شعر و غزل
2.1K subscribers
704 photos
12 videos
2 files
75 links
برای ارتباط با مدیر کانال ب آیدی زیر مراجعه کنید
.
.
.
.
.
.
.
.





ایدی ادمین👇.

@Aminoptical1923
Download Telegram
#شعر_تعلیمی
#غزل

🔹غافل شدیم...🔹

ما ز سیر و دور گردون از خدا غافل شدیم
ما ز آب، از گردش این آسیا غافل شدیم...

لب به حرف توبه نگشودیم با موی سفید
در چنین صبحی ز غفلت از دعا غافل شدیم

یاد شنبه، تلخ دارد جمعۀ اطفال را
ما چرا زَاندیشۀ روز جزا غافل شدیم؟

گر چه پیری قامت ما را به صیقل ساخت خم
با چنین روشن‌گری ما از جلا غافل شدیم

عمر چون سیل بهاران رفت با چندین خروش
ما ز خواب‌آلودگی‌ها زین صدا غافل شدیم

#صائب_تبریزی
@shear
‌‌
من به بعضی چهره‌ها چون زود عادت می‌کنم
پیش‌شان سر بر نمی‌آرم، رعایت می‌کنم

هم‌چنان‌که برگ خشکیده نماند بر درخت
مایه‌ی رنج تو باشم رفع زحمت می‌کنم

این دهان باز و چشم بی‌تحرک را ببخش
آن‌قدر جذابیت داری که حیرت می‌کنم

کم اگر با دوستانم می‌نشینم جرم توست
هر کسی را دوست دارم در تو رؤیت می‌کنم

فکر کردی چیست موزون می‌کند شعر مرا؟
در قدم برداشتن‌های تو دقت می‌کنم

یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می‌روم
لذتش را با تمام شهر قسمت می‌کنم

ترک افیونی شبیه تو اگرچه مشکل است
روی دوش دیگران یک روز ترکت می‌کنم

توی دنیا هم نشد برزخ که پیدا کردمت
می‌نشینم تا قیامت با تو صحبت می‌کنم
‌‌‌
#کاظم_بهمنی
@shear🍂
🌾

بیزارم از این درس های مبهمِ زوری
از جزوه‌ها و تِستهای سخت مجبوری

بنده حواسم پرتِ چشمانِ سیاهِ اوست...
یک عاشق دیوانه ام از نوعِ کنکوری!


#طاهره_اباذری_هریس
@shear
☃️@shear

روز اول بی‌هوا قلب مرا دزدید و رفت
روز دوم آمد و اسم مرا پرسید و رفت

روز سوم آخ! خالی هم کنار لب گذاشت
دانه‌ی دیوانگی را در دلم پاشید و رفت

روز چارم دانه‌اش گل داد و او با زیرکی
آن غزل را از لبم نه از نگاهم چید و رفت

با لباس قهوه‌ای آن روز فالم را گرفت
خویش را در چشم‌های بی‌قرارم دید و رفت

فیل را هم این بلا از پا می‌اندازد خدا !
هی لب فنجان خود را پیش من بوسید و رفت

او که طرز خنده‌اش خانه خرابم کرده بود
با تبسم حال اهل خانه را پرسید و رفت

تا بچرخانم دلش را نذرها کردم ولی
جای دل، از بخت بد، دلبر خودش چرخید و رفت

زیر باران راه رفتن، گفت می‌چسبد چقدر!
با همین حالش به من حال دعا بخشید و رفت

استجابت شد چه بارانی گرفت آن‌شب ولی
بی‌ من او بارانیش را پا شد و پوشید و رفت

روز آخر بی‌دعا بی‌ابر هم باران گرفت
دید اشکم را نمی‌دانم چرا خندید و رفت


#قاسم_صرافان
@shear
@shear

صبح و طلوع شعر و غزل، ناشتای تو
یعنی سلام، زنده شدم با دعای تو

یعنی دوباره با تو من از خواب میپرم
با موج‌ های ملتهب خنده‌ های تو

حس میکنم ‌کنم که جنبش رگ ‌ها و قلب من
تنظیم میشوند به آهنگ پای تو

یعنی که رگ رگِ تنِ من شوق میشود
یعنی که تنگ میشود این دل برای تو

تازه سلامِ اول این قصه میرسد
پر میشود تمام من از ماجرای تو


#امیر_مرزبان
@shear
طلوع میکند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلک دلم می پرد نشانه ی چیست؟
شنیده ام که میآید کسی به مهمانی

کسی که سبز تر است از هزار بار بهار
کسی , شگفت کسی آن چنان که میدانی

کسی که نقطه ی آغاز هر چه پرواز است
تویی که در سفر عشق خطّ پایانی

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی

تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد
بیا که میرود این شهر رو به ویرانی

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق
بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی

#قیصر_امین_پور

محیطی آرام برای عاشقی...

