🎗@shear
مثل یک چهره ی غمگین وسط جمعی شاد
یا که یک خانه ویران ته شهری آباد
بی تو ناجور ترین وصله ی دنیا هستم
آدمی خسته که از چشم خودش هم افتاد
به چه تشبیه کنم این همه تنهایی را
فکر کن دست کسی یخ بزند در مرداد
خواب آشفته ببینی نتوانی بپری
زندگی بعد تو یعنی خفه گی با فریاد
فرض کن صید شوی؛ بال و پرت را ببُرند
بعد در گوش تو آهسته بگویند آزاد
درد دارد نتوانی ببری از خاطر
چشم هایی که تو را برده زمانی از یاد
خسته ام خسته از این "سخت" دوام آوردن
مثل جان کندن یک شعله ی کوچک در باد
لبه ی پنجره و ترس پریدن ،ای کاش
یک نفر روح پریشان مرا هل میداد...
#سجاد_صفری_اعظم
@shear
مثل یک چهره ی غمگین وسط جمعی شاد
یا که یک خانه ویران ته شهری آباد
بی تو ناجور ترین وصله ی دنیا هستم
آدمی خسته که از چشم خودش هم افتاد
به چه تشبیه کنم این همه تنهایی را
فکر کن دست کسی یخ بزند در مرداد
خواب آشفته ببینی نتوانی بپری
زندگی بعد تو یعنی خفه گی با فریاد
فرض کن صید شوی؛ بال و پرت را ببُرند
بعد در گوش تو آهسته بگویند آزاد
درد دارد نتوانی ببری از خاطر
چشم هایی که تو را برده زمانی از یاد
خسته ام خسته از این "سخت" دوام آوردن
مثل جان کندن یک شعله ی کوچک در باد
لبه ی پنجره و ترس پریدن ،ای کاش
یک نفر روح پریشان مرا هل میداد...
#سجاد_صفری_اعظم
@shear
🌿@shear
احساس مرا کم بکنی ، وای به حالت
مو یکسره در هم بکنی ، وای به حالت
آشفتگی ِ موی تو محراب نگاهم
یک لحظه منظم بکنی ، وای به حالت
در کوچه ی چشمان تو مشغول قیامم
با سجده مرا خم بکنی ، وای به حالت
یک قافله احساس خدایی به تو دارد
فتوای جهنم بکنی ، وای به حالت
چشمان سیاه حجر الاسودی ات را
هی عرضه به عالم بکنی ، وای به حالت
بی جنبه ترین آدم این قافله هستم
با وسوسه نازم بکنی ، وای به حالت
هر کس که از این کوچه ی دیوانه بیاید
با پنجره محرم بکنی ، وای به حالت
کی گفته که محتاج کمی قافیه هستم
این قافیه را « غم » بکنی ، وای به حالت
اطراف دلم حس جدیدی به تو دارم
احساس مرا کم بکنی ، وای به حالت
#سعید_حاجتمند
@shear
احساس مرا کم بکنی ، وای به حالت
مو یکسره در هم بکنی ، وای به حالت
آشفتگی ِ موی تو محراب نگاهم
یک لحظه منظم بکنی ، وای به حالت
در کوچه ی چشمان تو مشغول قیامم
با سجده مرا خم بکنی ، وای به حالت
یک قافله احساس خدایی به تو دارد
فتوای جهنم بکنی ، وای به حالت
چشمان سیاه حجر الاسودی ات را
هی عرضه به عالم بکنی ، وای به حالت
بی جنبه ترین آدم این قافله هستم
با وسوسه نازم بکنی ، وای به حالت
هر کس که از این کوچه ی دیوانه بیاید
با پنجره محرم بکنی ، وای به حالت
کی گفته که محتاج کمی قافیه هستم
این قافیه را « غم » بکنی ، وای به حالت
اطراف دلم حس جدیدی به تو دارم
احساس مرا کم بکنی ، وای به حالت
#سعید_حاجتمند
@shear
🌾
از عشق پشیمانم از این بندِ اسارت
یک بار غلط کردم و صد بار ملامت
در آینه خود دیدم و یک قابِ شکسته
دلگیرم از آیینه از اینقدر شباهت
رفتی تو و با شعر و غزل قبرِ خودم را
میکندم و میگفتم عزیزم به سلامت
در شهر تو نارنج بدستان چه زیادند
دل خستهام ای یوسف از این دردِ حسادت
این خواب چه دانم که به صبحم برساند
ترسم که بخوابم برسم تا به قیامت
#رضا_وطن_دوست
@shear
از عشق پشیمانم از این بندِ اسارت
