Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
☃️
درختان را هنوز ای برف ! شوق برگ و باری هست
زمستان گرچه طولانی ست،آخر نوبهاری هست
مرا درقلب خود کُشتی و از دنیای خود راندی
گمان میکردم ای بیرحم بین ما قراری هست
تمنای وفاداری مرا هرگز نبود از تو
ولی ای بی وفا از بی وفا هم انتظاری هست
چو در قلب تو می تازند بعد از من رقیبانم
به یاد آور که در صحرای آغوشت مزاری هست
اگر یک عمر هم در بستر آرامشت باشی
بدان ای رود! در پایان راهت آبشاری هست
#فاضل_نظری
@mnvbano
درختان را هنوز ای برف ! شوق برگ و باری هست
زمستان گرچه طولانی ست،آخر نوبهاری هست
مرا درقلب خود کُشتی و از دنیای خود راندی
گمان میکردم ای بیرحم بین ما قراری هست
تمنای وفاداری مرا هرگز نبود از تو
ولی ای بی وفا از بی وفا هم انتظاری هست
چو در قلب تو می تازند بعد از من رقیبانم
به یاد آور که در صحرای آغوشت مزاری هست
اگر یک عمر هم در بستر آرامشت باشی
بدان ای رود! در پایان راهت آبشاری هست
#فاضل_نظری
@mnvbano
☃️
باید به تو تقدیم کنم جان و تنم را
تا بلکه در آغوشِ تو یابم وطنم را
چشمانِ دل افروزِ تو مانند به دریاست
خاموش مکن شوقِ به دریا زدنم را
چشمانِ تو باعث شده تا در شبِ گیسوت
هی "گم نکنم گم نکنم" خویشتنم را
هی ناز نکن امشبُ وا کن بغلت را
یک گوشه ی دنجی بِنِشین و بِنِگر آمدنم را
سرخیِ لبانِ تو شبیه است به انگور
سرمست کن از بوسه ی گرمی بدنم را
آنقدر بچسبان به تنت جان و تنم را
"تا پر کنم از عطرِ تنت پیرهنم را"
گیسو و لبت شعر و سراسر همه شعری
خوب حق بده پس علتِ شاعر شدنم را
#مسعود_اردلان
@shear
@mnvbano
باید به تو تقدیم کنم جان و تنم را
تا بلکه در آغوشِ تو یابم وطنم را
چشمانِ دل افروزِ تو مانند به دریاست
خاموش مکن شوقِ به دریا زدنم را
چشمانِ تو باعث شده تا در شبِ گیسوت
هی "گم نکنم گم نکنم" خویشتنم را
هی ناز نکن امشبُ وا کن بغلت را
یک گوشه ی دنجی بِنِشین و بِنِگر آمدنم را
سرخیِ لبانِ تو شبیه است به انگور
سرمست کن از بوسه ی گرمی بدنم را
آنقدر بچسبان به تنت جان و تنم را
"تا پر کنم از عطرِ تنت پیرهنم را"
گیسو و لبت شعر و سراسر همه شعری
خوب حق بده پس علتِ شاعر شدنم را
#مسعود_اردلان
@shear
@mnvbano
☃️
می زنم دل را به دریا.... نه! بیابان بهتر است
نیمه شب ها پرسه در بهت خیابان بهتر است
مثل چوپانی که از عالم فراری میشود
زندگی کردن میان گوسفندان بهتر است
شانه گرمی نباشد تا که همراهت شود
گریه های بی کسی در زیر باران بهتر است
بر دهان حرفهایت مهر باطل می زنند
گفتگو با میله های سرد زندان بهتر است
زندگی درد است دارویش فقط لبهای توست
پیش گیری کردن از هرگونه درمان بهتر است
بوسه هایی که من از روی لبانت چیده ام
مزه اش از میوه ی شیرین لبنان بهتر است
#محمد_شیرازی
@mnvbano
می زنم دل را به دریا.... نه! بیابان بهتر است
نیمه شب ها پرسه در بهت خیابان بهتر است
مثل چوپانی که از عالم فراری میشود
زندگی کردن میان گوسفندان بهتر است
شانه گرمی نباشد تا که همراهت شود
گریه های بی کسی در زیر باران بهتر است
بر دهان حرفهایت مهر باطل می زنند
گفتگو با میله های سرد زندان بهتر است