💜 @shear
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
وقتی بخواهی بهترین مرد زمین باشی
باید هم این اندازه خوب و دلنشین باشی

باید هم از بوسیدنت بهتر شود حالم
دردم، تو درمان منی، باید همین باشی !

وقتی کنار رخت خوابم قصّه می خوانی
بهتر خودت تعبیر عشقی آتشین باشی

اصلا بیا این قصّه را دیگر تمامش کن
باید خودت در زندگی نقش آفرین باشی

آری بیا شهزاده ی افسانه ی من باش
تو می توانی بهترین مرد زمین باشی !

#مریم_صفری
#شعر_خاص 👇🏻👇🏻👇🏻

💜 @mnvbano
✔️ عاشقانه های من و بانو
شبیه حس رسیدن به نقطه ی جوش است
مرا ببوس که هنگام رفتن از هوش است

تو خیره می شوی و برق می زند چشمم
چو برکه ای که به تصویر ماه منقوش است

بیا و شعله ورم کن که زندگی بی عشق
به پوچیِ زدنِ پُک به پیپِ خاموش است

تو آن دُری که برای همیشه هر صدفی
در آرزوی گرفتن میان آغوش است

به روی هرکس و هرچیز خط زدم ،جز تو
هر آنچه دور و برم هست و نیست مخدوش است

خدا کند که همیشه حواسمان باشد
که عشق بازیِ یادم تو را فراموش است


#جواد_منفرد

عاشقانه های مارو بچشید👇

🏖 @shear
تو را به قلبم قول داده‌ام
بد قولم‌ نکن.!
@shear
زندگی خودتون رو با دیگران مقایسه نکنید.
چون هیچ قیاسی بین ماه و خورشید وجود نداره.
هرکدوم در زمان خودشون می‌درخشند ..
@shear
🎭@shear

سرگرمی تو خط لب و شال و حجاب است
درگیری من با قلم و شعر و کتاب است

ای دلبر عاشق کش داعش صفت من
بر تیر نگاه تو دو خمپاره جواب است

یک شب دو غزل از لب تو بر لبم افتاد
از الکل لبهای تو حالم چه خراب است

عرفان دو چشم تو پر از شرک الهیست
زاهد شده ای کفر به من روبه خطاب است

ای کاش که در مذهب تو معرفت آید
با من به از این باش که این عین ثواب است

هر صبح که چشمم به نگاه تو شود باز
ای وای که این خواب فقط هرم سراب است

هیهات که تسخیر دلت امر محال است
از رفتن تو ثانیه ها حکم عذاب است


#امیرحسین_نوروزی
@shear
@mnvbano
تو زندگیت
مجبور نیستی به هیچکس
راجع به چیزی جواب پس بدی
"به غیر از وجدانت"
اینو هیچوقت یادت نره
😊

@shear
🍁@shear

فرقی نمی کند
اول هفته باشد، وسط هفته یا آخرش
مثلا غروب جمعه باشد
یا صبح شنبه
یا بعد از ظهر سه شنبه!!
در نهایت
برای خوب بودن حالت
باید کسی باشد
که با خنده اش چرخ زندگیت بچرخد
کسی که آنقدر دوستش
داشته باشی
که حضورش، برایت زیبا کند
هر روز هفته را..!


#فرشته_رضایی
هر روز هفتتون پر از عشق
@shear
🍁

اگر از تو
در مورد من پرسیدند،
بگو: اندکی شعر را دوست داشت،
و بسیار مرا....