یک بار غلط کردم و صد بار ملامت
در آینه خود دیدم و یک قابِ شکسته
دلگیرم از آیینه از اینقدر شباهت
رفتی تو و با شعر و غزل قبرِ خودم را
میکندم و میگفتم عزیزم به سلامت
در شهر تو نارنج بدستان چه زیادند
دل خستهام ای یوسف از این دردِ حسادت
این خواب چه دانم که به صبحم برساند
ترسم که بخوابم برسم تا به قیامت
#رضا_وطن_دوست
@shear
🌾
هرچند که اندام تو برف سبلان است
از گرمی اهوازِ لبت بوسه پزان است
یک شهر در این عرضه تقاضای تو دارد
تقصیر لبت نیست اگر بوسه گران است
بازار طلا نیست اگر موی طلاییت
با هر وزش باد چرا در نوسان است؟
سر ریز شدم از یقه پیرهن از بس
در عشق تو سیال تنم در فوران است
تا بره چشمان ترا گرگ ندزدد
در مرتع گیسوت،دلم چشم چران است
هر بار که تبخیر شد از ذهن خیالت
آن سوی دگر خاطره ات در میعان است
رویای من این بود که همراه تو باشم
افسوس که در دست تو دست چمدان است
باران تنت کاش بر این خانه ببارد
هر چند که بخت بد من ، قطره چکان است!
#مجید_آژ
@shear
هرچند که اندام تو برف سبلان است
از گرمی اهوازِ لبت بوسه پزان است
یک شهر در این عرضه تقاضای تو دارد
تقصیر لبت نیست اگر بوسه گران است
بازار طلا نیست اگر موی طلاییت
با هر وزش باد چرا در نوسان است؟
سر ریز شدم از یقه پیرهن از بس
در عشق تو سیال تنم در فوران است
تا بره چشمان ترا گرگ ندزدد
در مرتع گیسوت،دلم چشم چران است
هر بار که تبخیر شد از ذهن خیالت
آن سوی دگر خاطره ات در میعان است
رویای من این بود که همراه تو باشم
افسوس که در دست تو دست چمدان است
باران تنت کاش بر این خانه ببارد
هر چند که بخت بد من ، قطره چکان است!
#مجید_آژ
@shear
یڪ یاحسین روز مرا بیمه مـــــــے ڪند
صبح سٺ السلام علــے ...جان ِفاطمه..
#ریحانه_اربی
#الـسلامعلیڪیااباعبدالله
#سلام_صبحتون_بخیر☺️✌️
صبح سٺ السلام علــے ...جان ِفاطمه..
#ریحانه_اربی
#الـسلامعلیڪیااباعبدالله
#سلام_صبحتون_بخیر☺️✌️
🌾@shear
مرا جا می گذاری می روی دلدار یعنی این
کماکان عاشقت می مانم و ناچار یعنی این
شبیه کندن زخمی که دائم تازه می ماند
مرورت می کنم جان می کنم، بیمار یعنی این
برای دیدنت این روزها معطل نمی مانم
تو هر شب در خیالم حاضری دیدار یعنی این
خجالت می کشم بعد از تو حتی از نفسهایم
تو رفتی همچنان من زنده ام ، دشوار یعنی این
خیالت امد و باران به چشمم هدیه داد امشب
چه جانانه شبم را ساختی معمار یعنی این
همه گفتند باور کن که مدتهاست او رفته
نمی بینند دائم با منی انکار یعنی این
تو را در آرزوی دیگران دیدن عذابم بود
و بعد از این کنار دیگری...
آوار یعنی این
#علی_صفری
@shear
مرا جا می گذاری می روی دلدار یعنی این
کماکان عاشقت می مانم و ناچار یعنی این
شبیه کندن زخمی که دائم تازه می ماند
مرورت می کنم جان می کنم، بیمار یعنی این
برای دیدنت این روزها معطل نمی مانم
تو هر شب در خیالم حاضری دیدار یعنی این
خجالت می کشم بعد از تو حتی از نفسهایم
تو رفتی همچنان من زنده ام ، دشوار یعنی این
خیالت امد و باران به چشمم هدیه داد امشب
چه جانانه شبم را ساختی معمار یعنی این
همه گفتند باور کن که مدتهاست او رفته
نمی بینند دائم با منی انکار یعنی این
تو را در آرزوی دیگران دیدن عذابم بود
و بعد از این کنار دیگری...
