شعر و غزل
2.1K subscribers
704 photos
12 videos
2 files
75 links
برای ارتباط با مدیر کانال ب آیدی زیر مراجعه کنید
.
.
.
.
.
.
.
.





ایدی ادمین👇.

@Aminoptical1923
Download Telegram
🌾

دوباره شب شد و باید تو را بهانه کنم
تو را بهانه ی یک شعر عاشقانه کنم

همیشه بین تو با من زمان به قهر گذشت
گلایه از تو چرا؟ باید از زمانه کنم

دگر‌‌ به سینه ی من باز بر نخواهد گشت
اگر که سوی تو دل را دمی روانه کنم

برای اینکه به خانه به عشق برگردم
تو ای ستاره ی قطبی تو را نشانه کنم

پس از تو لانه ی‌ من هم به دست باد افتاد
بیا که گوشه ی آغوشت آشیانه کنم

بیا که با تو کمی درد دل کنم امشب
کنار من بنشین تا انار دانه کنم

شبیه موی تو شب های سرد طولانی ست
به انتها نرسد هر چقدر شانه کنم


#محمد_شیخی
@shear
@shear

اول صبح لبت هست؛ عسل یعنی چه؟
تنِ من پیشِ تو فهمید بغل یعنی چه!

از دلِ گنبد تو بانگ اذان می آید
تو بگو حی علی خیر عمل یعنی چه؟

می گدازی و تنت بر بدنم می بارد
علتِ زلزله هایی و گسل یعنی چه؟

می دهی بوسه پس از بوسه پس از بوسه چه خوب
به من آموخته ای رد و بدل یعنی چه

وقتی از گرمیِ آغوشِ تو برمی خیزم
تازه می فهمم که روز ازل یعنی چه

من و تو دست و ترنجیم که تعبیر کنیم
معنی هر غزل از شیخ اجل یعنی چه

شعرها رو به افولند و درون مایه ی تو
پاک و بی حاشیه فهماند غزل یعنی چه!


#آرش_دارایی
@shear
🍁@shear

چشمانِ تو شعری است که صدقافیه دارد
امّا چه کنم؟با دلِ من زاویه دارد

این آبیِ بی واهمه، این شهرِستاره
چون علمِ نجوم است که صد فرضیه دارد

چشمانِ تو چون معدنی از نور وبلور است
البتّه غنی سازیِ آن حاشیه دارد

این سفره ی رنگینِ قلمکار، کجایی است؟
کز فلفل و نعنا و نمک، ادویه دارد!

این باغِ پُراز برکت و این جنگلِ مخمل
بارانِ شکوفه است که هرثانیه دارد

این دُرّ ِ یتیمی ست که دلخواهِ جهانی است
هرعاشقِ دلخسته ازآن سهمیه دارد

این قدر مرا از درِ خود بازنگردان،
هر قطره ازاشکِ منِ عاشق، دیه دارد

من گریه کُنان قصدِ تقرّب به تو دارم
هرکس به تو نزدیک شود آتیه دارد...!


#یدالله_گودرزی
@shear
🎗@shear

مثل یک چهره ی غمگین وسط جمعی شاد
یا که یک خانه ویران ته شهری آباد

بی تو ناجور ترین وصله ی دنیا هستم
آدمی خسته که از چشم خودش هم افتاد

به چه تشبیه کنم این همه تنهایی را
فکر کن دست کسی یخ بزند در مرداد

خواب آشفته ببینی نتوانی بپری
زندگی بعد تو یعنی خفه گی با فریاد


فرض کن صید شوی؛ بال و پرت را ببُرند
بعد در گوش تو آهسته بگویند آزاد

درد دارد نتوانی ببری از خاطر
چشم هایی که تو را برده زمانی از یاد

خسته ام خسته از این "سخت" دوام آوردن
مثل جان کندن یک شعله ی کوچک در باد

لبه ی پنجره و ترس پریدن ،ای کاش
یک نفر روح پریشان مرا هل میداد...


#سجاد_صفری_اعظم
@shear
🌿@shear

احساس مرا کم بکنی ، وای به حالت
مو یکسره در هم بکنی ، وای به حالت

آشفتگی ِ موی تو محراب نگاهم
یک لحظه منظم بکنی ، وای به حالت

در کوچه ی چشمان تو مشغول قیامم
با سجده مرا خم بکنی ، وای به حالت

یک قافله احساس خدایی به تو دارد
فتوای جهنم بکنی ، وای به حالت

چشمان سیاه حجر الاسودی ات را
هی عرضه به عالم بکنی ، وای به حالت

بی جنبه ترین آدم این قافله هستم
با وسوسه نازم بکنی ، وای به حالت

هر کس که از این کوچه ی دیوانه بیاید
با پنجره محرم بکنی ، وای به حالت

کی گفته که محتاج کمی قافیه هستم
این قافیه را « غم » بکنی ، وای به حالت

اطراف دلم حس جدیدی به تو دارم
احساس مرا کم بکنی ، وای به حالت


#سعید_حاجتمند
@shear
.