زندگی درد است دارویش فقط لبهای توست
پیش گیری کردن از هرگونه درمان بهتر است
بوسه هایی که من از روی لبانت چیده ام
مزه اش از میوه ی شیرین لبنان بهتر است
#محمد_شیرازی
@mnvbano
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
🎗
بجز حسین مرا ملجا و پناهی نیست
در این عقیده یقین دارم اشتباهی نیست
ره نجات حسین است و دوستی حسین
بسوی حق بجز این طریق راهی نیست
#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله🦋
@mnvbano
بجز حسین مرا ملجا و پناهی نیست
در این عقیده یقین دارم اشتباهی نیست
ره نجات حسین است و دوستی حسین
بسوی حق بجز این طریق راهی نیست
#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله🦋
@mnvbano
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
☃️
مرددست، که از استخاره می خواهد
همان که قلب مرا تکه پاره می خواهد
جواب هرچه که باشد، گذر نکن از من
ستم مکن به کسی کز تو چاره می خواهد
چه آرزوی عجیبی ست در دل مرداب
که از تو ماه، فقط یک نظاره می خواهد
به رغم سنگدلی ات، چو ابر می گریم
شبیه یک طفل، که یک گهواره می خواهد
نشد که بگذرم از تو، بخواه برگردم
منم همان که فقط یک اشاره می خواهد
#جلال_جاوند
@mnvbano
مرددست، که از استخاره می خواهد
همان که قلب مرا تکه پاره می خواهد
جواب هرچه که باشد، گذر نکن از من
ستم مکن به کسی کز تو چاره می خواهد
چه آرزوی عجیبی ست در دل مرداب
که از تو ماه، فقط یک نظاره می خواهد
به رغم سنگدلی ات، چو ابر می گریم
شبیه یک طفل، که یک گهواره می خواهد
نشد که بگذرم از تو، بخواه برگردم
منم همان که فقط یک اشاره می خواهد
#جلال_جاوند
@mnvbano
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
☃️
آیه ی عشق است با خط معلّا چشم تو
کرده سِر الله را در بوق ِکرنا چشم تو
تا پرندِ پلک هات از خواب دامن می کِشند
شیخ می گوید : سلامٌ هِیَّ حتّی چشم تو
پشتِ پلکِ آهوان و زیرِ ابروهای تو
گرچه نام هر دوشان چشم است- اما چشم تو
هم برای رستگاری روشنِ چشمت بس است
هم برای کافری کافیست ما را چشـم تو
تیر و تارا ، اشکبارا ، چشمه سارا -چشم من-
غم گُسارا ، عاشِقا ، قدیسه وارا -چشم تو-
نیست از این متنی سنگین و طاقت سوز تر :
"دیدن آیاتِ قرآنِ خدا با چشــم تو"
هیچ کس چون رهگذر مردِ چنین جنگی نبـود
لا فَتی اِلا خودم لا سَیف اِلا چشم تو
#مهاد_میلاد
@mnvbano
آیه ی عشق است با خط معلّا چشم تو
کرده سِر الله را در بوق ِکرنا چشم تو
تا پرندِ پلک هات از خواب دامن می کِشند
شیخ می گوید : سلامٌ هِیَّ حتّی چشم تو
پشتِ پلکِ آهوان و زیرِ ابروهای تو
گرچه نام هر دوشان چشم است- اما چشم تو
هم برای رستگاری روشنِ چشمت بس است
هم برای کافری کافیست ما را چشـم تو
تیر و تارا ، اشکبارا ، چشمه سارا -چشم من-
غم گُسارا ، عاشِقا ، قدیسه وارا -چشم تو-
نیست از این متنی سنگین و طاقت سوز تر :
"دیدن آیاتِ قرآنِ خدا با چشــم تو"
هیچ کس چون رهگذر مردِ چنین جنگی نبـود
لا فَتی اِلا خودم لا سَیف اِلا چشم تو
#مهاد_میلاد
@mnvbano
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
☃️
روزهایِ آخر اسفند، حالِ عجیبی دارد...
