شعر و غزل
2.1K subscribers
704 photos
12 videos
2 files
75 links
برای ارتباط با مدیر کانال ب آیدی زیر مراجعه کنید
.
.
.
.
.
.
.
.





ایدی ادمین👇.

@Aminoptical1923
Download Telegram
🎗@shear

آخر غزلی گفتم و بردم دل او را
مجنون شده ام، آخ! ببین پیچش مو را

از چشم خودش نیز می افتاد یقینا...
می دید اگر ماه شبی آن بَر و رو را

گردیده عیان سِرِّ نهان دلم از بس...
پیش همگان جار زدم راز مگو را

آهو بره ای برده دل از شیرِ غزل هام...
پابند خودش کرده دل عربده جو را

با او دل من عاشق و سرمست ترین است...
پر کرده ز خون جگرم گرچه سبو را

هرچند که بی رحم ترین بود نگاهش...
آخر غزلی گفتم‌ و بردم دل او را!


#طاهره_اباذری_هریس
@shear
کارما میگه:
هیچوقت از یه آدم واسه فراموش کردن یه آدم دیگه استفاده نکن ،
یادت باشه😊

@shear
🌷 حسین جااااانم 🍃

کاســـه ی صبــرم شده لبریز از داغ حرم
داغـــــــدار گنبــــــدم آقا تســـــــلایم بده

من مگر چیز زیادی از تو میخواهم حسین ؟
گوشــــه ای از صحن زیبایت مرا جایم بده

#رضا_قاسمی

سلااااام‌✌️⁩ صبحتون حسینی🥀🖤
@shear
🏴

غمخوارِ کربلا غم عالم نمی‌خورد
دنیایِ بی حسین به دردم نمی‌خورد

هر کس که خورد نان تو جایی نمی‌رود
هر کس که خورد داغِ تو را غم نمی‌خورد

شأنِ دو چشمِ خیسِ عزادار عرشی است
این حرفها به چشمه‌ی زمزم نمی‌خورد

آنکه به زیر سایه‌ی زهرا نشسته است
غمهای روزِ حشر مسلم نمی‌خورد

آنکس که جای بستر بیماری، از غمت
آتش گرفت حسرت عزیزم نمی‌خورد

من با محرم تو نفَس می‌زنم هنوز
هرچند طعنه نوکرتان کم نمی‌خورد

من حتم دارم از نفسِ گرمِ مادرت
این سینه باز داغِ محرم نمی‌خورد


#حسن_لطفی
@shear
طِفلـے اگر بزرگ شود با #ڪریم‌ها
یڪ روز مےشود خودش از ڪریم‌ها

#عبـدللهِ #حسین شدم از قدیم‌ها
دل مےدهند دَسٺِ #عموها یتیم‌ها
#عبدالله_ابن_حسن_ع🌷

🖤 @shear
✔️ عاشقانه های مارو بچشید👆
🍁

کنج لبهایت برای بوسه چیدن عالی است
طعم شیرین لبانت را چشیدن عالی است

لمس چال چانه ات با پشت ناخن گاه گاه
نازکردن بعدازآن نازت کشیدن عالی است

زیرگوشم باز میپیچید صدای مست تو
بازتاب کوک آوایت شنیدن عالی است

از فرازچین و واچین دو تا بازوی تو
نرم نرمک با نوک دندان گــَــزیدن عالی است

عطر گیسوی تو در جان و دلم پیچیده باز
دست در ابریشم مویت کشیدن عالی است

کُـنـج گرم ونرم آغوش تو هرشب تا سحر
گُـر گِـرفتن ، گپ زدن یا آرمیدن عالی است

نیمه شب باچشم خواب آلوده چشمان تورا
بسته درآغوش خود دزدانه دیدن عالی


#امیرحسین_مقدم
@mnvbano
🎗

آبروداری من جز اوج رسوایی نبود!
سهم من از این جماعت غیر تنهایی نبود

بارها برعکس حرف فیلسوفان گفته ام:
حیرت من موضعی از روی دانایی نبود!

لنگ لنگان شهر را ما با عصاهایی سفید -
بارها گشتیم اما هیچ بینایی نبود!

