسو که در دست رقیبان رایگان می گشت
اگر یک تار مو هم می فروشی، من خریدارم !

زمانی سایه‌ام بر خاک و حالا سایبانم خاک !
مرا در آسمان می‌جویی و من زیر آوارم


#سجاد_سامانی
🌾

اردیبهشت یعنی مانند بهشت...
یعنی چیزی شبیه آغوشت!


#طاهره_اباذری_هریس
شب👋⭐️
بهانه ی قشنگی ست⭐️
برای سکوت🫢
شب، طبیعت هم ساکت است🌳
و به صدای خدا گوش می دهد
سکوت کنیم🫡
تا صدای خدا را بشنویم

شبتون زیبا🌳
کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود
و دلم پیش کسی غیر خداوند نبود

آتشی بودی و هر وقت تو را می‌دیدم
مثل اسپند دلم جای خودش بند نبود

مثل یک غنچه که از چیده شدن می‌ترسید
خیره بودم به تو و جرأت لبخند نبود

هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم
کم نشد فاصله؛ تقصیر تو هرچند نبود

شدم از «درس» گریزان و به «عشقت» مشغول
بین این دو چه کنم نقطه‌ی پیوند نبود

مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت
جای آنها که به دنبال تو بودند نبود

بعد از آن هر که تو را دید رقیبم شد و بعد
اتفاقی که رقم خورد خوشایند نبود

آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته!
کاش نقاش تو این قدر هنرمند نبود

#کاظم_بهمنی
@shear
🌾

اینجا هوای خانه کثیف است بی شما
هر شب بساط غصه ردیف است بی شما

قلبم علاوه بر همه ی حمله های تند
در گیر و دار درد خفیف است بی شما

اعصاب خط خطی شده ام زار و زخمی و
در آرزوی دست لطیف است بی شما

شادی از آشیان دلم کوچ کرده است
سنگ غم است و دل که ظریف است بی شما

روز و شبی که می گذرد سخت خالی و
دور از خیالهای شریف است بی شما

با واژه های حافظ و سعدی هم این غزل
سطحی و سرد و تلخ و ضعیف است بی شما


#جواد_مزنگی
@shear
سلام دوستان میخوایم مجدد شعر و عاشقی شروع کنیم😍 حمایت میکنید؟🫶
public poll

آره با قدرت شروع کن ❤️😍 – 74
👍👍👍👍👍👍👍 93%

بیخیالشو حالشو نداریم 😔 – 3
▫️ 4%

تا ببینیم چی میشه😄 – 3
▫️ 4%

👥 80 people voted so far.