خیابان ها بویِ عید میدهند و آدمها مهربان ترند...
همه جا پر است از بویِ عشق و بوی نابِ زندگی...
اسفند مثلِ پنج شنبه میمانَد؛
یک خوشیِ زودگذر، اما دلچسب!
یک انتظارِ کوتاه، ولی دلپذیر!
عید هم از راه میرسد،
و به فاصله ی پلک زدنی تمام میشود...
اما خاطراتِ اینِ اسفندهایِ عاشق؛
هرگز از یادها نخواهد رفت...
همیشه انتظارِ اتفاقاتِ خوب،
از خودِ آن اتفاقات دلنشین ترند...
و اسفند؛
بهترین انتظار،
برایِ بهترین اتفاق است...
من این انتظار را،
من این اشتیاق را،
کودکانه دوست دارم...
کاش این ماهِ بینظیر و خاطره انگیز؛
تا آخرِ عمرمان کِش می آمد...
#نرگس_صرافیان_طوفان
@mnvbano
روزهایِ آخر اسفند، حالِ عجیبی دارد...
خیابان ها بویِ عید میدهند و آدمها مهربان ترند...
همه جا پر است از بویِ عشق و بوی نابِ زندگی...
اسفند مثلِ پنج شنبه میمانَد؛
یک خوشیِ زودگذر، اما دلچسب!
یک انتظارِ کوتاه، ولی دلپذیر!
عید هم از راه میرسد،
و به فاصله ی پلک زدنی تمام میشود...
اما خاطراتِ اینِ اسفندهایِ عاشق؛
هرگز از یادها نخواهد رفت...
همیشه انتظارِ اتفاقاتِ خوب،
از خودِ آن اتفاقات دلنشین ترند...
و اسفند؛
بهترین انتظار،
برایِ بهترین اتفاق است...
من این انتظار را،
من این اشتیاق را،
کودکانه دوست دارم...
کاش این ماهِ بینظیر و خاطره انگیز؛
تا آخرِ عمرمان کِش می آمد...
#نرگس_صرافیان_طوفان
@mnvbano
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
🎈
بوی بهار میشنوم از صدای تو
فصل عاشقی من از ماجرای تو
میرسد از راه نم باران و بوی گل
تو در هوای من و من در هوای تو
زمین شده مدهوش از کرشمه ی بهار
امتداد حضور دلم در ماورای تو
پریدن از روی هیمه ی آتش عشق
سرخی ات ز من و زردی من از برای تو
هفت سین دلم را برای چشمانت
میچینم و سرشارم از ناز نگاه تو
ساعت و زمان را میکشم به جلو
تا کمی زودتر برسم به وصال تو
شوق لحظه ی تحویل سال و دلم
بی تاب از رسیدن و حول حالنای تو
ندایی به درون ذهن و دل می گوید
که بهار ، شروع سال من است و سال تو
#علی_گلپایگانی
@mnvbano
بوی بهار میشنوم از صدای تو
فصل عاشقی من از ماجرای تو
میرسد از راه نم باران و بوی گل
تو در هوای من و من در هوای تو
زمین شده مدهوش از کرشمه ی بهار
امتداد حضور دلم در ماورای تو
پریدن از روی هیمه ی آتش عشق
سرخی ات ز من و زردی من از برای تو
هفت سین دلم را برای چشمانت
میچینم و سرشارم از ناز نگاه تو
ساعت و زمان را میکشم به جلو
تا کمی زودتر برسم به وصال تو
شوق لحظه ی تحویل سال و دلم
بی تاب از رسیدن و حول حالنای تو