یک نفر در پیش بود و در پی‌اش خلقی روان
عمر ما چیزی به غیر از راهپیمایی نبود

دعوت ما را کسی رد کرد اگر خُسران ندید!
مجلس ما آن قَدَرها هم تماشایی نبود

مطمئن هستم درون سینه‌ی من قلب نیست!
دل اگر در سینه ام می‌بود هر جایی نبود

با خودش - وقتی پرش تاراج شد - طاووس گفت :
پیش چشم هرزه ها جای خودآرایی نبود


#اصغر_عظیمی_مهر
@shear
🌾

دوباره شب شد و باید تو را بهانه کنم
تو را بهانه ی یک شعر عاشقانه کنم

همیشه بین تو با من زمان به قهر گذشت
گلایه از تو چرا؟ باید از زمانه کنم

دگر‌‌ به سینه ی من باز بر نخواهد گشت
اگر که سوی تو دل را دمی روانه کنم

برای اینکه به خانه به عشق برگردم
تو ای ستاره ی قطبی تو را نشانه کنم

پس از تو لانه ی‌ من هم به دست باد افتاد
بیا که گوشه ی آغوشت آشیانه کنم

بیا که با تو کمی درد دل کنم امشب
کنار من بنشین تا انار دانه کنم

شبیه موی تو شب های سرد طولانی ست
به انتها نرسد هر چقدر شانه کنم


#محمد_شیخی
@shear
@shear

اول صبح لبت هست؛ عسل یعنی چه؟
تنِ من پیشِ تو فهمید بغل یعنی چه!

از دلِ گنبد تو بانگ اذان می آید
تو بگو حی علی خیر عمل یعنی چه؟

می گدازی و تنت بر بدنم می بارد
علتِ زلزله هایی و گسل یعنی چه؟

می دهی بوسه پس از بوسه پس از بوسه چه خوب
به من آموخته ای رد و بدل یعنی چه

وقتی از گرمیِ آغوشِ تو برمی خیزم
تازه می فهمم که روز ازل یعنی چه

من و تو دست و ترنجیم که تعبیر کنیم
معنی هر غزل از شیخ اجل یعنی چه

شعرها رو به افولند و درون مایه ی تو
پاک و بی حاشیه فهماند غزل یعنی چه!


#آرش_دارایی
@shear
🍁@shear

چشمانِ تو شعری است که صدقافیه دارد
امّا چه کنم؟با دلِ من زاویه دارد

این آبیِ بی واهمه، این شهرِستاره
چون علمِ نجوم است که صد فرضیه دارد

چشمانِ تو چون معدنی از نور وبلور است
البتّه غنی سازیِ آن حاشیه دارد

این سفره ی رنگینِ قلمکار، کجایی است؟
کز فلفل و نعنا و نمک، ادویه دارد!

این باغِ پُراز برکت و این جنگلِ مخمل
بارانِ شکوفه است که هرثانیه دارد

این دُرّ ِ یتیمی ست که دلخواهِ جهانی است
هرعاشقِ دلخسته ازآن سهمیه دارد

این قدر مرا از درِ خود بازنگردان،
هر قطره ازاشکِ منِ عاشق، دیه دارد

من گریه کُنان قصدِ تقرّب به تو دارم
هرکس به تو نزدیک شود آتیه دارد...!


#یدالله_گودرزی
@shear
🎗@shear

مثل یک چهره ی غمگین وسط جمعی شاد
یا که یک خانه ویران ته شهری آباد

بی تو ناجور ترین وصله ی دنیا هستم
آدمی خسته که از چشم خودش هم افتاد

به چه تشبیه کنم این همه تنهایی را
فکر کن دست کسی یخ بزند در مرداد

خواب آشفته ببینی نتوانی بپری
زندگی بعد تو یعنی خفه گی با فریاد


فرض کن صید شوی؛ بال و پرت را ببُرند
بعد در گوش تو آهسته بگویند آزاد

درد دارد نتوانی ببری از خاطر
چشم هایی که تو را برده زمانی از یاد

خسته ام خسته از این "سخت" دوام آوردن
مثل جان کندن یک شعله ی کوچک در باد

لبه ی پنجره و ترس پریدن ،ای کاش
یک نفر روح پریشان مرا هل میداد...


#سجاد_صفری_اعظم
@shear
🌿@shear

احساس مرا کم بکنی ، وای به حالت
مو یکسره در هم بکنی ، وای به حالت

آشفتگی ِ موی تو محراب نگاهم
یک لحظه منظم بکنی ، وای به حالت

در کوچه ی چشمان تو مشغول قیامم
با سجده مرا خم بکنی ، وای به حالت

یک قافله احساس خدایی به تو دارد
فتوای جهنم بکنی ، وای به حالت

چشمان سیاه حجر الاسودی ات را
هی عرضه به عالم بکنی ، وای به حالت

بی جنبه ترین آدم این قافله هستم
با وسوسه نازم بکنی ، وای به حالت

هر کس که از این کوچه ی دیوانه بیاید
با پنجره محرم بکنی ، وای به حالت

کی گفته که محتاج کمی قافیه هستم
این قافیه را « غم » بکنی ، وای به حالت

اطراف دلم حس جدیدی به تو دارم
احساس مرا کم بکنی ، وای به حالت


#سعید_حاجتمند
@shear
.