آوار یعنی این
#علی_صفری
@shear
🏴@shear
اربعین میآید و در کنج زندان ماندهام
یوسفم در مصر و من در شهر کنعان ماندهام
دیدهام یک عدّه را که بار چندم راهیاند
من ولی در آرزوی مرز مهران ماندهام
آن زمانی که مسیحی هم شده زائر، چرا
من که عنوانم شده بچّه مسلمان ماندهام
عدهای را بی گذرنامه گذر دادی به قربانگاه عشق
پس چرا ما را نبردی، من که حیران ماندهام
من شنیدم که تو کشتی نجاتی پس چرا
من کماکان در میان موج و طوفان ماندهام
کربلا مال همانهایی که از ما بهترند
من هنوز در حسرت شهر خراسان ماندهام
@shear
#امیر_امیری
اللهم الرزقنا زيارت الحسين(ع)🦋
اربعین میآید و در کنج زندان ماندهام
یوسفم در مصر و من در شهر کنعان ماندهام
دیدهام یک عدّه را که بار چندم راهیاند
من ولی در آرزوی مرز مهران ماندهام
آن زمانی که مسیحی هم شده زائر، چرا
من که عنوانم شده بچّه مسلمان ماندهام
عدهای را بی گذرنامه گذر دادی به قربانگاه عشق
پس چرا ما را نبردی، من که حیران ماندهام
من شنیدم که تو کشتی نجاتی پس چرا
من کماکان در میان موج و طوفان ماندهام
کربلا مال همانهایی که از ما بهترند
من هنوز در حسرت شهر خراسان ماندهام
@shear
#امیر_امیری
اللهم الرزقنا زيارت الحسين(ع)🦋
🌾@shear
چو نامت قبله احساس در شهر بنارَس شد
خیالم آمد و در حوزه ی عشقت مُلبس شد
نگاهت کردم و از شدت بیتابیِ چشمم
برایت حدّ خاطرخواهیِ قلبم مشخص شد
هوای روی تو پیچید در دنیایِ معماری
شکوهت گنبد و محراب، لبخندت مُقرنَس شد
طلب کردم تو را در چله ای صدبار. بعد از آن
غم عشقت رفیق دایم این جانِ بی کس شد
برای وصف خوبی های تو روزی غزل گفتم
تمام بیت هایش، بیت نه! | بیت المُقدس| شد
#جواد_مزنگی
@shear
چو نامت قبله احساس در شهر بنارَس شد
خیالم آمد و در حوزه ی عشقت مُلبس شد
نگاهت کردم و از شدت بیتابیِ چشمم
برایت حدّ خاطرخواهیِ قلبم مشخص شد
هوای روی تو پیچید در دنیایِ معماری
شکوهت گنبد و محراب، لبخندت مُقرنَس شد
طلب کردم تو را در چله ای صدبار. بعد از آن
غم عشقت رفیق دایم این جانِ بی کس شد
برای وصف خوبی های تو روزی غزل گفتم
تمام بیت هایش، بیت نه! | بیت المُقدس| شد
#جواد_مزنگی
@shear
🌾
بس که آمیخته شد با غم عشقت جانم
بوی گیسوی تو را میدهد انگشتانم
مردم از عشق میان من و تو باخبرند
بیدلیل از نظر خلق مکن پنهانم
ای گل سرخ که بر گریهی من میخندی
منم آن ابر که میگریم و میخندانم
نتوانست دل سنگ تو را نرم کند
نالهی بیاثر و گریهی بیپایانم
چشم بردار از آن ساعت و بیتاب مباش
باز هم وقت جداییست! خودم میدانم
#احسان_انصاری
@shear
بس که آمیخته شد با غم عشقت جانم
بوی گیسوی تو را میدهد انگشتانم
مردم از عشق میان من و تو باخبرند
بیدلیل از نظر خلق مکن پنهانم
ای گل سرخ که بر گریهی من میخندی
منم آن ابر که میگریم و میخندانم
نتوانست دل سنگ تو را نرم کند
نالهی بیاثر و گریهی بیپایانم
چشم بردار از آن ساعت و بیتاب مباش
باز هم وقت جداییست! خودم میدانم
#احسان_انصاری
@shear
نه بدهکار و نه بودیم طلبکار کسی