ندایی به درون ذهن و دل می گوید
که بهار ، شروع سال من است و سال تو
#علی_گلپایگانی
@mnvbano
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
ای بوسه ات شراب و ، از هر شراب خوش تر
ساقی اگر تو باشی ، حالم خراب خوش تر
بی تو چه زندگانی ؟ گر خود همه جوانی
ای با تو پیر گشتن ، از هر شباب خوش تر
جز طرح چشم مستت ، بر صفحه ی امیدم
خطی اگر کشیدم ، نقش بر آب خوش تر
خورشید گو نخندد ، صبحی تتق نبندد
ای برق خنده هایت ، از آفتاب خوش تر
هر فصل از آن جهانی است ، هر برگ داستانی
ای دفتر تن تو ، از هر کتاب خوش تر
چون پرسم از پناهی ، پشتی و تکیه گاهی
آغوش مهربانت ، از هر جواب خوش تر
خامش نشسته شعرم ، در پیش دیدگانت
ای شیوه ی نگاهت ، از شعر ناب خوش تر
#حسین_منزوی
@mnvbano
ساقی اگر تو باشی ، حالم خراب خوش تر
بی تو چه زندگانی ؟ گر خود همه جوانی
ای با تو پیر گشتن ، از هر شباب خوش تر
جز طرح چشم مستت ، بر صفحه ی امیدم
خطی اگر کشیدم ، نقش بر آب خوش تر
خورشید گو نخندد ، صبحی تتق نبندد
ای برق خنده هایت ، از آفتاب خوش تر
هر فصل از آن جهانی است ، هر برگ داستانی
ای دفتر تن تو ، از هر کتاب خوش تر
چون پرسم از پناهی ، پشتی و تکیه گاهی
آغوش مهربانت ، از هر جواب خوش تر
خامش نشسته شعرم ، در پیش دیدگانت
ای شیوه ی نگاهت ، از شعر ناب خوش تر
#حسین_منزوی
@mnvbano
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
🌿
جمعه ها در پس دیوار دلم می گیرد
میروم کافه و بسیار دلم می گیرد
بعد هر قهوهٔ اسپرسو که شیرین خوردم
می کشم مثل تو سیگار دلم می گیرد
ناگهان بین رفیقان که خوشم با یادت
مثل یک آدم بیمار دلم می گیرد
میزنم سمت خیابان ولی عصر، غروب
یاد آن خاطره هر بار دلم می گیرد
و تو گفتی که به من دل نسپر رفتنیم
گفتمت دست نگه دار دلم می گیرد
عاشقم کردی و گفتی که دل از من برکن
من از این قصهٔ بودار دلم می گیرد
چند سال است گذشته است و هنوزم که هنوز
قدر یک کافه و دیدار دلم می گیرد...
#اصغرخان_محمدی
@mnvbano
جمعه ها در پس دیوار دلم می گیرد
میروم کافه و بسیار دلم می گیرد
بعد هر قهوهٔ اسپرسو که شیرین خوردم
می کشم مثل تو سیگار دلم می گیرد
ناگهان بین رفیقان که خوشم با یادت
مثل یک آدم بیمار دلم می گیرد
میزنم سمت خیابان ولی عصر، غروب
یاد آن خاطره هر بار دلم می گیرد
و تو گفتی که به من دل نسپر رفتنیم
گفتمت دست نگه دار دلم می گیرد
عاشقم کردی و گفتی که دل از من برکن
من از این قصهٔ بودار دلم می گیرد
چند سال است گذشته است و هنوزم که هنوز
قدر یک کافه و دیدار دلم می گیرد...