@shear
🎗@shear

آخر غزلی گفتم و بردم دل او را
مجنون شده ام، آخ! ببین پیچش مو را

از چشم خودش نیز می افتاد یقینا...
می دید اگر ماه شبی آن بَر و رو را

گردیده عیان سِرِّ نهان دلم از بس...
پیش همگان جار زدم راز مگو را

آهو بره ای برده دل از شیرِ غزل هام...
پابند خودش کرده دل عربده جو را

با او دل من عاشق و سرمست ترین است...
پر کرده ز خون جگرم گرچه سبو را

هرچند که بی رحم ترین بود نگاهش...
آخر غزلی گفتم‌ و بردم دل او را!


#طاهره_اباذری_هریس
@shear
کارما میگه:
هیچوقت از یه آدم واسه فراموش کردن یه آدم دیگه استفاده نکن ،
یادت باشه😊

@shear
🌷 حسین جااااانم 🍃

کاســـه ی صبــرم شده لبریز از داغ حرم
داغـــــــدار گنبــــــدم آقا تســـــــلایم بده

من مگر چیز زیادی از تو میخواهم حسین ؟
گوشــــه ای از صحن زیبایت مرا جایم بده

#رضا_قاسمی

سلااااام‌✌️⁩ صبحتون حسینی🥀🖤
@shear
🏴

غمخوارِ کربلا غم عالم نمی‌خورد
دنیایِ بی حسین به دردم نمی‌خورد

هر کس که خورد نان تو جایی نمی‌رود
هر کس که خورد داغِ تو را غم نمی‌خورد

شأنِ دو چشمِ خیسِ عزادار عرشی است
این حرفها به چشمه‌ی زمزم نمی‌خورد

آنکه به زیر سایه‌ی زهرا نشسته است
غمهای روزِ حشر مسلم نمی‌خورد

آنکس که جای بستر بیماری، از غمت
آتش گرفت حسرت عزیزم نمی‌خورد

من با محرم تو نفَس می‌زنم هنوز
هرچند طعنه نوکرتان کم نمی‌خورد

من حتم دارم از نفسِ گرمِ مادرت
این سینه باز داغِ محرم نمی‌خورد


#حسن_لطفی
@shear
طِفلـے اگر بزرگ شود با #ڪریم‌ها
یڪ روز مےشود خودش از ڪریم‌ها

#عبـدللهِ #حسین شدم از قدیم‌ها
دل مےدهند دَسٺِ #عموها یتیم‌ها
#عبدالله_ابن_حسن_ع🌷

🖤 @shear
✔️ عاشقانه های مارو بچشید👆
🍁

کنج لبهایت برای بوسه چیدن عالی است
طعم شیرین لبانت را چشیدن عالی است

لمس چال چانه ات با پشت ناخن گاه گاه
نازکردن بعدازآن نازت کشیدن عالی است

زیرگوشم باز میپیچید صدای مست تو
بازتاب کوک آوایت شنیدن عالی است

از فرازچین و واچین دو تا بازوی تو
نرم نرمک با نوک دندان گــَــزیدن عالی است

عطر گیسوی تو در جان و دلم پیچیده باز
دست در ابریشم مویت کشیدن عالی است

کُـنـج گرم ونرم آغوش تو هرشب تا سحر
گُـر گِـرفتن ، گپ زدن یا آرمیدن عالی است

نیمه شب باچشم خواب آلوده چشمان تورا
بسته درآغوش خود دزدانه دیدن عالی


#امیرحسین_مقدم
@mnvbano
🎗

آبروداری من جز اوج رسوایی نبود!
سهم من از این جماعت غیر تنهایی نبود

بارها برعکس حرف فیلسوفان گفته ام:
حیرت من موضعی از روی دانایی نبود!

لنگ لنگان شهر را ما با عصاهایی سفید -
بارها گشتیم اما هیچ بینایی نبود!

یک نفر در پیش بود و در پی‌اش خلقی روان
عمر ما چیزی به غیر از راهپیمایی نبود

دعوت ما را کسی رد کرد اگر خُسران ندید!
مجلس ما آن قَدَرها هم تماشایی نبود

مطمئن هستم درون سینه‌ی من قلب نیست!
دل اگر در سینه ام می‌بود هر جایی نبود

با خودش - وقتی پرش تاراج شد - طاووس گفت :
پیش چشم هرزه ها جای خودآرایی نبود


#اصغر_عظیمی_مهر
@shear