بخت آن خوش که نشد باعث آزار کسی
گر چه ما سرو قدان را ثمری نیست ولی
تکیه چون تاک ندادیم به دیوار کسی
بار هرکس به زمین ماند به دوش آوردم
بار غم بردم و هرگز نشدم بار کسی
به قیامت دل آبی صفتم هست گواه
که بجز عشق نبودیم طرفدار کسی
راز آرامش و آسایشم این بود که من
دل سپردم به کم خود نه به بسیار کسی
از دل ساده خود گفتم اگر حرفی بود
دست دزدی نزدم هیچ به آثار کسی
به مزارم بنویسید که این خسته جگر
می توانست و نشد باعث آزار کسی
#احمد_جم
@shear
بخت آن خوش که نشد باعث آزار کسی
گر چه ما سرو قدان را ثمری نیست ولی
تکیه چون تاک ندادیم به دیوار کسی
بار هرکس به زمین ماند به دوش آوردم
بار غم بردم و هرگز نشدم بار کسی
به قیامت دل آبی صفتم هست گواه
که بجز عشق نبودیم طرفدار کسی
راز آرامش و آسایشم این بود که من
دل سپردم به کم خود نه به بسیار کسی
از دل ساده خود گفتم اگر حرفی بود
دست دزدی نزدم هیچ به آثار کسی
به مزارم بنویسید که این خسته جگر
می توانست و نشد باعث آزار کسی
#احمد_جم
@shear
🌾
عاري از صبرم و طاقت نفسم بند آمد
زير اندوه فراقت نفسم بند آمد
ايستادي لبه ي زندگيم، از اين روست
هر كسي رفت سراغت نفسم بند آمد
مو زدي شانه و ناخواسته عطري برخاست
مثل گل هاي اتاقت نفسم بند آمد
ساعت تازه ي خود را كه نشان مي دادي
چشم افتاد به ساقت نفسم بند آمد
موقع گفتن ِ اين شعر كمي ترسيدم
خوش نيايد به مذاقت ؛ نفسم...
#کاظم_بهمنی
@shear
عاري از صبرم و طاقت نفسم بند آمد
زير اندوه فراقت نفسم بند آمد
ايستادي لبه ي زندگيم، از اين روست
هر كسي رفت سراغت نفسم بند آمد
مو زدي شانه و ناخواسته عطري برخاست
مثل گل هاي اتاقت نفسم بند آمد
ساعت تازه ي خود را كه نشان مي دادي
چشم افتاد به ساقت نفسم بند آمد
موقع گفتن ِ اين شعر كمي ترسيدم
خوش نيايد به مذاقت ؛ نفسم...
#کاظم_بهمنی
@shear
🌷 امیری حسین و نعمالامیر 🍃
ای سربهزیرِ محضرِ تو سربلندها!
داروندارِ زندگی مستمندها!
از آسمانِ خاکِ قدومِ تو آفتاب
میریزد آنچنان که غبار از سَرَندها
باید به پای لشکرِ مویت سپر شکست
ای خاکسارِ تو سرِ قَدّارهبندها!
چادرْسیاه مادرتان خیمهی عزاست
دوریم زیر سایهی او از گزندها
ای چای تلخِ روضهات أحلیٰمِنَالعَسل!
بخشیده شد حلاوتی از آن به قندها
شادند در هوای غمت کودکانِ اشک
حکمِ جنونِ ما شده این اشکْخندها
از ریشههای پرچمِ تو عشق میچکد
ما را چه احتیاج به گیسوکمندها؟!
#السلام_علی_ساکن_کربلا
#امیری_حسین_و_نعم_الامیر
#یا_رفیق_من_لا_رفیق_له
🔗✍🏻 #رضا_قاسمی
@shear
ای سربهزیرِ محضرِ تو سربلندها!
داروندارِ زندگی مستمندها!
از آسمانِ خاکِ قدومِ تو آفتاب
میریزد آنچنان که غبار از سَرَندها
باید به پای لشکرِ مویت سپر شکست
ای خاکسارِ تو سرِ قَدّارهبندها!
چادرْسیاه مادرتان خیمهی عزاست
دوریم زیر سایهی او از گزندها
ای چای تلخِ روضهات أحلیٰمِنَالعَسل!
بخشیده شد حلاوتی از آن به قندها
شادند در هوای غمت کودکانِ اشک
حکمِ جنونِ ما شده این اشکْخندها
از ریشههای پرچمِ تو عشق میچکد
ما را چه احتیاج به گیسوکمندها؟!