#اصغرخان_محمدی
@mnvbano
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
خانه ی دل را مرمت کن که باز
حضرت نوروز با ناز آمده
غنچه غنچه با غزل های ترش
سوی ایوان دلت باز آمده
#بهرامی_علی
سال نو پیشاپیش مبارک باد
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@mnvbano
حضرت نوروز با ناز آمده
غنچه غنچه با غزل های ترش
سوی ایوان دلت باز آمده
#بهرامی_علی
سال نو پیشاپیش مبارک باد
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@mnvbano
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
☃️
مرگ آن است که عشق تو توهّم گردد
آنکه میخواست تو را، قسمت مردم گردد
یا که با سادگی عاشق شوی و چندی بعد
دل تو متّهمِ سوءِ تفاهم گردد
پیش آدم خبر از میوهی ممنوعه نبود
حیفِ عشق است که تعبیر به گندم گردد
اشکم افتاد به خاک و به خدا دیدن داشت
چه کسی دیده وضویی که تیمّم گردد؟
مثل یک برکهی بیماه فقط میخواهم
آنچنان غرق تو باشم که دلم گم گردد
باز هم حرفِ دلم را که نگفتم ... ! گفتم؟
عشق بهتر که همینگونه ترنّم گردد
#سید_مهدی_طباطبایی_یاسین
@mnvbano
مرگ آن است که عشق تو توهّم گردد
آنکه میخواست تو را، قسمت مردم گردد
یا که با سادگی عاشق شوی و چندی بعد
دل تو متّهمِ سوءِ تفاهم گردد
پیش آدم خبر از میوهی ممنوعه نبود
حیفِ عشق است که تعبیر به گندم گردد
اشکم افتاد به خاک و به خدا دیدن داشت
چه کسی دیده وضویی که تیمّم گردد؟
مثل یک برکهی بیماه فقط میخواهم
آنچنان غرق تو باشم که دلم گم گردد
باز هم حرفِ دلم را که نگفتم ... ! گفتم؟
عشق بهتر که همینگونه ترنّم گردد
#سید_مهدی_طباطبایی_یاسین
@mnvbano
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
پیش پایت دل من پاک خیالاتی شد
عشق با مشتی از اوهام قر و قاطی شد
باز پای غزل از حد گلیمش رد شد
شعر درگیر نمودار محالاتی شد
یوسف این بار از اغوش ذلیخا نگذشت
سمت بت سجده کنان رفت و خرافاتی شد
قید جوی عسل و شیر و شرابش را زد
شیخ عمامه اش انداخت، کراواتی شد
سجده کفر به پای بشر آورد ابليس
که این جنایات که کردید مکافاتی شد
بوی افسوس ز هر بیت غزل می آید
شعر آبستن تکرار سؤالاتی شد
#امیرمختار_طاهری
@mnvbano
عشق با مشتی از اوهام قر و قاطی شد
باز پای غزل از حد گلیمش رد شد
شعر درگیر نمودار محالاتی شد
یوسف این بار از اغوش ذلیخا نگذشت
سمت بت سجده کنان رفت و خرافاتی شد
قید جوی عسل و شیر و شرابش را زد
شیخ عمامه اش انداخت، کراواتی شد
سجده کفر به پای بشر آورد ابليس
که این جنایات که کردید مکافاتی شد
بوی افسوس ز هر بیت غزل می آید
شعر آبستن تکرار سؤالاتی شد
#امیرمختار_طاهری
@mnvbano
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)
🍀
بوسید سرم را که بگوید نگران بود
دنبال کسی بود که خود غافل از آن بود
دل بود و گرفتار وفایی که به سر نیست
من بودم و یاری که دلش با دگران بود
هرشب جگرم سوخت از این عشق خیالی
این سیل جگرسوز که از دیده روان بود
من ساکن کوی توام و از تو چه دورم !
میسوزم از این عشق که در برزخ جان بود
هرچند بگویم که تو را دوست ندارم
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان بود
#نرگس_بهارلویی
@mnvbano
بوسید سرم را که بگوید نگران بود
دنبال کسی بود که خود غافل از آن بود
دل بود و گرفتار وفایی که به سر نیست
من بودم و یاری که دلش با دگران بود
هرشب جگرم سوخت از این عشق خیالی
این سیل جگرسوز که از دیده روان بود
من ساکن کوی توام و از تو چه دورم !
میسوزم از این عشق که در برزخ جان بود
هرچند بگویم که تو را دوست ندارم
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان بود
#نرگس_بهارلویی
@mnvbano
Forwarded from عاشقانه هاي🍂من و بانو🍂 (Amin optic)