آنی که ز صبح خنده بر لب دارد
بر قلب کسان بذر محبت  کارد

هر روز بخند و شادمان باش ای دوست
بگذار جهان بر تو محبت آرد


#مولوی


درود و صبحتان شاد و دل انگیز
@shear
🌾

از عشق پشیمانم از این بندِ اسارت
یک بار غلط کردم و صد بار ملامت

در آینه خود دیدم و یک قابِ شکسته
دلگیرم از آیینه از اینقدر شباهت

رفتی تو و با شعر و غزل قبرِ خودم را
می‌کندم و می‌گفتم عزیزم به سلامت

در شهر تو نارنج بدستان چه زیادند
دل خسته‌ام ای یوسف از این دردِ حسادت

این خواب چه دانم که به صبحم برساند
ترسم که بخوابم برسم تا به قیامت


#رضا_وطن_دوست
@shear
🌾

هرچند که اندام تو برف سبلان است
از گرمی اهوازِ لبت بوسه پزان است

یک شهر در این عرضه تقاضای تو دارد
تقصیر لبت نیست اگر بوسه گران است

بازار طلا نیست اگر موی طلاییت
با هر وزش باد چرا در نوسان است؟

سر ریز شدم از یقه پیرهن از بس
در عشق تو سیال تنم در فوران است

تا بره چشمان ترا گرگ ندزدد
در مرتع گیسوت،دلم چشم چران است

هر بار که تبخیر شد از ذهن خیالت
آن سوی دگر خاطره ات در میعان است

رویای من این بود که همراه تو باشم
افسوس که در دست تو دست چمدان است

باران تنت کاش بر این خانه ببارد
هر چند که بخت بد من ، قطره چکان است!


#مجید_آژ
@shear
🌾

در غلغله‌ی جمعی و تنها شده‌ای باز
آنقدر که‌در پیرهنت نیز غریبی


#فاضل_نظری
@shear
یڪ یاحسین روز مرا بیمه مـــــــے ڪند


صبح سٺ السلام علــے ...جان ِفاطمه..
#ریحانه_اربی


#الـسلام‌علیڪ‌یااباعبدالله‌

#سلام_صبحتون_بخیر☺️✌️
🌾@shear

مرا جا می گذاری می روی دلدار یعنی این
کماکان عاشقت می مانم و ناچار یعنی این

شبیه کندن زخمی که دائم تازه می ماند
مرورت می کنم جان می کنم، بیمار یعنی این

برای دیدنت این روزها معطل نمی مانم
تو‌ هر شب در خیالم حاضری دیدار یعنی این

خجالت می کشم بعد از تو حتی از نفسهایم 
تو رفتی همچنان من زنده ام ، دشوار یعنی این

خیالت امد و باران به چشمم هدیه داد امشب
چه جانانه شبم را ساختی معمار یعنی این

همه گفتند باور کن که مدتهاست او رفته
نمی بینند دائم با منی انکار یعنی این

تو را در آرزوی دیگران دیدن عذابم بود
و بعد از این کنار دیگری...
آوار یعنی این


#علی_صفری
@shear
🏴@shear

اربعین می‌آید و در کنج زندان مانده‌ام
یوسفم در مصر و من در شهر کنعان مانده‌ام

دیده‌ام یک عدّه را که بار چندم راهی‌اند
من ولی در آرزوی مرز مهران مانده‌ام

آن‌ زمانی که مسیحی هم شده زائر، چرا
من که عنوانم شده بچّه مسلمان مانده‌ام

عده‌ای را بی گذرنامه گذر دادی به قربانگاه عشق
پس چرا ما را نبردی، من که حیران مانده‌ام

من شنیدم که تو کشتی نجاتی پس چرا
من کماکان در میان موج و طوفان مانده‌ام

کربلا مال همان‌هایی که از ما بهترند
من هنوز در حسرت شهر خراسان مانده‌ام

@shear
#امیر_امیری
‏اللهم الرزقنا زيارت الحسين(ع)🦋
🌾@shear

چو نامت قبله احساس در شهر بنارَس شد
خیالم آمد و در حوزه ی عشقت مُلبس شد

نگاهت کردم و از شدت بیتابیِ چشمم
برایت حدّ خاطرخواهیِ قلبم مشخص شد

هوای روی تو پیچید در دنیایِ معماری
شکوهت گنبد و محراب، لبخندت مُقرنَس شد

طلب کردم تو را در چله ای صدبار. بعد از آن
غم عشقت رفیق دایم این جانِ بی کس شد

برای وصف خوبی های تو روزی غزل گفتم
تمام بیت هایش، بیت نه! | بیت المُقدس| شد


#جواد_مزنگی
@shear
🌾

بس که آمیخته شد با غم عشقت جانم
بوی گیسوی تو را می‌دهد انگشتانم

مردم از عشق میان من و تو باخبرند
بی‌دلیل از نظر خلق مکن پنهانم

ای گل سرخ که بر گریه‌ی من می‌خندی
منم آن ابر که می‌گریم و می‌خندانم

نتوانست دل سنگ تو را نرم کند
ناله‌ی بی‌اثر و گریه‌ی بی‌پایانم

چشم بردار از آن ساعت و بی‌تاب مباش
باز هم وقت جدایی‌ست! خودم می‌دانم


#احسان_انصاری
@shear
نه بدهکار و نه  بودیم طلبکار کسی
بخت آن خوش که نشد باعث آزار کسی