#السلام_علی_ساکن_کربلا
#امیری_حسین_و_نعم_الامیر
#یا_رفیق_من_لا_رفیق_له
🔗✍🏻 #رضا_قاسمی
@shear
🌾
هرچه رفتم نرسیدم به قراری که نبود
من پیِ تو، تو پیِ راه فراری که نبود
ایستگاهی پُر از آغوشِ رسیدن بودم
خسته از دلهرهی سوت قطاری که نبود
مانده در خاطر من صوتِ سکوتی سنگین
عشق ما ضبط شده روی نواری که نبود
همهی عمر در اندیشهی دیدار تو گشت
بخت من پرسهزنان دورِ مداری که نبود
گشتم آواره چنان تشنه به دنبالِ سراب
دربهدر در عطش یار و دیاری که نبود
آه از این دشت، از این جاده، به خود برگشتم
در تماشای سواری و غباری که نبود
خشکم امروز اگر از سر بیعاری نیست
بارها سبز شدم پای بهاری که نبود
حکم دادی که بگیرد نفسم را این عشق
مانده روحم به سرِ چوبهی داری که نبود
#الهه_سلطانی
@shear
هرچه رفتم نرسیدم به قراری که نبود
من پیِ تو، تو پیِ راه فراری که نبود
ایستگاهی پُر از آغوشِ رسیدن بودم
خسته از دلهرهی سوت قطاری که نبود
مانده در خاطر من صوتِ سکوتی سنگین
عشق ما ضبط شده روی نواری که نبود
همهی عمر در اندیشهی دیدار تو گشت
بخت من پرسهزنان دورِ مداری که نبود
گشتم آواره چنان تشنه به دنبالِ سراب
دربهدر در عطش یار و دیاری که نبود
آه از این دشت، از این جاده، به خود برگشتم
در تماشای سواری و غباری که نبود
خشکم امروز اگر از سر بیعاری نیست
بارها سبز شدم پای بهاری که نبود
حکم دادی که بگیرد نفسم را این عشق
مانده روحم به سرِ چوبهی داری که نبود
#الهه_سلطانی
@shear
تعریف تو از عقل همان بود که باید
عقلی که نمی خواست سر عقل بیاید
یک عمر کشیدی نفس اما نکشیدی
آهی که از آیینه غباری بزداید
از گریه بر خویشتن و خنده دشمن
جانکاه تر، آهی ست که از دوست برآید
کوری که زمین خورد و منش دست گرفتم
در فکر چراغیست که از من برباید
با آن که مرا از دل خود راند، بگویید
ملکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید
#فاضل_نظری
@shear
عقلی که نمی خواست سر عقل بیاید
یک عمر کشیدی نفس اما نکشیدی
آهی که از آیینه غباری بزداید
از گریه بر خویشتن و خنده دشمن
جانکاه تر، آهی ست که از دوست برآید
کوری که زمین خورد و منش دست گرفتم
در فکر چراغیست که از من برباید
با آن که مرا از دل خود راند، بگویید
ملکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید
#فاضل_نظری
@shear
🍂
پاییز را باید حس کرد..
باید فهمید..
پاییز را باید سفر کرد..
خودتان را پرت کنید در پاییز!
جایی که دور است از غم و غصه..
مثل برگی که می افتد و خودش را از اسارت درخت می رهاند
خودش را به دست باد میسپارد و پاییزی می شود..
مهر را عاشقی کنید
آبان را ببارید و
آذر را قدم بزنید..
#محسن_صفری
@shear
پاییز را باید حس کرد..
باید فهمید..
پاییز را باید سفر کرد..
خودتان را پرت کنید در پاییز!
جایی که دور است از غم و غصه..
مثل برگی که می افتد و خودش را از اسارت درخت می رهاند
خودش را به دست باد میسپارد و پاییزی می شود..
مهر را عاشقی کنید
آبان را ببارید و
آذر را قدم بزنید..
#محسن_صفری
@shear
ســــــلام
صـبح زیبای تـان آکنده از
شـادی هـای بـی پایان
امیـــدوارم زیبـاترین
لبخـنـدهـا بـر لبان تان
بالاترین دست ها نگهبان تان
قشنگ ترین چشم هابدرقه راه تان
صبـح تـون بـخیر و نیـکی
صـبح زیبای تـان آکنده از
شـادی هـای بـی پایان
امیـــدوارم زیبـاترین
لبخـنـدهـا بـر لبان تان
بالاترین دست ها نگهبان تان
قشنگ ترین چشم هابدرقه راه تان
صبـح تـون بـخیر و نیـکی