آنی که ز صبح خنده بر لب دارد
بر قلب کسان بذر محبت  کارد

هر روز بخند و شادمان باش ای دوست
بگذار جهان بر تو محبت آرد


#مولوی


درود و صبحتان شاد و دل انگیز
@shear
🌾

از عشق پشیمانم از این بندِ اسارت
یک بار غلط کردم و صد بار ملامت

در آینه خود دیدم و یک قابِ شکسته
دلگیرم از آیینه از اینقدر شباهت

رفتی تو و با شعر و غزل قبرِ خودم را
می‌کندم و می‌گفتم عزیزم به سلامت

در شهر تو نارنج بدستان چه زیادند
دل خسته‌ام ای یوسف از این دردِ حسادت

این خواب چه دانم که به صبحم برساند
ترسم که بخوابم برسم تا به قیامت


#رضا_وطن_دوست
@shear
🌾

هرچند که اندام تو برف سبلان است
از گرمی اهوازِ لبت بوسه پزان است

یک شهر در این عرضه تقاضای تو دارد
تقصیر لبت نیست اگر بوسه گران است

بازار طلا نیست اگر موی طلاییت
با هر وزش باد چرا در نوسان است؟

سر ریز شدم از یقه پیرهن از بس
در عشق تو سیال تنم در فوران است

تا بره چشمان ترا گرگ ندزدد
در مرتع گیسوت،دلم چشم چران است

هر بار که تبخیر شد از ذهن خیالت
آن سوی دگر خاطره ات در میعان است

رویای من این بود که همراه تو باشم
افسوس که در دست تو دست چمدان است

باران تنت کاش بر این خانه ببارد
هر چند که بخت بد من ، قطره چکان است!


#مجید_آژ
@shear
🌾

در غلغله‌ی جمعی و تنها شده‌ای باز
آنقدر که‌در پیرهنت نیز غریبی


#فاضل_نظری
@shear
یڪ یاحسین روز مرا بیمه مـــــــے ڪند


صبح سٺ السلام علــے ...جان ِفاطمه..
#ریحانه_اربی


#الـسلام‌علیڪ‌یااباعبدالله‌

#سلام_صبحتون_بخیر☺️✌️
🌾@shear

مرا جا می گذاری می روی دلدار یعنی این
کماکان عاشقت می مانم و ناچار یعنی این

شبیه کندن زخمی که دائم تازه می ماند
مرورت می کنم جان می کنم، بیمار یعنی این

برای دیدنت این روزها معطل نمی مانم
تو‌ هر شب در خیالم حاضری دیدار یعنی این

خجالت می کشم بعد از تو حتی از نفسهایم 
تو رفتی همچنان من زنده ام ، دشوار یعنی این

خیالت امد و باران به چشمم هدیه داد امشب
چه جانانه شبم را ساختی معمار یعنی این

همه گفتند باور کن که مدتهاست او رفته
نمی بینند دائم با منی انکار یعنی این

تو را در آرزوی دیگران دیدن عذابم بود
و بعد از این کنار دیگری...
آوار یعنی این


#علی_صفری
@shear
🏴@shear

اربعین می‌آید و در کنج زندان مانده‌ام
یوسفم در مصر و من در شهر کنعان مانده‌ام

دیده‌ام یک عدّه را که بار چندم راهی‌اند
من ولی در آرزوی مرز مهران مانده‌ام

آن‌ زمانی که مسیحی هم شده زائر، چرا
من که عنوانم شده بچّه مسلمان مانده‌ام

عده‌ای را بی گذرنامه گذر دادی به قربانگاه عشق
پس چرا ما را نبردی، من که حیران مانده‌ام

من شنیدم که تو کشتی نجاتی پس چرا
من کماکان در میان موج و طوفان مانده‌ام

کربلا مال همان‌هایی که از ما بهترند
من هنوز در حسرت شهر خراسان مانده‌ام

@shear
#امیر_امیری
‏اللهم الرزقنا زيارت الحسين(ع)🦋
🌾@shear

چو نامت قبله احساس در شهر بنارَس شد
خیالم آمد و در حوزه ی عشقت مُلبس شد

نگاهت کردم و از شدت بیتابیِ چشمم
برایت حدّ خاطرخواهیِ قلبم مشخص شد

هوای روی تو پیچید در دنیایِ معماری
شکوهت گنبد و محراب، لبخندت مُقرنَس شد

طلب کردم تو را در چله ای صدبار. بعد از آن
غم عشقت رفیق دایم این جانِ بی کس شد

برای وصف خوبی های تو روزی غزل گفتم
تمام بیت هایش، بیت نه! | بیت المُقدس| شد


#جواد_مزنگی
@shear
🌾

بس که آمیخته شد با غم عشقت جانم
بوی گیسوی تو را می‌دهد انگشتانم

مردم از عشق میان من و تو باخبرند
بی‌دلیل از نظر خلق مکن پنهانم

ای گل سرخ که بر گریه‌ی من می‌خندی
منم آن ابر که می‌گریم و می‌خندانم

نتوانست دل سنگ تو را نرم کند
ناله‌ی بی‌اثر و گریه‌ی بی‌پایانم

چشم بردار از آن ساعت و بی‌تاب مباش
باز هم وقت جدایی‌ست! خودم می‌دانم


#احسان_انصاری
@shear