گر چه ما سرو قدان را ثمری نیست ولی
تکیه چون تاک ندادیم به دیوار کسی

بار هرکس به زمین ماند به دوش آوردم
بار غم بردم و هرگز نشدم بار کسی

به قیامت دل آبی صفتم هست گواه
که بجز عشق نبودیم طرفدار کسی

راز آرامش و آسایشم این بود که من
دل سپردم به کم خود نه به بسیار کسی

از دل ساده خود گفتم اگر حرفی بود
دست دزدی نزدم هیچ به آثار کسی

به مزارم بنویسید که این خسته جگر
می توانست و نشد باعث آزار کسی

#احمد_جم
@shear
هیچ دختری به کسی زیبایی و بدن صاف و صوف و بی مو و هیکل فوق العاده بدهکار نیست،
هیچ پسری ام به کسی سیکس پک و قد بلند و جیب پر پول بدهکار نیست
تنها چیزی که ماها به همدیگه بدهکاریم خوش رفتاری و مهر و محبته
لازمه که هممون اینارو بفهمیم ..
👍
@shear
🌾

عاري از صبرم و طاقت نفسم بند آمد
زير اندوه فراقت نفسم بند آمد

ايستادي لبه ي زندگيم، از اين روست
هر كسي رفت سراغت نفسم بند آمد

مو زدي شانه و ناخواسته عطري برخاست
مثل گل هاي اتاقت نفسم بند آمد

ساعت تازه ي خود را كه نشان مي دادي
چشم افتاد به ساقت نفسم بند آمد

موقع گفتن ِ اين شعر كمي ترسيدم
خوش نيايد به مذاقت ؛ نفسم...


#کاظم_بهمنی
@shear
🌾

#کوردا تو اوج ناراحتیِ کسی که
دوستش دارن بهش میگن:

دردِ قلبت وَه دَردِیلم!
یعنی: "درد قلبت به دردام"
یعنی انقدر دوستت دارم !
که با وجود همه‌ی دردای خودم،
دردای‌ تورو هم به جون میخرم

@shear
🌷 امیری حسین و نعم‌الامیر 🍃

ای سر‌به‌زیرِ محضرِ تو سربلندها!
داروندارِ زندگی مستمندها!

از آسمانِ خاکِ قدومِ تو آفتاب
می‌ریزد آنچنان که غبار از سَرَندها

باید به پای لشکرِ مویت سپر شکست
ای خاکسارِ تو سرِ قَدّاره‌بندها!

چادرْسیاه مادرتان خیمه‌ی عزاست
دوریم زیر سایه‌ی او از گزندها

ای چای تلخِ روضه‌ات أحلیٰ‌مِنَ‌العَسل!
بخشیده‌ شد حلاوتی از آن به قندها

شادند در هوای غمت کودکانِ اشک
حکمِ جنونِ ما شده این اشکْ‌خندها

از ریشه‌های پرچمِ تو عشق می‌چکد
ما را چه احتیاج به گیسوکمندها؟!

#السلام_علی_ساکن_کربلا
#امیری_حسین_و_نعم_الامیر
#یا_رفیق_من_لا_رفیق_له
🔗✍🏻 #رضا_قاسمی
@shear
🌾

هرچه رفتم نرسیدم به قراری که نبود
من پیِ تو، تو پیِ راه فراری که نبود

ایستگاهی پُر از آغوشِ رسیدن بودم
خسته از دلهره‌ی سوت قطاری که نبود

مانده در خاطر من صوتِ سکوتی سنگین
عشق ما ضبط شده روی نواری که نبود

همه‌ی عمر در اندیشه‌ی دیدار تو گشت
بخت من پرسه‌زنان دورِ مداری که نبود

گشتم آواره چنان تشنه به دنبالِ سراب
در‌به‌در در عطش یار و دیاری که نبود

آه از این دشت، از این جاده، به خود برگشتم
در تماشای سواری و غباری که نبود

خشکم امروز اگر از سر بیعاری نیست
بارها سبز شدم پای بهاری که نبود

حکم دادی که بگیرد نفسم را این عشق
مانده روحم به سرِ چوبه‌ی داری که نبود

#الهه_سلطانی
@shear
تعریف تو از عقل همان بود که باید
عقلی که نمی خواست سر عقل بیاید

یک عمر کشیدی نفس اما نکشیدی
آهی که از آیینه غباری بزداید

از گریه بر خویشتن و خنده دشمن
جانکاه تر، آهی ست که از دوست برآید

کوری که زمین خورد و منش دست گرفتم
در فکر چراغیست که از من برباید

با آن که مرا از دل خود راند، بگویید
ملکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید

#فاضل_نظری
@shear